تفسیر مجاهد: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'بن ابی ایاس' به 'بن ابیایاس'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'بن ابی ایاس' به 'بن ابیایاس') |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
در تفسیر طبری ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ}}<ref>«(که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد» سوره قیامه، آیه ۲۳.</ref> پنج [[روایت]] از مجاهد نقل شده است؛ اما در این تفسیر هیچیک از آنها نیامده است<ref>ر. ک: طبری، جامع البیان، ج۲۹، ص۱۲۰، ذیل آیه ۲۳ سوره قیامت، تفسیر مجاهد، ج۲، ص۷۰۸، ذیل همان آیه.</ref>. آنچه در این تفسیر آمده است، بیشتر در بیان معنای مفردات [[قرآن]] یا تعیین مصادیق آن است؛ برای مثال، در سوره بقره آیه {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند ایمان آوردهایم و چون با شیطانهای خود تنها شوند میگویند ما با شماییم، ما تنها (مؤمنان را) ریشخند میکنیم» سوره بقره، آیه ۱۴.</ref>؛ {{متن قرآن|شَيَاطِينِهِمْ}} را به [[اصحاب]] آنان از [[منافقان]] و [[مشرکان]] و در آیۀ {{متن قرآن|اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ}}<ref>«خداوند است که آنها را به ریشخند میگیرد و آنان را در سرکشیشان در حالی که سرگشتهاند فرو میگذارد» سوره بقره، آیه ۱۵.</ref> {{متن قرآن|طُغْيَانِهِمْ}} را به «[[ضلالت]]» و {{متن قرآن|يَعْمَهُونَ}} را به {{متن قرآن|يَتَرَدَّدُونَ}} [[تفسیر]] کرده است و در [[آیه]] {{متن قرآن|اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى}}<ref>«آنان همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود خریدند و سوداشان سودی نکرد و رهیافته نبودند» سوره بقره، آیه ۱۶.</ref> را به {{متن قرآن|آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا}}<ref>«ایمان آوردند سپس کافر شدند» سوره نساء، آیه ۱۳۷.</ref> معنا کرده و در آیه {{متن قرآن|مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«داستان اینان، چون داستان کسانی است که آتشی برافروزند و همین که دور و برشان روشن شد، خداوند روشناییشان را ببرد و آنان را در تاریکیها که چیزی نمیبینند رها کند» سوره بقره، آیه ۱۷.</ref> «اضائۀ [[نار]]» را به روی آوردن آنان به [[مؤمنان]] و [[هدایت]] و «ذهاب نورشان» را به روی آوردن آنان به [[کافران]] و [[گمراهی]] و در آیه {{متن قرآن|أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«یا چون (گرفتارانند زیر) رگبار بارانی از آسمان که در آن، تاریکیها و تندر و برقی است؛ از (نهیب) آذرخشها، به پرهیز از مرگ، سرانگشتان در گوشها مینهند- و خداوند، فراگیر کافران است-» سوره بقره، آیه ۱۹.</ref> {{متن قرآن|مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ}} را به «جمعکننده آنان در [[جهنم]]» تفسیر کرده است. برحسب آنچه در مقدمه این تفسیر بیان شده است، نسخه خطی این تفسیر در قاهره در «دار الکتب المصریه» محفوظ بوده و [[جامعه]] دول [[عربی]] برای مؤسسه احیای نسخههای خطی از آن عکس گرفته است و در سال ۱۹۴۶ میلادی، مجمع ابحاث [[اسلامی]] (انجمن پژوهشهای اسلامی) [[پاکستان]] جماعتی را برای جستجو از کتابهای اسلامی چاپی و خطی به کشورهای مختلف گسیل کرد و به درخواست آنها، جامعه دول عربی، نسخهای از نسخههای عکسبرداری شده این تفسیر را در [[اختیار]] آنان قرار داد و پس از مقارنه آن با آنچه در [[تفسیر طبری]] و [[الدّر المنثور]] و تفسیر [[سفیان ثوری]] و غیر آن از [[مجاهد]] نقل شده، از سوی انجمن یادشده در سال ۱۳۶۷ (ه.ق) به چاپ رسید<ref>ر. ک: مخزومی، تفسیر مجاهد، ج۱، ص۵۳-۵۴.</ref>. | در تفسیر طبری ذیل [[آیه]] {{متن قرآن|إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ}}<ref>«(که) به (پاداش و نعمت) پروردگارش مینگرد» سوره قیامه، آیه ۲۳.</ref> پنج [[روایت]] از مجاهد نقل شده است؛ اما در این تفسیر هیچیک از آنها نیامده است<ref>ر. ک: طبری، جامع البیان، ج۲۹، ص۱۲۰، ذیل آیه ۲۳ سوره قیامت، تفسیر مجاهد، ج۲، ص۷۰۸، ذیل همان آیه.</ref>. آنچه در این تفسیر آمده است، بیشتر در بیان معنای مفردات [[قرآن]] یا تعیین مصادیق آن است؛ برای مثال، در سوره بقره آیه {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ}}<ref>«و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند ایمان آوردهایم و چون با شیطانهای خود تنها شوند میگویند ما با شماییم، ما تنها (مؤمنان را) ریشخند میکنیم» سوره بقره، آیه ۱۴.</ref>؛ {{متن قرآن|شَيَاطِينِهِمْ}} را به [[اصحاب]] آنان از [[منافقان]] و [[مشرکان]] و در آیۀ {{متن قرآن|اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ}}<ref>«خداوند است که آنها را به ریشخند میگیرد و آنان را در سرکشیشان در حالی که سرگشتهاند فرو میگذارد» سوره بقره، آیه ۱۵.</ref> {{متن قرآن|طُغْيَانِهِمْ}} را به «[[ضلالت]]» و {{متن قرآن|يَعْمَهُونَ}} را به {{متن قرآن|يَتَرَدَّدُونَ}} [[تفسیر]] کرده است و در [[آیه]] {{متن قرآن|اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى}}<ref>«آنان همان کسانند که گمراهی را به (بهای) رهنمود خریدند و سوداشان سودی نکرد و رهیافته نبودند» سوره بقره، آیه ۱۶.</ref> را به {{متن قرآن|آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا}}<ref>«ایمان آوردند سپس کافر شدند» سوره نساء، آیه ۱۳۷.</ref> معنا کرده و در آیه {{متن قرآن|مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}}<ref>«داستان اینان، چون داستان کسانی است که آتشی برافروزند و همین که دور و برشان روشن شد، خداوند روشناییشان را ببرد و آنان را در تاریکیها که چیزی نمیبینند رها کند» سوره بقره، آیه ۱۷.</ref> «اضائۀ [[نار]]» را به روی آوردن آنان به [[مؤمنان]] و [[هدایت]] و «ذهاب نورشان» را به روی آوردن آنان به [[کافران]] و [[گمراهی]] و در آیه {{متن قرآن|أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«یا چون (گرفتارانند زیر) رگبار بارانی از آسمان که در آن، تاریکیها و تندر و برقی است؛ از (نهیب) آذرخشها، به پرهیز از مرگ، سرانگشتان در گوشها مینهند- و خداوند، فراگیر کافران است-» سوره بقره، آیه ۱۹.</ref> {{متن قرآن|مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ}} را به «جمعکننده آنان در [[جهنم]]» تفسیر کرده است. برحسب آنچه در مقدمه این تفسیر بیان شده است، نسخه خطی این تفسیر در قاهره در «دار الکتب المصریه» محفوظ بوده و [[جامعه]] دول [[عربی]] برای مؤسسه احیای نسخههای خطی از آن عکس گرفته است و در سال ۱۹۴۶ میلادی، مجمع ابحاث [[اسلامی]] (انجمن پژوهشهای اسلامی) [[پاکستان]] جماعتی را برای جستجو از کتابهای اسلامی چاپی و خطی به کشورهای مختلف گسیل کرد و به درخواست آنها، جامعه دول عربی، نسخهای از نسخههای عکسبرداری شده این تفسیر را در [[اختیار]] آنان قرار داد و پس از مقارنه آن با آنچه در [[تفسیر طبری]] و [[الدّر المنثور]] و تفسیر [[سفیان ثوری]] و غیر آن از [[مجاهد]] نقل شده، از سوی انجمن یادشده در سال ۱۳۶۷ (ه.ق) به چاپ رسید<ref>ر. ک: مخزومی، تفسیر مجاهد، ج۱، ص۵۳-۵۴.</ref>. | ||
در اعتبار سند این تفسیر نزد [[دانشمندان]] [[اهل تسنن]] [[اختلاف]] است؛ زیرا در سند آن، ابن ابی نجیح این تفسیر را از مجاهد [[روایت]] کرده است و در اینکه وی این تفسیر یا همۀ آن را از مجاهد شنیده باشد، [[اختلاف]] کردهاند. [[ابن حجر]] از [[یحیی بن سعید]] نقل کرده که گفته است: [[ابن ابی نجیح]] این [[تفسیر]] یا همه آن را از [[مجاهد]] نشنیده است، و از ابن حبّان نقل کرده است: «ابن ابی نجیح بدون شنیدن از مجاهد [[روایت]] کرده است» و از [[نسائی]] نقل کرده که او را از کسانی که تدلیس میکردهاند، به شمار آورده است، و در مقابل از وکیع نقل کرده که سفیان، تفسیر ابن ابی نجیح را صحیح میدانسته است و از [[احمد بن حنبل]] و ابن معین و [[ابو زرعه]] و نسائی [[ثقه]] بودن ابن ابی نجیح را نقل کرده است<ref>ر. ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۶، ص۴۹-۵۰.</ref>، و گفتهاند [[بخاری]] بر تفسیر ابن نجیح از مجاهد [[اعتماد]] کرده و [[ابن تیمیه]] گفته است: کتابی در تفسیر صحیحتر از تفسیر ابن نجیح از مجاهد نیست <ref>ر. ک: مخزومی، تفسیر مجاهد، ج۱، ص۶۰.</ref>، ولی نزد [[شیعه]] در هرصورت [[صحت سند]] آن ثابت نیست؛ زیرا نه [[وثاقت]] ابن ابی نجیح از طریق قابل اعتماد شیعه ثابت است و نه وثاقت واسطههای قبل از وی مانند «[[ورقاء]]»، «[[آدم بن | در اعتبار سند این تفسیر نزد [[دانشمندان]] [[اهل تسنن]] [[اختلاف]] است؛ زیرا در سند آن، ابن ابی نجیح این تفسیر را از مجاهد [[روایت]] کرده است و در اینکه وی این تفسیر یا همۀ آن را از مجاهد شنیده باشد، [[اختلاف]] کردهاند. [[ابن حجر]] از [[یحیی بن سعید]] نقل کرده که گفته است: [[ابن ابی نجیح]] این [[تفسیر]] یا همه آن را از [[مجاهد]] نشنیده است، و از ابن حبّان نقل کرده است: «ابن ابی نجیح بدون شنیدن از مجاهد [[روایت]] کرده است» و از [[نسائی]] نقل کرده که او را از کسانی که تدلیس میکردهاند، به شمار آورده است، و در مقابل از وکیع نقل کرده که سفیان، تفسیر ابن ابی نجیح را صحیح میدانسته است و از [[احمد بن حنبل]] و ابن معین و [[ابو زرعه]] و نسائی [[ثقه]] بودن ابن ابی نجیح را نقل کرده است<ref>ر. ک: ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۶، ص۴۹-۵۰.</ref>، و گفتهاند [[بخاری]] بر تفسیر ابن نجیح از مجاهد [[اعتماد]] کرده و [[ابن تیمیه]] گفته است: کتابی در تفسیر صحیحتر از تفسیر ابن نجیح از مجاهد نیست <ref>ر. ک: مخزومی، تفسیر مجاهد، ج۱، ص۶۰.</ref>، ولی نزد [[شیعه]] در هرصورت [[صحت سند]] آن ثابت نیست؛ زیرا نه [[وثاقت]] ابن ابی نجیح از طریق قابل اعتماد شیعه ثابت است و نه وثاقت واسطههای قبل از وی مانند «[[ورقاء]]»، «[[آدم بن ابیایاس]]»، «[[ابراهیم بن حسین بن علی همدانی]]» و «[[عبدالرحمان بن حسن بن احمد]]»، و حتی نویسندۀ آن شیخ ابو منصور [[محمد بن عبدالملک بن حسن بن خیرون]] نیز فردی ناشناخته است. | ||
بنابراین، تفسیر چاپ شده و موجود از جهت سند اعتباری ندارد و معلوم نیست که عینا بدون کم و زیاد تألیف مجاهد باشد، بلکه از اینکه در تفسیر موجود همهجا آرای مجاهد با چند واسطه نقل میشود و حتی در مواردی [[روایات]] و آرایی از غیر مجاهد نیز نقل شده<ref>برای نمونه، در تفسیر سوره کوثر.</ref>، بسیار بعید بهنظر میرسد که این تفسیر موجود تألیف مجاهد باشد و به [[گمان]] [[قوی]] گردآوری شدۀ آرای مجاهد است و اعتبار آن بیشتر از اعتبار آرایی که در [[تفسیر طبری]] و غیر آن از مجاهد نقل نیست؛ البته امتیاز این تفسیر موجود به این است که از طریق آن دسترسی به آرای [[تفسیری]] منسوب به [[مجاهد]] آسانتر است. | بنابراین، تفسیر چاپ شده و موجود از جهت سند اعتباری ندارد و معلوم نیست که عینا بدون کم و زیاد تألیف مجاهد باشد، بلکه از اینکه در تفسیر موجود همهجا آرای مجاهد با چند واسطه نقل میشود و حتی در مواردی [[روایات]] و آرایی از غیر مجاهد نیز نقل شده<ref>برای نمونه، در تفسیر سوره کوثر.</ref>، بسیار بعید بهنظر میرسد که این تفسیر موجود تألیف مجاهد باشد و به [[گمان]] [[قوی]] گردآوری شدۀ آرای مجاهد است و اعتبار آن بیشتر از اعتبار آرایی که در [[تفسیر طبری]] و غیر آن از مجاهد نقل نیست؛ البته امتیاز این تفسیر موجود به این است که از طریق آن دسترسی به آرای [[تفسیری]] منسوب به [[مجاهد]] آسانتر است. | ||