←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{نبوت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امام حسین | عنوان مدخل = سنت امام حسین | مداخل مرتبط = سنت امام حسین در حدیث - سنت امام حسین در معارف و سیره حسینی | پرسش مرتبط = }} ==سنت امام حسین{{ع}} راهی به سنت نبوی== این مطلب را با ذکر مقدماتی بیان خواهی...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
==نتیجه== | ==نتیجه== | ||
[[پیامبر]]{{صل}} در عین اینکه [[رهبری سیاسی]] [[جامعه]] را بر عهده داشت پاسخگوی نیازهای جامعه در زمینه [[اعتقادات]] و [[فقه]] و مسائل [[اخلاقی]] بود و به [[یقین]] میدانست که احتیاج مسلمانان به این امور دائمی و همیشگی خواهد بود؛ لذا به طور قطع مسلمانان نیازمند مرجعی مورد [[اطمینان]] هستند تا بتواند جوابگوی آنان در ابعاد مختلف [[دینی]] باشد و آنان را به [[حق]] رهنمون شود و لذا از ابتدا به [[فکر]] چارهای برآمد تا این خلأ را، با پرورش افرادی که برای این امر مهم قابلیت دارند، برای بعد از خود پر کند. با مراجعه به [[تاریخ]] و [[حدیث]] پی خواهیم برد که آنان غیر از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} و یازده [[امام]] از [[ذریه]] او و از آن جمله [[امام حسین]]{{ع}} نبودهاند.<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[دانشنامه علمی کلمات امام حسین ج۱ (کتاب)|دانشنامه علمی کلمات امام حسین]]، ج۱، ص ۲۴۴.</ref> | [[پیامبر]]{{صل}} در عین اینکه [[رهبری سیاسی]] [[جامعه]] را بر عهده داشت پاسخگوی نیازهای جامعه در زمینه [[اعتقادات]] و [[فقه]] و مسائل [[اخلاقی]] بود و به [[یقین]] میدانست که احتیاج مسلمانان به این امور دائمی و همیشگی خواهد بود؛ لذا به طور قطع مسلمانان نیازمند مرجعی مورد [[اطمینان]] هستند تا بتواند جوابگوی آنان در ابعاد مختلف [[دینی]] باشد و آنان را به [[حق]] رهنمون شود و لذا از ابتدا به [[فکر]] چارهای برآمد تا این خلأ را، با پرورش افرادی که برای این امر مهم قابلیت دارند، برای بعد از خود پر کند. با مراجعه به [[تاریخ]] و [[حدیث]] پی خواهیم برد که آنان غیر از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} و یازده [[امام]] از [[ذریه]] او و از آن جمله [[امام حسین]]{{ع}} نبودهاند.<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[دانشنامه علمی کلمات امام حسین ج۱ (کتاب)|دانشنامه علمی کلمات امام حسین]]، ج۱، ص ۲۴۴.</ref> | ||
==[[ضرورت حفظ سنت]] توسط [[معصوم]]== | |||
این مطلب را نیز با ذکر مقدماتی بیان خواهیم کرد: | |||
===مقدمه اول: [[ضرورت]] [[ارتباط با خداوند]]=== | |||
[[انسان]] عصاره [[خلقت]] است و کمال او در رسیدن به [[لقای الهی]] است که از طریق عمل به [[شریعت]] همراه با توجه به [[باطن]] آن میتواند به این مقصد [[اعلی]] برسد. | |||
===مقدمه دوم: [[حقیقت]] بعد [[تشریع]]=== | |||
شاید عدهای [[گمان]] کنند که بعد تشریع، همان بیان [[حلال و حرام]] و امور مربوط به جنبه عملی و [[سیر و سلوک]] انسان است. ولی حقیقت این است که بعد تشریع شامل تمام مفاهیمی میشود که مربوط به [[اعتقاد]]، [[اخلاق]] و [[سلوک]] و [[رفتار انسان]] است. [[قرآن]] آشکارا اشاره میکند که [[وظیفه پیامبر]]{{صل}} شامل تمام زمینهها میشود آنجا که میفرماید: | |||
{{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. | |||
پس وظیفه پیامبر{{صل}} بیان [[آیات قرآن]] است و روشن است که [[معارف قرآن]]، اختصاص به بیان حلال و حرام در ناحیه سلوک و [[رفتار]] ندارد، بلکه بعد عملی تنها بخش کوچکی از [[حقایق]] قرآن را در برمیگیرد و کسی هرگز نمیتواند ادعا کند که در آن ابعاد مختلف به قرآن اکتفا کرده از بیانات [[پیامبر]]{{صل}} [[بینیاز]] است. | |||
===مقدمه سوم: ضرورت [[ارتباط]] با واسطهها=== | |||
روشن است که بین [[غیب]] الغیوب که همان [[ذات مقدس]] [[باری تعالی]] است، با [[عوالم]] پایین به ویژه عالم انسان، ارتباط برقرار است و این ارتباط از طریق رابطی باید باشد که مخلوق [[خداوند]] است و این [[وجوب]] اتصال و عدم [[انقطاع]] بین [[عالم ربوبی]] و [[مخلوقات]]، خصوصاً انسان، عین [[توحید]] است،؛ چراکه توحید انواعی دارد که یکی از آنها [[توحید افعالی]] است و از دیگر اقسام آن [[توحید در تشریع]] و [[قانونگذاری]]، توحید در [[حق]] الطاعة و نیز [[توحید در حاکمیت]] و [[ربوبیت]] است. | |||
[[ارتباط]] [[خداوند]] با [[مخلوقات]] در دو بخش قابل [[تصور]] است: | |||
# خداوند به طور مستقیم و بدون واسطه با هر فرد [[بشر]] ارتباط پیدا کند که این خلاف [[نظام خلقت]] است. | |||
# ارتباط توسط افراد باشد. افراد نیز میتوانند از جنس بشر باشند یا [[ملائکه]] و از آنجا که [[واسطه فیض]] [[تشریع الهی]]، باید از جنس خود بشر باشد تا بتواند [[الگو]] و [[اسوه]] دیگر افراد باشد در نتیجه آن واسطه نمیتواند از جنس ملائکه باشد. | |||
===مقدمه چهارم: [[ضرورت]] [[اوصیا]] بعد از [[انبیا]]=== | |||
چه بسا کسی بپرسد که در ارتباط و اتصال به [[غیب]]، وجود [[نبی]] کافی است و دیگر نیازی به وجود [[امامان]] و اوصیای بعد از او نیست؟ | |||
در جواب میگوییم: از مجموع [[روایات]] استفاده میشود که هر یک از امامان، [[حق تشریع]] دارند. نه این که آورنده اصل شریعتاند، بلکه هدایتهای آنان در [[حکم]] [[متمم]] [[نبوت]] و [[رسالت]] و [[شریعت]] است و [[هدایتها]] - هر نوعی که هست- باید از [[عصمت]] برخوردار باشد؛ زیرا: | |||
از طرفی یکی از امتیازهای اساسی که در قانونگذاریها، خصوصاً در [[ادیان]] [[مشاهده]] میشود، بیان [[قوانین]] به صورت تدریجی است یعنی ابتدا [[قانون]] به صورت قاعده کلی و عام مطرح میشود، آنگاه به قانون متوسط تبدیل میگردد و در مرتبه آخر به قانونهایی که در [[جامعه]] قابل [[اجرا]] است، منتهی میگردد. این نوع [[قانونگذاری]] که در محاکم موجود است، بعینه در ادیان و قانونگذاری [[اسلامی]] که توسط [[اولیای الهی]] است، مشاهده میشود. | |||
از طرفی تنزل قوانین کلی و [[قواعد]] عمومی و تطبیق آنها بر مصادیق، احتیاج به [[مراقبت]] ویژهای دارد تا با یکدیگر خلط نگردد. | |||
وانگهی [[سنت]] جاری در نظام خلقت آن است که [[عمر]] انبیا و [[پیامبران الهی]] محدود و طبیعی باشد و به همین جهت آنان به بیان کلیات و قوانین عمومی اکتفا کرده و تبیین و تطبیق آن را به کسانی واگذار میکنند که همانند خودشان [[معصوم]] بوده و در خط آنها قرار دارند؛ زیرا [[سلامت]] شریعت و [[حفظ]] آن، مقتضی استمرار [[مراقبت]] در آن ابعاد است؛ لذا احتیاج به افرادی است که با حفظ و مراقبت از [[قواعد]] عمومی و [[قوانین]] کلی که [[مصالح]] و [[مفاسد]] [[بشر]] را به خوبی در نظر گرفته است، آنها را به موارد جزئی و فردی و [[اجتماعی]] پیاده کرده و تطبیق نمایند. به ویژه با توجه به این که [[احکام]] و دستورهای [[خداوند]] در تمام زمینهها جریان دارد و میدانیم که بشر عادی نمیتواند عهدهدار [[وظیفه]] [[تشریع]] به معنای ذکر شده و تبیین و تطبیق آن گردد. | |||
===نتیجه=== | |||
بعد از ذکر مقدمات به این نتیجه میرسیم که بعد از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و هر [[پیامبر]] دیگری، احتیاج به افرادی [[معصوم]] است تا بتوانند عهدهدار این وظیفه در سطح گسترده باشند و اینان در [[اسلام]] جز [[اهل بیت]] [[رسول خدا]]{{صل}} از جمله [[امام حسین]]{{ع}} نیستند. | |||
[[محمد بن سنان]] میگوید: [[خدمت]] [[امام جواد]]{{ع}} بودم، سخن از [[اختلاف]] در میان [[شیعه]] به میان آوردم. [[حضرت]]{{ع}} فرمود: ای محمد! خداوند- تبارک و تعالی- دائماً به [[وحدانیت]] خود تنها بود تا این که محمد و علی و [[فاطمه]]{{عم}} را آفرید. آنان هزار دهر مکث نمودند. سپس تمام اشیاء را آفرید و آنان را [[شاهد]] [[خلق]] خود نمود و آنها را [[مأمور]] [[اطاعت]] از این سه نفر کرده و امور خلق را به آنها واگذار کرد. آنها هر چه را بخواهند [[حلال و حرام]] میکنند، ولی هرگز چیزی غیر از آنچه [[خداوند تبارک و تعالی]] میخواهد، [[اراده]] نمیکنند.<ref>{{متن حدیث|كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي{{ع}} فَأَجْرَيْتُ اخْتِلَافَ الشِّيعَةِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَزَلْ مُتَفَرِّداً بِوَحْدَانِيَّتِهِ ثُمَّ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ فَمَكَثُوا أَلْفَ دَهْرٍ ثُمَّ خَلَقَ جَمِيعَ الْأَشْيَاءِ فَأَشْهَدَهُمْ خَلْقَهَا وَ أَجْرَى طَاعَتَهُمْ عَلَيْهَا وَ فَوَّضَ أُمُورَهَا إِلَيْهِمْ فَهُمْ يُحِلُّونَ مَا يَشَاءُونَ وَ يُحَرِّمُونَ مَا يَشَاءُونَ وَ لَنْ يَشَاءُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى}}؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۴۱، حدیث ۵.</ref>. | |||
و از اینجاست که [[حضرت مهدی]]{{ع}} میفرماید: | |||
{{متن حدیث|قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيئَةِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شِئْنَا...}}<ref>محمد بن حسن طوسی، الغیبة، ص۲۴۷.</ref>. | |||
قلبهای ما ظرفهایی برای خواست و [[اراده الهی]] است؛ هر گاه او بخواهد و [[اراده]] کند، ما نیز خواسته و اراده میکنیم.<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[دانشنامه علمی کلمات امام حسین ج۱ (کتاب)|دانشنامه علمی کلمات امام حسین]]، ج۱، ص ۲۴۵-۲۴۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||