بردگی در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'بنی المصطلق' به 'بنی‌المصطلق'
جز (جایگزینی متن - 'بنی المصطلق' به 'بنی‌المصطلق')
خط ۵۶: خط ۵۶:
[[استنباط]] جواز استرقاق از [[آیه]] {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً}}<ref>«پس چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید» سوره محمد، آیه ۴.</ref> بسیار عجیب به نظر می‌رسد؛ زیرا {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}} به معنای استیلای کامل بر [[آحاد]] [[دشمن]] و به [[اسارت]] گرفتن آنان است و این معنای هیچ‌گونه ملازمه عرفی و [[عقلی]] با استرقاق ندارد و از سوی دیگر {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}} در واقع مقسم دو حالت {{متن قرآن|مَنّ}} و {{متن قرآن|فِدَاء}} می‌باشد در حالی که اگر معنای {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}}، استرقاق باشد، خود حالت سوم در برابر این دو حالت محسوب می‌شود و قابل تقسیم به دو حالت {{متن قرآن|مَنّ}} و {{متن قرآن|فِدَاء}} نخواهد بود. بلکه می‌توان گفت که دلالت آیه بر [[نفی]] استرقاق از باب مفهوم [[حصر]] معقولتر به نظر می‌رسد.
[[استنباط]] جواز استرقاق از [[آیه]] {{متن قرآن|فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً}}<ref>«پس چون آنها را از توان انداختید اسیر بگیرید و از آن پس یا منّت بگذارید (و آزادشان کنید) و یا سربها بگیرید» سوره محمد، آیه ۴.</ref> بسیار عجیب به نظر می‌رسد؛ زیرا {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}} به معنای استیلای کامل بر [[آحاد]] [[دشمن]] و به [[اسارت]] گرفتن آنان است و این معنای هیچ‌گونه ملازمه عرفی و [[عقلی]] با استرقاق ندارد و از سوی دیگر {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}} در واقع مقسم دو حالت {{متن قرآن|مَنّ}} و {{متن قرآن|فِدَاء}} می‌باشد در حالی که اگر معنای {{متن قرآن|شُدُّوا الْوَثَاقَ}}، استرقاق باشد، خود حالت سوم در برابر این دو حالت محسوب می‌شود و قابل تقسیم به دو حالت {{متن قرآن|مَنّ}} و {{متن قرآن|فِدَاء}} نخواهد بود. بلکه می‌توان گفت که دلالت آیه بر [[نفی]] استرقاق از باب مفهوم [[حصر]] معقولتر به نظر می‌رسد.


مهم‌ترین دلیل در مورد جواز استرقاق اسیران جنگی استناد به عمل [[پیامبر]] {{صل}} است که گفته می‌شود در چند مورد [[اقدام]] به استرقاق اسیران کرده است مانند اسرای جنگی [[هوازن]] و [[بنی المصطلق]]<ref>لسان المیزان، ج۶، ص۳۲۴؛ سبل السلام، ج۴، ص۴۵ به بعد.</ref> و عمل [[پیامبر]] {{صل}} می‌تواند حاکی از [[مشروعیت]] [[مقابله به مثل]] با [[دشمن]] در [[رفتار]] متقابل با [[اسیران]] [[جنگی]] باشد. به علاوه در [[سنت]] گفتاری [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} هیچ موردی بیانگر جواز [[استرقاق]] دیده نمی‌شود<ref>آثار الحرب فی الاسلام، ص۴۴۴.</ref><ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۳.</ref>.
مهم‌ترین دلیل در مورد جواز استرقاق اسیران جنگی استناد به عمل [[پیامبر]] {{صل}} است که گفته می‌شود در چند مورد [[اقدام]] به استرقاق اسیران کرده است مانند اسرای جنگی [[هوازن]] و [[بنی‌المصطلق]]<ref>لسان المیزان، ج۶، ص۳۲۴؛ سبل السلام، ج۴، ص۴۵ به بعد.</ref> و عمل [[پیامبر]] {{صل}} می‌تواند حاکی از [[مشروعیت]] [[مقابله به مثل]] با [[دشمن]] در [[رفتار]] متقابل با [[اسیران]] [[جنگی]] باشد. به علاوه در [[سنت]] گفتاری [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} هیچ موردی بیانگر جواز [[استرقاق]] دیده نمی‌شود<ref>آثار الحرب فی الاسلام، ص۴۴۴.</ref><ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۵۳.</ref>.


== من و [[فدا]] در [[مذاهب فقهی]] [[اهل سنت]] ==
== من و [[فدا]] در [[مذاهب فقهی]] [[اهل سنت]] ==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش