←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
شرط هجرت برای تشکیل جمعیت اسلامی چنان حیاتی بود که کسانی که به مدینه هجرت میکردند، به جز موارد بسیار اندک و آن هم با اجازه پیامبر {{صل}} مجاز به ترک مدینه نبودند و در صورت خروج از مدینه مصداق {{متن حدیث|التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ}} میشدند، این [[تعرب]] به منزله [[کفر]] بود. [[ابن مسعود]]، از جمله لعنتشدگان در لسان [[رسول خدا]] را «[[اعرابی]] مرتدی دانسته که تعرّب بعد الهجره داشته است»<ref>رسول جعفریان، تاریخ تحول دولت و خلافت، پیشین، ص۴۰-۴۱.</ref>. همه این [[تدابیر]] سبب شده بود تا [[مدینة النبی]] مکان و فضایی متمرکز برای تعداد فراوانی از مسلمانان باشد که [[همبستگی]] [[اعتقادی]] آنان رکن جمعیتی لازم را برای استقرار [[دولت اسلامی]] [[پیامبر]] {{صل}} فراهم نماید، اما این تلاشهای معطوف به [[هجرت]]، بدون پیوندهای مکمل دیگر، که انسانهایی با دستگاهها و سنتهای قبیلهای متفاوت را بیشتر به هم نزدیک نموده و تاروپود [[روابط اجتماعی]] آنان را مستحکم نماید، شکننده مینمود. شاید به همین دلیل است که [[پیامبر اسلام]] {{صل}} به سرعت [[نظام]] [[برادری]] را طرح و [[اجرا]] کرد<ref>[[داوود فیرحی|فیرحی، داوود]]، [[ساختار نظام سیاسی نبوی (مقاله)|ساختار نظام سیاسی نبوی]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۲۷۶.</ref>. | شرط هجرت برای تشکیل جمعیت اسلامی چنان حیاتی بود که کسانی که به مدینه هجرت میکردند، به جز موارد بسیار اندک و آن هم با اجازه پیامبر {{صل}} مجاز به ترک مدینه نبودند و در صورت خروج از مدینه مصداق {{متن حدیث|التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ}} میشدند، این [[تعرب]] به منزله [[کفر]] بود. [[ابن مسعود]]، از جمله لعنتشدگان در لسان [[رسول خدا]] را «[[اعرابی]] مرتدی دانسته که تعرّب بعد الهجره داشته است»<ref>رسول جعفریان، تاریخ تحول دولت و خلافت، پیشین، ص۴۰-۴۱.</ref>. همه این [[تدابیر]] سبب شده بود تا [[مدینة النبی]] مکان و فضایی متمرکز برای تعداد فراوانی از مسلمانان باشد که [[همبستگی]] [[اعتقادی]] آنان رکن جمعیتی لازم را برای استقرار [[دولت اسلامی]] [[پیامبر]] {{صل}} فراهم نماید، اما این تلاشهای معطوف به [[هجرت]]، بدون پیوندهای مکمل دیگر، که انسانهایی با دستگاهها و سنتهای قبیلهای متفاوت را بیشتر به هم نزدیک نموده و تاروپود [[روابط اجتماعی]] آنان را مستحکم نماید، شکننده مینمود. شاید به همین دلیل است که [[پیامبر اسلام]] {{صل}} به سرعت [[نظام]] [[برادری]] را طرح و [[اجرا]] کرد<ref>[[داوود فیرحی|فیرحی، داوود]]، [[ساختار نظام سیاسی نبوی (مقاله)|ساختار نظام سیاسی نبوی]]، [[سیره سیاسی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره سیاسی پیامبر اعظم]] ص ۲۷۶.</ref>. | ||
==مهاجرت== | |||
منظور از [[مهاجرت]] آن است که چنانچه هر [[مسلمانی]] در محل زندگانی خویش [[قادر]] به اظهار [[شعائر اسلامی]] نبوده و نتواند [[فرایض]] و [[واجبات]] خود را اقامه کند، بر او [[واجب]] است به سرزمینی مهاجرت کند که به او [[اجازه]] و امکان انجام فرایض و [[اقامه شعائر]] را بدهند؛ البته [[وجوب]] [[هجرت]] در صورتی است که امکانپذیر باشد. | |||
[[روایات]] متعددی هم در این زمینه وجود دارد، از جمله آنها این [[روایت نبوی]] است {{متن حدیث|مَنْ فَرَّ بِدِينِهِ مِنْ أَرْضٍ إِلَى أَرْضٍ}}. کسی که به علت دینش از سرزمینی به [[سرزمین]] دیگر فرار کند. ولو به اندازه یک وجب باشد، به [[دلیل]] آن مستحق [[بهشت]] خواهد شد. | |||
در شرایطی که [[ملت]] یا ملتهایی از [[مسلمانان]] تحت [[سلطه بیگانگان]] قرار گرفتهاند و [[اسلام]] موجودیتش بر اثر استیلای [[کفر]] موهون شده {{عربی|اصلاح بيضة الاسلام بعد كسرها و اصلاحها بعد ثلمها}}، بر مسلمانان حاضر و غایب در سراسر [[جهان]] واجب است که [[خانواده]] و [[اموال]] خود را رها کنند و برای [[جهاد]] مهاجرت کنند. | |||
[[صاحب جواهر]] در رابطه با هجرت، سه گروه را مورد توجه قرار میدهد: | |||
# کسانی که در [[دارالحرب]] ([[سرزمین کفر]] و [[شرک]]) [[مسلمان]] شدهاند و در میان [[کفار]] [[استضعاف]] یافتهاند و نمیتوانند [[فرایض اسلامی]] را به عمل آورند؛ | |||
# کسانی که در سرزمینهای شرک و کفر مسلمان شده، اما در همان مناطق هم، قادر به انجام فرایض و اقامه شعائر اسلامی هستند؛ | |||
# آنهایی که [[قدرت]] و امکان انجام فرایض را در این [[سرزمینها]] نداشته، اما به دلیل [[بیماری]] یا مسائل دیگر قادر به مهاجرت نیستند. | |||
صاحب جواهر [[معتقد]] است که هجرت برای دسته [[اول]] واجب، برای دسته دوم [[مستحب]] و در مورد دسته سوم نه واجب و نه مستحب است. | |||
جمعی از [[فقها]] گفتهاند: وجوب هجرت در [[زمان حضرت پیامبر]]{{صل}} بود، [[ولی]] اکنون دیگر هجرت واجب نیست. آنان به این [[حدیث نبوی]]{{صل}} که میفرمود: {{متن حدیث|لَا هِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْحِ}} ([[مکه]]) استناد میکنند، ولی به [[ظاهر]] این [[روایت]] به آن جهت موضوع [[هجرت]] با [[فتح مکه]] از بین رفته وارد شده، نه آنکه خود هجرت مورد نظر باشد. | |||
[[صاحب جواهر]] در توضیح و تبیین شرط هجرت (عدم امکان [[اقامه شعائر]]) میفرماید: ظاهراً منظور آن است که [[مسلمان]] در تعرض [[اذیت]] و [[آزار]] باشد، بهطوریکه در انجام و ادای [[واجبات]] و [[مستحبات]] دچار اشکال گردد. [[ولی]] [[معتقد]] است اگر [[مسلمانی]] حتی به صورت مخفیانه [[قادر]] به انجام [[فرایض]] خود باشد، باز هجرت از [[دارالکفر]] بر او [[واجب]] است<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۱۸۶-۱۸۷ و ۳۵۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۶۴۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||