بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==چیستی اسم اعظم و راه رسیدن به آن== | ==چیستی اسم اعظم و راه رسیدن به آن== | ||
*اسم اعظم برترین نام خداوند است که پیامبران و اولیای الهی به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات میزنند و از امور غیبی آگاهی پیدا میکنند<ref>ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273</ref>. | *اسم اعظم برترین نام خداوند است که پیامبران و اولیای الهی به وسیلۀ آن، دست به تصرفات غیر طبیعی و خوارق عادات میزنند و از امور غیبی آگاهی پیدا میکنند<ref>ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273</ref>. | ||
* اسم اعظم جلوهای از جلوههای الهی است که برای همه کس حاصل نمیشود، یعنی مرتبهای خاص از مراتب معرفت الهی است.<ref>ر.ک. اراکی، محسن، سخنرانی با موضوع: پرسشی دربارۀ اسم اعظم، وبگاه شفقتنا</ref> این اسم مرکب از حروف الفبا نبوده و از مقولۀ الفاظ نیست، همچنانکه مفهوم ذهنی هم نیست، بلکه مربوط به قدرت روح و میزان بهرهمندی از ولایت است که با اذن خدا ممکن است.<ref>ر.ک. شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین | * اسم اعظم جلوهای از جلوههای الهی است که برای همه کس حاصل نمیشود، یعنی مرتبهای خاص از مراتب معرفت الهی است.<ref>ر.ک. اراکی، محسن، سخنرانی با موضوع: پرسشی دربارۀ اسم اعظم، وبگاه شفقتنا</ref> این اسم مرکب از حروف الفبا نبوده و از مقولۀ الفاظ نیست، همچنانکه مفهوم ذهنی هم نیست، بلکه مربوط به قدرت روح و میزان بهرهمندی از ولایت است که با اذن خدا ممکن است.<ref>ر.ک. شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین{{ع}} و حادثۀ عاشورا، ص 78 ـ 80</ref> لذا نباید تصور کرد مراد از اسم اعظم، صرفاً لفظ یا کلمهای مانند سایر کلمات رایج باشد؛ بلکه مراد حقیقت عظیمی است که حقایق متعددی را در بر میگیرد؛<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170</ref> برخی از مفسرین<ref>ر.ک. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص ۳۶۳</ref> نیز قائلند اسم اعظم از قبیل الفاظ و یا مفاهیمی که الفاظ بر آنها دلالت میکنند نیست و اعتقاد به اینکه اسم اعظم ترکیبی از حروف لفظی باشد، سخن صحیحی نمیباشد.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170</ref> از روایات چنین استفاده می شود، هرکس از این اسم باخبر باشد، نه فقط دعایش مستجاب است، بلکه با استفاده از آن مىتواند به فرمان خدا، در جهان طبیعت تصرف کند و کارهاى مهمى انجام داده،<ref>ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 30</ref> به تمامی اهداف خود دست پیدا کند.<ref>ر.ک. عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 199</ref> باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.<ref>ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 44؛ سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150</ref> هر کسی که تقوای قلب داشته باشد، علاوه بر تقوای عملی، او اسم اعظم را درک مینماید و امامان اسم اعظم را میدانند؛ بلکه به یک معنا خودشان کلمة الله و اسم اعظم میباشند.<ref>ر.ک. حسینی میلانی، سیدمحمد هادی، دیدگاه های علمی، ص 111 و 112</ref> | ||
==اسم اعظم [[منبع علم امامان]]== | ==اسم اعظم [[منبع علم امامان]]== | ||
*اسم اعظم عنوانی است که برخی از روایات برای بیان سرچشمۀ علم امام و آگاهیها و تواناییهای او به آن اشاره دارند<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین | *اسم اعظم عنوانی است که برخی از روایات برای بیان سرچشمۀ علم امام و آگاهیها و تواناییهای او به آن اشاره دارند<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170؛ شیخ زاده، قاسم علی، رابطۀ علم غیب امام حسین{{ع}} و حادثۀ عاشورا، ص 78 ـ 80؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائرالدرجات، ص 60</ref> یعنی یکی از منابع علم امامان{{عم}} به شمار می آید.<ref>ر.ک. سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150</ref> در روایات، یکی از ویژگیهای پیامبر{{صل}} و اهل بیت{{عم}} بهرهمندی کاملتر از اسم اعظم الهی بیان شده است. روایات در این نکته مشترکاند که اسم اعظم پروردگار هفتاد و سه حرف دارد: «اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ ثَلَاثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفا»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۲۳۰</ref> و این روایات<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲</ref> در این مطلب مشترکاند که بهرهمندی پیامبر اکرم{{صل}} و خاندان ایشان از اسم اعظم، کاملتر از سایر انبیا و اوصیاست؛ یعنی آگاهی به هفتاد و دو حرف، به ایشان عطا شده است.<ref>ر.ک. مظفر، محمدحسین، پژوهشی در باب علم امام، ص 78؛ شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن، فصلنامۀ امامت پژوهی، ش 6، ص 170؛ لنکرانی، محمدجواد، سخنرانی با موضوع: همگرایی قیام امام حسین با علم حضرت به شهادت خود و یارانش</ref> | ||
==اسم اعظم و علم الکتاب (علم غیب)== | ==اسم اعظم و علم الکتاب (علم غیب)== | ||
*مطابق روایات، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: جایگاه علم الغیب که دسترسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: جایگاه علم الکتاب که منشأ قدرت و علم گستردۀ امامان | *مطابق روایات، دو جایگاه برای اسم اعظم تصویر شده است: اوّل: جایگاه علم الغیب که دسترسی به آن تنها خاص پروردگار است و به جز خداوند عزوجل، کسی دیگر امکان راه یافتن به آن را ندارد؛ دوم: جایگاه علم الکتاب که منشأ قدرت و علم گستردۀ امامان{{عم}} و امکان دسترسی ایشان به این جایگاه و بلکه اشراف به آن بیان شده است.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38</ref> تلفیق و جمعبندی میان آیات و روایات در این زمینه، نشان میدهد میان اسم اعظم و علم الکتاب رابطۀ عمیقی وجود دارد و به تعبیری آنچه در قرآن از آن تعبیر به «عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ»<ref>سوره نمل، آیه: ۴۰</ref> شده، در روایات از آن به بخشی از اسم اعظم الهی تعبیر شده است. در روایات اسم اعظم الهی یک اصل و عنوانی دانسته شده که شامل امور و به تعبیر روایات حروف متعددی است. با توجه به ویژگیهای برجسته و گستردهای که برای اسم اعظم در کلمات معصومین{{عم}} نقل شد و با ملاحظۀ ارتباط علم الکتاب با اسم اعظم که از تلفیق و ارتباط روایات به دست آمد، این ادعا که کتابی که در آیات قرآن با «عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ»<ref>سوره نمل، آیه: ۴۰</ref> و یا «عِلْمُ الْكِتَابِ»<ref>سوره رعد، آیه: ۴۳</ref> معرفی شده است، علم ما کان و ما یکون را در برداشته باشد ادعای گزافی نخواهد بود بلکه پشتوانهای از آیات قرآن بر عظمت و گستردگی فوق العادۀ علم الکتاب دلالت مینماید.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38</ref> و لذاست که می توان قایل شد امامانی که از اسم اعظم آگاه هستند به منزلۀ آگاهی از علم غیب است. | ||
==روایات دربارۀ اسم اعظم و نظر بزرگان دربارۀ آن== | ==روایات دربارۀ اسم اعظم و نظر بزرگان دربارۀ آن== | ||
*در احادیث،<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲</ref> اعمال و رفتار خارق العاده عیسی بن مریم(ع) که قرآن به آنها اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تخت بلقیس، ثمره و نتیجۀ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38</ref> در روایتی از امام باقر و امام صادق | *در احادیث،<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱ ، ص ۲۳۰؛ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ۲۰۹ و ۲۱۲</ref> اعمال و رفتار خارق العاده عیسی بن مریم(ع) که قرآن به آنها اشاره دارد و همچنین واکنش آصف به درخواست سلیمان برای احضار تخت بلقیس، ثمره و نتیجۀ عطا شدن اسم اعظم به ایشان دانسته شده است.<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38</ref> در روایتی از امام باقر و امام صادق {{ع}} آمده است که فرمودند:<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافى، ج ١، ص ٣٣٠</ref> «اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است و تنها يک حرف آن نزد آصف بود، آصف آن يک حرف را گفت و زمين ميان او و تخت بلقيس در هم نورديد تا او تخت را به دست گرفت، سپس زمين به حالت اول بازگشت، و اين عمل در كمتر از يک چشم به هم زدن انجام شد و ما ۷۲ حرف از اسم اعظم را داريم و آن يک حرف هم نزد خداست كه آن را در علم غیب براى خود مخصوص ساخته است.»<ref>ر.ک. افتخاری، سیدابراهیم، بررسی مقایسه ایی شئون امامت در مکتب قم و بغداد، ص 109 و 110؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش 88، صفحه؟؟؟؛ غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص 478 و 479؛ مطهری، منصف علی، علم ائمه از نظر عقل و نقل، ص 143؛ گنجی، حسین، امام شناسی، ج 1، ص 159؛ صالح، سیدمحمد حسن، ارتباط مفهوم علم الکتاب و ولایت تکوینی اهل بیت{{عم}}، دو فصلنامۀ معرفت کلامی، ش 2، ص 112؛ افقی، داوود، بررسی غلو در روایات علم اهل بیت از کتاب بصائرالدرجات، ص 60؛ سیده رابیل، جستاری در مسألۀ علم غیب، منتشر شده در نشریه الکترونیکی قرآن پژوهی</ref> | ||
*همچنین از امام صادق | *همچنین از امام صادق{{ع}} روایت شده:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ح ۲</ref> «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل میکرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به نوح ۲۵ حرف و همانا خداوند متعال برای محمد{{صل}} تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به محمد{{صل}} ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است.»<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38؛ موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273؛ سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150؛ بیابانی اسکوئی، محمد، امامت، ص 145؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش 88، صفحه؟؟؟</ref> | ||
*در روایتی امام باقر | *در روایتی امام باقر{{ع}} در پاسخ برید بن معاویه که در مورد آیۀ «قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»<ref>سورۀ رعد، آیۀ 43</ref> سؤال میکند، میفرمایند: «منظور، ما اهل بیت{{عم}} هستیم و علی{{ع}}، اوّل ما و افضل ما و بهترین ما بعد از پیامبر اکرم{{صل}}است.» علامۀ مجلسی، معتقد است ظاهر روایت، بیانگر آن است که مراد از کتاب، قرآن است، پس معنا چنین میشود که "علم همه کتب، نزد ماست...". بنابراین، روشن است اسم اعظم یا علم کتاب، یکی از منابع امامان{{عم}} است. همچنین تمام هفتاد و دو حرف اسم اعظم، در کتاب است و امام{{ع}} نیز دارای کلّ علم کتاب است.<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص 478 و 479</ref> | ||
*شیخ صدوق معتقد است:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 539</ref> «خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سورههای قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن، مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم میآموخت و آن را برای همه آشکار مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر پیامبران و امامان | *شیخ صدوق معتقد است:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 539</ref> «خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سورههای قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن، مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم میآموخت و آن را برای همه آشکار مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر پیامبران و امامان{{عم}} به کار میبردند. بر این اساس، علم مزبور را به کسانی اختصاص داد که حجتهای او بر مردماند تا بتوانند در مواقع لزوم به وسیله آن دلیلها و معجزاتی را برای اثبات حقانیت خود بیاورند.»<ref> ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گسترۀ علم امام در کلام اسلامی، ص 89</ref> | ||
*پیامبران و پیشوایان بزرگ، ضمن اینکه از اسم اعظم آگاه بودند، حقیقت این اسم بزرگ خدا را در وجودشان پیاده کرده بودند و در پرتو این حالت خداوند چنان مقام والایی به آنها داده بود که از امور غیبی بالفعل آگاه بودند، به طوری که آصف با داشتن یک اسم تخت بلقیس را فوراً حاضر میکند و خداوند سبحان همان یک حرف را که نزد آصف بود "علمی در کتاب" نامید، پس کسی که هفتاد و دو حرف از آن در اختیارش باشد چگونه تصرفی در امور غیبی بالفعل خواهد داشت؟<ref>ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273</ref> باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.<ref>ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 44</ref> یعنی اسم اعظم بیشتر مربوط به عمل است نه کلمه یا اسمی از اسماء خداوند. امامان | *پیامبران و پیشوایان بزرگ، ضمن اینکه از اسم اعظم آگاه بودند، حقیقت این اسم بزرگ خدا را در وجودشان پیاده کرده بودند و در پرتو این حالت خداوند چنان مقام والایی به آنها داده بود که از امور غیبی بالفعل آگاه بودند، به طوری که آصف با داشتن یک اسم تخت بلقیس را فوراً حاضر میکند و خداوند سبحان همان یک حرف را که نزد آصف بود "علمی در کتاب" نامید، پس کسی که هفتاد و دو حرف از آن در اختیارش باشد چگونه تصرفی در امور غیبی بالفعل خواهد داشت؟<ref>ر.ک. موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273</ref> باید توجه داشت دربارۀ اسم اعظم، آنچه اهمیت دارد متصف شدن به حالات و کمالات روحی و خودسازی است که انسان را به مقام مستجاب الدعوه می رساند نه اینکه یک شخص آلوده با تلفظ یک اسم دعایش مستجاب شود.<ref>ر.ک. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 44</ref> یعنی اسم اعظم بیشتر مربوط به عمل است نه کلمه یا اسمی از اسماء خداوند. امامان{{عم}} نیز با طهارت روح و عصمت خدادادى، از این ویژگى برخوردار بودند و بهوسیله اسم اعظم از غیب آگاه مىشدند.<ref>ر.ک. سبحانی، سیدمحمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150؛ عرفانی، محمدنظیر، بررسی علم غیب معصومان در تفاسیر فریقین، ص 199</ref> | ||
==منابع== | ==منابع== | ||