←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == موضوع علم کلام ذات، صفات و افعال خداوند است، بر این اساس، افعال انسان اولاً وبالذات داخل در مباحث کلامی نخواهد بود، افعال انسان موضوع علومی مانند ف...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←مقدمه) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
موضوع [[علم کلام]] ذات، صفات و [[افعال خداوند]] است، بر این اساس، [[افعال]] [[انسان]] اولاً وبالذات داخل در مباحث [[کلامی]] نخواهد بود، افعال انسان موضوع علومی مانند [[فقه]] و [[اخلاق]] است، ولی ثانیاً وبالعرض و به مناسبتهایی در علم کلام از [[افعال عباد]] نیز بحث شده است: | موضوع [[علم کلام]] ذات، صفات و [[افعال خداوند]] است، بر این اساس، [[افعال]] [[انسان]] اولاً وبالذات داخل در مباحث [[کلامی]] نخواهد بود، افعال انسان موضوع علومی مانند [[فقه]] و [[اخلاق]] است، ولی ثانیاً وبالعرض و به مناسبتهایی در علم کلام از [[افعال عباد]] نیز بحث شده است: | ||
# یکی از مسائلی که [[متکلمان]] به بررسی آن پرداختهاند این است که آیا اوّلین [[واجب]] بر [[مکلف]] [[معرفت خداوند]] است یا نظر و [[تفکر]] برای [[شناخت خداوند]]. گروهی دیدگاه اول را برگزیده و عده ای طرفدار دیدگاه دوم شدهاند <ref>ارشاد الطالبیین، ص۱۱۳</ref>. روشن است که هم شناخت خداوند و هم نظر و تفکر برای شناخت خداوند فعل مکلف (انسان) است نه [[فعل خداوند]]. | # یکی از مسائلی که [[متکلمان]] به بررسی آن پرداختهاند این است که آیا اوّلین [[واجب]] بر [[مکلف]] [[معرفت خداوند]] است یا نظر و [[تفکر]] برای [[شناخت خداوند]]. گروهی دیدگاه اول را برگزیده و عده ای طرفدار دیدگاه دوم شدهاند <ref>ارشاد الطالبیین، ص۱۱۳</ref>. روشن است که هم شناخت خداوند و هم نظر و تفکر برای شناخت خداوند فعل مکلف (انسان) است نه [[فعل خداوند]]. | ||
# یکی از مواردی که درباره افعال انسان[[سخن]] گفته شده در [[ارتباط]] با راه [[خداشناسی]] است. توضیح آنکه راه شناخت خداوند[[تفکر]] در افعال است و افعال دو گونه اند: افعالی که جنس و سنخ آنها مقدور انسان است و افعالی که جنس و سنخ آنها مقدور انسان نیست. آنچه مقدور انسان نیست عبارت است از: جواهر، رنگها، طعمها، بوها، گرمی، سردی، [[ترس]]، خشکی، [[زندگی]]، [[توانایی]]، [[شهوت]]، [[نفرت]] و فناء. با تفکر در همه افعال یاد شده، غیر از فناء میتوان [[خدا]] را [[شناخت]]، ولی از آنجا که راه شناخت فنا، [[سمع]] ([[وحی]]) است، از طریق آن نمیتوان خدا را شناخت. و افعالی که جنس و سنخ آنها مقدور انسان است ده نوع است:پنج نوع آن [[افعال جوارحی]] و پنج نوع آن افعال [[قلبی]] است. افعال جوارحی عبارتند از اکوان (حرکت، سکون، اتصال و انفصال) اعتمادات، تألیفات، اصوات و [[آلام]]، و افعال [[قلوب]] عبارتند از: [[اعتقاد]]، [[اراده]]، [[کراهت]]، [[ظن]] و نظر کردن، با هیچ یک از این افعال نمیتوان خدا را شناخت؛ زیرا این افعال هم میتواند از ایشان صادر شود و هم از [[خداوند]]. بنابراین، وجود آنها به صورت [[قطعی]] و انحصاری بر وجود خداوند دلالت نمیکند <ref>شرح الاصول الخمسة، ص۵۱ـ ۵۲</ref>. | # یکی از مواردی که درباره افعال انسان[[سخن]] گفته شده در [[ارتباط]] با راه [[خداشناسی]] است. توضیح آنکه راه شناخت خداوند[[تفکر]] در افعال است و افعال دو گونه اند: افعالی که جنس و سنخ آنها مقدور انسان است و افعالی که جنس و سنخ آنها مقدور انسان نیست. آنچه مقدور انسان نیست عبارت است از: جواهر، رنگها، طعمها، بوها، گرمی، سردی، [[ترس]]، خشکی، [[زندگی]]، [[توانایی]]، [[شهوت]]، [[نفرت]] و فناء. با تفکر در همه افعال یاد شده، غیر از فناء میتوان [[خدا]] را [[شناخت]]، ولی از آنجا که راه شناخت فنا، [[سمع]] ([[وحی]]) است، از طریق آن نمیتوان خدا را شناخت. و افعالی که جنس و سنخ آنها مقدور انسان است ده نوع است: پنج نوع آن [[افعال جوارحی]] و پنج نوع آن افعال [[قلبی]] است. افعال جوارحی عبارتند از اکوان (حرکت، سکون، اتصال و انفصال) اعتمادات، تألیفات، اصوات و [[آلام]]، و افعال [[قلوب]] عبارتند از: [[اعتقاد]]، [[اراده]]، [[کراهت]]، [[ظن]] و نظر کردن، با هیچ یک از این افعال نمیتوان خدا را شناخت؛ زیرا این افعال هم میتواند از ایشان صادر شود و هم از [[خداوند]]. بنابراین، وجود آنها به صورت [[قطعی]] و انحصاری بر وجود خداوند دلالت نمیکند <ref>شرح الاصول الخمسة، ص۵۱ـ ۵۲</ref>. | ||
# مورد دیگری که درباره [[افعال]] [[انسان]] بحث شده، مسئله [[خلق]] افعال است، در این مسئله بحث در این است که آیا افعال انسان را [[خداوند]] در او پدید میآورد یا این که انسان خود پدید آورنده افعال خویش است؟ [[اهل حدیث]] و [[اشاعره]] به خلق افعال انسان از سوی خداوند در او [[اعتقاد]] دارند، و [[معتزله]] معتقدند انسان خود فاعل افعال خود میباشد<ref>شرح الاصول الخمسة، ص۲۱۷ـ ۲۱۸</ref>. در این مبحث، افعال انسان به دو گونه تقسیم شده است: مباشری و تولیدی. فعل مباشری آن است که در وجود خود فاعل تحقق مییابد و بدون واسطه است. مانند [[فکر]] کردن، و فعل تولیدی آن است که به واسط فعل دیگری واقع میشود، خواه محل آن وجود خود فاعل باشد یا چیزی دیگر مانند اعتقاد که به واسطه فکر کردن حاصل میشود، و حرکت قلم که به واسطه حرکت دست رخ میدهد <ref>کشف المراد، ص۴۳۰ـ ۴۳۱</ref>. | # مورد دیگری که درباره [[افعال]] [[انسان]] بحث شده، مسئله [[خلق]] افعال است، در این مسئله بحث در این است که آیا افعال انسان را [[خداوند]] در او پدید میآورد یا این که انسان خود پدید آورنده افعال خویش است؟ [[اهل حدیث]] و [[اشاعره]] به خلق افعال انسان از سوی خداوند در او [[اعتقاد]] دارند، و [[معتزله]] معتقدند انسان خود فاعل افعال خود میباشد<ref>شرح الاصول الخمسة، ص۲۱۷ـ ۲۱۸</ref>. در این مبحث، افعال انسان به دو گونه تقسیم شده است: مباشری و تولیدی. فعل مباشری آن است که در وجود خود فاعل تحقق مییابد و بدون واسطه است. مانند [[فکر]] کردن، و فعل تولیدی آن است که به واسط فعل دیگری واقع میشود، خواه محل آن وجود خود فاعل باشد یا چیزی دیگر مانند اعتقاد که به واسطه فکر کردن حاصل میشود، و حرکت قلم که به واسطه حرکت دست رخ میدهد <ref>کشف المراد، ص۴۳۰ـ ۴۳۱</ref>. | ||
# در مبحث [[لطف]] نیز از افعال انسان[[سخن]] به میان آمده است؛ زیرا فاعل لطف گاهی خداوند است مانند [[تشریع دین]] و [[تکالیف دینی]]، و [[برانگیختن]] [[پیامبران]]، و گاهی انسان است، که دو صورت دارد: یکی این که فعل او لطف است در [[حق]] خودش مانند [[تفکر]] در [[آیات]] [[تکوینی]] برای [[شناخت خداوند]]، یا تفکر در [[معجزه]] [[پیامبر]] برای [[شناخت پیامبر]] و دیگر این که فعل او لطف است در حق [[مکلفان]] دیگر مانند [[تبلیغ احکام]] [[دینی]] توسط پیامبر به [[مردم]]، و [[امر به معروف و نهی از منکر]] از سوی برخی مکلفان نسبت به برخی دیگر <ref>کشف المراد، ص۴۴۵</ref>. | # در مبحث [[لطف]] نیز از افعال انسان[[سخن]] به میان آمده است؛ زیرا فاعل لطف گاهی خداوند است مانند [[تشریع دین]] و [[تکالیف دینی]]، و [[برانگیختن]] [[پیامبران]]، و گاهی انسان است، که دو صورت دارد: یکی این که فعل او لطف است در [[حق]] خودش مانند [[تفکر]] در [[آیات]] [[تکوینی]] برای [[شناخت خداوند]]، یا تفکر در [[معجزه]] [[پیامبر]] برای [[شناخت پیامبر]] و دیگر این که فعل او لطف است در حق [[مکلفان]] دیگر مانند [[تبلیغ احکام]] [[دینی]] توسط پیامبر به [[مردم]]، و [[امر به معروف و نهی از منکر]] از سوی برخی مکلفان نسبت به برخی دیگر <ref>کشف المراد، ص۴۴۵</ref>. | ||