خانه در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
جز (جایگزینی متن - 'برخی از علما و بزرگان' به 'برخی از دانشمندان') |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۳۵: | خط ۱۳۵: | ||
در کتاب نمونه [[بینات]] در [[شأن نزول آیات]]، به نقل [[مفسرین]] مختلف، درباره آیه مورد بحث، میخوانیم: «هنگامی که قریش، در [[دارالندوه]]، به قصد کشتن و از بین بردن رسول خدا{{صل}}، جلسه تشکیل دادند، پس از اخذ [[تصمیم]]، برای اجرای مقاصد شوم، به طرف [[کعبه]] رفتند و با صدا و کف زدن و داد و فریاد کشیدن، مشغول [[طواف]] شدند و این آیه نازل شد. - [[تفاسیر]] [[علی بن ابراهیم]] و [[برهان]] - [[عبدالله عمر]] گوید: [[کفار]] در [[خانه خدا]] به طواف میپرداختند در حالی که کف میزدند و صدا بلند میکردند و داد و فریاد میکشیدند سپس این آیه نازل شد<ref>اسباب نزول واحدی.</ref> و<ref>محمد باقر، محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات، ص۳۸۴.</ref>. | در کتاب نمونه [[بینات]] در [[شأن نزول آیات]]، به نقل [[مفسرین]] مختلف، درباره آیه مورد بحث، میخوانیم: «هنگامی که قریش، در [[دارالندوه]]، به قصد کشتن و از بین بردن رسول خدا{{صل}}، جلسه تشکیل دادند، پس از اخذ [[تصمیم]]، برای اجرای مقاصد شوم، به طرف [[کعبه]] رفتند و با صدا و کف زدن و داد و فریاد کشیدن، مشغول [[طواف]] شدند و این آیه نازل شد. - [[تفاسیر]] [[علی بن ابراهیم]] و [[برهان]] - [[عبدالله عمر]] گوید: [[کفار]] در [[خانه خدا]] به طواف میپرداختند در حالی که کف میزدند و صدا بلند میکردند و داد و فریاد میکشیدند سپس این آیه نازل شد<ref>اسباب نزول واحدی.</ref> و<ref>محمد باقر، محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات، ص۳۸۴.</ref>. | ||
با توجه به [[شأن نزول آیه]] و مدلول ترجمه آن، به خوبی روشن میشود که منظور از البیت در آیه مورد پژوهش، [[خانه کعبه]] مکرمه است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۶.</ref> | با توجه به [[شأن نزول آیه]] و مدلول ترجمه آن، به خوبی روشن میشود که منظور از البیت در آیه مورد پژوهش، [[خانه کعبه]] مکرمه است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۶.</ref> | ||
==جغرافیای [[بیت]]، در [[سوره مبارکه یوسف]]{{ع}}== | |||
{{متن قرآن|وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ...}}<ref>«و آن زن که یوسف در خانهاش بود از او، کام خواست و درها را بست و گفت: پیش آی که از آن توام! (یوسف) گفت: پناه بر خداوند! او پرورنده من است، جایگاه مرا نیکو داشته است، بیگمان ستمکاران رستگار نمیگردند» سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>. | |||
بیت واژهای است که بیانگر نام یک مکان جغرافیایی است، که با [[ضمیر]] مؤنث ها آمده و به صاحب [[خانه]] مؤنثی نسبت داده شده است. | |||
برای [[شناخت]] این مکان، ناچاریم از [[تفسیر]] و [[تاریخ]] کمک بگیریم، تا [[مرجع]] ضمیر ها را [[شناسایی]] کنیم. | |||
با توجه به [[تفسیر آیه]] فوق در مییابیم، که این [[آیه]] مربوط به داستان [[حضرت یوسف]]{{ع}} است، که [[برادران]] ناتنی او به علت [[حسادت]]، قصد سرنگونی او را داشتند و سرانجام توانستند، با [[اجبار]] و [[اکراه]]، [[پدر]] خویش را [[راضی]] نمایند؛ تا یوسف را به عنوان [[تفریح]] به گردش ببرند و او را در چاهی بیندازند، تا پدر از [[دیدار]] او [[محروم]] گردد. | |||
تفسیر به ما میگوید، در نهایت برادران [[تصمیم]] شوم خود را عملی کردند و یوسف را به چاهی انداختند و به خانه برگشتند و پیراهنی [[خون]] آلود به پدرشان نشان دادند و گفتند که یوسف را گرگ خورده است. | |||
از طرف دیگر کاروانی به آن محل رسید. و برای کشیدن آب، دلو خود را به [[چاه]] انداخت و یوسف از این [[فرصت]] استفاده نموده و با ریسمان دلو، خود را بالا کشید. | |||
به هر تقدیر، یوسف به عنوان برده، به فروش میرود و در [[اختیار]] [[عزیز مصر]] قرار میگیرد و او این [[نوجوان]] را به زنش میسپارد، تا او را به [[فرزندی]] بپذیرد. | |||
تاریخ و تفسیر مرجع ضمیرها را زنی میداند، که از او در [[قصص]] [[انبیاء]] به نام [[زلیخا]] یاد میشود. | |||
پس منظور از بیتها در آیه مورد بحث، [[منزل]] زلیخا، [[همسر]] عزیز مصر میباشد. | |||
اکثر نویسندگان قصص؛ نامی از مکان دقیق بیت، ذکری نکردهاند و به واژه [[مصر]] اکتفا نمودهاند؛ لذا ما، در این مقوله باید روشن نماییم؛ منظور از مصر چیست؟<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۸.</ref> | |||
===مصر، به چه معنی است؟=== | |||
آیا منظور از واژه مصر، در این گفتار، [[کشور]] مصر است، یا نام شهری است؟ مصر، از نظر لغوی دارای دو مفهوم است: | |||
«مصر نخست، به معنی [[شهر]] بوده و سپس معنی آن توسعه یافته و بر کشور اطلاق گردیده و به تدریج نام خاص مملکت مصر شده است»<ref>محمد، خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۰۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۹.</ref> | |||
===آیا در [[زمان]] [[حضرت یوسف]]، مصر کشوری بوده؟=== | |||
[[سرزمین مصر]] دارای قدمتی بیش از ۵۵۰۰ سال پیش از میلاد [[مسیح]]{{ع}} است ولی [[تاریخ]] روشن آن، از زمانی است؛ که به [[تصرف]] [[ایران]] در آمد. تاریخ مصر را باید به شش دوره تقسیم کرد: دوره اول - دوره فراعنه - بیست و شش سلسله در مصر [[حکومت]] کردند... که سلسله چهاردهم با [[حمله]] هیکسوسها از میان رفته است... دوران [[سلطه]] آنها دو قرن طول کشیده است بعضی حضرت یوسف{{ع}} را معاصر با آپوپس آخرین [[پادشاه]] هیکسوس میدانند... و پایتخت سلسله هیکسوس شهر منفیس بود...<ref>سند شماره ۱، ص۶۰۱.</ref>. | |||
اما در کتاب [[مهدی موعود]]<ref>ترجمه جلد ۱۳ بحار، زیر عنوان: آنچه در الواح اهرام نوشته بود.</ref> یک مطلب [[تاریخی]] نقل شده، که صحیحتر از مطلب فوق است لذا ما، با حذف مطالب غیر ضروری، چکیدهای از آن را در این مقوله بیان میکنیم: | |||
«... [[ابوالحسن خمارویه بن طولون احمد طولون]] [[حکمران]] معروف مصر و [[شام]] از سال ۲۵۴ - ۲۷۰ دستور داد هزار کارگر، دیوار اهرام را بکنند تا در آن پیدا شود... راهی پیدا کردند که نقب بود، راه را گرفته پیش رفتند، تا به آخر رسیدند. در آنجا سنگ مرمری دیدند و دانستند که در اهرام است... دیدند با خط [[یونانی]] چیزی بر آن نوشته است. [[حکما]] و علمای مصر... نتوانستند آن را بخوانند، در آن میان شخصی به نام [[ابوعبدالله]] [[مدنی]] بود، که یکی از حفاظ [[دنیا]]... به شمار میرفت، وی به [[ابوالحسن]] [[خمارویه]] گفت: اسقفی را در [[حبشه]] میشناسم... او [[قادر]] است این خط را بخواند... خمارویه دستور داد سنگ مرمر را... از صعید [[اعلی]]، به اسوان حمل کردند و... از اسوان به حبشه آوردند... چون سنگ را نزد [[اسقف]] رساندند... معلوم شد نوشته است: - من [[ریان بن دومغ]] - هستم. | |||
[[ابوعبدالله مدنی]]، که همراه سنگ به حبشه رفته بود: از اسقف پرسید ریان بن دومغ کی بود؟ | |||
گفت: او [[پدر]] [[عزیز مصر]] است که [[حضرت یوسف]]{{ع}} در [[خانه]] او و همسرش [[زلیخا]] بوده است»<ref>محمد باقر، مجلسی، مهدی موعود، بحارالانوار، ترجمه علی دوانی، ج۱۳، ص۷- ۳۴۴.</ref>. | |||
با توجه به آنچه ملاحظه فرمودید، [[محل زندگی]] عزیز مصر، در بخشی از [[مصر]] آن [[روزگار]] به نام صعید برده، که اهرام مصر، در آن مکان، [[احداث]] شدهاند و آن لوحه [[تاریخی]]، نیز در آن محل پیدا شده است. پس [[بیت]] مندرج در [[آیه]] مورد تحقیق، در منطقهای به نام صعید بوده است.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۸۹.</ref> | |||
===جغرافیای صعید=== | |||
مترجم کتاب [[مهدی موعود]] در معرفی صعید مینویسد: «بلوک وسیعی بوده که چند [[شهر]] بزرگ داشته است. مانند شهر اسوان که نخستین شهر صعید از ناحیه جنوب است و شهرهای دیگر: قوص، قفط، اخمیم و بهنساه بوده است صعید سه بخش بوده: صعید اعلی (بالا) و آن عبارت بوده از اسوان تا نزدیک اخمیم و صعید اوسط (میانه) از اخمیم تا بهنساه و صعید ادنی (پایین) از بهنساه تا نزدیک [[فسطاط]] امتداد داشته است»<ref>سند شماره ۱، ص۳۴۶.</ref>. | |||
برخی از [[پژوهشگران]] در [[فرهنگ]] [[فارسی]] خود زیر عنوان صعید مینویسند: «مصر علیا را صعید گویند، یعنی بلاد واقع بین [[جندب]] قاهره و آبشارهای اسوان، طول آن ۹۰۰ کیلومتر است و به ۸ مدیریه تقسیم میشود: | |||
جیزه، بنی سویف، منیا، فیوم، اسیوط، جرجا، قنا، اسوان... در [[عهد]] یاقوت ناحیتی بزرگ و وسیع بود.».. و در مورد محل احداث اهرام مصر، در معجم البلدان مینویسد: قصبهای است بدان سوی نیل و اهرام به [[قرب]] آن است و از این رو اهرام جیزه نامیده میشوند». | |||
و هم او، در همان [[فرهنگ]]، در مورد اهرام میافزاید: «این سه بنا... به فاصله ۱۰۰۰۰ ذراع از شمال منفیس نزدیک قریه جیزه بر پای ایستاده»<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۱۹۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||