جنگ در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
مهمترین بعد چنین [[جنگی]]، بعد [[فکری]] و [[روانی]] آن است. در این جنگ [[هدف]] اصلی باید فلج کردن [[فکر]] [[فرمانده]] دشمن باشد و «ایجاد شرایط لازم برای پیروزی جز ثمره فکر و میوه [[تصور]] و تجسم او چیز دیگری نیست»<ref>هنر جنگ، ص۹۸.</ref>. فرمانده موفق کسی نیست که در رزمهای پیدرپی پیروز شود، بلکه کسی است که بتواند تنها با [[مانور]] و اقدامات روانی، حریف را به پذیرش شکست متقاعد کند. | مهمترین بعد چنین [[جنگی]]، بعد [[فکری]] و [[روانی]] آن است. در این جنگ [[هدف]] اصلی باید فلج کردن [[فکر]] [[فرمانده]] دشمن باشد و «ایجاد شرایط لازم برای پیروزی جز ثمره فکر و میوه [[تصور]] و تجسم او چیز دیگری نیست»<ref>هنر جنگ، ص۹۸.</ref>. فرمانده موفق کسی نیست که در رزمهای پیدرپی پیروز شود، بلکه کسی است که بتواند تنها با [[مانور]] و اقدامات روانی، حریف را به پذیرش شکست متقاعد کند. | ||
اگر این اقدامات به [[تنهایی]] برای به دست آمدن نتیجه مطلوب کافی نبود، آنگاه فرمانده برای تکمیل آنها باید نبردی را که به زبان نظامی امروز جنگ مانوری خوانده میشود، به مجموعه تلاشهای نظامی خود بیفزاید. این [[نبرد]] در واقع تجسم عملیات [[راهبردی]] غیرمستقیم در صحنه جنگ است، یعنی همچنان هدف محوری آن دستیابی به پیروزی (به جای انهدام حتمی و حمله به دشمن) آن هم با حداقل هزینه، تمرکز [[برتری]]، پیروزی فکری و روانی است<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۱۸-۱۷ و ص۲۳-۲۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۰.</ref> | اگر این اقدامات به [[تنهایی]] برای به دست آمدن نتیجه مطلوب کافی نبود، آنگاه فرمانده برای تکمیل آنها باید نبردی را که به زبان نظامی امروز جنگ مانوری خوانده میشود، به مجموعه تلاشهای نظامی خود بیفزاید. این [[نبرد]] در واقع تجسم عملیات [[راهبردی]] غیرمستقیم در صحنه جنگ است، یعنی همچنان هدف محوری آن دستیابی به پیروزی (به جای انهدام حتمی و حمله به دشمن) آن هم با حداقل هزینه، تمرکز [[برتری]]، پیروزی فکری و روانی است<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۱۸-۱۷ و ص۲۳-۲۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۰.</ref> | ||
==جنگ و [[اهداف]] [[تبلیغاتی]]== | |||
[[انتخاب]] شیوهها به نوع [[هدفها]]، بازمیگردد. هدفهای قابل قبول از دیدگاه [[اسلام]] برای [[تبلیغات]] جنگی را، میتوان در موارد زیر خلاصه کرد: | |||
#بالا بردن [[روحیه]] [[رزمندگان]] خودی: بیگمان نیروی بدنی و [[قدرت جسمانی]]، محدود و قابل فرسایش است و یکی از بزرگترین عوامل نیروزا، وابسته کردن عمل به [[عقیده]] و [[احساس]] و ایجاد [[انگیزه]] از راههای [[روانی]] است. [[اسلام]] در همه عرصههای مناسب حیاتی، از [[عبادت]] تا [[سیاست]] و [[تجارت]]، از این عامل انرژیزا [[سود]] برده است و به «[[نیت]]» که همان انگیزه است، نهایت توجه را مبذول داشته و ارزیابی [[اعمال]] را به [[میزان]] [[نیتها]] قرار داده است: {{متن حدیث|إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ}}. نخستین [[هدف]] از [[تبلیغات]] [[جنگی]] بالا بردن [[روحیه]] [[رزمندگان]] خودی و نیرو بخشیدن به آنها و زنده نگاهداشتن اهداف والای [[جهاد]] در [[فکر]] و احساس آنها است. دقت در مفهوم {{متن قرآن|أَعِدُّوا}} در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> نشان میدهد که بالابردن کارآیی نظامی رزمندگان اسلام تا چه حد، مد نظر اسلام بوده و چگونه باید از همه وسایل و امکانات برای بالا بردن توان رزمی آنها سود برد؛ | |||
#تبیین اهداف و ماهیت عملیات [[جهادی]]: [[جنگ]] به دلیل [[خشونت]] مضاعفی که در آن اعمال میشود، به طور معمول [[ضد ارزش]] و غیرانسانی تلقی میشود، تفاوت ماهوی جهاد [[اسلامی]] با جنگ به مفهوم [[قتل]] و انهدام، نیاز به تبیین و [[تفسیر]] دارد، که خود یکی از [[اهداف]] تبلیغات جهادی به شمار میآید؛ | |||
# [[هدایت]] [[دشمن]]: پیش فرض در [[اندیشه]] جهادی اسلام، [[گمراه]] بودن دشمن است و به هر اندازه از [[گمراهی]] دشمن کاسته شود، از کمیت و کیفیت جنگ نیز کاسته میشود. با توجه به این اصل، یکی از راههای کوتاه کردن و پایان بخشیدن به جنگ، هدایت دشمن است. هرچند [[راهبرد]] [[دعوت]]، قبل از آغاز جهاد به صورت یک [[فریضه]] انجام میشود، اما سودمند نبودن آن، بدان معنا نیست که از هدایت دشمن در طول جنگ و در فرصتهایی که به دست میآید، [[چشمپوشی]] شود. تبلیغات [[فرهنگی]] و [[سیاسی]] [[جهاد]]، در این راستا همچنان راه خود را ادامه میدهد تا در کاستن [[دشمنیها]]، به هر اندازه که ممکن باشد [[توفیق]] حاصل کند؛ | |||
#جلب یا دفع [[حمایت]]: هنگامی که [[جنگی]] برافروخته میشود، اغلب به [[دلایل]] مختلف پای [[ملتها]] و [[دولتها]] برای حمایت از یکی از [[متخاصمان]] و تا تصنیف دیگری، به میان کشیده میشود. تنها، اشتراک در [[منافع]] نیست که به [[توسعه]] [[جنگ]] دامن میزند و ملتها و دولتهای دیگر را به کام جنگ میکشاند، بلکه گاه حمایتها تنها به دلیل [[منطق]] یک طرف و جانبداری از اصول، به وجود میآید. در اینجاست که باید تبیین [[فرهنگی]] و سیاسی جهاد به گونهای باشد که [[حقانیت]] و منطق [[رزمندگان]] [[اسلام]] را به ملتهای دیگر حتی آنها که بیطرف هستند، انتقال دهد. اصل [[حمایت از مظلوم]] و [[خصومت]] با [[ظالم]]، تنها یک اصل [[اسلامی]] نیست<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۷.</ref>، بلکه ملتها و دولتهایی هستند که به دلایل مختلف بر این اصل، نه تنها معتقدند، بلکه بر آن پای میفشرند؛ | |||
# [[رسالت]] [[تاریخی]] اسلام: عملیات [[جهادی]]، تنها بر اساس نگاه به گذشته و حال شکل نمیگیرد، بلکه [[نگاه به آینده]] و ترسیم راه آیندگان و ایفای نقش تاریخی نیز خود یکی از ابعاد دیدگاه کلی اسلام به مسئله جهاد است و این نگاه بدون یک تلاش گویا، امکانپذیر نیست. شیوههای مؤثر در تبیین اهداف و ماهیت عملیات رزمی، به شرایط [[زمان]] و مکان بستگی دارد. همان طور که امکانات فنی، مهارتها و ابزار مناسب در [[انتخاب]] شیوهها، موثر هستند. شاید بتوان گفت که به همان اندازه که عملیات مسلحانه رزمی به فناوری نظامی نیازمند است، [[موفقیت]] در روشهای فرهنگی و سیاسی [[تبلیغات]] جنگی نیز در گروی فنآوریهای مربوط به [[فرهنگ]] و [[سیاست]] است. | |||
به همین دلیل است که تبلیغات جنگی در گذشته و حال به طور کامل متفاوت بوده و هر چه فناوری پیچیدهتر و پیشرفتهتر شده، این بخش از عملیات جنگی نیز توسعه یافته است. | |||
شیوههای [[فرهنگی]] و [[سیاسی]] [[تبلیغات]] [[جنگ]] را میتوان، به گونههای مختلف تقسیم و ترسیم کرد. گاه این روشها مبنایی، نظری و کار زیربنایی در دراز مدت است و گاه، شیوههای کاربردی، کوتاه مدت و در رابطه با مسائل روزمره جنگ است. | |||
چنان که شیوههای انتخابی، گاه فعال و ابتکاری و بعضی، عکسالعملی و انفعالی است و نیز برخی به صورت [[شعار]] و گاه نیز به شکل آرم، علامت، یا در قالب [[ادبیات]] و در سطح رسانهای انجام میشود. | |||
در جریان جنگ هنگامی که [[دشمن]] از [[فرهنگ]] [[بتپرستی]] و [[تفاخر]] به [[بتها]]، [[سود]] جست، [[رزمندگان]] [[اسلام]] بنابر [[راهنمایی]] [[پیامبر]]{{صل}} از شعارهای [[توحیدی]] استفاده کردند، که هم، اثر خنثی سازی، تبلیغات [[خصم]] را در بر داشت و هم بالاترین [[روحیه]] ویژه را به [[جبهه]] اسلام باز میگردانید. | |||
[[آرایش]] نظامی رزمندگان در جریان [[فتح مکه]]، که برای اولین بار، از تشریفات نظامی، یونیفورمهای ویژه و آرایش [[جنگی]] خاصی استفاده شد، [[مبین]] اهمیت ویژه تبلیغات در جنگ و [[میزان]] بهرهگیری از آن است. | |||
[[دیپلماسی]] فعال پیامبر{{صل}} در شرایط مختلف، قبل از آغاز جنگ و در اثنای عملیات جنگی و نیز در مراحل پایانی [[غزوات]]، از گویاترین برنامههای فرهنگی و سیاسی [[جهادی]]، [[فرماندهی]] است که [[وحی]] و [[جهاد]] را به سود یکدیگر به کار گرفته بود<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۱-۳۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۳.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۱۰:۴۸
مقدمه
«حرب» به معنای ستیزه[۱]، درگیری، جنگ[۲] و نزاع شدید است. این واژه، در اصل به معنای سَلب چیزی[۳] است: ﴿فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ﴾[۴].
وجه تسمیه محراب مسجد این است که محل جنگ با شیطان و هوای نفس است[۵].
در سنت الهی، دنیا عرصه جنگ دائمی "حق و باطل" است. این جنگ، ظاهری و باطنی است. به این جنگ مقدس جهاد و قتال فیسبیلالله اطلاق شده و کلمه حَرب اعم از آنهاست[۶].
جنگ
«جنگ»، واژه شناخته شدهای است که در مورد برخوردهای مسلحانه و خشونتآمیز بین دو یا چند دولت یا گروه حاکم اطلاق میشود. افلاطون و ارسطو معتقد بودند که جنگ یک پدیده طبیعی است که در نهاد هر انسانی ریشه دارد[۷]. برخی پا را فراتر گذارده و گفتهاند: جنگ حجامت جامعه بشری است[۸] در این میان بر اساس تنازع بقا، قویتر میماند و ضعیف از میان میرود. به عقیده مارکسیسم جنگ در حقیقت چیزی جز ادامه مبارزه طبقاتی در سطح وسیع جهانی محسوب نمیشود و تنها با پایان گرفتن استثمار انسان از انسان است که استثمار ملتی توسط ملتی دیگر از میان خواهد رفت. جنگ آخرین مرحله دفاع در تنازع بقاست که وقتی هیچ کدام از راههای دفاعی مؤثر نیفتاد گروهی با توسل به آن اقدام به نابودی عوامل مزاحم میکنند تا زنده و باقی بمانند[۹]. از دیدگاه حقوق بینالملل معاصر، جنگ به هیچ وجه رابطه انسان با انسان نیست، بلکه رابطه دولت با دولت است و به همین لحاظ به درگیریهای هرچند مسلحانه داخلی علیه شورشیان، یاغیان و دزدان جنگ اطلاق نمیشود و تنها نبرد بین نیروهای دولتی است که میتواند عنوان جنگ را با تمامی آثار حقوقی آن داشته باشد[۱۰]. در حقوق بینالملل معاصر جنگ را بر حسب غایت و هدف به گونههای مختلف تعریف میکنند که به همین لحاظ به موارد زیر قابل تقسیم است:
- مخاصمات مسلحانه به منظور دستیابی به فتوحات؛
- نبرد مسلحانه برای حفظ و توسعه منافع ملی؛
- دفاع مشروع؛
- اقدام به عملیات نظامی به منظور اجرای مقررات حقوقی؛
- تغییر نظام حقوقی از راه نبرد مسلحانه؛
- اجرای یک تصمیم جمعی به منظور اجرای نظم مورد نظر بینالمللی از طریق اقدامات مسلحانه؛
- پیکار مسلحانه برای ایجاد دگرگونی در افکار و عقائد بر علیه یک ایدئولوژی یا طرز فکر خاص؛
- مخاصمات مسلحانه برای حفظ توازن و حافظ وضعیت.
گرچه برخی از موارد نامبرده شده جنبه بینالمللی نداشته، احیاناً در یک منطقه و یا در میان دو کشور همسایه رخ میدهد، اما همه این جنگها به لحاظ حقوقی و آثار و مسئولیتهای بینالمللی ناشی از آن، حائز اهمیت هستند. مفهوم اسلامی جهاد با تعریف حقوقی جنگ در مورد دفاع مشروع و مخاصمات مسلحانه مقاومت و رهایی بخش و یا جنگهای انقلابی تطابق دارد و نوع دوم این جنگها هرچند که جنبه داخلی داشته و بین دولت و قوای تحت استعمار انجام میگیرد، اما در مطالعات حقوقی و بینالمللی و نیز در پروتکلها و کنوانسیونهای بینالمللی و سلسله بحثهای دانشگاهی حقوق بینالملل مورد توجه خاص است[۱۱]. جهاد از نظر فقهی تعریفی به طور کامل متمایز از جنگ دارد. اغلب به تمامی درگیریهایی که در آنها به نوعی، سلاح و خشونت به کار گرفته میشود، جنگ اطلاق میشود[۱۲]. نظریه پردازهای راهبردهای نظامی اغلب جنگ را بر مبنای پنج عامل اصلی تجزیه و تحلیل میکنند که عبارتند از: نفوذ روحی و معنوی، شرایط جوی، زمین، فرماندهی و دکترین. منظور از جمله نفوذ روحی و معنوی این است که مردم باید با رهبران خود رابطه معنوی داشته، با آنها موافق و هماهنگ باشند، به طوری که بدون اندک واهمهای از خطرات جانی، در مرگ و زندگی از آنها پیروی کرده، به دنبال آنها بروند.
منظور از شرایط جوی، تأثیر متقابل نیروهای طبیعی، تأثیرات سرمای زمستان و گرمای تابستان بر عملیات نظامی و چگونگی رهبری عملیات مزبور به مقتضای فصول است. مفهومی که از زمین استنباط میکنیم، مسافتها، آسان و یا دشوار پیمودن آنها، حالت وسیع و یا فشرده زمین و شانس زندگی و یا مرگی است، که در دسترس ما قرار میدهد. مفهومی که از کلمه فرماندهی وجود دارد، مجموعهای از صفات دانش و خرد، انصاف و انسانیت، رشادت و جدی بودن و سرسختی است که یک سردار به طور حتم باید جامع جمیع آنها باشد. و بالاخره منظور از کلمه دکترین، سازمان، قدرت و صلابت نظامی، ترفیع افسران تا حد استحقاق، امنیت راههای تدارکاتی و تأمین آذوقه و مراقبت در تأمین احتیاجات ضروری ارتش است... آنهایی که بر این پنج اصل تسلط دارند پیروز میشوند والا شکست میخورند[۱۳]. «جنگ باید پس از انجام اقداماتی برای فروپاشی سیستم و توان ملی دشمن و کوتاه کردن راه پیروزی باشد. کسی در هنر به دست آوردن پیروزی، استاد مسلم شناخته میشود که نقشهها و طرحهای دشمن را نقش بر آب کند. آنچه در جنگ بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد، جز حمله به راهبرد دشمن چیز دیگری نیست. دیگر این که زمینه فعالیتهای براندازی را فراهم سازند. در این موقع است که دشمن تنها میشود و روحیه خود را میبازد و اراده مقاومتش درهم شکسته میشود. بدینسان بدون جنگ، ارتش او مغلوب شده، شهرهایش به تصرف درمیآید و دولت وی ساقط و سرنگون میشود[۱۴]». بررسی عامل اجتماعی قدرت ملی دشمن و ایجاد اختلاف در آن از جمله مسائلی است که در جنگ سرنوست ساز است؛ فرمانده موفق کسی نیست که در رزمهای پی در پی پیروز شود، بلکه کسی است که بتواند تنها با متزلزل کردن پایههای قدرت ملی، ایجاد تفرقه، مانور و اقدامات روانی، حریف را به پذیرش شکست متقاعد کند. هنگامی که سایر ابزارهای قدرت سودی نبخشید، باید به استفاده از قدرت نظامی روی آورد. در این صورت «بهترین سیاست در جنگ، تصرف سرزمین و کشور دشمن به دست نخوردهترین وضع ممکن است و ویران و نابود کردن آن جز پناه بردن از بد، به بدتر چیز دیگری نیست[۱۵]. در حقیقت هدف اصلی از جنگ و مقصود نهایی در رزمها و درگیریهای نظامی بزرگ و کوچک، تنها حمله به دشمن و کشتار و تخریب نیست، بلکه هدف اصلی، شکست دادن او و زمینگیر کردن دشمن است[۱۶].
لازمه تحقق سیاست جنگی پیروز شدن و نیرومندتر شدن این است که جنگ با رعایت شرایط ذیل انجام شود[۱۷]:
- به دست آوردن پیروزی در کوتاهترین مدت ممکن؛
- با قبول کمترین ضایعات مادی و حداقل تلفات انسانی؛
- با وارد آوردن حداقل تلفات به دشمن.
«بدترین سیاست، حمله کردن به شهرهاست. به شهرها جز در صورتی که راهحل دیگری وجود نداشته و چاره منحصر به فرد باشد، حمله نکنید»[۱۸]. پیروی از این سیاست و رعایت مجموعه شرایط یاد شده، به جنگها (یا عملیاتی) نیازمند است که در صحنه آنها استفاده حداقل از نیروی قهر، به حداکثر نتیجه (شکست دشمن) بینجامد. مهمترین بعد چنین جنگی، بعد فکری و روانی آن است. در این جنگ هدف اصلی باید فلج کردن فکر فرمانده دشمن باشد و «ایجاد شرایط لازم برای پیروزی جز ثمره فکر و میوه تصور و تجسم او چیز دیگری نیست»[۱۹]. فرمانده موفق کسی نیست که در رزمهای پیدرپی پیروز شود، بلکه کسی است که بتواند تنها با مانور و اقدامات روانی، حریف را به پذیرش شکست متقاعد کند. اگر این اقدامات به تنهایی برای به دست آمدن نتیجه مطلوب کافی نبود، آنگاه فرمانده برای تکمیل آنها باید نبردی را که به زبان نظامی امروز جنگ مانوری خوانده میشود، به مجموعه تلاشهای نظامی خود بیفزاید. این نبرد در واقع تجسم عملیات راهبردی غیرمستقیم در صحنه جنگ است، یعنی همچنان هدف محوری آن دستیابی به پیروزی (به جای انهدام حتمی و حمله به دشمن) آن هم با حداقل هزینه، تمرکز برتری، پیروزی فکری و روانی است[۲۰].[۲۱]
جنگ و اهداف تبلیغاتی
انتخاب شیوهها به نوع هدفها، بازمیگردد. هدفهای قابل قبول از دیدگاه اسلام برای تبلیغات جنگی را، میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- بالا بردن روحیه رزمندگان خودی: بیگمان نیروی بدنی و قدرت جسمانی، محدود و قابل فرسایش است و یکی از بزرگترین عوامل نیروزا، وابسته کردن عمل به عقیده و احساس و ایجاد انگیزه از راههای روانی است. اسلام در همه عرصههای مناسب حیاتی، از عبادت تا سیاست و تجارت، از این عامل انرژیزا سود برده است و به «نیت» که همان انگیزه است، نهایت توجه را مبذول داشته و ارزیابی اعمال را به میزان نیتها قرار داده است: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ». نخستین هدف از تبلیغات جنگی بالا بردن روحیه رزمندگان خودی و نیرو بخشیدن به آنها و زنده نگاهداشتن اهداف والای جهاد در فکر و احساس آنها است. دقت در مفهوم ﴿أَعِدُّوا﴾ در آیه: ﴿وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ﴾[۲۲] نشان میدهد که بالابردن کارآیی نظامی رزمندگان اسلام تا چه حد، مد نظر اسلام بوده و چگونه باید از همه وسایل و امکانات برای بالا بردن توان رزمی آنها سود برد؛
- تبیین اهداف و ماهیت عملیات جهادی: جنگ به دلیل خشونت مضاعفی که در آن اعمال میشود، به طور معمول ضد ارزش و غیرانسانی تلقی میشود، تفاوت ماهوی جهاد اسلامی با جنگ به مفهوم قتل و انهدام، نیاز به تبیین و تفسیر دارد، که خود یکی از اهداف تبلیغات جهادی به شمار میآید؛
- هدایت دشمن: پیش فرض در اندیشه جهادی اسلام، گمراه بودن دشمن است و به هر اندازه از گمراهی دشمن کاسته شود، از کمیت و کیفیت جنگ نیز کاسته میشود. با توجه به این اصل، یکی از راههای کوتاه کردن و پایان بخشیدن به جنگ، هدایت دشمن است. هرچند راهبرد دعوت، قبل از آغاز جهاد به صورت یک فریضه انجام میشود، اما سودمند نبودن آن، بدان معنا نیست که از هدایت دشمن در طول جنگ و در فرصتهایی که به دست میآید، چشمپوشی شود. تبلیغات فرهنگی و سیاسی جهاد، در این راستا همچنان راه خود را ادامه میدهد تا در کاستن دشمنیها، به هر اندازه که ممکن باشد توفیق حاصل کند؛
- جلب یا دفع حمایت: هنگامی که جنگی برافروخته میشود، اغلب به دلایل مختلف پای ملتها و دولتها برای حمایت از یکی از متخاصمان و تا تصنیف دیگری، به میان کشیده میشود. تنها، اشتراک در منافع نیست که به توسعه جنگ دامن میزند و ملتها و دولتهای دیگر را به کام جنگ میکشاند، بلکه گاه حمایتها تنها به دلیل منطق یک طرف و جانبداری از اصول، به وجود میآید. در اینجاست که باید تبیین فرهنگی و سیاسی جهاد به گونهای باشد که حقانیت و منطق رزمندگان اسلام را به ملتهای دیگر حتی آنها که بیطرف هستند، انتقال دهد. اصل حمایت از مظلوم و خصومت با ظالم، تنها یک اصل اسلامی نیست[۲۳]، بلکه ملتها و دولتهایی هستند که به دلایل مختلف بر این اصل، نه تنها معتقدند، بلکه بر آن پای میفشرند؛
- رسالت تاریخی اسلام: عملیات جهادی، تنها بر اساس نگاه به گذشته و حال شکل نمیگیرد، بلکه نگاه به آینده و ترسیم راه آیندگان و ایفای نقش تاریخی نیز خود یکی از ابعاد دیدگاه کلی اسلام به مسئله جهاد است و این نگاه بدون یک تلاش گویا، امکانپذیر نیست. شیوههای مؤثر در تبیین اهداف و ماهیت عملیات رزمی، به شرایط زمان و مکان بستگی دارد. همان طور که امکانات فنی، مهارتها و ابزار مناسب در انتخاب شیوهها، موثر هستند. شاید بتوان گفت که به همان اندازه که عملیات مسلحانه رزمی به فناوری نظامی نیازمند است، موفقیت در روشهای فرهنگی و سیاسی تبلیغات جنگی نیز در گروی فنآوریهای مربوط به فرهنگ و سیاست است.
به همین دلیل است که تبلیغات جنگی در گذشته و حال به طور کامل متفاوت بوده و هر چه فناوری پیچیدهتر و پیشرفتهتر شده، این بخش از عملیات جنگی نیز توسعه یافته است. شیوههای فرهنگی و سیاسی تبلیغات جنگ را میتوان، به گونههای مختلف تقسیم و ترسیم کرد. گاه این روشها مبنایی، نظری و کار زیربنایی در دراز مدت است و گاه، شیوههای کاربردی، کوتاه مدت و در رابطه با مسائل روزمره جنگ است. چنان که شیوههای انتخابی، گاه فعال و ابتکاری و بعضی، عکسالعملی و انفعالی است و نیز برخی به صورت شعار و گاه نیز به شکل آرم، علامت، یا در قالب ادبیات و در سطح رسانهای انجام میشود. در جریان جنگ هنگامی که دشمن از فرهنگ بتپرستی و تفاخر به بتها، سود جست، رزمندگان اسلام بنابر راهنمایی پیامبر(ص) از شعارهای توحیدی استفاده کردند، که هم، اثر خنثی سازی، تبلیغات خصم را در بر داشت و هم بالاترین روحیه ویژه را به جبهه اسلام باز میگردانید. آرایش نظامی رزمندگان در جریان فتح مکه، که برای اولین بار، از تشریفات نظامی، یونیفورمهای ویژه و آرایش جنگی خاصی استفاده شد، مبین اهمیت ویژه تبلیغات در جنگ و میزان بهرهگیری از آن است. دیپلماسی فعال پیامبر(ص) در شرایط مختلف، قبل از آغاز جنگ و در اثنای عملیات جنگی و نیز در مراحل پایانی غزوات، از گویاترین برنامههای فرهنگی و سیاسی جهادی، فرماندهی است که وحی و جهاد را به سود یکدیگر به کار گرفته بود[۲۴].[۲۵]
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۲، ص۱۸۲.
- ↑ بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۷۴۵.
- ↑ ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۴۸.
- ↑ «پس چون در جنگ بر آنان دست یافتی با (تار و مار کردن) آنها، کسانی را که در پس ایشانند پراکنده ساز! باشد که در یاد گیرند» سوره انفال، آیه۵۷.
- ↑ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۲۵.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۲۱-۲۲۲.
- ↑ مقاله نظریه اجتنابناپذیری جنگها، شماره، ج۱۰، ص۱۰۶.
- ↑ اصول علم سیاست، ص۵۴.
- ↑ تفسیرالمیزان، ج۱۴، ص۴۲۳.
- ↑ حقوق مخاصمات مسلحانه ۱ (روسو)، ص۱۰ و ۱۲.
- ↑ حقوق مخاصمات مسلحانه ۱ (روسو)، ص۱۰ و ۱۲.
- ↑ فقه سیاسی، ج۵، ص۱۳، ص۱۸-۱۷، ص۲۲، ص۲۴ و ۲۹.
- ↑ هنر جنگ، ص۱۳۳-۱۳۶.
- ↑ هنر جنگ، ص۹۵.
- ↑ هنر جنگ، ص۲۸۶.
- ↑ هنر جنگ، ص۱۵۶.
- ↑ هنر جنگ، ص۱۵۶.
- ↑ هنر جنگ، ص۱۵۹.
- ↑ هنر جنگ، ص۹۸.
- ↑ فقه سیاسی، ج۶، ص۱۸-۱۷ و ص۲۳-۲۰.
- ↑ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۵۹۰.
- ↑ «و آنچه در توان دارید از نیرو و اسبان آماده در برابر آنان فراهم سازید که بدان دشمن خداوند و دشمن خود را به هراس میافکنید» سوره انفال، آیه ۶۰.
- ↑ نهج البلاغه، نامه ۴۷.
- ↑ فقه سیاسی، ج۶، ص۳۱-۳۴.
- ↑ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی، ص ۵۹۳.