بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
#'''رهبری و مدیریت و مشورت:''' با اینکه فرمانش میان اصحاب بیدرنگ اجرا میشد و آنها مکرر میگفتند: چون به تو ایمان قاطع داریم، اگر فرمان دهی که خود را در دریا غرق کنیم و یا در آتش بیفکنیم میکنیم، او هرگز به روش مستبدان رفتار نمیکرد. در کارهایی که از طرف خدا دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت میکرد و نظر آنها را محترم میشمرد و از این راه به آنها شخصیت میداد. در بدر مسئله اقدام به جنگ، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای جنگی را به شور گذاشت. در احد نیز درباره اینکه شهر مدینه را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به مشورت پرداخت. در جنگهای احزاب و تبوک نیز با اصحاب به شور پرداخت. | #'''رهبری و مدیریت و مشورت:''' با اینکه فرمانش میان اصحاب بیدرنگ اجرا میشد و آنها مکرر میگفتند: چون به تو ایمان قاطع داریم، اگر فرمان دهی که خود را در دریا غرق کنیم و یا در آتش بیفکنیم میکنیم، او هرگز به روش مستبدان رفتار نمیکرد. در کارهایی که از طرف خدا دستور نرسیده بود، با اصحاب مشورت میکرد و نظر آنها را محترم میشمرد و از این راه به آنها شخصیت میداد. در بدر مسئله اقدام به جنگ، همچنین تعیین محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسرای جنگی را به شور گذاشت. در احد نیز درباره اینکه شهر مدینه را اردوگاه قرار دهند و یا اردو را به خارج ببرند، به مشورت پرداخت. در جنگهای احزاب و تبوک نیز با اصحاب به شور پرداخت. | ||
#'''ظرفیت شنیدن انتقاد و تنفر از مداحی و چاپلوسی:''' او گاهی با اعتراض برخی یاران مواجه میشد؛ اما بدون آنکه درشتی کند نظرشان را به آنچه خود تصمیم گرفته بود، جلب و موافق میکرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، میگفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان خاک بپاشید. محکمکاری را دوست داشت. مایل بود کاری که انجام میدهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی یار مخلصش سعد بن معاذ از دنیا رفت و او را در قبر نهادند، او با دست خویش سنگها و خشتهای او را جابهجا و محکم کرد و آنگاه گفت: من میدانم که طولی نمیکشد همه اینها خراب میشود، اما خداوند دوست میدارد که هرگاه بندهای کاری انجام میدهد آن را محکم و متقن انجام دهد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۱۰۷.</ref>. | #'''ظرفیت شنیدن انتقاد و تنفر از مداحی و چاپلوسی:''' او گاهی با اعتراض برخی یاران مواجه میشد؛ اما بدون آنکه درشتی کند نظرشان را به آنچه خود تصمیم گرفته بود، جلب و موافق میکرد. از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود، میگفت: «به چهره مداحان و چاپلوسان خاک بپاشید. محکمکاری را دوست داشت. مایل بود کاری که انجام میدهد متقن و محکم باشد تا آنجا که وقتی یار مخلصش سعد بن معاذ از دنیا رفت و او را در قبر نهادند، او با دست خویش سنگها و خشتهای او را جابهجا و محکم کرد و آنگاه گفت: من میدانم که طولی نمیکشد همه اینها خراب میشود، اما خداوند دوست میدارد که هرگاه بندهای کاری انجام میدهد آن را محکم و متقن انجام دهد<ref>محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۱۰۷.</ref>. | ||
#'''نظم و انضباط:''' نظم و انضباط بر کارهایش حکمفرما بود. اوقات خویش را تقسیم میکرد و به این عمل توصیه میکرد. اصحابش تحت تأثیر نفوذ او دقیقاً انضباط را رعایت میکردند. برخی تصمیمات را لازم میشمرد آشکار نکند و نمیکرد، مبادا که دشمن از آن آگاه شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار میبستند؛ مثلاً فرمان میداد که آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان میداد همراهش روانه میشدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه میشدند. گاه به عدهای دستور میداد که به طرفی حرکت کنند و نامهای به فرمانده آنها میداد و میگفت: بعد از چند روز که به فلان نقطه رسیدی نامه را باز کن و دستور را اجرا کن. آنها چنین میکردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمیدانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی میروند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوسهای دشمن را بیخبر میگذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر میکرد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت (کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.</ref><ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|'''پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت''']]، صفحه ۴۵ تا ۷۳.</ref>. | #'''نظم و انضباط:''' نظم و انضباط بر کارهایش حکمفرما بود. اوقات خویش را تقسیم میکرد و به این عمل توصیه میکرد. اصحابش تحت تأثیر نفوذ او دقیقاً انضباط را رعایت میکردند. برخی تصمیمات را لازم میشمرد آشکار نکند و نمیکرد، مبادا که دشمن از آن آگاه شود. یارانش تصمیماتش را بدون چون و چرا به کار میبستند؛ مثلاً فرمان میداد که آماده باشید، فردا حرکت کنیم؛ همه به طرفی که او فرمان میداد همراهش روانه میشدند، بدون آنکه از مقصد نهایی آگاه باشند و در لحظات آخر آگاه میشدند. گاه به عدهای دستور میداد که به طرفی حرکت کنند و نامهای به فرمانده آنها میداد و میگفت: بعد از چند روز که به فلان نقطه رسیدی نامه را باز کن و دستور را اجرا کن. آنها چنین میکردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمیدانستند مقصد نهایی کجاست و برای چه مأموریتی میروند؛ بدین ترتیب دشمن و جاسوسهای دشمن را بیخبر میگذاشت و احیاناً آنها را غافلگیر میکرد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، [[وحی و نبوت ۲(کتاب)|وحی و نبوت]]، مجموعه آثار، ج ۲، صص ۲۵۹ و ۲۶۰.</ref><ref>[[محمد باقر پورامینی|پورامینی، محمد باقر]]، [[پیامبر اسلام (کتاب)|'''پیامبر اسلام؛ چلچراغ حکمت''']]، صفحه ۴۵ تا ۷۳.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||