آیا قرآن در دوران کتمان رسالت نازل شده است؟

از جمله چیزهایی که بر عدم نزول قرآن در دوران کتمان دلالت می‌کند، این است که در تمام آیاتی که پیش از سوره حجر نازل شده، چیزی نمی‌یابیم که متناسب با دوران کتمان باشد.

سوره حجر، که به ترتیب پنجاه و چهارمین سوره قرآن می‌باشد و در آخر آن آمده است: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ[۱]. و سوره شعراء که چهل و هفتمین سوره قرآن می‌باشد و پیش از حجر در ترتیب نزول است، در اواخر آن آمده است: ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[۲] که همه اینها با شرایط دوران کتمان سازگاری ندارد از خصوصیات سوره‌های مکی - از جمله سوره‌های مذکور - این است که خطاب‌های آن متوجه مشرکین است و با آنها به خاطر کفرشان و انکار مبدأ و معاد جدال و بحث می‌کند و این چیزی است که با کتمان تناسبی ندارد بلکه با اعلان متناسب است.

پس سوره‌های نمل و قصص و إسراء و یونس و هود و یوسف و حتّی سوره حجر که از سوره‌های نازل شده پس از شعراء می‌باشد، با مشرکین گفتگو کرده و آنها را ملامت می‌کند. به خصوص که سوره حجر در ابتدا می‌گوید: ﴿رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ[۳]

آیا چیزی از حالت کتمان در این آیات به چشم می‌خورد؟! بلکه [[علامه طباطبائی]] در تفسیر المیزان در معرفی سوره حجر می‌نویسد: «این سوره مشتمل بر سخنانی درباره استهزای نبی اکرم(ص) به وسیله کفار و مجنون خواندن وی می‌باشد و قرآن آن را نفی کرده و از یاوه‌سرایی‌های کفار دانسته است. پس در این آیات نبی اکرم(ص) به صبر و ثابت قدم و گذشت از کفار سفارش شده است و به وی تسلیت گفته شده و از مقامش به بزرگی یاد شده است و از انذار و تبشیرسخن به میان آمده است.

علّامه فرموده است: این سوره مشتمل بر قول خداوند کریم است که می‌فرماید: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ[۴]. آیه با آنچه که در تاریخ ضبط شده است مبنی بر این که سه یا چهار یا پنج سال اولی بعثت،رسالت خویش را مخفی نگاه می‌داشت و دعوتش را علنی نمی‌کرد، مطابقت دارد و این به خاطر سختی کار برای او بوده است و تنها کسانی که امید به هدایت آنها را داشته، به طور مخفیانه به اسلام دعوت می‌کرده است، تا این که خداوند به او اجازه و مأموریت داد که دعوتش را علنی کند.

علّامه فرموده است: «روایات وارده از سوی شیعه و سنی دلالت می‌کنند بر این که آن حضرت(ص) در سال‌های اولیه بعثت، رسالت خویش را مخفی نگاه می‌داشت و دعوت علنی نداشت تا این که خداوند دستور داد: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ[۵] ﴿إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ[۶].[۷].

ایشان بیان نکرده است که اگر افراد را به صورت انفرادی و مخفیانه از میان افرادی که امید به هدایت آنها داشته دعوت می‌کرده است، پس مسخره کنندگان کجا بوده‌اند و به چه چیزی او را مسخره می‌کرده‌اند؟ و مسخره و استهزای آنها چگونه بوده است که رسول اکرم(ص) علیه آنها نفرین کرد و خداوند او را از شر ایشان و شرّ استهزائشان تأمین نموده است؟ و اگر آخر این سوره، ابتدای اذن به دعوت عمومی بوده است، پس این که سوره برای دلداری دادن و دعوت به بردباری و شکیبایی رسول اکرم(ص) بوده است، چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟!

این اشکال تنها متوجه علّامه طباطبائی نیست، بلکه تقریبا همه همین سخنان را گفته‌اند، بدون این که در صدد تبیین این ابهام و اجمال باشند.

شاید که توجه به این اشکال و برای دفع آن سید مرتضی در الصحیح گفته است: بعد از آنکه خویشاوندان نزدیکش را انذار کرد،امر نبوت وی در مکه منتشر شد و قریش به مسخره کردن و استهزا و تهمت زدن به وی پرداختند[۸].

قبل از او سید حسنی در سیرة المصطفی می‌گوید: بعد از آنکه پیامبر اکرم ۹ به دعوت خویشاوندان نزدیک پرداخت، تمام مردم مکه درباره دعوت آن حضرت صحبت می‌کردند.

اخبار آن به خارج از مکه هم سرایت کرده بود و این امر بر کسی از اهل مکه مخفی نمانده بود؛ بعد از آنکه دعوت خویش را به صورت علنی در مورد پسر عموها و خویشاوندانش به اجرا درآورد[۹].

معنای آن این است که اوضاع و احوال بعد از دعوت خویشاوندان نسبت به قبل از آن تغییر کرده بود و دعوت، بعد از آنکه به صورت مخفیانه و سرّی بود، به صورت آشکار و علنی درآمد. در حالی که به نظر نمی‌رسد که در آنچه قبل یا بعد از آن وحی شده است، فرق چندانی ایجاد شده باشد. بلکه هر دو را به یک صورت می‌بینیم.

در ابتدای سوره شعراء می‌بینیم که می‌گوید: ﴿لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ[۱۰]، ﴿إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ[۱۱]، ﴿وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ[۱۲]، ﴿فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ[۱۳].

و در اواخر آن می‌گوید: ﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الأَوَّلِينَ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الأَلِيمَ فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ثُمَّ جَاءَهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ لَهَا مُنذِرُونَ ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ[۱۴].

این همه خطاب و عتاب و بلکه تهدید به عذاب و تمام راه‌های عذر و بهانه را به وسیله‌ انذار بستن چه معنایی دارد؟ و آیا در تمام این آیات چیزی از کتمان و مخفی کاری به چشم می‌خورد؟ و آیا آیه آخر این معنا را می‌رساند که آغوشش را برای پذیرش مؤمنانی که تنها با دعوت خاصه، از او پیروی کرده‌اند، بگشاید؟ یا این که تنها برای خویشاوندان نزدیک که با دعوت خاصه از او پیروی کرده‌اند، آغوشش را بگشاید؟ یا این که به اطلاق و عموم آیه تمسک شود؟

علامه طباطبائی در تفسیرش، در تعیین غرض این سوره گفته است: آنها گاهی او را مجنون خوانده‌اند و گاهی گفته‌اند که شاعر است. و در این سوره آنها را تهدید کرده است و برای نمونه داستان‌های بعضی از انبیاء از قبیل: موسی، ابراهیم، نوح، هود، صالح و لوط و شعیب(ص) را نقل کرده است و نشان داده که عاقبت کار تکذیب کنندگان چگونه بوده تا از این طریق به نبی اکرم(ص) تسلّی خاطر بدهد و تکذیب شدن از سوی بیشتر افراد قومش او را ناراحت نکند. این سوره از اوایل سوره‌های مکی است و مشتمل بر قول خداوند متعال است که: ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[۱۵].[۱۶]

سپس وی بیان نکرده است که تکذیب اکثر افراد قوم چه وقت بوده است؟ و مکذّبان کجا بوده‌اند؟ و چه چیزی را تکذیب می‌کرده‌اند؟ و از چه چیزی عبرت بگیرند؟ در حالی که آن حضرت تا قبل از نزول این آیات به دعوت از خویشاوندان نزدیک خویش نپرداخته بوده بلکه بعد از نزول آیات آخر این سوره - بنابر فرض - به این امر مبادرت ورزیده، در این صورت چگونه می‌توان بین اینها را جمع کرد؟! همچنین چگونه می‌توان گفت که این سوره از اوایل سوره‌های مکی است در حالی که نزول آن از سال سوم تا پنجم بعثت مورد تردید واقع شده است؟!

سوره‌ای که به ترتیب قبل از شعراء نازل شده است، سوره واقعه می‌باشد و این سوره در ابتدا مردم را در قیامت به سه دسته تقسیم می‌کند: ﴿وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً[۱۷]، ﴿فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ[۱۸]، ﴿وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ[۱۹]، ﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ[۲۰]، ﴿أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ[۲۱]، ﴿ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ[۲۲]

سپس سابقین از اصحاب یمین را تقسیم می‌کند به: ﴿ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ[۲۳]، ﴿وَقَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ[۲۴]. و دوباره می‌گوید: ﴿لِأَصْحَابِ الْيَمِينِ[۲۵]، ﴿ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ[۲۶]، ﴿وَثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ[۲۷]، ﴿وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ[۲۸]، ﴿فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ[۲۹]، ﴿وَظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ[۳۰]، ﴿لَا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ[۳۱].

هم چنان به بیان اوصاف و علامات می‌پردازد و می‌گوید: «فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ وَ أَمَّا إِنْ کانَ مِنْ أَصْحابِ الْیمِینِ فَسَلامٌ لَک مِنْ أَصْحابِ الْیمِینِ وَ أَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکذِّبِینَ الضَّالِّینَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ وَ تَصْلِیةُ جَحِیمٍ»[۳۲]؛ اما اگر از مقربان باشد در آسایش و از نعمت‌های بهشت متنعم است. اما اگر از گروه خوشبختان بود پس سلام بر تو باد از گروه خوشبختان اما اگر از تکذیب کنندگان گمراه باشد در ورود به دوزخ با آب جوشان از او پذیرایی شود.

معنای اولین و آخرین از سابقین در میان اصحاب یمین چیست؟ آیا تمام آنها کسانی هستند که به دعوت خصوصی و مخفیانه پیامبر اکرم(ص) جواب مثبت داده‌اند؟ آنها چه کسانی بوده‌اند؟ چند نفر بوده‌اند؟ معنای اصحاب شمال که دعوت شامل آنها نشده است، چیست؟ و همچنین تکلیف سایر سوره‌هایی که قبل از واقعه نازل شده‌اند، چیست؟

لکن در مقابل تمام اینها، آنچه که مرحله اول از دعوت سرّی و نزول قرآن در آن را تأیید می‌کند، این است که از یک طرف، تناسب کمّی بین مقدار آیات نازل شده تا سوره حجر و مدت زمان نزول این آیات وجود دارد، و از سوی دیگر تناسبی وجود ندارد و یا حد اقل بعید به نظر می‌رسد که دعوت از خویشاوندان نزدیک بر حسب آیه ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[۳۳] حاصل شده باشد؛ زیرا سوره شعراء چهل و هفتمین سوره نازل شده می‌باشد و مرحله قبل از آن به صورت دعوت سرّی نبوده است؛ یعنی این آیه در حدود سه سال پس از دعوت علنی و عمومی نازل شده است که این با دعوت خصوصی خویشاوندان پس از این مدت طولانی متناسب نیست. مگر این که بگوییم این دعوت خصوصی برای اتمام حجت علیه آنها بوده و می‌خواسته که وصی خویش را از میان آنها انتخاب کند و به این وسیله برای آنها اثبات شود که دعوت او از سوی عالم غیب است و او به استمرار کار خویش اطمینان دارد، و برای همین، به وصی برای بعد از خود احتیاج دارد. آری، همین نظر صحیح است که در آینده درباره آن بحث خواهیم کرد.[۳۴]

  1. «از این روی آنچه فرمان می‌یابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان» سوره حجر، آیه ۹۴.
  2. «و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  3. «بسا کافران آرزو کنند که مسلمان می‌بودند آنان را واگذار تا بخورند و بهره گیرند و آرزو سرگرمشان دارد، زودا که بدانند و ما هیچ شهری را نابود نکردیم مگر که سرنوشتی معیّن داشت هیچ امّتی از زمانه خود نه پیش و نه واپس می‌افتد و گفتند: ای آنکه بر تو این قرآن را فرو فرستاده‌اند، بی‌گمان تو دیوانه‌ای! اگر راست می‌گویی چرا فرشتگان را برای ما نیاوردی؟» سوره حجر، آیه ۲-۷.
  4. «از این روی آنچه فرمان می‌یابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان» سوره حجر، آیه ۹۴.
  5. «از این روی آنچه فرمان می‌یابی آشکار کن و از مشرکان روی بگردان» سوره حجر، آیه ۹۴.
  6. «ما تو را در برابر ریشخندکنندگان بسنده‌ایم» سوره حجر، آیه ۹۵.
  7. المیزان، ج۱۲، ص۹۵-۹۶.
  8. الصحیح، ج۲، ص۲۶.
  9. سیرة المصطفی، ص۱۳۳.
  10. «مبادا خود را از اینکه (مشرکان) ایمان نمی‌آورند به هلاکت افکنی» سوره شعراء، آیه ۳.
  11. «اگر بخواهیم از آسمان بر آنان نشانه ای فرو می‌فرستیم تا فروتنانه بدان گردن نهند» سوره شعراء، آیه ۴.
  12. «و هیچ یادکرد تازه‌ای از سوی (خداوند) بخشنده برای آنان نیامد مگر آنکه از آن رویگردان بودند» سوره شعراء، آیه ۵.
  13. «به یقین (آن را) دروغ شمردند و به زودی اخبار آنچه بدان ریشخند می‌کردند به آنان خواهد رسید» سوره شعراء، آیه ۶.
  14. «و روح الامین (جبرئیل) آن را به زبان عربی فصیح بر قلب تو نازل کرده است تا از انذارکنندگان باشی. به راستی وصف آن در کتاب‌های پیشینیان نیز آمده است، آیا همین نشانه کافی نیست که علمای بنی اسرائیل به خوبی از آن خبر دارند. اگر آن را بر یکی از عجمیان نازل می‌کردیم و برای شان می‌خواند به آن ایمان نمی‌آوردند. بدین گونه قرآن را در دل گنهکاران وارد می‌کنیم آنها قبل از دیدن عذاب دردناکی که از آن غافل بوده‌اند و ناگهان به آنها می‌رسید ایمان نمی‌آوردند. می‌گویند: «آیا مهلتی به ما داده خواهد شد؟ چرا برای رسیدن به عذاب ما شتاب می‌کنند؟ دیدید اگر چند سالی بهره‌مندشان ساختیم آنگاه عذابی که وعده داده شده است به آنها رسید، این بهره‌ای نیست که برایشان مفید و مدافع آنها واقع شود. هیچ قریه‌ای را هلاک نکردیم مگر این که هشداردهندگانی فرستادیم تا پندی باشد؛ زیرا ما ستم نمی‌کنیم. شیاطین هرگز این قرآن را نیاوردند و سزاوار آنها نیست و چنین کاری نمی‌توانستند، آنان از پنهانی گوش فرا دادن برکنارند. هیچ معبودی را با خدا مخوان که از گروه عذاب‌شوندگان خواهی بود. خویشاوندان نزدیکت را هشدار بده و بال بر سر مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند بگستر» سوره شعراء، آیه ۱۹۳-۲۱۵.
  15. «و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  16. المیزان، ج۱۵، ۲۴۹-۲۵۰.
  17. «و شما گونه‌های سه‌گانه خواهید بود» سوره واقعه، آیه ۷.
  18. «(یکی) خجستگان، و خجستگان کیستند؟» سوره واقعه، آیه ۸.
  19. «و (دیگر) ناخجستگان، و ناخجستگان کیستند؟» سوره واقعه، آیه ۹.
  20. «و (سوم) پیشتازان پیشتاز» سوره واقعه، آیه ۱۰.
  21. «آنانند که نزدیکان (به خداوند) اند» سوره واقعه، آیه ۱۱.
  22. «پروردگار کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند آنان را به (پاداش) ایمانشان راهنمایی می‌کند؛ از بن (جایگاه) آنان در بوستان‌های پرنعمت جویبارها روان است» سوره یونس، آیه ۹.
  23. «دسته‌ای بسیار از پیشینیانند» سوره واقعه، آیه ۱۳.
  24. «و اندکی از پسینیان» سوره واقعه، آیه ۱۴.
  25. «برای راستیان» سوره واقعه، آیه ۳۸.
  26. «دسته‌ای بسیار از پیشینیانند» سوره واقعه، آیه ۳۹.
  27. «و بسیاری از پسینیان» سوره واقعه، آیه ۴۰.
  28. «و چپیان، کیانند چپیان؟» سوره واقعه، آیه ۴۱.
  29. «در تفبادی و آبی داغند» سوره واقعه، آیه ۴۲.
  30. «و سایه‌ای از دود بسیار سیاه» سوره واقعه، آیه ۴۳.
  31. «که نه سرد است و نه خوش» سوره واقعه، آیه ۴۴.
  32. واقعه (۵۶)، ۸۸-۹۴.
  33. «و نزدیک‌ترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.
  34. یوسفی غروی، محمد هادی، تاریخ تحقیقی اسلام، ج۱، ص۳۳۲-۳۳۸.
بازگشت به صفحهٔ «نزول قرآن».