جنگ در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۲۶۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۲: خط ۱۲:


در [[سنت الهی]]، [[دنیا]] عرصه [[جنگ]] دائمی "[[حق]] و [[باطل]]" است. این [[جنگ]]، ظاهری و [[باطنی]] است. به این [[جنگ]] [[مقدس]] [[جهاد]] و [[قتال]] [[فی‌سبیل‌الله]] اطلاق شده و کلمه حَرب اعم از آنهاست<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۲۲۱-۲۲۲.</ref>.
در [[سنت الهی]]، [[دنیا]] عرصه [[جنگ]] دائمی "[[حق]] و [[باطل]]" است. این [[جنگ]]، ظاهری و [[باطنی]] است. به این [[جنگ]] [[مقدس]] [[جهاد]] و [[قتال]] [[فی‌سبیل‌الله]] اطلاق شده و کلمه حَرب اعم از آنهاست<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۲۲۱-۲۲۲.</ref>.
==[[جنگ]]==
«جنگ»، واژه شناخته شده‌ای است که در مورد برخوردهای مسلحانه و [[خشونت‌آمیز]] بین دو یا چند [[دولت]] یا گروه [[حاکم]] اطلاق می‌شود.
[[افلاطون]] و ارسطو [[معتقد]] بودند که جنگ یک پدیده طبیعی است که در نهاد هر [[انسانی]] ریشه دارد<ref>مقاله نظریه اجتناب‌ناپذیری جنگ‌ها، شماره، ج۱۰، ص۱۰۶.</ref>.
برخی پا را فراتر گذارده و گفته‌اند: جنگ حجامت [[جامعه بشری]] است<ref>اصول علم سیاست، ص۵۴.</ref> در این میان بر اساس [[تنازع]] بقا، قوی‌تر می‌ماند و [[ضعیف]] از میان می‌رود.
به [[عقیده]] [[مارکسیسم]] جنگ در [[حقیقت]] چیزی جز ادامه [[مبارزه]] طبقاتی در سطح وسیع جهانی محسوب نمی‌شود و تنها با پایان گرفتن [[استثمار]] [[انسان]] از انسان است که استثمار ملتی توسط ملتی دیگر از میان خواهد رفت.
جنگ آخرین مرحله [[دفاع]] در تنازع بقاست که وقتی هیچ کدام از راه‌های [[دفاعی]] مؤثر نیفتاد گروهی با [[توسل]] به آن [[اقدام]] به نابودی عوامل [[مزاحم]] می‌کنند تا زنده و باقی بمانند<ref>تفسیرالمیزان، ج۱۴، ص۴۲۳.</ref>.
از دیدگاه [[حقوق بین‌الملل]] معاصر، جنگ به هیچ وجه رابطه انسان با انسان نیست، بلکه رابطه دولت با دولت است و به همین لحاظ به درگیری‌های هرچند مسلحانه داخلی علیه [[شورشیان]]، [[یاغیان]] و دزدان جنگ اطلاق نمی‌شود و تنها [[نبرد]] بین نیروهای دولتی است که می‌تواند عنوان جنگ را با تمامی آثار [[حقوقی]] آن داشته باشد<ref>حقوق مخاصمات مسلحانه ۱ (روسو)، ص۱۰ و ۱۲.</ref>.
در حقوق بین‌الملل معاصر جنگ را بر حسب [[غایت]] و [[هدف]] به گونه‌های مختلف تعریف می‌کنند که به همین لحاظ به موارد زیر قابل تقسیم است:
# [[مخاصمات]] مسلحانه به منظور دستیابی به [[فتوحات]]؛
# [[نبرد مسلحانه]] برای [[حفظ]] و [[توسعه]] [[منافع ملی]]؛
# [[دفاع مشروع]]؛
# اقدام به [[عملیات نظامی]] به منظور اجرای مقررات حقوقی؛
# [[تغییر]] [[نظام حقوقی]] از راه نبرد مسلحانه؛
#اجرای یک [[تصمیم]] جمعی به منظور اجرای [[نظم]] مورد نظر بین‌المللی از طریق اقدامات مسلحانه؛
# [[پیکار]] مسلحانه برای ایجاد دگرگونی در [[افکار]] و [[عقائد]] بر علیه یک [[ایدئولوژی]] یا طرز [[فکر]] خاص؛
# مخاصمات مسلحانه برای حفظ [[توازن]] و [[حافظ]] وضعیت.
گرچه برخی از موارد نامبرده شده جنبه بین‌المللی نداشته، احیاناً در یک منطقه و یا در میان دو [[کشور]] [[همسایه]] رخ می‌دهد، اما همه این [[جنگ‌ها]] به لحاظ [[حقوقی]] و آثار و مسئولیت‌های بین‌المللی ناشی از آن، حائز اهمیت هستند.
مفهوم [[اسلامی]] [[جهاد]] با تعریف حقوقی [[جنگ]] در مورد [[دفاع مشروع]] و [[مخاصمات]] مسلحانه [[مقاومت]] و [[رهایی]] بخش و یا جنگ‌های انقلابی تطابق دارد و نوع دوم این جنگ‌ها هرچند که جنبه داخلی داشته و بین [[دولت]] و قوای تحت [[استعمار]] انجام می‌گیرد، اما در مطالعات حقوقی و بین‌المللی و نیز در پروتکل‌ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی و سلسله بحث‌های دانشگاهی [[حقوق بین‌الملل]] مورد توجه خاص است<ref>حقوق مخاصمات مسلحانه ۱ (روسو)، ص۱۰ و ۱۲.</ref>.
جهاد از نظر [[فقهی]] تعریفی به طور کامل متمایز از جنگ دارد. اغلب به تمامی درگیری‌هایی که در آنها به نوعی، [[سلاح]] و [[خشونت]] به کار گرفته می‌شود، جنگ اطلاق می‌شود<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۳، ص۱۸-۱۷، ص۲۲، ص۲۴ و ۲۹.</ref>.
نظریه پردازهای راهبردهای نظامی اغلب جنگ را بر مبنای پنج عامل اصلی تجزیه و تحلیل می‌کنند که عبارتند از: [[نفوذ]] [[روحی]] و [[معنوی]]، شرایط جوی، [[زمین]]، [[فرماندهی]] و دکترین.
منظور از جمله نفوذ روحی و معنوی این است که [[مردم]] باید با [[رهبران]] خود [[رابطه معنوی]] داشته، با آنها موافق و هماهنگ باشند، به طوری که بدون اندک واهمه‌ای از خطرات جانی، در [[مرگ]] و [[زندگی]] از آنها [[پیروی]] کرده، به دنبال آنها بروند.
منظور از شرایط جوی، تأثیر متقابل نیروهای طبیعی، تأثیرات سرمای زمستان و گرمای تابستان بر [[عملیات نظامی]] و چگونگی [[رهبری]] عملیات مزبور به مقتضای فصول است.
مفهومی که از زمین [[استنباط]] می‌کنیم، مسافت‌ها، آسان و یا دشوار پیمودن آنها، حالت وسیع و یا فشرده زمین و شانس زندگی و یا مرگی است، که در دسترس ما قرار می‌دهد.
مفهومی که از کلمه فرماندهی وجود دارد، مجموعه‌ای از صفات [[دانش]] و [[خرد]]، [[انصاف]] و [[انسانیت]]، [[رشادت]] و جدی بودن و سرسختی است که یک سردار به طور حتم باید جامع جمیع آنها باشد. و بالاخره منظور از کلمه دکترین، [[سازمان]]، [[قدرت]] و [[صلابت]] نظامی، ترفیع افسران تا حد [[استحقاق]]، [[امنیت]] راه‌های تدارکاتی و تأمین آذوقه و [[مراقبت]] در تأمین احتیاجات ضروری [[ارتش]] است... آنهایی که بر این پنج اصل [[تسلط]] دارند [[پیروز]] می‌شوند والا [[شکست]] می‌خورند<ref>هنر جنگ، ص۱۳۳-۱۳۶.</ref>.
«[[جنگ]] باید پس از انجام اقداماتی برای [[فروپاشی]] [[سیستم]] و توان ملی [[دشمن]] و کوتاه کردن راه [[پیروزی]] باشد. کسی در [[هنر]] به دست آوردن پیروزی، استاد مسلم شناخته می‌شود که نقشه‌ها و طرح‌های دشمن را نقش بر آب کند. آنچه در جنگ بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد، جز [[حمله]] به [[راهبرد]] دشمن چیز دیگری نیست. دیگر این که زمینه فعالیت‎های [[براندازی]] را فراهم سازند. در این موقع است که دشمن تنها می‌شود و [[روحیه]] خود را می‌بازد و [[اراده]] مقاومتش درهم شکسته می‌شود. بدین‌سان بدون جنگ، ارتش او مغلوب شده، شهرهایش به [[تصرف]] درمی‌آید و [[دولت]] وی ساقط و سرنگون می‌شود<ref>هنر جنگ، ص۹۵.</ref>».
بررسی عامل [[اجتماعی]] قدرت ملی دشمن و [[ایجاد اختلاف]] در آن از جمله مسائلی است که در جنگ سرنوست ساز است؛ [[فرمانده]] موفق کسی نیست که در رزم‌های پی در پی پیروز شود، بلکه کسی است که بتواند تنها با [[متزلزل]] کردن پایه‌های قدرت ملی، ایجاد [[تفرقه]]، [[مانور]] و اقدامات [[روانی]]، حریف را به پذیرش شکست متقاعد کند.
هنگامی که سایر ابزارهای قدرت سودی نبخشید، باید به استفاده از [[قدرت نظامی]] روی آورد. در این صورت «بهترین [[سیاست]] در جنگ، تصرف [[سرزمین]] و [[کشور]] دشمن به دست نخورده‌ترین وضع ممکن است و ویران و نابود کردن آن جز [[پناه بردن]] از بد، به بدتر چیز دیگری نیست<ref>هنر جنگ، ص۲۸۶.</ref>.
در [[حقیقت]] [[هدف]] اصلی از جنگ و مقصود نهایی در رزم‌ها و درگیری‌های نظامی بزرگ و کوچک، تنها حمله به دشمن و [[کشتار]] و [[تخریب]] نیست، بلکه هدف اصلی، شکست دادن او و زمینگیر کردن [[دشمن]] است<ref>هنر جنگ، ص۱۵۶.</ref>.
لازمه تحقق [[سیاست جنگی]] [[پیروز]] شدن و نیرومندتر شدن این است که [[جنگ]] با رعایت شرایط ذیل انجام شود<ref>هنر جنگ، ص۱۵۶.</ref>:
#به دست آوردن [[پیروزی]] در کوتاه‌ترین مدت ممکن؛
#با قبول کمترین ضایعات مادی و حداقل تلفات [[انسانی]]؛
#با وارد آوردن حداقل تلفات به دشمن.
«بدترین [[سیاست]]، [[حمله]] کردن به شهرهاست. به [[شهرها]] جز در صورتی که راه‌حل دیگری وجود نداشته و چاره منحصر به فرد باشد، حمله نکنید»<ref>هنر جنگ، ص۱۵۹.</ref>.
[[پیروی]] از این سیاست و رعایت مجموعه شرایط یاد شده، به [[جنگ‌ها]] (یا عملیاتی) نیازمند است که در صحنه آنها استفاده حداقل از نیروی [[قهر]]، به حداکثر نتیجه ([[شکست]] دشمن) بینجامد.
مهمترین بعد چنین [[جنگی]]، بعد [[فکری]] و [[روانی]] آن است. در این جنگ [[هدف]] اصلی باید فلج کردن [[فکر]] [[فرمانده]] دشمن باشد و «ایجاد شرایط لازم برای پیروزی جز ثمره فکر و میوه [[تصور]] و تجسم او چیز دیگری نیست»<ref>هنر جنگ، ص۹۸.</ref>. فرمانده موفق کسی نیست که در رزم‌های پی‌درپی پیروز شود، بلکه کسی است که بتواند تنها با [[مانور]] و اقدامات روانی، حریف را به پذیرش شکست متقاعد کند.
اگر این اقدامات به [[تنهایی]] برای به دست آمدن نتیجه مطلوب کافی نبود، آنگاه فرمانده برای تکمیل آن‎ها باید نبردی را که به زبان نظامی امروز جنگ مانوری خوانده می‌شود، به مجموعه تلاش‌های نظامی خود بیفزاید. این [[نبرد]] در واقع تجسم عملیات [[راهبردی]] غیرمستقیم در صحنه جنگ است، یعنی همچنان هدف محوری آن دستیابی به پیروزی (به جای انهدام حتمی و حمله به دشمن) آن هم با حداقل هزینه، تمرکز [[برتری]]، پیروزی فکری و روانی است<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۱۸-۱۷ و ص۲۳-۲۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۰.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
خط ۳۳: خط ۷۲:
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1379779.jpg|22px]] [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم''']]
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۳۷۲

ویرایش