حارث بن صمه: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱۸ سپتامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'الإرشاد' به 'الارشاد'
جز (جایگزینی متن - 'الإرشاد' به 'الارشاد')
 
خط ۲۵: خط ۲۵:
عده‌ای دیگر از [[مورخان]]<ref>سهیلی، عبدالرحمان، الروض الاتف، ج۶، ص۲۳۳؛ عامری، عمادالدین یحیی بن ابی بکر، بهجة المحافل و بغیة الأماثل، ج۱، ص۲۱۶.</ref> نام [[حارث بن صمه]] را جزء سهم برندگان از [[غنایم]] غزوه [[بنونضیر]] آورده‌اند، ولی با توجه به اینکه مشهور مورخان<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۶۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۹۹ و ۲۰۰؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۵۵۰.</ref> [[تاریخ]] وقوع این [[غزوه]] را در ماه [[ربیع الاول]] [[سال چهارم هجری]]، یک ماه پس از حادثه بئر معونه دانسته‌اند، این مطلب نمی‌تواند صحیح باشد<ref>بنگرید: حلبی، علی بن برهان الدین، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۵۶۹.</ref>؛ اما اگر [[تاریخ]] وقوع غزوه [[بنو نضیر]] را آنگونه که بعضی از منابع<ref>بخاری، صحیح بخاری، ج۵، ص۲۲؛ عبدالرزاق بن همام صنعانی، المصنف، ج۵، ص۳۵۷.</ref> از [[عروة بن زبیر]] نقل کرده‌اند، شش ماه بعد از [[جنگ بدر]] بدانیم، آنگاه می‌‌توان سهم بردن [[حارث]] از غنایم این غزوه را، قبول نمود<ref> بنگرید: جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۷، ص۲۷۸ و ج۸، ص۳۸.</ref>.
عده‌ای دیگر از [[مورخان]]<ref>سهیلی، عبدالرحمان، الروض الاتف، ج۶، ص۲۳۳؛ عامری، عمادالدین یحیی بن ابی بکر، بهجة المحافل و بغیة الأماثل، ج۱، ص۲۱۶.</ref> نام [[حارث بن صمه]] را جزء سهم برندگان از [[غنایم]] غزوه [[بنونضیر]] آورده‌اند، ولی با توجه به اینکه مشهور مورخان<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۶۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۱۹۹ و ۲۰۰؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۵۵۰.</ref> [[تاریخ]] وقوع این [[غزوه]] را در ماه [[ربیع الاول]] [[سال چهارم هجری]]، یک ماه پس از حادثه بئر معونه دانسته‌اند، این مطلب نمی‌تواند صحیح باشد<ref>بنگرید: حلبی، علی بن برهان الدین، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۵۶۹.</ref>؛ اما اگر [[تاریخ]] وقوع غزوه [[بنو نضیر]] را آنگونه که بعضی از منابع<ref>بخاری، صحیح بخاری، ج۵، ص۲۲؛ عبدالرزاق بن همام صنعانی، المصنف، ج۵، ص۳۵۷.</ref> از [[عروة بن زبیر]] نقل کرده‌اند، شش ماه بعد از [[جنگ بدر]] بدانیم، آنگاه می‌‌توان سهم بردن [[حارث]] از غنایم این غزوه را، قبول نمود<ref> بنگرید: جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۷، ص۲۷۸ و ج۸، ص۳۸.</ref>.


از حارث دو [[حدیث]] نقل شده است؛ [[روایت]] اول، روایتی داستانی است که، برادرزاده همسرش، [[محمود بن لبید]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۴.</ref> نقل کرده که حارث گفت: در [[جنگ احد]] [[پیامبر]] از من پرسید: آیا [[عبدالرحمان بن عوف]] را دیدی؟ گفتم: بله، دیدم که در پای [[کوه]] با گروهی از [[مشرکان]] می‌جنگید، خواستم به کمک او بروم، که شما را دیدم؛ لذا به کمک شما آمدم. پیامبر فرمود: به عوض تو [[فرشتگان]] به کمک او رفتند. حارث گوید: به سمت مکان [[عبدالرحمان]] رفتم و دیدم در کنار او هفت جنازه افتاده است. پرسیدم: آیا تمام اینها را تو کشته‌ای؟ پاسخ داد: این یکی که [[ارطاة بن شرحبیل]]<ref>یا عبد شرحبیل، بنگرید: ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۷۷۱.</ref> است و یک نفر دیگر را، من کشتم ولی بقیه را کسی که من نمی‌دیدم، کشت. من گفتم: [[خدا]] و رسولش راست گفتند<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۷۱؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱، ص۱۷۹؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۶، ص۱۱۴.</ref>. البته با توجه به اینکه در [[صحابی]] بودن محمود بن لبید [[تردید]] وجود دارد<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۳۵؛.</ref> او نمی‌توانسته، این [[حدیث]] را به طور مستقیم از حارث نقل کند؛ از طرف دیگر، [[منابع تاریخی]] [[قاتل]] [[أرطاة بن شرحبیل]] را به [[اختلاف]]، [[حضرت علی]] {{ع}}<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱؛ مفید، محمد بن محمد، الإرشاد، ج۱، ص۹۱.</ref> یا [[حضرت حمزه]]<ref> ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۳، ص۳۰۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۷۴ و ۱۳۴؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۵۱۶.</ref> دانسته‌اند؛ از این رو باید در قبول این [[روایت]] با [[احتیاط]] عمل کرد. شاید به همین دلیل [[ابن منده]]<ref>ر. ک: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۳۵، ص۲۵۶.</ref> این روایت را [[حدیثی]] [[غریب]]<ref>حدیثی که سند آن فقط به یک راوی منتهی می‌شود یا بخشی از متن آن را فقط یک راوی نقل کرده باشد؛ ابن الصلاح، عثمان بن عبدالرحمان الشهرزوی، مقدمه ابن الصلاح، ص۲۸۳.</ref> توصیف کرده است.
از حارث دو [[حدیث]] نقل شده است؛ [[روایت]] اول، روایتی داستانی است که، برادرزاده همسرش، [[محمود بن لبید]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۴۴.</ref> نقل کرده که حارث گفت: در [[جنگ احد]] [[پیامبر]] از من پرسید: آیا [[عبدالرحمان بن عوف]] را دیدی؟ گفتم: بله، دیدم که در پای [[کوه]] با گروهی از [[مشرکان]] می‌جنگید، خواستم به کمک او بروم، که شما را دیدم؛ لذا به کمک شما آمدم. پیامبر فرمود: به عوض تو [[فرشتگان]] به کمک او رفتند. حارث گوید: به سمت مکان [[عبدالرحمان]] رفتم و دیدم در کنار او هفت جنازه افتاده است. پرسیدم: آیا تمام اینها را تو کشته‌ای؟ پاسخ داد: این یکی که [[ارطاة بن شرحبیل]]<ref>یا عبد شرحبیل، بنگرید: ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۷۷۱.</ref> است و یک نفر دیگر را، من کشتم ولی بقیه را کسی که من نمی‌دیدم، کشت. من گفتم: [[خدا]] و رسولش راست گفتند<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۲۷۱؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱، ص۱۷۹؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۶، ص۱۱۴.</ref>. البته با توجه به اینکه در [[صحابی]] بودن محمود بن لبید [[تردید]] وجود دارد<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۳۵؛.</ref> او نمی‌توانسته، این [[حدیث]] را به طور مستقیم از حارث نقل کند؛ از طرف دیگر، [[منابع تاریخی]] [[قاتل]] [[أرطاة بن شرحبیل]] را به [[اختلاف]]، [[حضرت علی]] {{ع}}<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۲۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱؛ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۱، ص۹۱.</ref> یا [[حضرت حمزه]]<ref> ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۳، ص۳۰۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۷۴ و ۱۳۴؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۵۱۶.</ref> دانسته‌اند؛ از این رو باید در قبول این [[روایت]] با [[احتیاط]] عمل کرد. شاید به همین دلیل [[ابن منده]]<ref>ر. ک: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۳۵، ص۲۵۶.</ref> این روایت را [[حدیثی]] [[غریب]]<ref>حدیثی که سند آن فقط به یک راوی منتهی می‌شود یا بخشی از متن آن را فقط یک راوی نقل کرده باشد؛ ابن الصلاح، عثمان بن عبدالرحمان الشهرزوی، مقدمه ابن الصلاح، ص۲۸۳.</ref> توصیف کرده است.


روایت دوم را فرزند حارث، ابو جهیم، از حارث نقل کرده که روزی به [[رسول خدا]] {{صل}} در حالی که از قضای [[حاجت]] بر می‌گشتند، [[سلام]] کردم؛ اما ایشان قبل از جواب، [[تیمم]] نموده، سپس جواب سلامم را دادند<ref>طبرانی، المعجم الأوسط، ج۱، ص۷۸.</ref>. در دیگر [[منابع حدیثی]]<ref>بخاری، صحیح بخاری، ج۱، ص۸۷؛ مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ص۱۹۴؛ احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۱۶۹؛ ابن حبان، صحیح، ج۳، ص۸۶.</ref> این حدیث از [[ابوجهیم]] بدون اشاره به نام پدرش، به صورت مجهول «شخصی از [[اصحاب]]» نقل شده است این روایت در [[کتب فقهی]] [[اهل سنت]]<ref>قرطبی، محمد بن رشد، بدایة المجتهد و نهایة المقتصد، ج۱، ص۴۳؛ شوکانی، محمد بن علی، نیل الأوطار، ج۱، ص۲۶۶.</ref> در بحث [[وجوب]] یا [[استحباب]]، داشتن [[وضو]] برای کسی که می‌خواهد [[نام خدا]] را بر زبان جاری کند، مورد استناد قرار گرفته است. البته از جهت وجوب فوری بودن جواب [[سلام]]<ref>جواهری، محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۱۱.</ref>، این روایت دچار اشکال است و لازم است با [[تأمل]] با آن برخورد نمود.
روایت دوم را فرزند حارث، ابو جهیم، از حارث نقل کرده که روزی به [[رسول خدا]] {{صل}} در حالی که از قضای [[حاجت]] بر می‌گشتند، [[سلام]] کردم؛ اما ایشان قبل از جواب، [[تیمم]] نموده، سپس جواب سلامم را دادند<ref>طبرانی، المعجم الأوسط، ج۱، ص۷۸.</ref>. در دیگر [[منابع حدیثی]]<ref>بخاری، صحیح بخاری، ج۱، ص۸۷؛ مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ص۱۹۴؛ احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۱۶۹؛ ابن حبان، صحیح، ج۳، ص۸۶.</ref> این حدیث از [[ابوجهیم]] بدون اشاره به نام پدرش، به صورت مجهول «شخصی از [[اصحاب]]» نقل شده است این روایت در [[کتب فقهی]] [[اهل سنت]]<ref>قرطبی، محمد بن رشد، بدایة المجتهد و نهایة المقتصد، ج۱، ص۴۳؛ شوکانی، محمد بن علی، نیل الأوطار، ج۱، ص۲۶۶.</ref> در بحث [[وجوب]] یا [[استحباب]]، داشتن [[وضو]] برای کسی که می‌خواهد [[نام خدا]] را بر زبان جاری کند، مورد استناد قرار گرفته است. البته از جهت وجوب فوری بودن جواب [[سلام]]<ref>جواهری، محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۱۱.</ref>، این روایت دچار اشکال است و لازم است با [[تأمل]] با آن برخورد نمود.
۲۲۴٬۸۳۱

ویرایش