←پانویس
(←پانویس) |
|||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
بعد از [[نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[خداوند]] به [[پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] میدهد [[خویشان]] و نزدیکانش را هشدار دهد و به [[اسلام]] بخواند. [[پیامبر]] برای انجام این [[مأموریت الهی]]، حدود [[چهل]] نفر از [[اولاد]] [[عبدالمطلب]] را به خانۀ خود، یا خانۀ [[ابوطالب]] [[دعوت]] کرد و غذایی برایشان فراهم ساخت؛ اما به دلایلی [[توفیق]] نیافت از [[رسالت]] خویش سخن بگوید. به ناچار [[شب]] بعد نیز آنان را [[دعوت]] کرد. این بار موفق شد و میهمانان را پس از [[غذا]]، [[انذار]] کرد و فرمود: "ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من مأمورم شما را [[انذار]] کنم و [[بشارت]] دهم: [[اسلام]] آورید و فرمانم بَرید تا [[راهنمایی]] شوید!" آنگاه از آنان یاریطلبید و سه بار فرمود: "هر کس یاریام کند، [[برادر]] و [[وصی]] و [[خلیفه]] من خواهد بود". ولی هر بار فقط [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} برمیخاست و اعلام [[آمادگی]] میکرد. سرانجام [[پیامبر]] {{صل}} به [[علی]] {{ع}} اشاره کرد و فرمود: «این، [[برادر]] و [[وارث]] و [[وصی]] و [[وزیر]] و [[خلیفه]] من در میان شما است. به سخنش گوش دهید و فرمانش بَرید!»<ref> {{متن حدیث|فَأَیُّکُمْ یُوَازِرُنِی عَلَی هَذَا اَلْأَمْرِ عَلَی أَنْ یَکُونَ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ}}؛ {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا}}؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۶؛ اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۲۳۲- ۲۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶.</ref> | بعد از [[نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref> [[خداوند]] به [[پیامبر]] {{صل}} [[فرمان]] میدهد [[خویشان]] و نزدیکانش را هشدار دهد و به [[اسلام]] بخواند. [[پیامبر]] برای انجام این [[مأموریت الهی]]، حدود [[چهل]] نفر از [[اولاد]] [[عبدالمطلب]] را به خانۀ خود، یا خانۀ [[ابوطالب]] [[دعوت]] کرد و غذایی برایشان فراهم ساخت؛ اما به دلایلی [[توفیق]] نیافت از [[رسالت]] خویش سخن بگوید. به ناچار [[شب]] بعد نیز آنان را [[دعوت]] کرد. این بار موفق شد و میهمانان را پس از [[غذا]]، [[انذار]] کرد و فرمود: "ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! من مأمورم شما را [[انذار]] کنم و [[بشارت]] دهم: [[اسلام]] آورید و فرمانم بَرید تا [[راهنمایی]] شوید!" آنگاه از آنان یاریطلبید و سه بار فرمود: "هر کس یاریام کند، [[برادر]] و [[وصی]] و [[خلیفه]] من خواهد بود". ولی هر بار فقط [[علی بن ابی طالب]] {{ع}} برمیخاست و اعلام [[آمادگی]] میکرد. سرانجام [[پیامبر]] {{صل}} به [[علی]] {{ع}} اشاره کرد و فرمود: «این، [[برادر]] و [[وارث]] و [[وصی]] و [[وزیر]] و [[خلیفه]] من در میان شما است. به سخنش گوش دهید و فرمانش بَرید!»<ref> {{متن حدیث|فَأَیُّکُمْ یُوَازِرُنِی عَلَی هَذَا اَلْأَمْرِ عَلَی أَنْ یَکُونَ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ}}؛ {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا}}؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج ۱، ص ۳۰۶؛ اعیان الشیعة، ج ۱، ص ۲۳۲- ۲۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۴۶.</ref> | ||
== مقدمه == | |||
[[حضرت محمد]] {{صل}}، از همان نخستین روزهای [[بعثت]] خویش و پس از [[دعوت]] [[مردم]] به [[دین اسلام]]، [[ولایت]] و [[امامت امیر مؤمنان]] علی {{ع}} را مطرح کرد و مردم را از این امر مهم [[آگاه]] ساخت. در روایتی معتبر آمده است هنگامی که [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref>، بر [[پیامبر خدا]] نازل شد، حضرت، [[خویشان]] نزدیک خود را ـ که در آن [[روز]] نزدیک چهل نفر بودند ـ به [[خانه]] عموی وفادارش، حضرت [[ابوطالب]] {{ع}} دعوت کرد. پس از پایان [[غذا]] برخاست و در سخنان شیوا و رسایی فرمود: "ای [[فرزندان عبدالمطلب]]! به [[خدا]] [[سوگند]]، من در میان [[عرب]]، [[جوانی]] را سراغ ندارم که برای [[قوم]] و [[قبیله]] خود، برنامهای بهتر از آنچه من آوردهام، بیاورد. من با خیر [[دنیا]] و [[جهان آخرت]] به سوی شما آمدهام. اینک [[خداوند]] به من امر فرموده است که شما را به سوی آن فراخوانم. کدام یک از شما حاضر است در این امر مرا [[یاری]] کند و [[وزیر]] من باشد تا همو [[برادر]]، [[وصی]] و [[جانشین]] من در میان شما باشد؟"<ref>{{متن حدیث|يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَعْلَمُ شَابّاً فِي الْعَرَبِ جَاءَ قَوْمَهُ بِأَفْضَلَ مِمَّا جِئْتُكُمْ بِهِ إِنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ قَدْ أَمَرَنِيَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْ أَدْعُوَكُمْ فَأَيُّكُمْ يُؤَازِرُنِي عَلَى أَمْرِي عَلَى أَنْ يَكُونَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ؟}} بحارالانوار، ج۳۸، ص۲۲۳.</ref>. | |||
پس از [[سخنان پیامبر]]، همه حاضران جز [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} [[سکوت]] کردند. علی {{ع}} که از همه آنها کوچکتر بود، برخاست و گفت: «ای پیامبر خدا! من [[یاور]] شما و وزیر شما در این [[هدایتگری]] هستم». [[پیامبر]] دست علی {{ع}} را گرفت و فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ هَذَا وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِيكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا}}؛ «همانا این، برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. پس سخن او را بشنوید و از وی [[اطاعت]] کنید». حاضران در حالی که از روی [[تمسخر]] میخندیدند، برخاستند و به [[ابوطالب]] {{ع}} گفتند: محمد به تو دستور میدهد که سخن فرزندت را بشنوی و از وی [[اطاعت]] کنی. این [[روایت]] مهم [[تاریخی]] را بیشتر [[سیرهنویسان]]، [[مفسران]] و [[حدیث]] نگاران در آثار خود نگاشتهاند<ref>نک: سید شرف الدین موسوی، مراجعات، ص۱۲۴ و ۱۲۵.</ref>.<ref>[[محمد حسین رحیمیان|رحیمیان، محمد حسین]]، [[اهل بیت از نگاه پیامبر اعظم (کتاب)|اهل بیت از نگاه پیامبر اعظم]] ص ۲۵.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{ | {{پانویس}} | ||