بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف و نظام های برخاسته از آن مطرح است. در سایه | *امروزه [[اسلام]] در برابر مکاتب مختلف و نظام های برخاسته از آن مطرح است. در سایه نظاممندی است که برتری [[اسلام]] بر سایر الگوها نمایان می شود. آیه شریفه «وَلاَ تهِنُوا وَلاَ تحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ»<ref>سورۀ آل عمران، آیۀ 139</ref>. بیانگر این حقیقت است که اگر نظاممندی در زندگی ما مورد توجه قرار گیرد الگوهای دیگر فرهن گها و تمدن ها قدرت رقابت با [[اسلام]] را نخواهند داشت.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 46]]</ref>. | ||
*ضرورت نظامسازی، ضرورت پاسخ دادن دین است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی انسان در عرصه های مختلف حیات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. این ضرورت با تکیه زدن بر اریکه قدرت و رسیدن دین به حکومت، بیشتر می شود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 46]]</ref> | *ضرورت نظامسازی، ضرورت پاسخ دادن دین است به مجموعه سؤالات ریز و درشت و بنیادی و اساسی انسان در عرصه های مختلف حیات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی. این ضرورت با تکیه زدن بر اریکه قدرت و رسیدن دین به حکومت، بیشتر می شود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 46]]</ref> | ||
==چیستی نظاممندی== | ==چیستی نظاممندی== | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
#تبیین ارتباط منطقی، عقلایی، طبیعتی، علیّتی و ذهنی بین مجموعه داده های یک دین در یک حوزه. | #تبیین ارتباط منطقی، عقلایی، طبیعتی، علیّتی و ذهنی بین مجموعه داده های یک دین در یک حوزه. | ||
#نگرش کلان و مجموعی به آموزه های دینی. | #نگرش کلان و مجموعی به آموزه های دینی. | ||
#ارائۀ جریان | #ارائۀ جریان نظامساز در برابر نظام های برخاسته از دیگر مکاتب | ||
#تأثیر در اجرا، زیرا اجرای نظارت یک مکتب با شناخت ارتباط اجزای آن میسرتر است<ref>صفایی، علی، دین و نظامسازی</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 51]]</ref> | #تأثیر در اجرا، زیرا اجرای نظارت یک مکتب با شناخت ارتباط اجزای آن میسرتر است<ref>صفایی، علی، دین و نظامسازی</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 51]]</ref> | ||
==[[نظاممندی اسلام]]== | ==[[نظاممندی اسلام]]== | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
==شاخصه های نظاممندی== | ==شاخصه های نظاممندی== | ||
*طرفداران مکتب | *طرفداران مکتب نظاممند دارای شاخصه های ذیل است: | ||
===[[تعادل گرایی]]=== | ===[[تعادل گرایی]]=== | ||
*در یک نظام اداری وقتی روابط منطقی و منظم بین فعالیت های واحدهای تابعه و نیازمندی و توقعات ارباب رجوع و ارزش های جامعه باشد آن سازمان دارای تعادل است.<ref>زارعی متین، حسن، مبانی سازمان و مدیریت و رویکرد اقتضایی، ص 57</ref> مدیریت نبوی یک مدیریت | *در یک نظام اداری وقتی روابط منطقی و منظم بین فعالیت های واحدهای تابعه و نیازمندی و توقعات ارباب رجوع و ارزش های جامعه باشد آن سازمان دارای تعادل است.<ref>زارعی متین، حسن، مبانی سازمان و مدیریت و رویکرد اقتضایی، ص 57</ref> مدیریت نبوی یک مدیریت نظاممند و متعادل بوده یعنی در حالی که به درونگرایی و عبادت و ذکر اهمیت می دهد، از برون گرایی و اهتمام به امور جامعه، غفلت نمی نماید. اسلام دینی میانه و معتدل است و لذا در هر کاری به اعتدال دستور داده است همانگونه که از کفر و شرک برحذر داشته و به عبادت و یکتاپرستی دستور داده است، هر چند که عبادت، تقرب خدا را به دنبال دارد اما با این حال عبادت هم اندازه ای دارد و نباید آنقدر زیاد باشدکه به انسان صدمه وارد نماید. و این نکته به پیامبر (صلَّی اللهُ علَیهِِ وَ آله) گوشزد شده است چون ایشان آنقدر عبادت می کردند که پاهایشان متورم گردیده بود.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 54]]</ref> | ||
*فرهنگ اسلامی، انسانی میسازد که ارزش های اخلاقیاش از کهکشان ها شکوهمندتر است سیمای مسلمان راستین همگام با رسول خدا را قرآن چنین توصیف کرده: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّه؛ محمّد فرستاده خداست کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند، پیوسته آنان را در حال رکوع و سجود میبینی.»<ref>سورۀ فتح، آیۀ 29</ref> پیامبر اکرم یارانش را به تعادل و میانهروی در گرایشهای بیرونی و درونی فرا خواند یعنی از یک طرف به جامعه گرایی، یگانگی و مهربانی در میان خود و شدت و جهاد در برابر مشرکان فرا خواند و از طرف دیگر به درون گرایی و عبادت الهی و رکوع و سجده و راز و نیاز فرا می خواند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 52]]</ref> | *فرهنگ اسلامی، انسانی میسازد که ارزش های اخلاقیاش از کهکشان ها شکوهمندتر است سیمای مسلمان راستین همگام با رسول خدا را قرآن چنین توصیف کرده: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّه؛ محمّد فرستاده خداست کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند، پیوسته آنان را در حال رکوع و سجود میبینی.»<ref>سورۀ فتح، آیۀ 29</ref> پیامبر اکرم یارانش را به تعادل و میانهروی در گرایشهای بیرونی و درونی فرا خواند یعنی از یک طرف به جامعه گرایی، یگانگی و مهربانی در میان خود و شدت و جهاد در برابر مشرکان فرا خواند و از طرف دیگر به درون گرایی و عبادت الهی و رکوع و سجده و راز و نیاز فرا می خواند.<ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 52]]</ref> | ||
*خدمت به خلق نیز یکی از ارزشهای انسانی است و [[اسلام]] آن را صد در صد تأیید می کند اما عده ای این سخن را شعار خود قرار داده که عبادت به جز خدمت خلق نیست و با این سخن ارزش علم و جهاد و عبادت را نفی می کنند در حالی که اگر همه ارزشها منحصر در خدمت به خلق باشد آن گاه خلق خدا همانند مجموعه ای از حیوانات می شوند که خدمت به آنها سیر کردن شکم آنهاست پس این یک دیدگاه افراطی است.<ref>مطهری، مرتضی، انسان بر آستان دین، خلاصۀ مجموعه آثار، ص 92</ref> [[اسلام]] سخت گیری یهود و آسان گیری نصارا را در پیش نمی گیرد بلکه راه میانه را بر گزیده است انسان را به زهد و گوشه گیری نمی کشاند و از اباحیگری و اسراف هم باز می دارد [[اسلام]] مادیت و معنویت را با یکدیگر پیوند داده است فرد را جزئی از جامعه و جامعه را مجموعه افراد می داند [[اسلام]] فرد را قربانی جامعه و جامعه را قربانی فرد نمی کند انسان مسلمان نه خوشبین افراطی است نه بدبین و نا امید آن چنان که در اندیشه غربی سراغ داریم [[اسلام]] بدترین خطر را جدایی دین از سیاست و علم از عمل و باقی ماندن در علم بدون عمل می داند و همواره ایمان و عمل صالح را همراه یکدیگر ذکر کرده است<ref>جندی، انور، [[اسلام]] و جهان معاصر، ص 19</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 55]]</ref> | *خدمت به خلق نیز یکی از ارزشهای انسانی است و [[اسلام]] آن را صد در صد تأیید می کند اما عده ای این سخن را شعار خود قرار داده که عبادت به جز خدمت خلق نیست و با این سخن ارزش علم و جهاد و عبادت را نفی می کنند در حالی که اگر همه ارزشها منحصر در خدمت به خلق باشد آن گاه خلق خدا همانند مجموعه ای از حیوانات می شوند که خدمت به آنها سیر کردن شکم آنهاست پس این یک دیدگاه افراطی است.<ref>مطهری، مرتضی، انسان بر آستان دین، خلاصۀ مجموعه آثار، ص 92</ref> [[اسلام]] سخت گیری یهود و آسان گیری نصارا را در پیش نمی گیرد بلکه راه میانه را بر گزیده است انسان را به زهد و گوشه گیری نمی کشاند و از اباحیگری و اسراف هم باز می دارد [[اسلام]] مادیت و معنویت را با یکدیگر پیوند داده است فرد را جزئی از جامعه و جامعه را مجموعه افراد می داند [[اسلام]] فرد را قربانی جامعه و جامعه را قربانی فرد نمی کند انسان مسلمان نه خوشبین افراطی است نه بدبین و نا امید آن چنان که در اندیشه غربی سراغ داریم [[اسلام]] بدترین خطر را جدایی دین از سیاست و علم از عمل و باقی ماندن در علم بدون عمل می داند و همواره ایمان و عمل صالح را همراه یکدیگر ذکر کرده است<ref>جندی، انور، [[اسلام]] و جهان معاصر، ص 19</ref>. <ref>[[سید حسین تقوی|تقوی، سید حسین]]، [[تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی (مقاله)|تبیین مدل مدیریت نظاممند نبوی]]، [[پژوهشهای اعتقادی کلامی، ش 8، ص 55]]</ref> | ||