عقل در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۳۰۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۷ مهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰: خط ۱۰:
{{عربی|العین و القاف و اللام اصل واحد منقاس مطرد، یدل عظمه علی حبسه فی الشیء أو ما یقارب الحُبسه. من ذلک العقل، و هو الحابس عن ذمیم القول والفعل}}<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۶۹.</ref>.
{{عربی|العین و القاف و اللام اصل واحد منقاس مطرد، یدل عظمه علی حبسه فی الشیء أو ما یقارب الحُبسه. من ذلک العقل، و هو الحابس عن ذمیم القول والفعل}}<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۶۹.</ref>.
بنابراین، می‌توان در یک معنای جامع، عقل در [[انسان]] را به قوّه تشخیص [[صلاح]] و [[فساد]]، خیروشر و [[ضارّ]] و [[نافع]] معنا کرد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۱۹۵.</ref>. بر این اساس، چون عقل، به کمک [[علم]]، می‌تواند [[حق و باطل]] را - به [[زعم]] خود- تشخیص دهد، بسیاری از [[اهل]] لغت، عقل را مساوی علم و ضدّ [[جهل]] معنا کرده‌اند<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۶۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۹۴.</ref>
بنابراین، می‌توان در یک معنای جامع، عقل در [[انسان]] را به قوّه تشخیص [[صلاح]] و [[فساد]]، خیروشر و [[ضارّ]] و [[نافع]] معنا کرد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۱۹۵.</ref>. بر این اساس، چون عقل، به کمک [[علم]]، می‌تواند [[حق و باطل]] را - به [[زعم]] خود- تشخیص دهد، بسیاری از [[اهل]] لغت، عقل را مساوی علم و ضدّ [[جهل]] معنا کرده‌اند<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۶۹.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۹۴.</ref>
== معنای اصطلاحی عقل ==
عقل در اصطلاح [[علم کلام]]، به [[قوه]] تشخیص بین حق و باطل از طریق [[برهان]] و [[استدلال]] گفته می‌شود<ref>{{عربی|هو قوة التمییز بین الحق و الباطل. هو العلم بخفیات الأمور التی لا یوصل إلیها إلا بالاستدلال و النظر}} (أعلام النبوّة (للماوردی)، ص۷). {{عربی|هو یفید العلم المانع للنّفس من مواقعة ما تدعو إلیه من فعل القبیح}} (المعتمد فی اصول‌الدین، ص۶۳). (به نقل از: شرح المصطلحات الکلامیة، ص۲۱۹).</ref>.
{{عربی|العقل قوة حاصلة عند العلم بالضروریات، بحیث یتمکن بها من اکتساب النظریات، و هذا معنی ما قال الإمام إنها غریزة یتبعها العلم بالضروریات عند سلامة الآلات}}<ref>شرح المقاصد، ج۲، ص۳۳۳.</ref>.
در اصطلاح [[فلسفی]]، عقل گاه به طور مطلق و از انواع جواهر محسوب شده؛ در این صورت، جوهر بسیطی است که ذاتاً و فعلاً مجرد محض است و مدرِک امور دیگر است<ref>شرح المصطلحات الفلسفیة، ص۲۱۳.</ref>. هنگامی که عقل درباره انسان به کار می‌رود، به عالی‌ترین [[قوة]] نفس [[انسانی]]، که [[مدرک]] کلیات و مدبّر [[بدن]] است، گفته می‌شود؛ که می‌تواند ضمن [[ادراک کلیات]]، با تجزیه و ترکیب آنها از امور [[بدیهی]] و ترتیب قیاسات امور نظری را [[اثبات]] نماید.
{{عربی|العقل قوه النفس التی بها یحصل تصور المعانی، و تألیف القضایا و الأقیسه}}<ref>المعجم الفلسفی، ج۲، ص۸۴.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۲ ص ۱۹۵.</ref>


== [[عقل نظری]] و عملی ==
== [[عقل نظری]] و عملی ==
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش