نزول قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'احداث' به 'احداث'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
جز (جایگزینی متن - 'احداث' به 'احداث')
خط ۱۸۹: خط ۱۸۹:
در پاسخ به این [[استدلال]] می‌توان گفت که اگر چه امروزه در [[عرف]] [[مسلمین]] هرگاه کلمه قرآن را به کار می‌برند، انصراف به [[کتاب آسمانی]] حاوی ۱۱۴ [[سوره]] دارد، اما در اصل و کاربردهای اولیه چنین نبوده است؛ قرآن [[کلام الهی]] است که [[خداوند]] آن را به تدریج بر [[حضرت محمد]] {{صل}} نازل کرده و به آن تحدّی نموده است. همان طور که یک سوره، قرآن است، یک آیه هم قرآن است و حتی بخشی از یک آیه را نیز می‌توان قرآن نام نهاد<ref>ر. ک: القرآن الکریم و روایات المدرسین، سید مرتضی عسکری، تهران، شرکت توحید للنشر، ۱۴۱۵ ﻫ، ج ۱، ص۲۶۱.</ref>. شاید بتوان گفت که در [[قرآن]] هیچ آیه‌ای وجود ندارد که در آن واژه قرآن به مجموع آنچه امروزه قرآنش می‌نامیم اطلاق شده باشد،؛ چراکه تا [[روز]] [[نزول آیه]] مربوطه، همه قرآن نازل نشده بود. بنا بر این، آیاتی که حاکی از نزول قرآن در [[شب قدر]] و [[ماه رمضان]] است، مربوط به آغاز نزول قرآن می‌باشد،؛ چراکه بعض القرآن هم قرآن است.
در پاسخ به این [[استدلال]] می‌توان گفت که اگر چه امروزه در [[عرف]] [[مسلمین]] هرگاه کلمه قرآن را به کار می‌برند، انصراف به [[کتاب آسمانی]] حاوی ۱۱۴ [[سوره]] دارد، اما در اصل و کاربردهای اولیه چنین نبوده است؛ قرآن [[کلام الهی]] است که [[خداوند]] آن را به تدریج بر [[حضرت محمد]] {{صل}} نازل کرده و به آن تحدّی نموده است. همان طور که یک سوره، قرآن است، یک آیه هم قرآن است و حتی بخشی از یک آیه را نیز می‌توان قرآن نام نهاد<ref>ر. ک: القرآن الکریم و روایات المدرسین، سید مرتضی عسکری، تهران، شرکت توحید للنشر، ۱۴۱۵ ﻫ، ج ۱، ص۲۶۱.</ref>. شاید بتوان گفت که در [[قرآن]] هیچ آیه‌ای وجود ندارد که در آن واژه قرآن به مجموع آنچه امروزه قرآنش می‌نامیم اطلاق شده باشد،؛ چراکه تا [[روز]] [[نزول آیه]] مربوطه، همه قرآن نازل نشده بود. بنا بر این، آیاتی که حاکی از نزول قرآن در [[شب قدر]] و [[ماه رمضان]] است، مربوط به آغاز نزول قرآن می‌باشد،؛ چراکه بعض القرآن هم قرآن است.


# یکی از محققان مثال خوبی برای این مطلب ذکر کرده است که بیان آن خالی از فایده نیست. ایشان می‌گوید که اگر شخصی که مشغول [[احداث]] قنات است، هنگام بیرون آمدن آب قنات بگوید: "آب قنات [[روز جمعه]] بیرون آمد"، آیا معنای این سخن آن است که همه آب قنات روز جمعه بیرون آمد؟ البته که نه، بلکه معنای آن سخن این است که شروع بیرون آمدن آب قنات، روز جمعه بوده است،؛ چراکه بیرون آمدن آب قنات تدریجی است و ممکن نیست همه آبی که در طول سال‌ها بیرون خواهد آمد، روز جمعه از قنات خارج شود و این خود قرینه‌ای است بر اینکه مقصود از این سخن که می‌گوییم: "آب قنات روز جمعه بیرون آمد". این است که بیرون آمدن آب قنات روز جمعه شروع شده است و این نه مجاز است و نه لازم است که کلمه‌ای نظیر "بعض" در تقدیر باشد؛ زیرا آن قسمت از آب قنات که روز جمعه بیرون می‌آید، در [[حقیقت]] آب قنات است و اطلاق آب قنات بر آن، اطلاق [[حقیقی]] است نه مجازی و این مطلب در همه امور تدریجی صادق و جاری است<ref>صالحی نجف‌آبادی، «نظریه‌ای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، ص۷۵ ـ ۷۴.</ref>.
# یکی از محققان مثال خوبی برای این مطلب ذکر کرده است که بیان آن خالی از فایده نیست. ایشان می‌گوید که اگر شخصی که مشغول احداث قنات است، هنگام بیرون آمدن آب قنات بگوید: "آب قنات [[روز جمعه]] بیرون آمد"، آیا معنای این سخن آن است که همه آب قنات روز جمعه بیرون آمد؟ البته که نه، بلکه معنای آن سخن این است که شروع بیرون آمدن آب قنات، روز جمعه بوده است،؛ چراکه بیرون آمدن آب قنات تدریجی است و ممکن نیست همه آبی که در طول سال‌ها بیرون خواهد آمد، روز جمعه از قنات خارج شود و این خود قرینه‌ای است بر اینکه مقصود از این سخن که می‌گوییم: "آب قنات روز جمعه بیرون آمد". این است که بیرون آمدن آب قنات روز جمعه شروع شده است و این نه مجاز است و نه لازم است که کلمه‌ای نظیر "بعض" در تقدیر باشد؛ زیرا آن قسمت از آب قنات که روز جمعه بیرون می‌آید، در [[حقیقت]] آب قنات است و اطلاق آب قنات بر آن، اطلاق [[حقیقی]] است نه مجازی و این مطلب در همه امور تدریجی صادق و جاری است<ref>صالحی نجف‌آبادی، «نظریه‌ای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، ص۷۵ ـ ۷۴.</ref>.
# یکی دیگر از [[دلایل]] طرفداران نزول دفعی این است که إنزال به معنای نزول دفعی و [[تنزیل]] به معنای نزول تدریجی است و در قرآن، نزول قرآن در شب قدر و [[ماه مبارک رمضان]] با صیغه إنزال گزارش شده است؛ بنا بر این، این [[آیات]] دلالت دارند که [[خداوند]] [[قرآن]] را به طور یک‌جا و یک‌پارچه در [[شب قدر]] بر [[پیامبر]] {{صل}} نازل کرده و سپس به تدریج نیز بر آن [[حضرت]] [[وحی]] نموده است<ref>ر. ک: محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج ۲، ص۱۸ ـ ۱۷؛ ج ۲۰، ص۴۶۹.</ref>.در پاسخ به این [[استدلال]] باید گفت که چنین فرقی بین صیغه إنزال و [[تنزیل]] مورد [[تأیید]] لغت‌پژوهان نیست و تنها در برخی از کتب لغت، آن هم با استناد به قول بعضی از [[مفسّران]]، چنین مطلبی بیان شده است. این در حالی است که منابع اصیل و معتبر لغوی بر عدم [[اختلاف]] معنا بین إنزال و تنزیل اشاره دارند. علاوه بر این، کاربردهای این واژه در قرآن نیز نشانگر آن است که چنین تفاوتی در کاربرد این دو صیغه مورد نظر نبوده است، برای مثال [[باران]] که یک امر تدریجی است، یعنی آب به تدریج از [[آسمان]] فرو می‌ریزد، گاهی با لفظ إنزال و گاهی با لفظ تنزیل گزارش شده است: {{متن قرآن|الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}} <ref> آنکه زمین را برای شما بستر و آسمان را سرپناهی ساخت و از آسمان، آبی فرو فرستاد که با آن از میوه‌ها برای شما روزی‌یی برآورد، پس برای خداوند، دانسته همتایانی نیاورید؛ سوره بقره، آیه: ۲۲.</ref>، {{متن قرآن| وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَکًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِیدِ}} <ref>و از آسمان، آبی خجسته فرو فرستادیم آنگاه با آن بوستان‌ها و دانه درویدنی رویاندیم؛ سوره ق، آیه: ۹.</ref>.
# یکی دیگر از [[دلایل]] طرفداران نزول دفعی این است که إنزال به معنای نزول دفعی و [[تنزیل]] به معنای نزول تدریجی است و در قرآن، نزول قرآن در شب قدر و [[ماه مبارک رمضان]] با صیغه إنزال گزارش شده است؛ بنا بر این، این [[آیات]] دلالت دارند که [[خداوند]] [[قرآن]] را به طور یک‌جا و یک‌پارچه در [[شب قدر]] بر [[پیامبر]] {{صل}} نازل کرده و سپس به تدریج نیز بر آن [[حضرت]] [[وحی]] نموده است<ref>ر. ک: محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج ۲، ص۱۸ ـ ۱۷؛ ج ۲۰، ص۴۶۹.</ref>.در پاسخ به این [[استدلال]] باید گفت که چنین فرقی بین صیغه إنزال و [[تنزیل]] مورد [[تأیید]] لغت‌پژوهان نیست و تنها در برخی از کتب لغت، آن هم با استناد به قول بعضی از [[مفسّران]]، چنین مطلبی بیان شده است. این در حالی است که منابع اصیل و معتبر لغوی بر عدم [[اختلاف]] معنا بین إنزال و تنزیل اشاره دارند. علاوه بر این، کاربردهای این واژه در قرآن نیز نشانگر آن است که چنین تفاوتی در کاربرد این دو صیغه مورد نظر نبوده است، برای مثال [[باران]] که یک امر تدریجی است، یعنی آب به تدریج از [[آسمان]] فرو می‌ریزد، گاهی با لفظ إنزال و گاهی با لفظ تنزیل گزارش شده است: {{متن قرآن|الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلَّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}} <ref> آنکه زمین را برای شما بستر و آسمان را سرپناهی ساخت و از آسمان، آبی فرو فرستاد که با آن از میوه‌ها برای شما روزی‌یی برآورد، پس برای خداوند، دانسته همتایانی نیاورید؛ سوره بقره، آیه: ۲۲.</ref>، {{متن قرآن| وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَکًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِیدِ}} <ref>و از آسمان، آبی خجسته فرو فرستادیم آنگاه با آن بوستان‌ها و دانه درویدنی رویاندیم؛ سوره ق، آیه: ۹.</ref>.
# دلیل دیگر طرفداران نزول دفعی این است که [[آیات]] {{متن قرآن|لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}} <ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی؛ سوره قیامت، آیه: ۱۶.</ref> و {{متن قرآن|فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا}} <ref> پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!؛ سوره طه، آیه: ۱۱۴.</ref> دالّ بر این است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} زودتر از [[جبرئیل]] [[آیات قرآن]] را بر زبان می‌آوردند و لازمه این امر آن است که ایشان قبل از [[نزول تدریجی قرآن]]، به آیات قرآن عالم بوده باشند، بنا بر این مجموع [[قرآن]] قبل از نزول تدریجی بر ایشان [[وحی]] شده بود. از این [[استدلال]] چنین برداشت می‌شود که این دسته از قائلانِ به نزول دفعی صرفاً به نزول دفعی [[حقیقت]] کلی قرآن بر [[پیامبر]] {{صل}} اکتفا نکرده‌اند، بلکه معتقدند که پیامبر {{صل}} به همه الفاظ [[آیات]] و سور قرآن نیز [[آگاهی]] داشته است. البته لازم به ذکر است که مضمون این استدلال در برخی از [[روایات]] نیز آمده است<ref>ر. ک: مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۹، ص۳۸؛ ج ۵۳، ص۱.</ref>. در [[تفسیر المیزان]] نیز تصریح شده است که اگر پیامبر {{صل}} قبلاً نسبت به قرآن آگاهی نداشت، [[عجله]] به [[قرائت قرآن]] در آیات [[سوره طه]] و [[سوره قیامت]] معنا ندارد<ref>طباطبایی، المیزان، ج ۱۴، ص۲۳۱، ذیل آیۀ ۱۱۴ سورۀ طه.</ref>.
# دلیل دیگر طرفداران نزول دفعی این است که [[آیات]] {{متن قرآن|لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ}} <ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی؛ سوره قیامت، آیه: ۱۶.</ref> و {{متن قرآن|فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا}} <ref> پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!؛ سوره طه، آیه: ۱۱۴.</ref> دالّ بر این است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} زودتر از [[جبرئیل]] [[آیات قرآن]] را بر زبان می‌آوردند و لازمه این امر آن است که ایشان قبل از [[نزول تدریجی قرآن]]، به آیات قرآن عالم بوده باشند، بنا بر این مجموع [[قرآن]] قبل از نزول تدریجی بر ایشان [[وحی]] شده بود. از این [[استدلال]] چنین برداشت می‌شود که این دسته از قائلانِ به نزول دفعی صرفاً به نزول دفعی [[حقیقت]] کلی قرآن بر [[پیامبر]] {{صل}} اکتفا نکرده‌اند، بلکه معتقدند که پیامبر {{صل}} به همه الفاظ [[آیات]] و سور قرآن نیز [[آگاهی]] داشته است. البته لازم به ذکر است که مضمون این استدلال در برخی از [[روایات]] نیز آمده است<ref>ر. ک: مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۹، ص۳۸؛ ج ۵۳، ص۱.</ref>. در [[تفسیر المیزان]] نیز تصریح شده است که اگر پیامبر {{صل}} قبلاً نسبت به قرآن آگاهی نداشت، [[عجله]] به [[قرائت قرآن]] در آیات [[سوره طه]] و [[سوره قیامت]] معنا ندارد<ref>طباطبایی، المیزان، ج ۱۴، ص۲۳۱، ذیل آیۀ ۱۱۴ سورۀ طه.</ref>.
۲۲۶٬۶۷۴

ویرایش