بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
ابوالسرایا [[خشمگین]] شد و به [[شهر]] بازگشت و در [[مسجد کوفه]] به [[روز جمعه]] خطبهای خواند و از جمله گفت: «ای مردم کوفه! ای کشندگان علی{{ع}}! و ای کسانی که دست از [[یاری]] حسین{{ع}} برداشتید و او را به [[دشمن]] سپردید. به [[راستی]] فریبخورده کسی است که [[فریب]] شما را بخورد و بییاور آن است که [[دل]] به یاری شما ببندد. حقاً [[خوار]] کسی است که شما عزیزش گردانید...» سپس اشعاری خواند و در آن [[نافرمانی]] و [[نادانی]] و [[بیارادگی]] و [[سستی]] و [[ناتوانی]] کوفیان را در [[سختیها]] و راحتیها مورد [[سرزنش]] قرار داد. | ابوالسرایا [[خشمگین]] شد و به [[شهر]] بازگشت و در [[مسجد کوفه]] به [[روز جمعه]] خطبهای خواند و از جمله گفت: «ای مردم کوفه! ای کشندگان علی{{ع}}! و ای کسانی که دست از [[یاری]] حسین{{ع}} برداشتید و او را به [[دشمن]] سپردید. به [[راستی]] فریبخورده کسی است که [[فریب]] شما را بخورد و بییاور آن است که [[دل]] به یاری شما ببندد. حقاً [[خوار]] کسی است که شما عزیزش گردانید...» سپس اشعاری خواند و در آن [[نافرمانی]] و [[نادانی]] و [[بیارادگی]] و [[سستی]] و [[ناتوانی]] کوفیان را در [[سختیها]] و راحتیها مورد [[سرزنش]] قرار داد. | ||
== کشته شدن ابوالسرایا == | == کشته شدن ابوالسرایا == | ||