پرش به محتوا

بنیامین در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
خط ۲۴: خط ۲۴:
برادران در تلاش برای جلب [[رضایت]] پدر و همراه بردن بنیامین، ابتدا، شرط یوسف {{ع}} مبنی بر آوردن بنیامین به عنوان جواز ورود دوباره به مصر و تهیه آذوقه را یادآوری می‌‌کنند، تا با توجه به [[قحطی]] و [[خشکسالی]] و نیاز شدید [[خانواده]] به آذوقه، رضایت پدر را به دست آورند: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِيهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«پس چون نزد پدرشان بازگشتند گفتند: ای پدر پیمانه را از ما بازداشتند؛ برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه گیری کنیم و ما نگهدار او خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۶۳.</ref> اشاره به اندک بودن آذوقه‌‌ای که گرفته‌‌اند و آوردن یک بارِ اضافی گندم نیز در این زمینه قابل ارزیابی است: {{متن قرآن|وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ}}<ref>«و چون کالای خود را گشودند دریافتند که سرمایه‌شان را به آنان بازگردانده‌اند گفتند: ای پدر! (بیش از این) چه می‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما باز گردانده‌اند و (بگذار برویم) برای خانواده خود غلّه بیاوریم و برادرمان را نگه می‌داریم و یک بار شتر هم می‌افزاییم، این (که آورده‌ایم) پیمانه‌ای اندک است» سوره یوسف، آیه ۶۵.</ref> از ظاهر آیه برمی‌‌آید که در هر بار، بیش از یک بارِ شتر به هر نفر آذوقه نمی‌‌داده‌‌اند.
برادران در تلاش برای جلب [[رضایت]] پدر و همراه بردن بنیامین، ابتدا، شرط یوسف {{ع}} مبنی بر آوردن بنیامین به عنوان جواز ورود دوباره به مصر و تهیه آذوقه را یادآوری می‌‌کنند، تا با توجه به [[قحطی]] و [[خشکسالی]] و نیاز شدید [[خانواده]] به آذوقه، رضایت پدر را به دست آورند: {{متن قرآن|فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِيهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«پس چون نزد پدرشان بازگشتند گفتند: ای پدر پیمانه را از ما بازداشتند؛ برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه گیری کنیم و ما نگهدار او خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۶۳.</ref> اشاره به اندک بودن آذوقه‌‌ای که گرفته‌‌اند و آوردن یک بارِ اضافی گندم نیز در این زمینه قابل ارزیابی است: {{متن قرآن|وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ}}<ref>«و چون کالای خود را گشودند دریافتند که سرمایه‌شان را به آنان بازگردانده‌اند گفتند: ای پدر! (بیش از این) چه می‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما باز گردانده‌اند و (بگذار برویم) برای خانواده خود غلّه بیاوریم و برادرمان را نگه می‌داریم و یک بار شتر هم می‌افزاییم، این (که آورده‌ایم) پیمانه‌ای اندک است» سوره یوسف، آیه ۶۵.</ref> از ظاهر آیه برمی‌‌آید که در هر بار، بیش از یک بارِ شتر به هر نفر آذوقه نمی‌‌داده‌‌اند.


علاقه فراوان [[یعقوب]] به [[بنیامین]] و [[نگرانی]] او نسبت به [[جان]] وی، به ویژه با توجه به سابقه برخورد [[برادران]] با یوسف و نیز احتمال وجود خطر برای او از جانب [[عزیز مصر]] نیز مانع از آن می‌‌شد که [[پدر]] با رفتن وی موافقت کند.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۱۴؛ مجمع‌‌البیان، ج ۵، ص ۳۷۸؛ قس: کتاب مقدس، تکوین ۴۲: ۳۸ ـ ۲۹.</ref> برادران در تلاش برای رفع این نگرانیها از یک سو به بازگرداندن بهای آذوقه اشاره می‌‌کردند که می‌‌تواند نشانه [[لطف]]، [[مهربانی]] و [[خیرخواهی]] عزیز مصر نسبت به آنان باشد <ref> جامع البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۱۴ ـ ۱۵؛ روض الجنان، ج ۱۱، ص ۱۱۲.</ref> و از سوی دیگر بر [[حفظ]] و حراست از بنیامین به ویژه با استفاده از تعبیر محبت‌‌آمیز "[[برادر]]"، تأکید می‌‌کردند: {{متن قرآن|وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ}}<ref>«و چون کالای خود را گشودند دریافتند که سرمایه‌شان را به آنان بازگردانده‌اند گفتند: ای پدر! (بیش از این) چه می‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما باز گردانده‌اند و (بگذار برویم) برای خانواده خود غلّه بیاوریم و برادرمان را نگه می‌داریم و یک بار شتر هم می‌افزاییم، این (که آورده‌ایم) پیمانه‌ای اندک است» سوره یوسف، آیه ۶۵.</ref> و نیز {{متن قرآن|فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِيهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«پس چون نزد پدرشان بازگشتند گفتند: ای پدر پیمانه را از ما بازداشتند؛ برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه گیری کنیم و ما نگهدار او خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۶۳.</ref><ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۱۳.</ref> [[حضرت یعقوب]] {{ع}} در برابر این درخواست به قول پسرانش مبنی بر [[حفاظت]] از جان یوسف و [[اعتماد]] وی به آنان اشاره و با [[یادآوری]] [[سرنوشت]] یوسف، بی‌‌اعتمادی خویش را به آنها ابراز می‌‌کند، آنگاه با [[وصف]] کردن [[خداوند]] به عنوان مهربان‌‌ترین و [[بهترین]] نگهدارنده، این معنا را گوشزد می‌‌کند که اگر قرار باشد روی مهربانی و نگهداری کسی نسبت به بنیامین، تکیه کند، او کسی جز خداوند نیست: {{متن قرآن|قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref>«گفت: آیا شما را بر او جز همان‌گونه امین می‌توانم داشت که پیش از این بر برادرش امین داشته بودم؟ پس خداوند بهترین نگهبان و او بخشاینده‌ترین بخشایندگان است» سوره یوسف، آیه ۶۴.</ref> یعقوب {{ع}} با این سخن، نه همه گفته‌‌های پسرانش بلکه ابراز [[محبت]] [[دروغین]] و نیز توان آنان نسبت به [[حفظ جان]] بنیامین را رد می‌‌کند.<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۱۴.</ref> بازگشت بهای آذوقه در میان بارها از یک سو {{متن قرآن|وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ}}<ref>«و چون کالای خود را گشودند دریافتند که سرمایه‌شان را به آنان بازگردانده‌اند گفتند: ای پدر! (بیش از این) چه می‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما باز گردانده‌اند و (بگذار برویم) برای خانواده خود غلّه بیاوریم و برادرمان را نگه می‌داریم و یک بار شتر هم می‌افزاییم، این (که آورده‌ایم) پیمانه‌ای اندک است» سوره یوسف، آیه ۶۵.</ref> و نیاز شدید [[خانواده]] به [[غذا]] از سوی دیگر، [[یعقوب]] {{ع}} را برآن می‌‌دارد که با رفتن [[بنیامین]] موافقت کند، با این شرط که [[برادران]] [[سوگند]] یاد کنند و [[پیمان]] اکیدی ببندند که او را [[حفظ]] کرده، دوباره نزد [[پدر]] بیاورند، مگر اینکه در شرایطی چون [[مرگ]] یا [[گرفتاری]] همگانی توان این کار را نداشته باشند: {{متن قرآن|قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلَّا أَنْ يُحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ}}<ref>«(یعقوب) گفت: هرگز او را با شما نمی‌فرستم تا در پیشگاه خداوند به من پیمانی سپارید که او را نزد من باز می‌آورید- مگر آنکه (همه) گرفتار شوید - پس چون بدو پیمان سپردند گفت: خداوند بر آنچه می‌گوییم گواه است» سوره یوسف، آیه ۶۶.</ref><ref> جامع البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۱۶؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص‌‌۱۰۳‌‌ـ‌‌۱۰۲؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۷۹.</ref> پس از پیمان برادران، یعقوب، [[خدا]] را بر آن [[شاهد]] و ناظر گرفته و با رفتن بنیامین موافقت می‌‌کند. بر اساس پاره‌‌ای از گزارشها، بنیامین در طول مسیر، از [[احترام]] و [[خدمت]] شایان توجه برادران برخوردار می‌‌شود.<ref>کشف الاسرار، ج ۵، ص ۱۰۹.</ref> هنگامی که آنان نزد یوسف {{ع}} [[راه]] می‌‌یابند، وی بنیامین را در آغوش گرفته، ضمن معرفی خویش، از او به سبب [[بدرفتاری]] گذشته برادران [[دلجویی]] می‌‌کند: {{متن قرآن|وَلَمَّا دَخَلُوا عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و چون بر یوسف وارد شدند او برادر (تنی) خویش را نزد خود جای داد، (نهانی به او) گفت: من برادر تو هستم پس، از آنچه (اینان) می‌کردند دلگیر مباش!» سوره یوسف، آیه ۶۹.</ref> [[قرآن]] درباره جزئیات این [[دیدار]] و گفت و گوی یوسف با برادران و بنیامین و اینکه آیا یوسف در همان آغاز خود را به بنیامین معرفی کرد یا در [[فرصت]] مناسب دیگری، چیزی گزارش نکرده است؛ اما [[مفسران]] در این باره مطالب مختلفی گفته‌‌اند؛ کناره‌‌گیری بنیامین از برادران در حضور یوسف،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۷۷؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۰۲.</ref> معرفی وی ازسوی برادران به عنوان [[برادری]] که [[وعده]] همراه آوردنش را داده بودند و [[تکریم]] آنان از سوی یوسف و وعده [[پاداش]] به سبب این کار،<ref>روض الجنان، ج ۱۱، ص ۱۱۴.</ref> [[پرسش]] یوسف از بنیامین درباره علت کناره‌‌گیری از برادرانش و اشاره بنیامین به داستان یوسف در پاسخ به آن و [[تصمیم]] وی پس از آن حادثه بر [[مشارکت]] نکردن با برادران در هیچ کاری از این قبیل است؛ همچنین [[پرسش]] [[یوسف]] از نام [[بنیامین]] و [[زن]] و [[فرزندان]] او،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۷۷؛ کشف‌‌الاسرار، ج ۵، ص ۱۰۹؛ مجمع‌‌البیان، ج ۵، ص ۳۸۴.</ref> [[دستور]] یوسف مبنی بر نشستن هر دو برادرِ تنی بر سر یک سفره [[غذا]]، تنها ماندن بنیامین و پرسش یوسف در این باره و در نتیجه نشاندن وی بر سر سفره خویش و مطالب دیگری از این دست، جزئیاتی است که به عنوان [[زمینه‌سازی]] یوسف برای معرفی خویش به بنیامین گفته شده است.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۲۰؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص‌‌۱۱۰ ـ ۱۱۱؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۰۲.</ref> این گزارشها، افزون بر [[اختلاف]] فراوانی که در منابع گوناگون با یکدیگر دارند، <ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۷۷؛ جامع‌‌البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۲۰؛ مجمع‌‌البیان، ج ۵، ص ۳۸۴.</ref> فاقد شواهد و مستندات معتبر تاریخی‌‌اند. آنچه از گزارش [[قرآن]] برمی‌‌آید این است که در آغوش گرفتن بنیامین و معرفی خود به وی دور از چشم [[برادران]] بوده است یا دست کم آنان سخنان آن دو را نشنیده‌‌اند، زیرا که برادران تا [[زمان]] [[سفر]] و [[دیدار]] سوم یوسف را نمی‌‌شناختند {{متن قرآن|قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بی‌گمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌گرداند» سوره یوسف، آیه ۹۰.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[حسین اترک|اترک]]، [[بنیامین - اسدی و اترک (مقاله)|مقاله «بنیامین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>
علاقه فراوان [[یعقوب]] به [[بنیامین]] و [[نگرانی]] او نسبت به [[جان]] وی، به ویژه با توجه به سابقه برخورد [[برادران]] با یوسف و نیز احتمال وجود خطر برای او از جانب [[عزیز مصر]] نیز مانع از آن می‌‌شد که [[پدر]] با رفتن وی موافقت کند.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۱۴؛ مجمع‌‌البیان، ج ۵، ص ۳۷۸؛ قس: کتاب مقدس، تکوین ۴۲: ۳۸ ـ ۲۹.</ref> برادران در تلاش برای رفع این نگرانیها از یک سو به بازگرداندن بهای آذوقه اشاره می‌‌کردند که می‌‌تواند نشانه [[لطف]]، [[مهربانی]] و [[خیرخواهی]] عزیز مصر نسبت به آنان باشد <ref> جامع البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۱۴ ـ ۱۵؛ روض الجنان، ج ۱۱، ص ۱۱۲.</ref> و از سوی دیگر بر [[حفظ]] و حراست از بنیامین به ویژه با استفاده از تعبیر محبت‌‌آمیز "[[برادر]]"، تأکید می‌‌کردند: {{متن قرآن|وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ}}<ref>«و چون کالای خود را گشودند دریافتند که سرمایه‌شان را به آنان بازگردانده‌اند گفتند: ای پدر! (بیش از این) چه می‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما باز گردانده‌اند و (بگذار برویم) برای خانواده خود غلّه بیاوریم و برادرمان را نگه می‌داریم و یک بار شتر هم می‌افزاییم، این (که آورده‌ایم) پیمانه‌ای اندک است» سوره یوسف، آیه ۶۵.</ref> و نیز {{متن قرآن|فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِيهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«پس چون نزد پدرشان بازگشتند گفتند: ای پدر پیمانه را از ما بازداشتند؛ برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه گیری کنیم و ما نگهدار او خواهیم بود» سوره یوسف، آیه ۶۳.</ref><ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۱۳.</ref> [[حضرت یعقوب]] {{ع}} در برابر این درخواست به قول پسرانش مبنی بر [[حفاظت]] از جان یوسف و [[اعتماد]] وی به آنان اشاره و با [[یادآوری]] [[سرنوشت]] یوسف، بی‌‌اعتمادی خویش را به آنها ابراز می‌‌کند، آنگاه با وصف کردن [[خداوند]] به عنوان مهربان‌‌ترین و [[بهترین]] نگهدارنده، این معنا را گوشزد می‌‌کند که اگر قرار باشد روی مهربانی و نگهداری کسی نسبت به بنیامین، تکیه کند، او کسی جز خداوند نیست: {{متن قرآن|قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنْتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref>«گفت: آیا شما را بر او جز همان‌گونه امین می‌توانم داشت که پیش از این بر برادرش امین داشته بودم؟ پس خداوند بهترین نگهبان و او بخشاینده‌ترین بخشایندگان است» سوره یوسف، آیه ۶۴.</ref> یعقوب {{ع}} با این سخن، نه همه گفته‌‌های پسرانش بلکه ابراز [[محبت]] [[دروغین]] و نیز توان آنان نسبت به [[حفظ جان]] بنیامین را رد می‌‌کند.<ref>المیزان، ج ۱۱، ص ۲۱۴.</ref> بازگشت بهای آذوقه در میان بارها از یک سو {{متن قرآن|وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُوا يَا أَبَانَا مَا نَبْغِي هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِيرٌ}}<ref>«و چون کالای خود را گشودند دریافتند که سرمایه‌شان را به آنان بازگردانده‌اند گفتند: ای پدر! (بیش از این) چه می‌خواهیم؟ این سرمایه ماست که به ما باز گردانده‌اند و (بگذار برویم) برای خانواده خود غلّه بیاوریم و برادرمان را نگه می‌داریم و یک بار شتر هم می‌افزاییم، این (که آورده‌ایم) پیمانه‌ای اندک است» سوره یوسف، آیه ۶۵.</ref> و نیاز شدید [[خانواده]] به [[غذا]] از سوی دیگر، [[یعقوب]] {{ع}} را برآن می‌‌دارد که با رفتن [[بنیامین]] موافقت کند، با این شرط که [[برادران]] [[سوگند]] یاد کنند و [[پیمان]] اکیدی ببندند که او را [[حفظ]] کرده، دوباره نزد [[پدر]] بیاورند، مگر اینکه در شرایطی چون [[مرگ]] یا [[گرفتاری]] همگانی توان این کار را نداشته باشند: {{متن قرآن|قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلَّا أَنْ يُحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ}}<ref>«(یعقوب) گفت: هرگز او را با شما نمی‌فرستم تا در پیشگاه خداوند به من پیمانی سپارید که او را نزد من باز می‌آورید- مگر آنکه (همه) گرفتار شوید - پس چون بدو پیمان سپردند گفت: خداوند بر آنچه می‌گوییم گواه است» سوره یوسف، آیه ۶۶.</ref><ref> جامع البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۱۶؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص‌‌۱۰۳‌‌ـ‌‌۱۰۲؛ مجمع البیان، ج ۵، ص ۳۷۹.</ref> پس از پیمان برادران، یعقوب، [[خدا]] را بر آن [[شاهد]] و ناظر گرفته و با رفتن بنیامین موافقت می‌‌کند. بر اساس پاره‌‌ای از گزارشها، بنیامین در طول مسیر، از [[احترام]] و [[خدمت]] شایان توجه برادران برخوردار می‌‌شود.<ref>کشف الاسرار، ج ۵، ص ۱۰۹.</ref> هنگامی که آنان نزد یوسف {{ع}} [[راه]] می‌‌یابند، وی بنیامین را در آغوش گرفته، ضمن معرفی خویش، از او به سبب [[بدرفتاری]] گذشته برادران [[دلجویی]] می‌‌کند: {{متن قرآن|وَلَمَّا دَخَلُوا عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و چون بر یوسف وارد شدند او برادر (تنی) خویش را نزد خود جای داد، (نهانی به او) گفت: من برادر تو هستم پس، از آنچه (اینان) می‌کردند دلگیر مباش!» سوره یوسف، آیه ۶۹.</ref> [[قرآن]] درباره جزئیات این [[دیدار]] و گفت و گوی یوسف با برادران و بنیامین و اینکه آیا یوسف در همان آغاز خود را به بنیامین معرفی کرد یا در [[فرصت]] مناسب دیگری، چیزی گزارش نکرده است؛ اما [[مفسران]] در این باره مطالب مختلفی گفته‌‌اند؛ کناره‌‌گیری بنیامین از برادران در حضور یوسف،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۷۷؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۰۲.</ref> معرفی وی ازسوی برادران به عنوان [[برادری]] که [[وعده]] همراه آوردنش را داده بودند و [[تکریم]] آنان از سوی یوسف و وعده [[پاداش]] به سبب این کار،<ref>روض الجنان، ج ۱۱، ص ۱۱۴.</ref> [[پرسش]] یوسف از بنیامین درباره علت کناره‌‌گیری از برادرانش و اشاره بنیامین به داستان یوسف در پاسخ به آن و [[تصمیم]] وی پس از آن حادثه بر [[مشارکت]] نکردن با برادران در هیچ کاری از این قبیل است؛ همچنین [[پرسش]] [[یوسف]] از نام [[بنیامین]] و [[زن]] و [[فرزندان]] او،<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۷۷؛ کشف‌‌الاسرار، ج ۵، ص ۱۰۹؛ مجمع‌‌البیان، ج ۵، ص ۳۸۴.</ref> [[دستور]] یوسف مبنی بر نشستن هر دو برادرِ تنی بر سر یک سفره [[غذا]]، تنها ماندن بنیامین و پرسش یوسف در این باره و در نتیجه نشاندن وی بر سر سفره خویش و مطالب دیگری از این دست، جزئیاتی است که به عنوان [[زمینه‌سازی]] یوسف برای معرفی خویش به بنیامین گفته شده است.<ref>جامع‌‌البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۲۰؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص‌‌۱۱۰ ـ ۱۱۱؛ البرهان، ج ۴، ص ۲۰۲.</ref> این گزارشها، افزون بر [[اختلاف]] فراوانی که در منابع گوناگون با یکدیگر دارند، <ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۳۷۷؛ جامع‌‌البیان، مج ۸، ج ۱۳، ص ۲۰؛ مجمع‌‌البیان، ج ۵، ص ۳۸۴.</ref> فاقد شواهد و مستندات معتبر تاریخی‌‌اند. آنچه از گزارش [[قرآن]] برمی‌‌آید این است که در آغوش گرفتن بنیامین و معرفی خود به وی دور از چشم [[برادران]] بوده است یا دست کم آنان سخنان آن دو را نشنیده‌‌اند، زیرا که برادران تا [[زمان]] [[سفر]] و [[دیدار]] سوم یوسف را نمی‌‌شناختند {{متن قرآن|قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«گفتند: آیا تو همان یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این، برادر من (بنیامین) است؛ خداوند بر ما منّت نهاد، چنین است که هر کس پرهیزگاری ورزد و شکیبایی کند بی‌گمان خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌گرداند» سوره یوسف، آیه ۹۰.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[حسین اترک|اترک]]، [[بنیامین - اسدی و اترک (مقاله)|مقاله «بنیامین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>


== نقشه یوسف برای نگهداری بنیامین در [[مصر]] ==
== نقشه یوسف برای نگهداری بنیامین در [[مصر]] ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش