موانع آزادی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۵۱: خط ۵۱:
این نگره‌ها، فرد را گرفتار دیوارهایی خودساخته می‌کند که حاضر نمی‌شود، کوچک‌ترین اقدامی برای گذر از آنها انجام دهد. در این [[باور]]، [[آزادی]] نابود می‌شود و هیچ حقی برای [[مخالفان]] به رسمیت شناخته نمی‌شود.
این نگره‌ها، فرد را گرفتار دیوارهایی خودساخته می‌کند که حاضر نمی‌شود، کوچک‌ترین اقدامی برای گذر از آنها انجام دهد. در این [[باور]]، [[آزادی]] نابود می‌شود و هیچ حقی برای [[مخالفان]] به رسمیت شناخته نمی‌شود.
یکی از پیامدهای خطرناک [[وابستگی]] به [[عادت‌ها]]، جزم‌اندیشی است که می‌تواند یکی از موانع بنیادین آزادی باشد. [[قدرتمندان]] جزم‌اندیش می‌انگارند که تنها [[پندار]] آنان درست است، بر همان پای می‌فشرند و حاضر نیستند تا اندکی از قطعیت و باورهای خود در سپهر [[سیاست]] کوتاه بیایند<ref>گفتنی است در اینجا بحث از جزم‌های خودساخته و غیرمنطقی است؛ زیرا که نفی هرگونه اظهارنظر جزمی، ممکن نیست که اگر باشد، این سخن، خود متناقض خواهد بود؛ نمی‌توان گفت “هرگونه جرم و یقین، زشت و ناشایست است”؛ زیرا که اول جمله جزمی، همین گزاره خواهد بود.</ref>. افراد جزم‌اندیش، به اندیشه‌های [[قطعی]] و دگرگون‌ناپذیر [[گرایش]] دارند و چندان بر [[عادت]] از پیش پذیرفته شده خود پافشاری می‌کنند که به [[دلایل]] قطعی و موجه دیگران توجهی نمی‌کنند، آنان [[اندیشه]] بی‌دلیل و ناموجه را ثابت شده می‌دانند و می‌پذیرند. افرادی که گرفتار این گونه [[باورها]] به ویژه در عرصه [[سیاسی]] می‌شوند، عرصه‌ای که [[تحول]] و جابه‌جایی در آن سریع و بسیار است، بر سر ذهنیت متحجرانه و باورهای [[ناشایست]] خود می‌ایستند و حاضر به دگرگونی [[فکری]] نیستند. این افراد، [[عقاید]] از پیش‌پذیرفته و پنداشته‌های خود را رها نمی‌کنند، حتی اگر هزار دلیل برای بطلان آنها ارائه شود. ویژگی این‌گونه افراد، نگاه غیرواقع بینانه است، نگاهی که سر از داده‌های غلط و تحلیل‌های آشفته در می‌آورد. [[سیاستمدار]] جزم‌اندیش، بیشتر حرف می‌زند، کمتر حاضر به شنیدن است و همه را بر عمل بر اساس آن [[باورها]] و دلبستگی‌های نادرست، مجبور می‌کند، امری که گامی خطرناک در راه [[آزادی]] به شمار می‌رود.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]] ص ۲۴۸.</ref>
یکی از پیامدهای خطرناک [[وابستگی]] به [[عادت‌ها]]، جزم‌اندیشی است که می‌تواند یکی از موانع بنیادین آزادی باشد. [[قدرتمندان]] جزم‌اندیش می‌انگارند که تنها [[پندار]] آنان درست است، بر همان پای می‌فشرند و حاضر نیستند تا اندکی از قطعیت و باورهای خود در سپهر [[سیاست]] کوتاه بیایند<ref>گفتنی است در اینجا بحث از جزم‌های خودساخته و غیرمنطقی است؛ زیرا که نفی هرگونه اظهارنظر جزمی، ممکن نیست که اگر باشد، این سخن، خود متناقض خواهد بود؛ نمی‌توان گفت “هرگونه جرم و یقین، زشت و ناشایست است”؛ زیرا که اول جمله جزمی، همین گزاره خواهد بود.</ref>. افراد جزم‌اندیش، به اندیشه‌های [[قطعی]] و دگرگون‌ناپذیر [[گرایش]] دارند و چندان بر [[عادت]] از پیش پذیرفته شده خود پافشاری می‌کنند که به [[دلایل]] قطعی و موجه دیگران توجهی نمی‌کنند، آنان [[اندیشه]] بی‌دلیل و ناموجه را ثابت شده می‌دانند و می‌پذیرند. افرادی که گرفتار این گونه [[باورها]] به ویژه در عرصه [[سیاسی]] می‌شوند، عرصه‌ای که [[تحول]] و جابه‌جایی در آن سریع و بسیار است، بر سر ذهنیت متحجرانه و باورهای [[ناشایست]] خود می‌ایستند و حاضر به دگرگونی [[فکری]] نیستند. این افراد، [[عقاید]] از پیش‌پذیرفته و پنداشته‌های خود را رها نمی‌کنند، حتی اگر هزار دلیل برای بطلان آنها ارائه شود. ویژگی این‌گونه افراد، نگاه غیرواقع بینانه است، نگاهی که سر از داده‌های غلط و تحلیل‌های آشفته در می‌آورد. [[سیاستمدار]] جزم‌اندیش، بیشتر حرف می‌زند، کمتر حاضر به شنیدن است و همه را بر عمل بر اساس آن [[باورها]] و دلبستگی‌های نادرست، مجبور می‌کند، امری که گامی خطرناک در راه [[آزادی]] به شمار می‌رود.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]] ص ۲۴۸.</ref>
 
==موانع بیرونی==
==موانع بیرونی==
با همه اهمیتی که موانع درونی در [[آزادی سیاسی]] دارند، اما این قسم از آزادی، بیشتر با موانع بیرونی سروکار دارد؛ موانع بیرونی به [[سادگی]] قابل رصدند و با آنها [[اجازه]] حضور آزادانه و مشارکت فعالانه به [[شهروندان]] داده نمی‌شود و از [[اعمال]] آن جلوگیری می‌گردد. هرچند که آزادی درونی تأثیر انکارناپذیر در آزادی سیاسی دارد، اما آنچه در آزادی سیاسی ملموس است، بود یا نبود موانع بیرونی است، داده‌های [[تاریخی]] و بیرونی به ما می‌گویند که در بسیاری اوقات، مستبدان و [[زورگویان]]، از موانع عمده آزادی به شمار می‌روند؛ با وجود آزادی سیاسی، غالباً متفکران و صاحب‌نظران [[فرصت]] می‌یابند تا زیر و بالای [[قدرت]] آنان را به چالش کشند و [[رفتار]]، [[تصمیم]]، گفتار و [[اندیشه]] آنان را ارزیابی کنند و به شفاف کردن فرایند [[اعمال قدرت]]، [[یاری]] رسانند، بنابراین یکی از اولین افرادی که جلوی آزادی را [[سد]] می‌کنند، [[صاحبان قدرت]] [[نامشروع]] و [[پیروان]] منفعت‌جوی آنان هستند، مرحوم نانینی درباره [[چیرگی]] مستبدانه [[فرعون]] بر [[بنی‌اسرائیل]] می‌نویسد، با اینکه هرگز او را مانند [[قبطیان]] به الوهیّت [[پرستش]] ننمودند، اما آنان در [[مصر]] معذّب و [[محبوس]] و از رفتن به [[ارض]] مقدّسه ممنوع بودند، در [[سوره مبارکه شعرا]] از لسان حضرت کلیم - علی نبیّنا و آله و{{ع}} - به فرعون می‌فرماید {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref>«و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟» سوره شعراء، آیه ۲۲.</ref> و در [[آیه مبارکه]] دیگر از لسان [[قوم فرعون]] می‌فرماید {{متن قرآن|وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ}}<ref>«در حالی که قوم آنها بندگان ما هستند؟» سوره مؤمنون، آیه ۴۷.</ref>، از [[آیه مبارکه]] دیگر هم که از لسان آنان می‌فرماید {{متن قرآن|وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم» سوره اعراف، آیه ۱۲۷.</ref>، ظاهراً [[عبودیّت]] [[اسرائیلیان]] عبارت از همین مقهوریّتی است که بدان گرفتار بودند<ref>ر.ک: میرزا محمدحسین غروی نائینی، تنبیه الأمة و تنزیه الملة، ص۵۱.</ref>. [[فرعون]] تلاش کرده بود [[مردم]] را به بند کشد، بر آنان غالب شود و کاری کند که او را [[پیروی مطلق]] کنند؛ اموری که شالوده [[آزادی]] را نابود می‌سازد.
با همه اهمیتی که موانع درونی در [[آزادی سیاسی]] دارند، اما این قسم از آزادی، بیشتر با موانع بیرونی سروکار دارد؛ موانع بیرونی به [[سادگی]] قابل رصدند و با آنها [[اجازه]] حضور آزادانه و مشارکت فعالانه به [[شهروندان]] داده نمی‌شود و از [[اعمال]] آن جلوگیری می‌گردد. هرچند که آزادی درونی تأثیر انکارناپذیر در آزادی سیاسی دارد، اما آنچه در آزادی سیاسی ملموس است، بود یا نبود موانع بیرونی است، داده‌های [[تاریخی]] و بیرونی به ما می‌گویند که در بسیاری اوقات، مستبدان و [[زورگویان]]، از موانع عمده آزادی به شمار می‌روند؛ با وجود آزادی سیاسی، غالباً متفکران و صاحب‌نظران [[فرصت]] می‌یابند تا زیر و بالای [[قدرت]] آنان را به چالش کشند و [[رفتار]]، [[تصمیم]]، گفتار و [[اندیشه]] آنان را ارزیابی کنند و به شفاف کردن فرایند [[اعمال قدرت]]، [[یاری]] رسانند، بنابراین یکی از اولین افرادی که جلوی آزادی را [[سد]] می‌کنند، [[صاحبان قدرت]] [[نامشروع]] و [[پیروان]] منفعت‌جوی آنان هستند، مرحوم نانینی درباره [[چیرگی]] مستبدانه [[فرعون]] بر [[بنی‌اسرائیل]] می‌نویسد، با اینکه هرگز او را مانند [[قبطیان]] به الوهیّت [[پرستش]] ننمودند، اما آنان در [[مصر]] معذّب و [[محبوس]] و از رفتن به [[ارض]] مقدّسه ممنوع بودند، در [[سوره مبارکه شعرا]] از لسان حضرت کلیم - علی نبیّنا و آله و{{ع}} - به فرعون می‌فرماید {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref>«و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟» سوره شعراء، آیه ۲۲.</ref> و در [[آیه مبارکه]] دیگر از لسان [[قوم فرعون]] می‌فرماید {{متن قرآن|وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ}}<ref>«در حالی که قوم آنها بندگان ما هستند؟» سوره مؤمنون، آیه ۴۷.</ref>، از [[آیه مبارکه]] دیگر هم که از لسان آنان می‌فرماید {{متن قرآن|وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ}}<ref>«و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم» سوره اعراف، آیه ۱۲۷.</ref>، ظاهراً [[عبودیّت]] [[اسرائیلیان]] عبارت از همین مقهوریّتی است که بدان گرفتار بودند<ref>ر.ک: میرزا محمدحسین غروی نائینی، تنبیه الأمة و تنزیه الملة، ص۵۱.</ref>. [[فرعون]] تلاش کرده بود [[مردم]] را به بند کشد، بر آنان غالب شود و کاری کند که او را [[پیروی مطلق]] کنند؛ اموری که شالوده [[آزادی]] را نابود می‌سازد.
۸۰٬۴۳۵

ویرایش