جز
جایگزینی متن - 'سال' به 'سال'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'سال' به 'سال') |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
به گزارش [[طبری]] - از [[سیف بن عمر]] - یزید بن ابی سفیان پس از فتح دمشق، ابوزهراء قشیری را سوی بَثَنِیَّه و حَوران فرستاد تا با آنان به همان منوال و ترتیب صلح دمشق صلح کند و سپس کنترل مناطق فتح شده را عهده دار شود <ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱؛ ابن عساکر، ج۲، ص۱۳۱؛ ابن کثیر، ج۹، ص۲۹.</ref>. [[بلاذری]]<ref>بلاذری، ج۱، ص۱۵۰.</ref> گفته است بثنیه را یزید بن ابی سفیان فتح کرد که البته سخن بلاذری با سخن ابن عساکر تنافی ندارد؛ چرا که اگر مکانی به [[دستور]] یکی از [[فرماندهان]] [[فتح]] میشد، فتح را افزون بر شخص فاتح، به [[فرمانده]] او نیز نسبت میدادند. | به گزارش [[طبری]] - از [[سیف بن عمر]] - یزید بن ابی سفیان پس از فتح دمشق، ابوزهراء قشیری را سوی بَثَنِیَّه و حَوران فرستاد تا با آنان به همان منوال و ترتیب صلح دمشق صلح کند و سپس کنترل مناطق فتح شده را عهده دار شود <ref>طبری، ج۳، ص۴۴۱؛ ابن عساکر، ج۲، ص۱۳۱؛ ابن کثیر، ج۹، ص۲۹.</ref>. [[بلاذری]]<ref>بلاذری، ج۱، ص۱۵۰.</ref> گفته است بثنیه را یزید بن ابی سفیان فتح کرد که البته سخن بلاذری با سخن ابن عساکر تنافی ندارد؛ چرا که اگر مکانی به [[دستور]] یکی از [[فرماندهان]] [[فتح]] میشد، فتح را افزون بر شخص فاتح، به [[فرمانده]] او نیز نسبت میدادند. | ||
از ابوزهراء قشیری نقل شده است که وقتی هِرقَل از ناحیه رُهاء میرفت، [[خواست مردم]] آن منطقه را نیز با خود همراه کند. آنان [[همراهی]] نکردند و گفتند: در رهاء باشیم بهتر است. همچنین از [[مسلمانان]] نیز کناره گرفتند تا اینکه زیاد بن خنطه که [[صحابی رسول خدا]] {{صل}} و هم [[پیمان]] [[بنی عبد قصی]] بود به عنوان [[نخستین مسلمان]]، وارد رُهاء شد<ref>طبری، ج۳، ص۶۰۲؛ ابن عساکر، ج۱۹، ص۱۴۲.</ref>. [[ابن حجر]] گفته است [[عمر بن خطاب]] در [[دمشق]]، کسی را که شراب نوشیده بود حد زد. وقتی خبر حد خوردن شرابخوار به گوش ابوزهراء قشیری رسید، چنین سرود: [[صبوری]] کردم و [[زاری]] نکردم، در حالی که برادرانم مُردند، اما یک [[روز]] هم [[صبر]] از [[نوشیدن]] شراب ندارم. [[امیرمؤمنان]] آن را محکوم و نابود ساخت، اما دوستدارانش دور آن گریاناند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸.</ref>. [[طبری]] گفته است ابوزهراء این اشعار را وقتی گفت که در "عام الرماده" ([[قحطی]] | از ابوزهراء قشیری نقل شده است که وقتی هِرقَل از ناحیه رُهاء میرفت، [[خواست مردم]] آن منطقه را نیز با خود همراه کند. آنان [[همراهی]] نکردند و گفتند: در رهاء باشیم بهتر است. همچنین از [[مسلمانان]] نیز کناره گرفتند تا اینکه زیاد بن خنطه که [[صحابی رسول خدا]] {{صل}} و هم [[پیمان]] [[بنی عبد قصی]] بود به عنوان [[نخستین مسلمان]]، وارد رُهاء شد<ref>طبری، ج۳، ص۶۰۲؛ ابن عساکر، ج۱۹، ص۱۴۲.</ref>. [[ابن حجر]] گفته است [[عمر بن خطاب]] در [[دمشق]]، کسی را که شراب نوشیده بود حد زد. وقتی خبر حد خوردن شرابخوار به گوش ابوزهراء قشیری رسید، چنین سرود: [[صبوری]] کردم و [[زاری]] نکردم، در حالی که برادرانم مُردند، اما یک [[روز]] هم [[صبر]] از [[نوشیدن]] شراب ندارم. [[امیرمؤمنان]] آن را محکوم و نابود ساخت، اما دوستدارانش دور آن گریاناند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۱۳۸.</ref>. [[طبری]] گفته است ابوزهراء این اشعار را وقتی گفت که در "عام الرماده" ([[قحطی]] سال هجدهم [[هجری]]) گروهی از مسلمانان به [[جنگ]] با [[رومیان]] رفتند و عدهای از آنان به [[شهادت]] رسیدند <ref>طبری، ج۳، ص۵۹۹ و ج۴، ص۹۷.</ref>. | ||
ابوزهراء، از طریق [[عبدالله]] از [[رسول خدا]] {{صل}} نقل کرده است که گروهی از مسلمانان بعد از اینکه در [[آتش]] [[عذاب]] شدند، با [[رحمت خدا]] و [[شفاعت]] شفاعت کنندگان وارد [[بهشت]] میشوند<ref>طبرانی، ج۱۰، ص۲۱۴.</ref>. | ابوزهراء، از طریق [[عبدالله]] از [[رسول خدا]] {{صل}} نقل کرده است که گروهی از مسلمانان بعد از اینکه در [[آتش]] [[عذاب]] شدند، با [[رحمت خدا]] و [[شفاعت]] شفاعت کنندگان وارد [[بهشت]] میشوند<ref>طبرانی، ج۱۰، ص۲۱۴.</ref>. | ||