جز
جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب'
جز (جایگزینی متن - 'عمربن' به 'عمر بن') |
جز (جایگزینی متن - 'ابن شهر آشوب' به 'ابنشهرآشوب') |
||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
[[علامه مجلسی]] هم در روایتی نقل کرده است که [[خلیفه دوم]]، [[فاطمه زهرا]] {{س}} را با تازیانه زد و او در اثر همین ضربت [[رحلت]] کرد. وقتی که از [[دنیا]] رفت، جای تازیانه همچون حلقه بازوبند روی بازویش باقی بود. [[فاطمه]] {{س}} اجازه نداد که علی {{ع}} را ببرند تا اینکه او را پشت در فشردند. در اثر این فشار، فرزندش را که [[رسول خدا]] [[محسن]] نامیده بود، سقط کرد و هم در اثر آن از دنیا رفت<ref>جلاء العیون: زندگانی و مصائب چهارده معصوم، محمدباقر مجلسی، ج۱، ص۱۹۳ و ۱۹۴.</ref>. | [[علامه مجلسی]] هم در روایتی نقل کرده است که [[خلیفه دوم]]، [[فاطمه زهرا]] {{س}} را با تازیانه زد و او در اثر همین ضربت [[رحلت]] کرد. وقتی که از [[دنیا]] رفت، جای تازیانه همچون حلقه بازوبند روی بازویش باقی بود. [[فاطمه]] {{س}} اجازه نداد که علی {{ع}} را ببرند تا اینکه او را پشت در فشردند. در اثر این فشار، فرزندش را که [[رسول خدا]] [[محسن]] نامیده بود، سقط کرد و هم در اثر آن از دنیا رفت<ref>جلاء العیون: زندگانی و مصائب چهارده معصوم، محمدباقر مجلسی، ج۱، ص۱۹۳ و ۱۹۴.</ref>. | ||
همچنین آمده است: هنگامی که رسول خدا درگذشت و آن ماجرایی که در [[روز]] داخل شدن [[قوم]] و [[مردم]] به خانهاش اتفاق افتاد و پسر عمویش [[امیرمؤمنان]] را به [[زور]] از [[خانه]] خارج کردند و آنچه که از جانب آن مرد بر سر او آمد، همان باعث شد که او پسرش را سقط کند و بیندازد و همین سقط علت اصلی [[بیماری]] و [[شهادت]] [[دختر رسول خدا]] بوده است<ref>مناقب آل ابی طالب، | همچنین آمده است: هنگامی که رسول خدا درگذشت و آن ماجرایی که در [[روز]] داخل شدن [[قوم]] و [[مردم]] به خانهاش اتفاق افتاد و پسر عمویش [[امیرمؤمنان]] را به [[زور]] از [[خانه]] خارج کردند و آنچه که از جانب آن مرد بر سر او آمد، همان باعث شد که او پسرش را سقط کند و بیندازد و همین سقط علت اصلی [[بیماری]] و [[شهادت]] [[دختر رسول خدا]] بوده است<ref>مناقب آل ابی طالب، ابنشهرآشوب مازندرانی، ج۳، ص۱۳۲.</ref>. با این همه [[سختگیری]] و ضربات و لطمات جسمی و [[روحی]] که هر [[انسانی]] را به زانو در میآورد، چگونه [[روح]] لطیف او آزرده نشود و جسمش به تحلیل نرود. | ||
در روایتی دیگر آمده است: [[حضرت فاطمه]] {{س}} [[گمان]] میکرد که بدون اجازه او وارد خانهاش نخواهند شد؛ به همین خاطر درب را بست و قفل کرد، اما آنان بدون اجازه وارد خانه شدند. [[عمر]] کسی را به سوی [[قنفذ]] فرستاد که اگر فاطمه {{س}} میان تو و علی {{ع}} را فاصله انداخت او را بزن. هنگامی که فاطمه {{س}} میان قنفذ و شوهرش حائل شد، آن [[ملعون]] او را با تازیانه زد. و فاطمه {{س}} را در پشت چوبههای درب قرار داد و آنگاه آن را به شدت هُل داد. به همین خاطر استخوانهای پهلوی او [[شکست]] و جنین خود را انداخت. او پیوسته بستری بود تا اینکه در اثر آن به شهادت رسید<ref>کامل بهایی، عمادالدین طبری، ج۱، ص۳۰۴-۳۰۹، کتاب سلیم بن قیس، ص۵۸۵ - ۵۸۸؛ بیت الأحزان، شیخ عباس قمی، ص۸۴-۸۶.</ref>. | در روایتی دیگر آمده است: [[حضرت فاطمه]] {{س}} [[گمان]] میکرد که بدون اجازه او وارد خانهاش نخواهند شد؛ به همین خاطر درب را بست و قفل کرد، اما آنان بدون اجازه وارد خانه شدند. [[عمر]] کسی را به سوی [[قنفذ]] فرستاد که اگر فاطمه {{س}} میان تو و علی {{ع}} را فاصله انداخت او را بزن. هنگامی که فاطمه {{س}} میان قنفذ و شوهرش حائل شد، آن [[ملعون]] او را با تازیانه زد. و فاطمه {{س}} را در پشت چوبههای درب قرار داد و آنگاه آن را به شدت هُل داد. به همین خاطر استخوانهای پهلوی او [[شکست]] و جنین خود را انداخت. او پیوسته بستری بود تا اینکه در اثر آن به شهادت رسید<ref>کامل بهایی، عمادالدین طبری، ج۱، ص۳۰۴-۳۰۹، کتاب سلیم بن قیس، ص۵۸۵ - ۵۸۸؛ بیت الأحزان، شیخ عباس قمی، ص۸۴-۸۶.</ref>. | ||