جز
جایگزینی متن - 'سواره نظام' به 'سوارهنظام'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'سواره نظام' به 'سوارهنظام') |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
او در [[جنگ جمل]] حدود شصت سال سن داشت و با [[عبدالله بن زبیر]] که [[جوانی]] بسیار [[شجاع]] بود [[مبارزه]] کرد، [[جدال]] به جایی کشید که دیگر از [[شمشیر]] کاری ساخته نبود و کار به کشتیگیری رسید. مالک، [[عبدالله]] را بر [[زمین]] زد. در این لحظه [[عبدالله]] فریاد زد: هم من و هم مالک را بکشید، تا بالاخره آن دو را از هم جدا کردند. [[عایشه]] که خالۀ [[عبدالله]] بود، مدتی پس از [[جنگ جمل]] از مالک گلایه کرد که آن روز با خواهرزادۀ من چنین و چنان کردی. مالک پاسخ داد: به [[خدا]] قسم، سه شبانهروز [[غذا]] نخورده بودم. مالک، پس از [[جنگ جمل]]، فرماندار [[جزیره]](مناطقی میان دجله و [[فرات]]) شد. این منطقه به [[سرزمین]] [[شام]]، حوزه [[حکومتی]] [[معاویه]]، نزدیک بود<ref>ر. ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۲-۸۵۶.</ref>. | او در [[جنگ جمل]] حدود شصت سال سن داشت و با [[عبدالله بن زبیر]] که [[جوانی]] بسیار [[شجاع]] بود [[مبارزه]] کرد، [[جدال]] به جایی کشید که دیگر از [[شمشیر]] کاری ساخته نبود و کار به کشتیگیری رسید. مالک، [[عبدالله]] را بر [[زمین]] زد. در این لحظه [[عبدالله]] فریاد زد: هم من و هم مالک را بکشید، تا بالاخره آن دو را از هم جدا کردند. [[عایشه]] که خالۀ [[عبدالله]] بود، مدتی پس از [[جنگ جمل]] از مالک گلایه کرد که آن روز با خواهرزادۀ من چنین و چنان کردی. مالک پاسخ داد: به [[خدا]] قسم، سه شبانهروز [[غذا]] نخورده بودم. مالک، پس از [[جنگ جمل]]، فرماندار [[جزیره]](مناطقی میان دجله و [[فرات]]) شد. این منطقه به [[سرزمین]] [[شام]]، حوزه [[حکومتی]] [[معاویه]]، نزدیک بود<ref>ر. ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۲-۸۵۶.</ref>. | ||
مالک در آغاز [[جنگ]] [[صِفین]]، [[فرماندهی]] طلایه [[سپاه]] را به عهده داشت که طلایه [[سپاه معاویه]] را درهم [[شکست]]. همچنین، زمانی که [[سپاهیان]] [[معاویه]] مسیر آب را بر روی [[سپاهیان]] [[امام]] {{ع}} بستند، مالک، نقش تعیینکنندهای در آزادسازی آبراه داشت. او در [[صفین]]، به همراه [[اشعث]]، [[فرماندهی سپاه]] را بر عهده داشت و در طول [[جنگ]]، گاه [[فرماندهی]] | مالک در آغاز [[جنگ]] [[صِفین]]، [[فرماندهی]] طلایه [[سپاه]] را به عهده داشت که طلایه [[سپاه معاویه]] را درهم [[شکست]]. همچنین، زمانی که [[سپاهیان]] [[معاویه]] مسیر آب را بر روی [[سپاهیان]] [[امام]] {{ع}} بستند، مالک، نقش تعیینکنندهای در آزادسازی آبراه داشت. او در [[صفین]]، به همراه [[اشعث]]، [[فرماندهی سپاه]] را بر عهده داشت و در طول [[جنگ]]، گاه [[فرماندهی]] [[سوارهنظام]] [[کوفه]] و گاه [[فرماندهی]] بخشهایی دیگر از [[سپاه]]، از آنِ او بود. در [[صِفین]]، در نبردهای آغازینِ ماه [[ذی حجه]]، [[مسئولیت]] اصلی و نقش بنیادین بر دوش مالک بود و در مرحله دوم (ماه صفر) نیز [[فرماندهی]] دو روز از هشت روز [[جنگ]] را بر عهده داشت. مالک، در نبردهای تن به تن و گشودن گِرِههای [[جنگ]] و حل [[مشکلات]] [[سپاه]] و به پیش بردن [[سپاهیان]] به [[فرمان امام]] {{ع}}، نقش ویژه ای داشت؛ اما نقش [[خیره]] کنندۀ مالک، در آخرین روزهای [[جنگ]]، بهویژه در "روز [[پنج شنبه]]" و [[شب جمعه]] مشهور به "[[لیلة الهَریر]] ([[شب زوزه]])" است که میدان نمایش شگرف [[شجاعت]]، [[شهامت]]، رزمآوری و [[نبرد]] بیامان مالک بود که [[آرایش لشکر]] [[معاویه]] را در هم ریخت و [[صبح]] [[جمعه]] تا نزدیکی [[خیمه]] [[فرماندهی]] او به پیش رففت. [[شکست]] [[دشمن]]، قطعی بود و نَفَسهای پایانی را میکشید اما [[عمرو عاص]] [[توطئه]] کرد و [[حماقت]] [[خوارج]] و [[اشعث]] کارساز شد و [[امام علی]] {{ع}} را در تنگنا قرار دادند که [[صلح]] را بپذیرد و مالک را باز گردانَد. طبیعی بود در چنین لحظه حساس شگرف و [[سرنوشت]] سازی، مالک نپذیرد؛ اما چون به او خبر دادند که [[جان]] [[حضرت]] در خطر است برگشت. زمانی که [[امام]] به عنوان داور، مالک را پیشنهاد داد، [[خوارج]] قبول نکردند. مالک، پس از [[جنگ]] [[صِفین]] به محل [[مأموریت]] خود بازگشت<ref>ر. ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۸۵۲-۸۵۶.</ref>. | ||
== [[شهادت]] مالک == | == [[شهادت]] مالک == | ||