←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
# دیوان [[برید]]: دیوانی که راجع به [[ادارۀ امور]] [[ارتباطات]] و اطلاعاتی بود؛ (ر. ک: [[برید]]) | # دیوان [[برید]]: دیوانی که راجع به [[ادارۀ امور]] [[ارتباطات]] و اطلاعاتی بود؛ (ر. ک: [[برید]]) | ||
# دیوان [[مظالم]]: دیوانی که در آن، به [[اعمال]] ظالمانه [[حکام]] دولتی رسیدگی میشد. (ر. ک: دیوان [[مظالم]])<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۰۹.</ref>. | # دیوان [[مظالم]]: دیوانی که در آن، به [[اعمال]] ظالمانه [[حکام]] دولتی رسیدگی میشد. (ر. ک: دیوان [[مظالم]])<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۰۹.</ref>. | ||
==[[دیوان]]== | |||
دیوان، دفتر رسمی مربوط به فهرست نامها، ارقام و مانند آنها. | |||
عنوان دیوان در گذشته کاربردها و اطلاقات متعددی داشته است؛ از قبیل دیوان [[داوری]] و دیوان لشکری. در دیوان لشکری اسامی [[نظامیان]] و آمار و ارقام و مقرری مربوط به آنان ثبت میشد. دیوان داوری نیز که به [[تشکیلات]] [[قضاوت]] مربوط میشد، سه کاربرد داشت: یکی دفتر رسمی که [[شکایات]] رسیده به [[دادگاه]] و اطلاعات و [[اسناد]] مربوط به مدعی و مدعی علیه و نیز [[احکام]] صادر شده از سوی [[قاضی]]، در آن ثبت میشد؛ دومی، گنجینه و [[خزانه]] که محل نگهداری و بایگانی اسناد و دفاتر و قرار گرفتن صندوقها بود؛ و سومی، صندوقها و کیسهها و بستههای حاوی اشیا و اسناد قیمتی<ref>مفتاح الکرامه، ج۲۰، ص۲۶ و ۴۵؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۱۵؛ مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۳، ص۱۹۹۵ – ۱۹۸۲.</ref>، عنوان یاد شده در بابهای [[جهاد]]، [[قضاء]] و [[دیات]] به کار رفته است. | |||
سزاوار است [[حاکم اسلامی]] برای ثبت اسامی نظامیان و [[قبایل]] و اصناف مختلف و [[حقوق]] و مقرری آنان، دفتری تهیه کند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۱۵.</ref> [[مستحب]] است قاضی در آغاز شروع به کار، دیوان داوری را از قاضی پیشین تحویل بگیرد<ref>جواهر الکلام، ج۴۰، ص۷۳.</ref>. | |||
[[ارتزاق]] صاحب دیوان ([[مسئول]] ثبت و ضبط اسامی کارمندان و نظامیان) از [[بیتالمال]] جایز است<ref>جواهر الکلام، ج۴۰، ص۵۴.</ref>. | |||
نزد [[امامیه]]، [[اهل]] دیوان (نظامیان) در صورتی که از [[خویشاوندان]] [[قاتل]] نباشند، عاقلۀ یکدیگر محسوب نمیشود<ref>جواهر الکلام، ج۴۳، ص۴۲۲.</ref>.<ref>فرهنگ فقه، ج۳، ص۶۹۲.</ref> | |||
به لحاظ [[تاریخی]] در [[زمان]] [[خلیفۀ اول]]، بیتالمال به اطراف [[مدینه]] انتقال یافت و با آمدن [[ایرانیان]] در دورۀ [[خلیفه دوم]] واژۀ دیوان برای اولین بار به معنای محل محاسبات عمومی اختصاص یافت<ref>صحاح اللغه.</ref>. | |||
با توسعۀ [[اسلام]] و تحولات [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] مسئله [[هزینههای عمومی]] گسترش یافته و پیچیدهتر شد. | |||
[[پیشبینی]] {{متن قرآن|وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا}}<ref>«و مأموران (دریافت) آنها» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref> که حقوق کارمندان و [[کارگزاران]] [[جمعآوری زکات]] را تأمین میکرد، زمینه را برای شکلگیری دیوان عمومی و [[نظام مالی]] و [[تشکیلات اداری]] لازم فراهم کرد. | |||
افزوده شدن هزینههای نظامی که در آیۀ {{متن قرآن|وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ}}<ref>«و آنچه در توان دارید از نیرو فراهم سازید» سوره انفال، آیه ۶۰.</ref> و [[امنیتی]] که تحت عنوان {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}}<ref>«و دلجوییشدگان» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref> و سایر موارد [[پیشبینی]] شده بود، زمینه را برای [[نظام]] مالیۀ عمومی شامل درآمدها و هزینهها و نیز شکلگیری [[دیوان محاسبات]] فراهم آورد<ref>الاحکام السلطانیه، ص۲۰۰ – ۱۹۹؛ فتوح البلدان، ج۱، ص۴۵۳؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۲۳.</ref>. | |||
[[دیوان]] به معنای [[نظام مالی]] [[دولت]] برای اولین بار در دوران [[خلیفه دوم]] شکل گرفت اما تعریفی که ماوردی از آن ارائه میدهد، حکایت از آن دارد که دیوان شامل [[وظایف دولت]] و [[اعمال]] [[دولتمردان]] و [[سازمانهای دولتی]] نیز میشده است<ref>الاحکام السلطانیه، ص۱۹۹.</ref>. [[ابن خلدون]] با ارائۀ تعریف جامعی از دیوان مینویسد: «دیوان یکی از [[وظایف]] ضروری و مهم [[حکومت]] است که باید فعالیتهای مربوط به جمعآوری [[اموال عمومی]] و [[حفظ]] [[حقوق دولت]] در مورد درآمدها، هزینهها، شمارش [[لشکریان]] و [[میزان]] [[حقوق]] و [[عطایا]] در آن تنظیم شود و با [[مهارت]] کامل [[محاسبه]] شود». چنین اعمال مکتوب شده را دیوان و محل آن را نیز به همان نام مینامند<ref>المقدمه، ص۲۰۲.</ref>. | |||
در ظاهر دیوان در [[صدر اسلام]] به معنای تشکیلات اداری و محاسبات عمومی و ادارۀ کل محاسبات و دفتر محاسبات به مفهوم امروز به کار میرفته است و تا [[زمان]] [[عبدالملک مروان]] دیوانها به زبانهای غیر [[عربی]] به ویژه [[ایرانی]] نگاشته میشده<ref>لغتنامه دهخدا، ج۷، ص۱۰۰۵۸.</ref> و سپس به [[زبان عربی]] مکتوب میشد. | |||
نویسندۀ صبح الاعشی [[معتقد]] است که نخستین دیوان در [[عصر نبوی]] به وجود آمد که وی از آن به «دیوان انشاء» نام میبرد و در این دیوان بود که [[نامهها]]، پیامها و قراردادهای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به رشتۀ تحریر در میآمد. دیوانی که در عصر [[خلیفۀ دوم]] به وجود آمد دیوان [[سپاهیان]] بود، وی از پیشینیان خود از کتاب [[عیون الاخبار]] نقل میکند که [[زبیر]] و جهیم دو نفر از نویسندگان [[دیوان صدقات]] در [[عصر نبوی]]{{صل}} بودند و [[مغیرة بن شعبه]] و [[حصین بن نمیر]]، نیز [[دیوان]] مطالبات و دیون و [[معاملات]] را مینوشتند<ref>صبح الاعشی، ج۱، ص۹۱.</ref> بنا بر نوشتۀ مقریزی، یکهزار و پانصد نفر در دیوان [[پیامبر]]{{صل}} کار [[نوشتن]] انجام میدادند<ref>الخطط، ج۱، ص۱۴۸.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۶۳۱ – ۶۳۰.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۸۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||