←جستارهای وابسته
| خط ۲۲۲: | خط ۲۲۲: | ||
بر خلاف [[شهر مکه]]، [[طائف]] در جنوب شرقی مکه و در فاصله تقریبی ۹۰ کیلومتری آن، دارای هوای [[معتدل]]، [[خاک]] حاصلخیز و آب فراوان و تولیدات زراعی، همچون گندم بود که مکه و شهرهای دیگر حجاز وابسته به آن بودند<ref>سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ص۱۷۵-۵۲۷.</ref>. | بر خلاف [[شهر مکه]]، [[طائف]] در جنوب شرقی مکه و در فاصله تقریبی ۹۰ کیلومتری آن، دارای هوای [[معتدل]]، [[خاک]] حاصلخیز و آب فراوان و تولیدات زراعی، همچون گندم بود که مکه و شهرهای دیگر حجاز وابسته به آن بودند<ref>سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ص۱۷۵-۵۲۷.</ref>. | ||
قسمت شمالی [[عربستان]] دارای جمعیتی [[صحرانشین]] با سیاه چادرهایی است که با پشم بافته شده و با شاخههای خرما بود که به [[راحتی]] جابهجا میشدند، آنچه در صحرا [[فرمانروایی]] میکرد شتر و [[نخل]] بود<ref>حتی، تاریخ عرب، ص۳۳.</ref> و این دو، اساس [[اقتصاد]] شمال عربستان را تشکیل میدادند. از مهمترین قبائل مستقر در شمال، دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]] در یثرب بودند که پیوسته با یکدیگر [[رقابت]] و درگیری داشتند و جنگهای [[طاقت]] فرسا، آنان را [[ناتوان]] ساخته و وضع اقتصادیشان را به شدت [[بحرانی]] کرده بود<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۹؛ بغدادی، خزانة الأدب و لب لباب لسان العرب، ج۳، ص۳۷۸.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام]]، ج۱، ص ۲۷.</ref> | قسمت شمالی [[عربستان]] دارای جمعیتی [[صحرانشین]] با سیاه چادرهایی است که با پشم بافته شده و با شاخههای خرما بود که به [[راحتی]] جابهجا میشدند، آنچه در صحرا [[فرمانروایی]] میکرد شتر و [[نخل]] بود<ref>حتی، تاریخ عرب، ص۳۳.</ref> و این دو، اساس [[اقتصاد]] شمال عربستان را تشکیل میدادند. از مهمترین قبائل مستقر در شمال، دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]] در یثرب بودند که پیوسته با یکدیگر [[رقابت]] و درگیری داشتند و جنگهای [[طاقت]] فرسا، آنان را [[ناتوان]] ساخته و وضع اقتصادیشان را به شدت [[بحرانی]] کرده بود<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۹؛ بغدادی، خزانة الأدب و لب لباب لسان العرب، ج۳، ص۳۷۸.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام]]، ج۱، ص ۲۷.</ref> | ||
===اوضاع علمی=== | |||
از [[علم]] و [[ادب]] در این عصر گزارشهای چندانی وجود ندارد. عموم [[مورخان]] بر این باورند که [[مردم]] [[عصر جاهلی]] از [[خواندن و نوشتن]] بهره چندانی نداشتند<ref>برای آگاهی از نظریات مورخان ر.ک: احمدی میانجی، مکاتیب الرسول{{صل}}، ج۱، ص۱۰۵- ۱۱۰.</ref>. چنان که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز در [[حکمت بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|بَعَثَ مُحَمَّداً{{صل}} وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ يَقْرَأُ كِتَاباً}}<ref>سید رضی، نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص۷۷.</ref>، اما با وجود این، علومی را با [[تجربه]] دریافته بودند که [[اسلام]] برخی از آنها را [[باطل]] اعلام کرد. علومی که در عصر جاهلی [[شهرت]] داشتند عبارت بودند از: | |||
# [[شعر]] سرودن؛ به طوری که هر [[عربی]] ([[عربها]] معمولا) [[قادر]] به سرودن اشعاری بودند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۲۳، ص۴۵.</ref>. [[خوی]] [[جاهلی]]، همراه با [[نظام]] صحرانوردی و چادرنشینی و ره سپردن با صدای زنگ قافله شتران، [[عرب]] را شاعرپیشه بار میآورد<ref>آیینه وند، تاریخ سیاسی اسلام، ص۳۸.</ref>؛ | |||
#انواء؛ (هواشناسی از روی حرکت [[ستارگان]]) و مسیر بادها از دانستههای دیگر عربهای عصر جاهلی است که تغییرات مربوط به [[باران]] و باد را «انواء» میگفتند؛ ولی همه آن تغییرات را در اثر طلوع، یا غروب ستارهها میدانستند و از آن رو، علم انواء نزد آنها شاخهای از علم ستارهشناسی بود؛ | |||
#کهانه و عَرافه؛ هر دو به معنای [[غیبگویی]] است؛ اما غیبگویی از [[آینده]] را کهانه و غیبگویی از گذشته را عرافه میگویند. عربهای عصر جاهلی بر این [[باور]] بودند که [[کاهن]] هر دو نوع علم را میداند؛ اما در منشأ علم [[کاهنان]] [[اختلاف]] داشتند که آیا کاهنان مستقیم این اطلاعات را از [[جنیان]] میگیرند یا از طریق [[بتها]] کسب میکنند؛ | |||
# علم قیافهشناسی؛ [[علمی]] بود که با آن از طریق جای پا، یا سم یا [[کفش]] روی [[خاک]] و ریگ را تشخیص میدادند و بدان وسیله اشخاص فراری و حیوانات و دامهای گمشده را مییافتند. و همچنین با آن علم، از شکل و [[شمایل]] اشخاص، [[خویشاوندی]] آنها را به یکدیگر تشخیص میدادند. | |||
افزون بر این موارد، به مسائلی مانند [[علم]] [[رؤیا]]، علم ریافه ([[دانش]] [[استنباط]] آب از [[زمین]] از طریق بو کردن گیاهان) و علم [[انساب]] (علم [[شناخت]] انساب گذشتگان)<ref>ابن حمدون، التذکرة الحمدونیة، ج۷، ص۴۰۶.</ref> [[آگاهی]] داشتند<ref>برای دیدن تفصیل این مطالب ر.ک: زیدان، تاریخ التمدن الاسلامی، ج۲، ص۱۲-۲۵.</ref>. | |||
قَلقشندی، علم انساب، ستارهشناسی، [[تاریخ]]، [[تعبیر خواب]]، قیافهشناسی و علم تشخیص جای پا را از مهمترین [[علوم]] [[عصر جاهلی]] دانسته است<ref>نویری، نهایة الأرب فی معرفة أنساب العرب، ص۴۰۱.</ref>.<ref>[[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|تاریخ اسلام]]، ج۱، ص ۲۹.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||