جز
جایگزینی متن - 'سواره نظام' به 'سوارهنظام'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'سواره نظام' به 'سوارهنظام') |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
* او مردی [[شجاع]] و از | * او مردی [[شجاع]] و از [[سوارهنظام]] [[صفین]] بود، [[نصر بن مزاحم]] از [[زهری]] [[نقل]] میکند: "شمر بن ابرهه بن صباح حمیری"، در ابتدای [[جنگ صفین]] از [[یاران]] [[معاویه]] بود، اما در یکی از روزهای [[صفین]] وی در میان گروهی از [[قاریان]] [[شام]] از [[سپاه معاویه]] جدا شد و به [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} ملحق گردید و این اتفاق بازوی [[معاویه]] و [[عمروعاص]] را در [[جنگ صفین]] [[شکست]]<ref>وقعة صفین، ص۲۲۲.</ref>. و او در رکاب [[حضرت علی]] {{ع}} با [[شامیان]] جنگید و در یکی از روزهای سخت [[جنگ صفین]] که از هر دو [[سپاه]] نیروهای بسیاری کشته شدند [[شمر بن ابرهه]] نیز به [[شهادت]] رسید<ref>وقعة صفین، ص۳۶۹.</ref>. | ||
* [[عمروعاص]] پس از این اتفاق، [[سخن]] به [[حق]] گفت و [[معاویه]] را ملامت کرد که تو میخواهی با شخصیتی مثل [[علی]] بجنگی که [[قرابت]] و نزدیکیاش با [[پیامبر]] {{صل}} بسیار نزدیک و از [[سابقین در اسلام]] است و هیچکسی مثل او نیست، و [[شجاعت]] و [[رشادت]] او بینظیر است و با [[اصحاب]] و [[یاران حضرت محمد]] {{صل}} به [[جنگ]] تو آمده و بسیاری از سواران عصر [[رسول الله]] {{صل}} و اشراف و بزرگان [[صدر اسلام]] در رکاب او هستند و در دلهای سربازان تو اثر گذارند<ref>به مناسبت دو بیت از اشعاری که عمروعاص در مدح امیرالمؤمنین {{ع}} سروده است را ملاحظه نمایید. {{عربی|علی الدر و الذهب المصفی و باقی الناس کلهم تراب هو النبا العظیم و فلک نوح و باب الله و انقطع الخطاب}} علی آن گوهر یگانه و طلای خالص است و باقی مردمان همگی خاکند. او پیام بزرگ خداوند و کشتی نوح است؛ او راه رسیدن به خدا و پایان کلام و خطاب است. الصراط المستقیم، باب الثامن، ص۲۵۹.</ref>. | * [[عمروعاص]] پس از این اتفاق، [[سخن]] به [[حق]] گفت و [[معاویه]] را ملامت کرد که تو میخواهی با شخصیتی مثل [[علی]] بجنگی که [[قرابت]] و نزدیکیاش با [[پیامبر]] {{صل}} بسیار نزدیک و از [[سابقین در اسلام]] است و هیچکسی مثل او نیست، و [[شجاعت]] و [[رشادت]] او بینظیر است و با [[اصحاب]] و [[یاران حضرت محمد]] {{صل}} به [[جنگ]] تو آمده و بسیاری از سواران عصر [[رسول الله]] {{صل}} و اشراف و بزرگان [[صدر اسلام]] در رکاب او هستند و در دلهای سربازان تو اثر گذارند<ref>به مناسبت دو بیت از اشعاری که عمروعاص در مدح امیرالمؤمنین {{ع}} سروده است را ملاحظه نمایید. {{عربی|علی الدر و الذهب المصفی و باقی الناس کلهم تراب هو النبا العظیم و فلک نوح و باب الله و انقطع الخطاب}} علی آن گوهر یگانه و طلای خالص است و باقی مردمان همگی خاکند. او پیام بزرگ خداوند و کشتی نوح است؛ او راه رسیدن به خدا و پایان کلام و خطاب است. الصراط المستقیم، باب الثامن، ص۲۵۹.</ref>. | ||
* سپس [[عمروعاص]] گفت: ای [[معاویه]]! اگر میخواهی [[شکست]] نخوری و نابود نشوی، هر چه زودتر سران [[سپاه]] خود را جمع کن و آنها را با [[سخنرانی]] و [[تشویق]] دلگرم کن تا به [[جنگ]] ادامه دهند. [[معاویه]] به توصیه [[عمروعاص]] این کار را کرد و بزرگان [[اهل شام]] را گردآورد و آنها را با [[سخنرانی]] و [[تشویق]] به [[جنگ]]، آماده [[کارزار]] نمود<ref>ر. ک: وقعه صفین، ص۲۲۲-۲۲۴.</ref>. | * سپس [[عمروعاص]] گفت: ای [[معاویه]]! اگر میخواهی [[شکست]] نخوری و نابود نشوی، هر چه زودتر سران [[سپاه]] خود را جمع کن و آنها را با [[سخنرانی]] و [[تشویق]] دلگرم کن تا به [[جنگ]] ادامه دهند. [[معاویه]] به توصیه [[عمروعاص]] این کار را کرد و بزرگان [[اهل شام]] را گردآورد و آنها را با [[سخنرانی]] و [[تشویق]] به [[جنگ]]، آماده [[کارزار]] نمود<ref>ر. ک: وقعه صفین، ص۲۲۲-۲۲۴.</ref>. | ||