←راهاندازی شبکه وکالت
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
برجستهترین [[شاگرد]] [[امام]] در [[علم کلام]]، [[هشام بن حکم]] است. اگرچه [[هشام بن حکم]] در [[علوم]] [[حدیث]]، [[فقه]]، [[تفسیر]] و [[ادبیات]] نیز صاحبنظر بود، [[شهرت]] وی، بیشتر در [[علم کلام]] بود و بزرگان [[شیعه]] و [[سنی]] او را از برجستهترین [[متکلمان شیعه]] دانستهاند؛ تا آنجا که عدهای بر این باورند که وی نخستین کسی بود که با [[ادله]] [[کلامی]]، به مبحث [[امامت]] توجه کرده است.<ref>عباس اقبال آشتیانی، خاندان نوبختی، ص۷۹. برای آگاهی از نظریات هشام در ابواب مختلف اعتقادی، ر. ک: سید حسین مدرسی، میراث مکتوب شیعه، ص۳۱۷؛ سید حسن صدر، تأسيس الشيعة، ص۳۶۰؛ عبدالله نعمة، هشام بن الحكم؛ علیرضا اسعدی، هشام بن حکم؛ سید احمد صفایی، هشام بن الحكم، مدافع حریم ولایت.</ref> در برخی منابع رجالی، از [[هشام بن سالم]] [[نقل]] شده است که روزی گروهی از [[یاران]] [[امام صادق]] {{ع}} در محضر ایشان نشسته بودند. مردی شامی اجازه ورود گرفت و عرض کرد که شنیدهام به تمام پرسشهای [[مردم]] پاسخ میگویید. آمدهام با شما بحث و [[مناظره]] کنم. [[امام]] فرمود: در کدام موضوع؟ مرد شامی گفت: درباره کیفیت [[تلاوت قرآن]]. [[امام]] رو به [[حمران بن اعین]] کرد و فرمود: ای [[حمران]]، جواب این شخص با توست. مرد شامی عرض کرد: میخواهم با شما بحث کنم نه با [[حمران]]! [[امام]] فرمود: اگر [[حمران]] را محکوم کردی، مرا محکوم کردهای. به همین سان، [[امام]] {{ع}}، [[ابان بن تغلب]] را به [[مناظره]] با وی در لغت و [[ادبیات]] [[مأمور]] کرد. [[زراره]] نیز در [[فقه]]، و [[مؤمن]] طاق نیز در [[کلام]] با او [[مناظره]] کردند. همچنین وقتی مرد شامی درباره [[قدرت]] [[انسان]] بر انجام یا ترک [[خیر و شر]] و [[توحید]] و [[امامت]] درخواست [[مناظره]] کرد، [[امام]] {{ع}} به ترتیب به [[حمزه]] طيار، [[هشام بن سالم]] و [[هشام بن حکم]] [[فرمان]] دادند تا با او به [[مناظره]] بپردازند و همگی با [[دلایل]] [[قاطع]] بر مرد شامی [[پیروز]] شدند. پس از آن، [[امام]] {{ع}} تبسمی کرد، از ویژگیهای هریک از [[شاگردان]] خود سخن گفت، و آنگاه خود نیز سخنانی خطاب به آن مرد فرمود. شامی در پایان از [[امام]] {{ع}} خواست تا او را از [[شیعیان]] خود قرار داده، به وی [[آموزش]] دهد. [[امام صادق]] {{ع}} نیز این [[وظیفه]] را به هشام واگذار کرد و فرمود: دوست دارم این [[مرد]] [[شاگرد]] هشام باشد.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الكشی، ص ۲۷۵-۲۷۷.</ref> با توجه به آنچه [[گذشت]]، روشن میشود که [[سیره عملی]] [[امامان]] {{عم}} از وجود شأنی خاص به نام تربیت شاگردان برای [[تبلیغ]] [[معارف]] [[حقیقی]] [[دین]] حکایت میکند<ref>ر.ک: [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۲۹۷ الی ۳۰۱.</ref>. | برجستهترین [[شاگرد]] [[امام]] در [[علم کلام]]، [[هشام بن حکم]] است. اگرچه [[هشام بن حکم]] در [[علوم]] [[حدیث]]، [[فقه]]، [[تفسیر]] و [[ادبیات]] نیز صاحبنظر بود، [[شهرت]] وی، بیشتر در [[علم کلام]] بود و بزرگان [[شیعه]] و [[سنی]] او را از برجستهترین [[متکلمان شیعه]] دانستهاند؛ تا آنجا که عدهای بر این باورند که وی نخستین کسی بود که با [[ادله]] [[کلامی]]، به مبحث [[امامت]] توجه کرده است.<ref>عباس اقبال آشتیانی، خاندان نوبختی، ص۷۹. برای آگاهی از نظریات هشام در ابواب مختلف اعتقادی، ر. ک: سید حسین مدرسی، میراث مکتوب شیعه، ص۳۱۷؛ سید حسن صدر، تأسيس الشيعة، ص۳۶۰؛ عبدالله نعمة، هشام بن الحكم؛ علیرضا اسعدی، هشام بن حکم؛ سید احمد صفایی، هشام بن الحكم، مدافع حریم ولایت.</ref> در برخی منابع رجالی، از [[هشام بن سالم]] [[نقل]] شده است که روزی گروهی از [[یاران]] [[امام صادق]] {{ع}} در محضر ایشان نشسته بودند. مردی شامی اجازه ورود گرفت و عرض کرد که شنیدهام به تمام پرسشهای [[مردم]] پاسخ میگویید. آمدهام با شما بحث و [[مناظره]] کنم. [[امام]] فرمود: در کدام موضوع؟ مرد شامی گفت: درباره کیفیت [[تلاوت قرآن]]. [[امام]] رو به [[حمران بن اعین]] کرد و فرمود: ای [[حمران]]، جواب این شخص با توست. مرد شامی عرض کرد: میخواهم با شما بحث کنم نه با [[حمران]]! [[امام]] فرمود: اگر [[حمران]] را محکوم کردی، مرا محکوم کردهای. به همین سان، [[امام]] {{ع}}، [[ابان بن تغلب]] را به [[مناظره]] با وی در لغت و [[ادبیات]] [[مأمور]] کرد. [[زراره]] نیز در [[فقه]]، و [[مؤمن]] طاق نیز در [[کلام]] با او [[مناظره]] کردند. همچنین وقتی مرد شامی درباره [[قدرت]] [[انسان]] بر انجام یا ترک [[خیر و شر]] و [[توحید]] و [[امامت]] درخواست [[مناظره]] کرد، [[امام]] {{ع}} به ترتیب به [[حمزه]] طيار، [[هشام بن سالم]] و [[هشام بن حکم]] [[فرمان]] دادند تا با او به [[مناظره]] بپردازند و همگی با [[دلایل]] [[قاطع]] بر مرد شامی [[پیروز]] شدند. پس از آن، [[امام]] {{ع}} تبسمی کرد، از ویژگیهای هریک از [[شاگردان]] خود سخن گفت، و آنگاه خود نیز سخنانی خطاب به آن مرد فرمود. شامی در پایان از [[امام]] {{ع}} خواست تا او را از [[شیعیان]] خود قرار داده، به وی [[آموزش]] دهد. [[امام صادق]] {{ع}} نیز این [[وظیفه]] را به هشام واگذار کرد و فرمود: دوست دارم این [[مرد]] [[شاگرد]] هشام باشد.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الكشی، ص ۲۷۵-۲۷۷.</ref> با توجه به آنچه [[گذشت]]، روشن میشود که [[سیره عملی]] [[امامان]] {{عم}} از وجود شأنی خاص به نام تربیت شاگردان برای [[تبلیغ]] [[معارف]] [[حقیقی]] [[دین]] حکایت میکند<ref>ر.ک: [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۲۹۷ الی ۳۰۱.</ref>. | ||
== | == راهاندازی شبکه وکالت == | ||
بنابر شواهد [[تاریخی]] فراوان، پراکندگی جمعیتی [[مکتب]] [[تشیع]] در دوران حضور [[امامان معصوم]] {{عم}} به گونهای بود که از جزیرةالعرب و [[عراق]] فراتر رفته، به شمال افریقا (یعنی [[مصر]] و [[مغرب]]) و نیز [[ایران]]، [[ماوراء النهر]] و افغانستان کنونی رسیده بود. بیگمان، حضور [[شیعیان]] در چنین مناطقی، وظیفهای خاص بر عهده [[امام]] [[معصوم]] گذاشته بود. ازاینرو از دوران [[امام صادق]] {{ع}} [[سازمان وکالت]] راهاندازی شد و [[امام]] {{ع}} افراد مورد [[اعتماد]] خود را به عنوان [[وکیل]] در نقاط مختلف شیعهنشین [[منصوب]] کردند. وکلای [[امامان]] {{عم}} افزون بر جمعآوری [[وجوهات شرعی]] و هدایای [[شیعیان]] و فرستادن آنها به [[مدینه]]، نقش [[تبلیغی]] و ارشادی نیز داشتند؛ چنانکه گاه خودْ پاسخگوی پرسشهای [[دینی]] [[شیعیان]] بودند و گاه نیز [[پرسشها]] را در [[نامه]] نوشته، [[خدمت]] [[امام]] {{ع}} میفرستادند.<ref>برای تفصیل دراینباره ر. ک: محمد رضا جباری، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه {{عم}}.</ref> نتیجه آنکه [[سازمان وکالت]] نیز به عنوان یکی از راهکارهای نشر [[دین]] در عصر [[معصومان]]، نقشی کلیدی داشته است.<ref>ر. ک. [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۲۹۷ الی ۳۰۱.</ref> | بنابر شواهد [[تاریخی]] فراوان، پراکندگی جمعیتی [[مکتب]] [[تشیع]] در دوران حضور [[امامان معصوم]] {{عم}} به گونهای بود که از جزیرةالعرب و [[عراق]] فراتر رفته، به شمال افریقا (یعنی [[مصر]] و [[مغرب]]) و نیز [[ایران]]، [[ماوراء النهر]] و افغانستان کنونی رسیده بود. بیگمان، حضور [[شیعیان]] در چنین مناطقی، وظیفهای خاص بر عهده [[امام]] [[معصوم]] گذاشته بود. ازاینرو از دوران [[امام صادق]] {{ع}} [[سازمان وکالت]] راهاندازی شد و [[امام]] {{ع}} افراد مورد [[اعتماد]] خود را به عنوان [[وکیل]] در نقاط مختلف شیعهنشین [[منصوب]] کردند. وکلای [[امامان]] {{عم}} افزون بر جمعآوری [[وجوهات شرعی]] و هدایای [[شیعیان]] و فرستادن آنها به [[مدینه]]، نقش [[تبلیغی]] و ارشادی نیز داشتند؛ چنانکه گاه خودْ پاسخگوی پرسشهای [[دینی]] [[شیعیان]] بودند و گاه نیز [[پرسشها]] را در [[نامه]] نوشته، [[خدمت]] [[امام]] {{ع}} میفرستادند.<ref>برای تفصیل دراینباره ر. ک: محمد رضا جباری، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه {{عم}}.</ref> نتیجه آنکه [[سازمان وکالت]] نیز به عنوان یکی از راهکارهای نشر [[دین]] در عصر [[معصومان]]، نقشی کلیدی داشته است.<ref>ر. ک. [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۲۹۷ الی ۳۰۱.</ref> | ||