حکومت عباسیان: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۹ سپتامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'خآدمی' به 'خادمی'
جز (جایگزینی متن - 'خآدمی' به 'خادمی')
خط ۱۵۶: خط ۱۵۶:


== [[سرنوشت]] [[خاندان مروان]] ==
== [[سرنوشت]] [[خاندان مروان]] ==
مروان پیش از هلاکتش [[زنان]] و [[دختران]] خود را در کنیسه‌ای گذاشت و خآدمی را بر آنان گماشت و به او دستور داد پس از کشته شدنش آنان را نیز به [[قتل]] رساند.
مروان پیش از هلاکتش [[زنان]] و [[دختران]] خود را در کنیسه‌ای گذاشت و خادمی را بر آنان گماشت و به او دستور داد پس از کشته شدنش آنان را نیز به [[قتل]] رساند.
[[عامر بن اسماعیل]] آن [[خادم]] به همراه زنان و دختران مروان را دستگیر و نزد [[صالح بن علی بن عبدالله بن عباس]] فرستاد. هنگامی که بر او وارد شدند دختر بزرگ مروان گفت: ای عموی [[امیرالمؤمنین]]! [[خداوند]] هر چه را از امر تو [[دوست]] داری برای تو نگه دارد، ما دختران تو و دختران [[برادر]] تو و پسر عموی تو می‌باشیم و [[انتظار]] داریم که [[عفو]] و [[بخشش]] شما نسبت به ما به اندازه ستمی باشد که ما بر شما کردیم.
[[عامر بن اسماعیل]] آن [[خادم]] به همراه زنان و دختران مروان را دستگیر و نزد [[صالح بن علی بن عبدالله بن عباس]] فرستاد. هنگامی که بر او وارد شدند دختر بزرگ مروان گفت: ای عموی [[امیرالمؤمنین]]! [[خداوند]] هر چه را از امر تو [[دوست]] داری برای تو نگه دارد، ما دختران تو و دختران [[برادر]] تو و پسر عموی تو می‌باشیم و [[انتظار]] داریم که [[عفو]] و [[بخشش]] شما نسبت به ما به اندازه ستمی باشد که ما بر شما کردیم.


خط ۱۸۲: خط ۱۸۲:


== [[خادم]] مروان ==
== [[خادم]] مروان ==
[[مسعودی]] نقل کرده است: عبدالله [[برادر]] خود را به همراه عامر بن اسماعیل که یکی از [[شیعیان]] [[اهل]] [[خراسان]] بود به [[مصر]] فرستاد که در «بو صیر» به مروان رسیدند و او را کشتند و اهل و نزدیکانش را نیز به [[قتل]] رساندند و بر آن کنیسه که [[دختران]] و [[زنان]] او در آنجا بودند، [[یورش]] بردند و خآدمی را در آنجا یافتند که در دست او شمشیری کشیده بود که در ورود به کنیسه از آنها [[سبقت]] گرفت، او را گرفتند و از او سؤال کردند.
[[مسعودی]] نقل کرده است: عبدالله [[برادر]] خود را به همراه عامر بن اسماعیل که یکی از [[شیعیان]] [[اهل]] [[خراسان]] بود به [[مصر]] فرستاد که در «بو صیر» به مروان رسیدند و او را کشتند و اهل و نزدیکانش را نیز به [[قتل]] رساندند و بر آن کنیسه که [[دختران]] و [[زنان]] او در آنجا بودند، [[یورش]] بردند و خادمی را در آنجا یافتند که در دست او شمشیری کشیده بود که در ورود به کنیسه از آنها [[سبقت]] گرفت، او را گرفتند و از او سؤال کردند.
گفت: [[امیرالمؤمنین]] (مروان) مرا امر کرده است که اگر کشته شد، تمام دختران و زنانش را به قتل رسانم پیش از آنکه شما به آنان برسید.
گفت: [[امیرالمؤمنین]] (مروان) مرا امر کرده است که اگر کشته شد، تمام دختران و زنانش را به قتل رسانم پیش از آنکه شما به آنان برسید.
خواستند آن خادم را بکشند، گفت: مرا نکشید که اگر مرا کشتید [[میراث]] [[رسول خدا]] {{صل}} را از دست می‌دهید.
خواستند آن خادم را بکشند، گفت: مرا نکشید که اگر مرا کشتید [[میراث]] [[رسول خدا]] {{صل}} را از دست می‌دهید.
۲۲۷٬۷۶۶

ویرایش