جز
جایگزینی متن - 'الإرشاد' به 'الارشاد'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'الإرشاد' به 'الارشاد') |
||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
صاحبنظران برای علت این [[اختلاف]]، آرای متفاوتی را ارائه دادهاند. [[ابن ابی الحدید]] در کتاب خود چنین آورده است: هنگامی که علی {{ع}} به [[شهادت]] رسید، [[فرزندان]] او از [[ترس]] اینکه مبادا [[بنیامیه]] آسیبی به قبر او براسنند، [[تصمیم]] گرفتند تا قبر او را مخفی نمایند. به این خاطر در شب دفن آن حضرت [[مردم]] را درباره محل قبر ایشان به توهمات گوناگونی انداختند. آنان تابوتی را که بوی [[کافور]] میداد بر روی شتری قرار دادند و آن را با طناب، محکم بستند. آنگاه در [[دل]] شب آن را از کوفه خارج کردند و چنین وانمود کردند که او را به مدینه میبرند تا در کنار [[فاطمه]] {{س}} دفن نمایند. آنان جنازه پوشیده شدهای را بر روی اسبی نهادند و آن را از کوفه خارج ساختند و چنین وانمود کردند که قصد دارند آن را در [[حیره]] دفن سازند. قبرهای متعددی را نیز نزدیک [[مسجد]]، دارالاماره و در خانهای از خانههای آل جعده کندند؛ بنابراین محل قبر ایشان بر مردم مخفی ماند و جز فرزندان و [[خواص]] از [[اصحاب]] آن حضرت از محل دفن ایشان [[آگاه]] نشدند. آنان پس از این اقدامات در مخفی ساختن محل دفن حضرت، در [[سحرگاه]] بیست و یکم [[ماه رمضان]] پیکر امیرالمؤمنین را از کوفه خارج ساختند و بنا به [[وصیت]] آن حضرت، ایشان را در [[نجف]]، در محلی که به «[[غری]]» معروف است دفن نمودند. این [[کارها]] موجب [[اختلاف مردم]] در محل [[قبر]] ایشان گردید<ref>شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید معتزلی، ج۴، ص۸۱.</ref>. | صاحبنظران برای علت این [[اختلاف]]، آرای متفاوتی را ارائه دادهاند. [[ابن ابی الحدید]] در کتاب خود چنین آورده است: هنگامی که علی {{ع}} به [[شهادت]] رسید، [[فرزندان]] او از [[ترس]] اینکه مبادا [[بنیامیه]] آسیبی به قبر او براسنند، [[تصمیم]] گرفتند تا قبر او را مخفی نمایند. به این خاطر در شب دفن آن حضرت [[مردم]] را درباره محل قبر ایشان به توهمات گوناگونی انداختند. آنان تابوتی را که بوی [[کافور]] میداد بر روی شتری قرار دادند و آن را با طناب، محکم بستند. آنگاه در [[دل]] شب آن را از کوفه خارج کردند و چنین وانمود کردند که او را به مدینه میبرند تا در کنار [[فاطمه]] {{س}} دفن نمایند. آنان جنازه پوشیده شدهای را بر روی اسبی نهادند و آن را از کوفه خارج ساختند و چنین وانمود کردند که قصد دارند آن را در [[حیره]] دفن سازند. قبرهای متعددی را نیز نزدیک [[مسجد]]، دارالاماره و در خانهای از خانههای آل جعده کندند؛ بنابراین محل قبر ایشان بر مردم مخفی ماند و جز فرزندان و [[خواص]] از [[اصحاب]] آن حضرت از محل دفن ایشان [[آگاه]] نشدند. آنان پس از این اقدامات در مخفی ساختن محل دفن حضرت، در [[سحرگاه]] بیست و یکم [[ماه رمضان]] پیکر امیرالمؤمنین را از کوفه خارج ساختند و بنا به [[وصیت]] آن حضرت، ایشان را در [[نجف]]، در محلی که به «[[غری]]» معروف است دفن نمودند. این [[کارها]] موجب [[اختلاف مردم]] در محل [[قبر]] ایشان گردید<ref>شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید معتزلی، ج۴، ص۸۱.</ref>. | ||
این نظرات در بین [[مردم]] متداول بود تا اینکه بعدها در [[زمان امام صادق]] {{ع}} به وسیله ایشان از این سر [[الهی]] پردهبرداری شد<ref> | این نظرات در بین [[مردم]] متداول بود تا اینکه بعدها در [[زمان امام صادق]] {{ع}} به وسیله ایشان از این سر [[الهی]] پردهبرداری شد<ref>الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۸؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، أبوالفضل بن حسن طبرسی (أمین الإسلام)، ص۲۵۶.</ref>. البته این مخفیکاریها برای به دور ماندن از جنایتهای [[دشمنان]] بود. به طوری که [[ابن عساکر]] نقل میکند: شخصی از [[محمد بن السائب]] درباره علت [[دفن]] شبانه و [[اختفاء]] [[مزار]] [[امیرالمؤمنین]] سؤال کرد. او در تعلیل آن گفت: {{متن حدیث|مَخَافَةَ أَنْ يَنْبُشَهُ الْخَوَارِجُ وَ غَيْرُهُمْ}}؛ «از [[ترس]] اینکه [[خوارج]] و دیگران او را [[نبش قبر]] نمایند»<ref>ترجمه الامام علی بن ابی طالب، ابن عساکر، ج۳، ص۳۱۲.</ref>. | ||
در پایان از آنجا که [[سید بن طاووس]] میگوید ما را کفایت میکند که [[حضرت]] در نزد [[پیامبر]] مدفوناند، پس حال که چنین است برای [[زیارت]] آن حضرت خوب است بگوییم: «[[سلام]] بر تو ای بانوی [[زنان]] [[جهان]]! سلام بر تو ای [[مادر]] [[حجتهای خداوند]] بر تمامی [[مردمان]]. سلام بر تو ای ستمدیدهای که از حقش باز داشته شده است. بعد بگو: خداوندا، بر کنیزت و دختر پیامبرت و [[همسر]] [[جانشین]] پیامبرت [[درود]] بفرست! درودی که او را از [[بندگان]] گرامیات - از [[اهل]] [[آسمانها]] و [[زمین]] – نزدیکتر گرداند»<ref>{{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا وَالِدَةَ الْحُجَجِ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَمْنُوعَةُ حَقُّهَا. ثُمَّ قُلِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمَتِكَ وَ ابْنَةِ نَبِيِّكَ وَ زَوْجَةِ وَصِيِّ نَبِيِّكَ صَلَاةً تُزْلِفُهَا فَوْقَ زُلْفَى عِبَادِكَ الْمُكْرَمِينَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلِ الْأَرَضِينَ}}؛ بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی، ج۹۷، ص۱۹۹.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۵ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی ج۵]]، ص ۱۸۱۴.</ref> | در پایان از آنجا که [[سید بن طاووس]] میگوید ما را کفایت میکند که [[حضرت]] در نزد [[پیامبر]] مدفوناند، پس حال که چنین است برای [[زیارت]] آن حضرت خوب است بگوییم: «[[سلام]] بر تو ای بانوی [[زنان]] [[جهان]]! سلام بر تو ای [[مادر]] [[حجتهای خداوند]] بر تمامی [[مردمان]]. سلام بر تو ای ستمدیدهای که از حقش باز داشته شده است. بعد بگو: خداوندا، بر کنیزت و دختر پیامبرت و [[همسر]] [[جانشین]] پیامبرت [[درود]] بفرست! درودی که او را از [[بندگان]] گرامیات - از [[اهل]] [[آسمانها]] و [[زمین]] – نزدیکتر گرداند»<ref>{{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا وَالِدَةَ الْحُجَجِ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَمْنُوعَةُ حَقُّهَا. ثُمَّ قُلِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَمَتِكَ وَ ابْنَةِ نَبِيِّكَ وَ زَوْجَةِ وَصِيِّ نَبِيِّكَ صَلَاةً تُزْلِفُهَا فَوْقَ زُلْفَى عِبَادِكَ الْمُكْرَمِينَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلِ الْأَرَضِينَ}}؛ بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی، ج۹۷، ص۱۹۹.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۵ (کتاب)|فرهنگنامه فاطمی ج۵]]، ص ۱۸۱۴.</ref> | ||