←نکاتی پیرامون واژه ذکر
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
== نکاتی پیرامون واژه ذکر == | == نکاتی پیرامون واژه ذکر == | ||
واژه ذکر در مقابل غفلت به کار میرود که به معنای یادآوری امری فراموش شده است؛ لذا هرچند ذکر به معانی علم و [[حفظ]] و یا جاری کردن نام کسی یا چیزی بر زبان نیز به کار میرود، ولی اصل در معنای ذکر، «علم به علم» است؛ یعنی توجه پیدا کردن به چیزی که قبلاً در ذهن موجود بوده، ولی مورد غفلت واقع شده است<ref>مفردات الفاظ قرآن، ج۲، ص۳۲۸.</ref>. | |||
ذکر در امور خارجی نیز به کار میرود؛ به این ترتیب که انسان به امری توجه داشته باشد، ولی به اینکه این همان مطلوب اوست توجه نداشته باشد؛ مثلاً مدتها عکسی را ببیند، ولی نداند که عکس پدربزرگ اوست و سپس متذکر به آن شود. چنانکه [[برادران حضرت یوسف]] {{ع}} در [[مصر]] بارها ایشان را در هیأت [[عزیز مصر]] دیده بودند، ولی توجه به اینکه او [[برادر]] گمشده آنها است نداشتند؛ به عبارت دیگر، آنها توجه به توجه خود نداشتند؛ مراد از توجه اول، نگاه ابتدایی در کسوت عزیز مصر است و توجه دوم، [[تطبیق]] عزیز مصر بر [[یوسف]] گمگشته آنان است. | |||
در [[فرهنگ قرآن]]، اموری از قبیل [[معارف توحیدی]]، [[اصول دین]] و مسئله [[ولایت]]، [[فطری]] [[انسانها]] است؛ چنانکه [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | |||
معنای این سخن آن است که معلوم، مانند اصل [[توحید]] و [[معارف توحیدی]] و یا مانند صفات و [[اسماء الهی]] و اصول [[دینی]] و [[اخلاقی]] و یا مانند [[ضرورت]] [[شکر]] [[پروردگار]] و [[حسن و قبح عقلی]]، حضوراً در نزد عالم حاضر است و همه فطرتاً به آنها توجه دارند؛ اما گرفتار [[غفلت]] به این توجه خود میشوند و در نتیجه، آن را فراموش میکنند؛ لذا [[انبیاء الهی]] {{عم}} در میان [[انسانها]] نقش مذکّر را دارند، تا [[علم]] به علم قدیم و [[فطری]] خود پیدا کنند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ه. ق.)، ج۱۴، ص۱۲۰.</ref>. [[امام علی]] {{ع}} میفرمایند: {{متن حدیث|فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ}}<ref>نهج البلاغة (للصبحی صالح) (ط. هجرت، ۱۴۰۴ه. ق.)، ص۴۳.</ref>. | معنای این سخن آن است که معلوم، مانند اصل [[توحید]] و [[معارف توحیدی]] و یا مانند صفات و [[اسماء الهی]] و اصول [[دینی]] و [[اخلاقی]] و یا مانند [[ضرورت]] [[شکر]] [[پروردگار]] و [[حسن و قبح عقلی]]، حضوراً در نزد عالم حاضر است و همه فطرتاً به آنها توجه دارند؛ اما گرفتار [[غفلت]] به این توجه خود میشوند و در نتیجه، آن را فراموش میکنند؛ لذا [[انبیاء الهی]] {{عم}} در میان [[انسانها]] نقش مذکّر را دارند، تا [[علم]] به علم قدیم و [[فطری]] خود پیدا کنند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ه. ق.)، ج۱۴، ص۱۲۰.</ref>. [[امام علی]] {{ع}} میفرمایند: {{متن حدیث|فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ}}<ref>نهج البلاغة (للصبحی صالح) (ط. هجرت، ۱۴۰۴ه. ق.)، ص۴۳.</ref>. | ||
| خط ۳۸: | خط ۴۰: | ||
[[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]] {{عم}} ذکرند: {{متن قرآن|فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«اگر نمیدانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>. | [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]] {{عم}} ذکرند: {{متن قرآن|فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«اگر نمیدانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>. | ||
{{عربی|التَّذْكِرَة}} یعنی آنچه در فرد [[غافل]]، ایجاد ذکر میکند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۱۲۰.</ref> و یا هر آنچه که [[انسان]] را به یاد [[معارف توحیدی]] میاندازد؛ خواه [[آیه]] یا امور دیگر باشد، انسان یا غیرانسان باشد، لفظی یا کتبی باشد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۳، ص۳۱۹.</ref>. بنابراین، اولیای الهی{{عم}} نیز میتوانند مصداق ذکر و تذکرة باشند؛ با این تفاوت که در ذکر، [[مبالغه]] در یادآوری مراد است و لذا میتوان گفت که وجود [[رسول اکرم]] {{صل}} و یا [[ائمه هدی]] {{عم}} [[آیات]] کبرای [[الهی]] هستند که یکپارچه یادآور [[خداوند]] هستند؛ اما در تذکرة، تأکید بر جهت وقوع فعل است؛ یعنی [[قرآن]] و یا [[اولیای الهی]] {{عم}} [[مردم]] را متوجه [[قیامت]] و کلمه [[توحید]] مینمایند<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۶ ص ۵۲۳.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||