بحث:شیخ صدوق: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۰۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۵۹: خط ۵۹:
===[[بینش سیاسی]]===
===[[بینش سیاسی]]===
به [[اعتقاد]] [[صدوق]] در برخورد با این مسئله، نخست باید از [[آگاهی]] و بینش سیاسی لازم برخوردار بود و ماهیت، [[منزلت]] و عملکرد [[نظام حاکم]] و [[مسئولان]] آن را به دقت بررسی کرد {{عربی|إياك و أعمال السلطان}} این دقت و [[بینش]] هنگامی ضروری‌تر و لازم‌تر جلوه می‌کند که شخص بخواهد به نحوی با دستگاه [[حاکم]] و زمامداران آن ارتباط برقرار کند.
به [[اعتقاد]] [[صدوق]] در برخورد با این مسئله، نخست باید از [[آگاهی]] و بینش سیاسی لازم برخوردار بود و ماهیت، [[منزلت]] و عملکرد [[نظام حاکم]] و [[مسئولان]] آن را به دقت بررسی کرد {{عربی|إياك و أعمال السلطان}} این دقت و [[بینش]] هنگامی ضروری‌تر و لازم‌تر جلوه می‌کند که شخص بخواهد به نحوی با دستگاه [[حاکم]] و زمامداران آن ارتباط برقرار کند.
صدوق به نحوۀ ارتباط منفی با نظام حاکم نمی‌پردازد، اما در صورتی که شخص بخواهد رابطه [[همکاری]] برقرار کند وی را از آن منع می‌کند و با جملۀ: {{عربی|فلا تدخل فيها}} هر نوع مشارکت با دولت جائر را ممنوع می‌شمارد و [[حکم کلی]] و قاعدۀ سیاسی اصلی را در این باره بر ممنوعیت همکاری و عدم [[مشروعیت]] [[نظام]] بیا می‌دارد.
صدوق به نحوۀ ارتباط منفی با نظام حاکم نمی‌پردازد، اما در صورتی که شخص بخواهد رابطه [[همکاری]] برقرار کند وی را از آن منع می‌کند و با جملۀ: {{عربی|فلا تدخل فيها}} هر نوع مشارکت با دولت جائر را ممنوع می‌شمارد و [[حکم کلی]] و قاعدۀ سیاسی اصلی را در این باره بر ممنوعیت همکاری و عدم [[مشروعیت]] [[نظام]] بیا می‌دارد.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۵.</ref>


===[[تحریم]] سیاسی [[دولت‌ها]]===
===[[تحریم]] سیاسی [[دولت‌ها]]===
این همان اصل [[تحریم]] [[سیاسی]] دولت‌های [[نامشروع]] است که خود نخستین گام در مبارزۀ سیاسی محسوب می‌شود. در [[حقیقت]] می‌توان از این اصل و قاعده سیاسی چنین نتیجه گرفت که در دیدگاه [[صدوق]]، [[عدم همکاری]] با دولت‌های [[جائر]] به معنای [[بی‌طرفی]] و [[بی‌تفاوتی]] نسبت به وضعیت موجود نیست بلکه وی با تأسیس چنین اصلی به رابطۀ منفی نیز اشاره دارد.
این همان اصل [[تحریم]] [[سیاسی]] دولت‌های [[نامشروع]] است که خود نخستین گام در مبارزۀ سیاسی محسوب می‌شود. در [[حقیقت]] می‌توان از این اصل و قاعده سیاسی چنین نتیجه گرفت که در دیدگاه [[صدوق]]، [[عدم همکاری]] با دولت‌های [[جائر]] به معنای [[بی‌طرفی]] و [[بی‌تفاوتی]] نسبت به وضعیت موجود نیست بلکه وی با تأسیس چنین اصلی به رابطۀ منفی نیز اشاره دارد.
به [[عقیده]] صدوق در اندیشۀ یک [[شیعه]] وقتی جمله {{عربی|إياك و أعمال السلطان}} شکل می‌گیرد، در واقع این [[اندیشه]] با یک حالت منفی و تحریم نسبت به [[نظام حاکم]] همراه است. تحریمی که از [[آگاهی]] نسبت به دستگاه [[حاکم]] و [[زمامداران]] آن ناشی می‌شود و او اگر با چنین نظامی [[همکاری]] و مشارکت ندارد، به دلیل [[شناختی]] است که از ماهیت، جایگاه و عملکرد آن از دیدگاه [[تفکر شیعی]] دارد؛
به [[عقیده]] صدوق در اندیشۀ یک [[شیعه]] وقتی جمله {{عربی|إياك و أعمال السلطان}} شکل می‌گیرد، در واقع این [[اندیشه]] با یک حالت منفی و تحریم نسبت به [[نظام حاکم]] همراه است. تحریمی که از [[آگاهی]] نسبت به دستگاه [[حاکم]] و [[زمامداران]] آن ناشی می‌شود و او اگر با چنین نظامی [[همکاری]] و مشارکت ندارد، به دلیل [[شناختی]] است که از ماهیت، جایگاه و عملکرد آن از دیدگاه [[تفکر شیعی]] دارد؛<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۵.</ref>


===همکاری و [[مشارکت سیاسی]]===
===همکاری و [[مشارکت سیاسی]]===
خط ۷۰: خط ۷۰:
با تجزیه و تحلیل دقیق این نظریه می‌توان به نظریۀ [[دولت در دولت]]، در اندیشۀ [[سیاسی]] [[شیعه]] رسید؛ زیرا این جمله در [[المقنع]] فی الفقه: {{عربی|فأحسن إلى كل واحد، و لا ترد أحدا من حاجته ما تهيأ لك}} آن است که فرد [[آگاه]] و صاحب [[اندیشه]] [[تحریم]] سیاسی [[نظام حاکم]]، هنگامی که در داخل این [[نظام جور]] قرار می‌گیرد، باید با استفاده از همه امکانات قابل بهره‌برداری در رفع نیاز [[مردم]] بکوشد و چنین عملی جز با [[برنامه‌ریزی]] و [[شناخت کامل]] امکانات، وضعیت موجود و جایگاه فرد در کل نظام حاکم امکان‌پذیر نیست.
با تجزیه و تحلیل دقیق این نظریه می‌توان به نظریۀ [[دولت در دولت]]، در اندیشۀ [[سیاسی]] [[شیعه]] رسید؛ زیرا این جمله در [[المقنع]] فی الفقه: {{عربی|فأحسن إلى كل واحد، و لا ترد أحدا من حاجته ما تهيأ لك}} آن است که فرد [[آگاه]] و صاحب [[اندیشه]] [[تحریم]] سیاسی [[نظام حاکم]]، هنگامی که در داخل این [[نظام جور]] قرار می‌گیرد، باید با استفاده از همه امکانات قابل بهره‌برداری در رفع نیاز [[مردم]] بکوشد و چنین عملی جز با [[برنامه‌ریزی]] و [[شناخت کامل]] امکانات، وضعیت موجود و جایگاه فرد در کل نظام حاکم امکان‌پذیر نیست.
بی‌شک مخاطب [[شیخ صدوق]] در جملۀ: {{عربی|فان دخلت فيها}} کسی است که براساس [[اعتقاد به امامت]] و انحصار [[مشروعیت نظام سیاسی]] به [[نظام]] منسوب به [[امام]]{{ع}} نظام حاکم را [[نامشروع]] دانسته و بنابه [[حکم]] [[صدوق]] {{عربی|إياك و أعمال السلطان}} آن نظام را با تمامی نهادها و مسئولانش تحریم کرده و [[معتقد]] به زوال و نابودی آن است و هر لحظه [[انتظار]] آن را دارد که با واژگونی نظام حاکم، [[نظام سیاسی]] منسوب به امام{{ع}} [[اقتدار]] و [[حاکمیت]] را در دست گیرد.
بی‌شک مخاطب [[شیخ صدوق]] در جملۀ: {{عربی|فان دخلت فيها}} کسی است که براساس [[اعتقاد به امامت]] و انحصار [[مشروعیت نظام سیاسی]] به [[نظام]] منسوب به [[امام]]{{ع}} نظام حاکم را [[نامشروع]] دانسته و بنابه [[حکم]] [[صدوق]] {{عربی|إياك و أعمال السلطان}} آن نظام را با تمامی نهادها و مسئولانش تحریم کرده و [[معتقد]] به زوال و نابودی آن است و هر لحظه [[انتظار]] آن را دارد که با واژگونی نظام حاکم، [[نظام سیاسی]] منسوب به امام{{ع}} [[اقتدار]] و [[حاکمیت]] را در دست گیرد.
در اصطلاح سیاسی امروز به چنین فرد سیاسی، آگاه و متحرک، انقلابی گفته می‌شود که با تحریم و بایکوت کردن [[رژیم]] [[حاکم]]، [[تشکیلات]] مؤثری را برای رفع [[ستم]] و ارائۀ خدمات به [[آحاد]] [[ملت]] خود سامان می‌بخشد؛
در اصطلاح سیاسی امروز به چنین فرد سیاسی، آگاه و متحرک، انقلابی گفته می‌شود که با تحریم و بایکوت کردن [[رژیم]] [[حاکم]]، [[تشکیلات]] مؤثری را برای رفع [[ستم]] و ارائۀ خدمات به [[آحاد]] [[ملت]] خود سامان می‌بخشد؛<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۵.</ref>


===اندیشۀ تعطیل===
===اندیشۀ تعطیل===
اعطای [[لقب]] «[[اولیاء الله]]» در [[روایت]] [[امام هشتم]]{{ع}} بنابر نقل صدوق در المقنع فی‌الفقه، به کسانی که با وجود تحریم نظام حاکم در درون آن به [[محبت]] و [[دستگیری]] [[اولیای خدا]] می‌پردازند، می‌تواند [[منزلت]] و جایگاه [[مجاهدان در راه خدا]] را تداعی کند.
اعطای [[لقب]] «[[اولیاء الله]]» در [[روایت]] [[امام هشتم]]{{ع}} بنابر نقل صدوق در المقنع فی‌الفقه، به کسانی که با وجود تحریم نظام حاکم در درون آن به [[محبت]] و [[دستگیری]] [[اولیای خدا]] می‌پردازند، می‌تواند [[منزلت]] و جایگاه [[مجاهدان در راه خدا]] را تداعی کند.
جاذبۀ این واژه و امتیاز بزرگ [[الهی]] یعنی در زمره اولیای خدا قرار گرفتن خود، می‌تواند به عنوان یک انگیزۀ مؤثر در [[بسیج نیروها]] به سمت عملی که موجب کسب چنین افتخاری می‌شود به شمار آید؛
جاذبۀ این واژه و امتیاز بزرگ [[الهی]] یعنی در زمره اولیای خدا قرار گرفتن خود، می‌تواند به عنوان یک انگیزۀ مؤثر در [[بسیج نیروها]] به سمت عملی که موجب کسب چنین افتخاری می‌شود به شمار آید؛<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۶.</ref>


===زیر [[پرچم]] [[جور]]===
===زیر [[پرچم]] [[جور]]===
[[نفوذ]] در درون [[دستگاه جور]] می‌تواند تا آن حد متصور باشد که شخص نفوذی در همۀ عرصه‌ها و صحنه‌ها حتی فعالیت‌هایی که منتهی به [[مرگ]] وی شود مشارکت کند، چنانکه پیشفرض [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}} بنابر نقل [[صدوق]] در [[کتاب المقنع]] فی الفقه همان است {{متن حدیث|فَيُقْتَلُ تَحْتَ رَايَتِهِمْ}}.
[[نفوذ]] در درون [[دستگاه جور]] می‌تواند تا آن حد متصور باشد که شخص نفوذی در همۀ عرصه‌ها و صحنه‌ها حتی فعالیت‌هایی که منتهی به [[مرگ]] وی شود مشارکت کند، چنانکه پیشفرض [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}} بنابر نقل [[صدوق]] در [[کتاب المقنع]] فی الفقه همان است {{متن حدیث|فَيُقْتَلُ تَحْتَ رَايَتِهِمْ}}.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۶.</ref>


===انگیزۀ [[سیاسی]]===
===انگیزۀ [[سیاسی]]===
عمل سیاسی نیز مانند همه اعمالی که در حوزه [[دین]] انجام می‌شود باید انگیزه‌دار و همراه با [[بینش]] و [[معرفت]] باشد.
عمل سیاسی نیز مانند همه اعمالی که در حوزه [[دین]] انجام می‌شود باید انگیزه‌دار و همراه با [[بینش]] و [[معرفت]] باشد.
مفاد [[حدیث]] امام صادق{{ع}} در مورد فقرة {{متن حدیث|يَبْعَثُهُ اللَّهُ عَلَى نِيَّتِهِ}} در [[حقیقت]] همان مفهوم اصل کلی: {{عربی|إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ}} است که به معنای ارزشیابی عمل براساس [[اندیشه]]، معرفت و [[انگیزه]] است<ref>فقه سیاسی، ج۸، ص۲۸ – ۲۱. </ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۴.</ref>
مفاد [[حدیث]] امام صادق{{ع}} در مورد فقرة {{متن حدیث|يَبْعَثُهُ اللَّهُ عَلَى نِيَّتِهِ}} در [[حقیقت]] همان مفهوم اصل کلی: {{عربی|إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ}} است که به معنای ارزشیابی عمل براساس [[اندیشه]]، معرفت و [[انگیزه]] است<ref>فقه سیاسی، ج۸، ص۲۸ – ۲۱. </ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۱۹۶.</ref>
۸۰٬۴۳۵

ویرایش