سرگذشت زندگی امام حسین: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۲۴: خط ۲۲۴:
این‌گونه نسبت‌ها از [[ساحت]] [[مقدس]] [[سیدالشهدا]] حسین بن علی {{ع}} به دور است، چون که آن حضرت از اوضاع و شرایط [[زمان]] [[آگاه]] بود و [[مشکلات]] [[سپاه]] امام مجتبی {{ع}} از قبیل فرار [[سربازان]]، [[تطمیع]] [[فرماندهان]] توسط معاویه، اختلاف‏ها در [[جبهه]] [[کوفیان]]، تحجر‌گرایی [[خوارج]] و... که باعث [[سستی]] این جبهه شده بود را از نزدیک می‌دید، و خوب می‌دانست که [[مسئولیت]] خطیری بر دوش امام حسن {{ع}} است. ؛ چراکه آن حضرت به عنوان [[امام المسلمین]] [[وظیفه]] [[حفظ اسلام]] و [[مسلمانان]] را عهده‏دار است. امام حسین {{ع}} به این امر واقف بود که در صورت [[اقدام]] به جنگ، همین [[یاران]] اندک به [[شهادت]] می‌رسیدند و باند [[اموی]] که آرزوی نابودی [[اسلام]] را داشتند، یکه تاز میدان می‌شدند و همه تلاش‌های [[پیامبر]] {{صل}} را نابود می‌کردند، [[حسین بن علی]] {{ع}} خوب می‌دانست که در این شرایط تلاش‌های [[سیاسی]] جز با [[سیاست]] کج‏دار و مریض [[پسندیده]] نیست.
این‌گونه نسبت‌ها از [[ساحت]] [[مقدس]] [[سیدالشهدا]] حسین بن علی {{ع}} به دور است، چون که آن حضرت از اوضاع و شرایط [[زمان]] [[آگاه]] بود و [[مشکلات]] [[سپاه]] امام مجتبی {{ع}} از قبیل فرار [[سربازان]]، [[تطمیع]] [[فرماندهان]] توسط معاویه، اختلاف‏ها در [[جبهه]] [[کوفیان]]، تحجر‌گرایی [[خوارج]] و... که باعث [[سستی]] این جبهه شده بود را از نزدیک می‌دید، و خوب می‌دانست که [[مسئولیت]] خطیری بر دوش امام حسن {{ع}} است. ؛ چراکه آن حضرت به عنوان [[امام المسلمین]] [[وظیفه]] [[حفظ اسلام]] و [[مسلمانان]] را عهده‏دار است. امام حسین {{ع}} به این امر واقف بود که در صورت [[اقدام]] به جنگ، همین [[یاران]] اندک به [[شهادت]] می‌رسیدند و باند [[اموی]] که آرزوی نابودی [[اسلام]] را داشتند، یکه تاز میدان می‌شدند و همه تلاش‌های [[پیامبر]] {{صل}} را نابود می‌کردند، [[حسین بن علی]] {{ع}} خوب می‌دانست که در این شرایط تلاش‌های [[سیاسی]] جز با [[سیاست]] کج‏دار و مریض [[پسندیده]] نیست.


بله، می‌توان گفت این [[پیمان]] [[صلح]] نه خوشایند [[امام حسین]] {{ع}} بود و نه [[امام حسن]] {{ع}}؛ لکن آن را به ناچار و با توجه به رعایت [[قانون]] [[اهم و مهم]] پذیرفتند. این پیمان، همانند پذیرش قطع [[نامه]] ۵۹۸ شورای [[امنیت]] درباره [[ترک مخاصمه]] در [[جنگ]] تحمیلی [[عراق]] بر [[ضد]] [[ایران]] بود که [[امام خمینی]]، خواهان این نبود، لکن به جهت شرایط خاص به ناچار آن را پذیرفت و این [[ناچاری]] را در یک جمله بیان داشت و فرمود: من با پذیرش این قطع نامه جام زهر را می‌نوشم.
بله، می‌توان گفت این [[پیمان]] [[صلح]] نه خوشایند [[امام حسین]] {{ع}} بود و نه [[امام حسن]] {{ع}}؛ لکن آن را به ناچار و با توجه به رعایت [[قانون]] [[اهم و مهم]] پذیرفتند.


اگر در برخی از [[روایات]] آمده است که امام حسین {{ع}} در مورد [[معاهده]] صلح [[کراهت]] داشت، در صورت درست بودن [[سند]] می‎گوییم: این کراهت داشتن به این معنا نیست که سیاستش [[متعارض]] و متضاد با سیاست [[برادر]] بود، بلکه امام حسن {{ع}} هم به آن کراهت داشت و آن را با [[اشتیاق]] نپذیرفت. هم امام حسن {{ع}} و هم امام حسین {{ع}} هیچ گاه خواهان این نبودند که [[حکومت]] و [[زمامداری]] [[مسلمانان]] در دست فرزند [[ابوسفیان]] قرار بگیرد. امام حسین {{ع}} می‌دانست که باید در [[انتخاب]] بین بد و بدتر؛ بدتر را رها کرد و بد را برگزید. [[کناره‌گیری]] از حکومت و واگذاری آن به [[معاویة بن ابی سفیان]] بد بود، ولی با شرایطی که [[خوارج]] بر [[کوفیان]] [[تحمیل]] نموده بودند، نیز شرایطی که با [[سستی]] کوفیان، فرار ارتشیان، [[تطمیع]] [[معاویه]]، شیطنته [[عمر]] و [[عاص]] و [[حماقت]] [[ابوموسی اشعری]] به وجود آمده بود، ادامه جنگ را بدتر کرد. در چنان موقعیتی پذیرش جنگ، با [[دوراندیشی]] و [[خردورزی]] هماهنگ نبود؛ زیرا این گزینه نسبت به گزینه دیگر بدتر بود. حسین بن علی {{ع}} این را به خوبی می‌دانست که باید در [[انتخاب]] بین بد و بدتر، بدتر را برگزیند. این [[سیاست]]، همان [[سیاست علوی]] است که فرمود: {{متن حدیث|لَيْسَ‏ الْعَاقِلُ‏ مَنْ‏ يَعْرِفُ‏ الْخَيْرَ مِنَ الشَّرِّ وَ لَكِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ يَعْرِفُ خَيْرَ الشَّرَّيْنِ}}<ref>«خردمند کسی نیست که خیر را از شر تشخیص بدهد، بلکه خردمند کسی است که در گزینش بین بد و بدتر بد را برگزیند» بحارالانوار، ج۷۵، ص۶.</ref>. بنابراین با توجه به [[رعایت مصلحت]] [[اسلام]] و [[مسلمین]]، [[امام حسین]] {{ع}} نیز پذیرای [[ترک مخاصمه]] بود.
اگر در برخی از [[روایات]] آمده است که امام حسین {{ع}} در مورد [[معاهده صلح]] [[کراهت]] داشت، در صورت درست بودن [[سند]] می‎گوییم: این کراهت داشتن به این معنا نیست که سیاستش [[متعارض]] و متضاد با سیاست [[برادر]] بود، بلکه امام حسن {{ع}} هم به آن کراهت داشت و آن را با [[اشتیاق]] نپذیرفت. هم امام حسن {{ع}} و هم امام حسین {{ع}} هیچ گاه خواهان این نبودند که [[حکومت]] و [[زمامداری]] [[مسلمانان]] در دست فرزند [[ابوسفیان]] قرار بگیرد. امام حسین {{ع}} می‌دانست که باید در [[انتخاب]] بین بد و بدتر؛ بدتر را رها کرد و بد را برگزید. [[کناره‌گیری]] از حکومت و واگذاری آن به [[معاویة بن ابی سفیان]] بد بود، ولی با شرایطی که [[خوارج]] بر [[کوفیان]] [[تحمیل]] نموده بودند، نیز شرایطی که با [[سستی]] کوفیان، فرار ارتشیان، [[تطمیع]] [[معاویه]]، شیطنت [[عمرو عاص]] و [[حماقت]] [[ابوموسی اشعری]] به وجود آمده بود، ادامه جنگ را بدتر کرد. در چنان موقعیتی پذیرش جنگ، با [[دوراندیشی]] و [[خردورزی]] هماهنگ نبود؛ زیرا این گزینه نسبت به گزینه دیگر بدتر بود. حسین بن علی {{ع}} این را به خوبی می‌دانست که باید در [[انتخاب]] بین بد و بدتر، بدتر را برگزیند. این [[سیاست]]، همان [[سیاست علوی]] است که فرمود: {{متن حدیث|لَيْسَ‏ الْعَاقِلُ‏ مَنْ‏ يَعْرِفُ‏ الْخَيْرَ مِنَ الشَّرِّ وَ لَكِنَّ الْعَاقِلَ مَنْ يَعْرِفُ خَيْرَ الشَّرَّيْنِ}}<ref>«خردمند کسی نیست که خیر را از شر تشخیص بدهد، بلکه خردمند کسی است که در گزینش بین بد و بدتر بد را برگزیند» بحارالانوار، ج۷۵، ص۶.</ref>. بنابراین با توجه به [[رعایت مصلحت]] [[اسلام]] و [[مسلمین]]، [[امام حسین]] {{ع}} نیز پذیرای [[ترک مخاصمه]] بود.


این [[روایت]] [[پیامبر]] را که: {{متن حدیث|الْحَسَنُ‏ وَ الْحُسَيْنُ‏ إِمَامَانِ‏ قَامَا أَوْ قَعَدَا}}<ref>«حسن و حسین هر دو امام‌اند چه قیام داشته باشند و چه قعود» بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۷۸.</ref>؛ امام حسین {{ع}} هم شنیده بود و می‌دانست که باید پیرو سیاست [[حسنی]] باشد، چه [[برادر]] با [[دشمن]] [[جنگ]] کند و چه [[صلح]] نماید.
این [[روایت]] [[پیامبر]] را که: {{متن حدیث|الْحَسَنُ‏ وَ الْحُسَيْنُ‏ إِمَامَانِ‏ قَامَا أَوْ قَعَدَا}}<ref>«حسن و حسین هر دو امام‌اند چه قیام داشته باشند و چه قعود» بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۷۸.</ref>؛ امام حسین {{ع}} هم شنیده بود و می‌دانست که باید پیرو سیاست [[حسنی]] باشد، چه [[برادر]] با [[دشمن]] [[جنگ]] کند و چه [[صلح]] نماید.
۲۲۴٬۹۸۸

ویرایش