جز
جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب') |
||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
* '''وجه سوم'''<ref>به نظر میرسد دقیقتر باشد.</ref>: بیتردید امیرمؤمنان علی، صدیقۀ طاهره و سائر ائمه {{عم}} با وجود اینکه «أهل بیت» پیامبراکرم {{صل}} هستند از «امّت» آن حضرت {{صل}} نیز هستند. در این «بیت» فقط شخص رسولخدا {{صل}}، پیامبر است و ما شیعیان هرگز به نبوّت امیرمؤمنان علی {{ع}} و دیگر ائمّه {{عم}} معتقد نیستیم؛ چرا که چنین اعتقادی، کفر و غلوّ است. امّا اگر بگوییم: ائمه {{عم}} در نبوّت پیامبر {{صل}} - به معنی: اصل استقرار و استمرار آن - شریک بودهاند، غلوّ نیست. به عنوان شاهد برای مطلب فوق حکایت قرآن از حضرت موسی {{ع}} را در نظر بگیریم که به خداوند عرض کرد: {{متن قرآن|وَ اجْعَلْ لي وَزيراً مِنْ أَهْلي هارُونَ أَخي اشْدُدْ بِهِ أَزْري وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري}}<ref>«وزیری از خاندانم برای من قرار ده. برادرم هارون را، به او پشتم را محکم کن و او را در کارم شریک ساز». سوره طه:۲۰، آیات۳۲ - ۲۹.</ref>. | * '''وجه سوم'''<ref>به نظر میرسد دقیقتر باشد.</ref>: بیتردید امیرمؤمنان علی، صدیقۀ طاهره و سائر ائمه {{عم}} با وجود اینکه «أهل بیت» پیامبراکرم {{صل}} هستند از «امّت» آن حضرت {{صل}} نیز هستند. در این «بیت» فقط شخص رسولخدا {{صل}}، پیامبر است و ما شیعیان هرگز به نبوّت امیرمؤمنان علی {{ع}} و دیگر ائمّه {{عم}} معتقد نیستیم؛ چرا که چنین اعتقادی، کفر و غلوّ است. امّا اگر بگوییم: ائمه {{عم}} در نبوّت پیامبر {{صل}} - به معنی: اصل استقرار و استمرار آن - شریک بودهاند، غلوّ نیست. به عنوان شاهد برای مطلب فوق حکایت قرآن از حضرت موسی {{ع}} را در نظر بگیریم که به خداوند عرض کرد: {{متن قرآن|وَ اجْعَلْ لي وَزيراً مِنْ أَهْلي هارُونَ أَخي اشْدُدْ بِهِ أَزْري وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري}}<ref>«وزیری از خاندانم برای من قرار ده. برادرم هارون را، به او پشتم را محکم کن و او را در کارم شریک ساز». سوره طه:۲۰، آیات۳۲ - ۲۹.</ref>. | ||
* پیامبر خدا {{صل}} نیز بنا به روایات به خداوند خطاب میکند و عرضه میدارد: «خداوندا! همانا موسی بن عمران از تو درخواست نمود و گفت: «وزیری از خاندانم برای من قرار ده: برادرم هارون را. به او پشتم را محکم کن و او را در کارم شریک گردان» من، محمد، پیامبر تو از تو میخواهم که سینهام را گشاده کنی...و وزیری از خاندام برای من قرار دهی: علیّ بن ابی طالب برادرم را، و به او پشتم را محکم نموده، او را شریک کارم سازی. پیامبر خدا {{صل}} در ادامه فرمود: «همان گونه که خداوند به موسی {{ع}} فرمود: {{متن قرآن|قالَ قَدْ أُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى}}<ref>«گفت: ای موسی، بیتردید همه خواستهات به تو داده شد». وره طه:۲۰، آیه۳۶.</ref> ای موسی! آنچه خواستی به تو داده شد. من نیز این را از تو تقاضا دارم که خواستۀ مرا بدهی.<ref>{{عربی|اندازه=125%|"اللّهمّ إنّ موسی بنَ عِمرانَ سألک و قال: «وَ اجْعَلْ لي وَزيراً مِنْ أَهْلي هارُونَ أَخي اشْدُدْ بِهِ أَزْري وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري و أنا محمّد نبیُّک أسألُک أن تشرَحَ لی صدری... و اجعَل لی وزیراً مِن أهلی علیَّ بنَ أبی طالبٍ أخی اُشدُد به أزری و أشرِکهُ فی أمری"}}. کوفی، فرات بن ابراهیم، «تفسیر فرات الکوفی»، ص۲۴۸، ذیل آیات ۹۷-۹۶ از سوره مریم.</ref>» | * پیامبر خدا {{صل}} نیز بنا به روایات به خداوند خطاب میکند و عرضه میدارد: «خداوندا! همانا موسی بن عمران از تو درخواست نمود و گفت: «وزیری از خاندانم برای من قرار ده: برادرم هارون را. به او پشتم را محکم کن و او را در کارم شریک گردان» من، محمد، پیامبر تو از تو میخواهم که سینهام را گشاده کنی...و وزیری از خاندام برای من قرار دهی: علیّ بن ابی طالب برادرم را، و به او پشتم را محکم نموده، او را شریک کارم سازی. پیامبر خدا {{صل}} در ادامه فرمود: «همان گونه که خداوند به موسی {{ع}} فرمود: {{متن قرآن|قالَ قَدْ أُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى}}<ref>«گفت: ای موسی، بیتردید همه خواستهات به تو داده شد». وره طه:۲۰، آیه۳۶.</ref> ای موسی! آنچه خواستی به تو داده شد. من نیز این را از تو تقاضا دارم که خواستۀ مرا بدهی.<ref>{{عربی|اندازه=125%|"اللّهمّ إنّ موسی بنَ عِمرانَ سألک و قال: «وَ اجْعَلْ لي وَزيراً مِنْ أَهْلي هارُونَ أَخي اشْدُدْ بِهِ أَزْري وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري و أنا محمّد نبیُّک أسألُک أن تشرَحَ لی صدری... و اجعَل لی وزیراً مِن أهلی علیَّ بنَ أبی طالبٍ أخی اُشدُد به أزری و أشرِکهُ فی أمری"}}. کوفی، فرات بن ابراهیم، «تفسیر فرات الکوفی»، ص۲۴۸، ذیل آیات ۹۷-۹۶ از سوره مریم.</ref>» | ||
بدین جهت بود که حضرت هارون {{ع}} همواره با حضرت موسی {{ع}} بود و خطابهای قرآن مجید دراینباره همواره به شکل تثنیه بیان شده است مثلاً: {{متن قرآن|اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى}}<ref>«به سوی فرعون بروید که او طغیان کرده است». سوره طه:۲۰، آیه۴۳.</ref>. دعای پیامبر {{صل}} نیز همانند دعای حضرت موسی {{ع}} مستجاب شد. علاوه بر این، پیامبر خدا {{صل}} به امیرمؤمنان علی {{ع}} فرمود: {{عربی|"أنت منّی بمنزله هارونَ مِن موسی"}}<ref>«تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی {{ع}} هستی»، مفید، محمد بن محمد، «الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد»، ج۱، ص۸؛ | بدین جهت بود که حضرت هارون {{ع}} همواره با حضرت موسی {{ع}} بود و خطابهای قرآن مجید دراینباره همواره به شکل تثنیه بیان شده است مثلاً: {{متن قرآن|اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى}}<ref>«به سوی فرعون بروید که او طغیان کرده است». سوره طه:۲۰، آیه۴۳.</ref>. دعای پیامبر {{صل}} نیز همانند دعای حضرت موسی {{ع}} مستجاب شد. علاوه بر این، پیامبر خدا {{صل}} به امیرمؤمنان علی {{ع}} فرمود: {{عربی|"أنت منّی بمنزله هارونَ مِن موسی"}}<ref>«تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی {{ع}} هستی»، مفید، محمد بن محمد، «الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد»، ج۱، ص۸؛ ابنشهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب {{عم}}»، ج۱، ص۳ و ۲۲۱ و ج۲، ص۱۸۶ و ۱۹۱ و ج۳، ص ۱۶، ۱۰۷، ۲۴۹، ۲۵۱ و ۲۶۸.</ref> روشن است که یکی از منزلتهای هارون نسبت به موسی {{ع}} همین شریک بودن در «نبوّت» است {{عربی|"وأشرکه فی أمری"}}.از این جاست که علّت تعبیر به {{عربی|"السلام علیکم یا أهل بیت النبوّه"}} در این زیارت روشن میشود. شاهد دیگر قضیّۀ مباهله است آن هنگام که پیامبر اکرم {{صل}} با مسیحیان نجران آهنگ مباهله و نفرین کردن یکدیگر نمودند. پیامبر {{صل}} در روز موعود به همراه علی، فاطمه، حسن و حسین: برای مباهله با مسیحیان نجران بیرون آمدند. بنابراین اهل بیت {{عم}} در تثبیت اصل نبوّت و حقّانیت و صدق کلام پیامبر {{صل}} نقش مؤثّر داشتهاند. افزون بر این، وقتی حضرت {{صل}} با اهلبیت {{عم}} برای مباهله خارج شدند، پیامبر {{صل}} به آنان فرمودند: «آنگاه که من نفرین کردم شما آمین بگویید».<ref>{{عربی|اندازه=125%|"... إذا أنَا دَعَوَتُ فأمَّنُوا..."}}، فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، «تفسیر الصافی»، ج۱، ص۳۴۳.</ref> به راستی آمین گفتن علی، صدّیقۀ طاهره و حسنین: چه تأثیری دارد؟ مگر دعای پیامبر {{صل}} مستجاب نیست؟ مگر خدای متعال حفظ این دین را متعهّد نشده است؟ مگر احتمال دارد در دعای پیامبر {{صل}} کاستیای باشد که نیاز به افرادی آمینگو دارد؟ آمین گفتن امیرمؤمنان علی، صدّیقه طاهره و حسنین: در اصل تثبیت نبوّت و حقّانیّت پیامبر خدا {{صل}} و اسلام در برابر نصرانیّت و کفر تا روز قیامت تأثیر دارد و بیت، «بیت نبوّت» است گرچه فقط حضرت محمّد بن عبد الله {{صل}} پیامبر است، امّا این بیت، «بیت نبوّت» است و آنان در اصل نبوّت، تثبیت آن و حقّانیّت پیامبر خدا {{صل}}، تأثیر دارند. | ||
* '''وجه چهارم:''' این همان معنایی است که متن زیارت جامعۀ کبیره نیز بدان اشاره دارد؛ در آنجا میخوانیم: «و سُلالهَ النبیّین» یعنی: خاندان «نبوّت» در امّت اسلام از قدیم، سلاله همه انبیا و پیامبران بودهاند، به عبارت دیگر: انبیای سلف و اجداد ائمّه {{عم}} منتهی به پیامبر اسلام {{صل}} شدهاند؛ پس این خانه، «بیت نبوّت» یعنی بیت انبیا و پیامبران است. | * '''وجه چهارم:''' این همان معنایی است که متن زیارت جامعۀ کبیره نیز بدان اشاره دارد؛ در آنجا میخوانیم: «و سُلالهَ النبیّین» یعنی: خاندان «نبوّت» در امّت اسلام از قدیم، سلاله همه انبیا و پیامبران بودهاند، به عبارت دیگر: انبیای سلف و اجداد ائمّه {{عم}} منتهی به پیامبر اسلام {{صل}} شدهاند؛ پس این خانه، «بیت نبوّت» یعنی بیت انبیا و پیامبران است. | ||
==== دو نکته عرفانی، معنوی و معرفتی درباره «أهل بیت النبوه» ==== | ==== دو نکته عرفانی، معنوی و معرفتی درباره «أهل بیت النبوه» ==== | ||
* الف. برخی عرفا برآنند که مراد از «بیت النبوه» شهر و خانۀ علم است که آن وجود مقدس رسولاکرم {{صل}} میباشد و مراد از «اهل خانۀ علم» علی {{ع}} دانستۀ هدی {{عم}} هستند و در این معنای لطیف اشاره به روایتی از امیرالمؤمنین {{ع}} کردهاند که فرمود: ماییم خانههایی که خدای متعال امر فرمود از درهای آن وارد شوند.<ref>{{عربی|"نحن البیوت التی امر الله ان یوتی من ابوابها"}}. | * الف. برخی عرفا برآنند که مراد از «بیت النبوه» شهر و خانۀ علم است که آن وجود مقدس رسولاکرم {{صل}} میباشد و مراد از «اهل خانۀ علم» علی {{ع}} دانستۀ هدی {{عم}} هستند و در این معنای لطیف اشاره به روایتی از امیرالمؤمنین {{ع}} کردهاند که فرمود: ماییم خانههایی که خدای متعال امر فرمود از درهای آن وارد شوند.<ref>{{عربی|"نحن البیوت التی امر الله ان یوتی من ابوابها"}}. ابنشهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب {{عم}}»، ج۲، فصل فی المسابقة بالعلم، ص۳۴.</ref> و این شاید اشاره به همان حدیث مشهور باشد که رسولاکرم {{صل}} فرمودند: «من شهر علم هستم و علی درب آن شهر است».<ref>قال رسول الله {{صل}}: «انا مدینة العلم و علیّ بابها». ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، «تحف العقول عن آل الرسول»، ص۴۳۰؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «الامالی»، ص ۳۴۵؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون اخبار الرضا {{ع}}»، ج۲، ص۶۶.</ref> و به مصداق آیۀ شریفۀ {{متن قرآن|وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها}}<ref>سوره بقره:۲، آیه ۱۸۹.</ref> چنانکه رسولاکرم، خانۀ علم باشد، درهای آن خانه، ائمّۀ هدی {{عم}} هستند که باید از آن درها داخل آن مقام گردید. پس میتوان در ترجمۀ {{عربی|"السلام علیکم یا أهل بیت النبوّه"}} با عنایت به نکتۀ فوق گفت: سلام بر شما ای اهل خانۀ علم! و سلام بر شما که باب علم را به روی مشتاقان خود میگشایید.<ref>[[احمد زمردیان|زمردیان، احمد]]، [[مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره (کتاب)|مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره]]، ص۲۶-۲۷.</ref> | ||
* ب. رسولاکرم {{صل}} دارای دو نوع خانه است: یکی خانه ظاهری - مانند بقیه افراد - که از خِشت و گِل است؛ و دیگری خانۀ نبوّت است. این خانۀ نبوّت، محلّ تجلّی و ظهور اسماء و صفات خداوند است این خانه دارای دو در است: یک درش به سوی عالم وحدت واحدّیت غیب الغیوب ذات باری تعالی و در دیگرش به سوی عالم کثرت یعنی: خلق و ما سوی الله است. لذا فرمود: {{عربی|"اُوتیتُ جوامعَ الکَلِم"}}.<ref>«جوامعالکلم» ترکیبی وصفی است که در آن جای صفت و موصوف عوض و صفت به موصوف اضافه شده، صورت اصلی آن «الکَلِمُ الجامعه» بوده است. جوامع، جمعِ جامعه است و کَلِم، جمعِ کلمه، و کلمه هم یک لفظ و هم مجموعهای از الفاظ را در بر میگیرد. در زبان عربی واژه کلمه را بهکار میبرند و از آن مجموعهای از کلمات، نظیر یک خطبه و یک قصیده، را قصد میکنند. کَلِم هم کمتر از سه کلمه را در بر نمیگیرد. بنابراین، منظور از «جوامعالکلم«، مجموعهای از جملات و سخنان جامع و فراگیر است. دیلمی، حسن بن محمد، «ارشاد القلوب الی الصواب»، ج۱، الجزء الاول، ص۱۲.</ref> برای ظهور اسماء و صفات حق تعالی خلیفهای لازم بود که در ظهور، جانشین او گردد و بنابراین نور او در آینۀ خلافت و ولایت و نبوّت منعکس گردید و درهای برکت گشوده شد. | * ب. رسولاکرم {{صل}} دارای دو نوع خانه است: یکی خانه ظاهری - مانند بقیه افراد - که از خِشت و گِل است؛ و دیگری خانۀ نبوّت است. این خانۀ نبوّت، محلّ تجلّی و ظهور اسماء و صفات خداوند است این خانه دارای دو در است: یک درش به سوی عالم وحدت واحدّیت غیب الغیوب ذات باری تعالی و در دیگرش به سوی عالم کثرت یعنی: خلق و ما سوی الله است. لذا فرمود: {{عربی|"اُوتیتُ جوامعَ الکَلِم"}}.<ref>«جوامعالکلم» ترکیبی وصفی است که در آن جای صفت و موصوف عوض و صفت به موصوف اضافه شده، صورت اصلی آن «الکَلِمُ الجامعه» بوده است. جوامع، جمعِ جامعه است و کَلِم، جمعِ کلمه، و کلمه هم یک لفظ و هم مجموعهای از الفاظ را در بر میگیرد. در زبان عربی واژه کلمه را بهکار میبرند و از آن مجموعهای از کلمات، نظیر یک خطبه و یک قصیده، را قصد میکنند. کَلِم هم کمتر از سه کلمه را در بر نمیگیرد. بنابراین، منظور از «جوامعالکلم«، مجموعهای از جملات و سخنان جامع و فراگیر است. دیلمی، حسن بن محمد، «ارشاد القلوب الی الصواب»، ج۱، الجزء الاول، ص۱۲.</ref> برای ظهور اسماء و صفات حق تعالی خلیفهای لازم بود که در ظهور، جانشین او گردد و بنابراین نور او در آینۀ خلافت و ولایت و نبوّت منعکس گردید و درهای برکت گشوده شد. | ||
* مقام نبوّت {{صل}} در حدیثی چنین فرمودند: «آدم و کلّ هستی یعنی ما سوی الله تحت ولایت حقایق خداوند میباشد».<ref>{{عربی|"آدمُ و مَن دونَه تحت لِوائی"}}. راوندی، قطب الدین، سعید بن هبة الله، «الخرائج و الجرائح»، ج۲، الباب السابع عشر فی الموازاة بین معجزات نبینا و معجزات اوصیائه و... ، ص۸۷۶. ؛ | * مقام نبوّت {{صل}} در حدیثی چنین فرمودند: «آدم و کلّ هستی یعنی ما سوی الله تحت ولایت حقایق خداوند میباشد».<ref>{{عربی|"آدمُ و مَن دونَه تحت لِوائی"}}. راوندی، قطب الدین، سعید بن هبة الله، «الخرائج و الجرائح»، ج۲، الباب السابع عشر فی الموازاة بین معجزات نبینا و معجزات اوصیائه و... ، ص۸۷۶. ؛ ابنشهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی، «مناقب آل ابی طالب {{عم}}»، ج۱، فصل فی اللطائف، ص۲۱۴.</ref> | ||
* عدم پذیرش ولایت و خلافت و نبوّت ایشان از سوی برخی به دلیل ضعف استعداد و نقصان آنها در پذیرش کمال و مقام وجود است. نبوّت، جایگاه ظهور خلافت و ولایت است و این دو مقام، باطن نبوّت هستند و وصّی آن حضرت {{صل}} یعنی امیرالمؤمنین {{ع}} طبق فرمایش قرآن، نفس رسولخدا {{صل}} میباشد. چنانکه فرمود {{صل}}: «من و علی از یک نور آفریده شدهایم».<ref>قال رسول الله {{صل}}: «خُلقتُ انا و علیّ من نور واحد». ابن بابویه، محمدبن علی، «الخصال»، ج۱، ص۳۱؛ ابن ابی جمهور، محمدبن زین الدین، «عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية»، ج۴، ص۱۲۴.</ref> | * عدم پذیرش ولایت و خلافت و نبوّت ایشان از سوی برخی به دلیل ضعف استعداد و نقصان آنها در پذیرش کمال و مقام وجود است. نبوّت، جایگاه ظهور خلافت و ولایت است و این دو مقام، باطن نبوّت هستند و وصّی آن حضرت {{صل}} یعنی امیرالمؤمنین {{ع}} طبق فرمایش قرآن، نفس رسولخدا {{صل}} میباشد. چنانکه فرمود {{صل}}: «من و علی از یک نور آفریده شدهایم».<ref>قال رسول الله {{صل}}: «خُلقتُ انا و علیّ من نور واحد». ابن بابویه، محمدبن علی، «الخصال»، ج۱، ص۳۱؛ ابن ابی جمهور، محمدبن زین الدین، «عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية»، ج۴، ص۱۲۴.</ref> | ||
خداوند میفرماید: و أشرقتِ الأرضُ بنور ربّها.<ref>«و (در آن روز روی) زمین به نور پروردگارش (نور خاصی که برای آن روز آفریده شده)، روشن گردد.» سوره زمر:۳۹، آیه۶۹.</ref> | خداوند میفرماید: و أشرقتِ الأرضُ بنور ربّها.<ref>«و (در آن روز روی) زمین به نور پروردگارش (نور خاصی که برای آن روز آفریده شده)، روشن گردد.» سوره زمر:۳۹، آیه۶۹.</ref> | ||