برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۲۸: |
خط ۲۸: |
|
| |
|
| ===[[توحید ذاتی]]=== | | ===[[توحید ذاتی]]=== |
| از دیدگاه [[حضرت علی]]{{ع}} توحید ذاتی به معنای [[نفی]] [[شریک]]، شبیه و جزء از [[ذات مقدس]] [[ربوبی]] است. از اینرو، معانی دیگر توحید اعم از توحید عددی و توحید نوعی درباره [[خداوند]] درست نیست. ایشان، در روایتی [[ارزشمند]]، اقسام معانی واحد را برشمرده و معانی مقبول در این باره را مشخص کرده است. [[شریح بنهانی]] میگوید: در [[جنگ جمل]]، مردی [[اعرابی]] از [[امیر مؤمنان]]{{ع}} پرسید: «آیا خداوند واحد است؟» [[اصحاب]] بر او تاختند و گفتند: «اکنون چه جای این پرسش است که علی در حال [[جنگ]] است؟» [[حضرت امیر]]{{ع}} فرمود: «بگذارید بپرسد که جنگ ما نیز بر سر همین است». آنگاه فرمود:
| |
| {{متن حدیث|يَا أَعْرَابِيُّ إِنَّ الْقَوْلَ فِي أَنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ عَلَى أَرْبَعَةِ أَقْسَامٍ فَوَجْهَانِ مِنْهَا لَا يَجُوزَانِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهَانِ يَثْبُتَانِ فِيهِ فَأَمَّا اللَّذَانِ لَا يَجُوزَانِ عَلَيْهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ وَاحِدٌ يَقْصِدُ بِهِ بَابَ الْأَعْدَادِ فَهَذَا مَا لَا يَجُوزُ لِأَنَّ مَا لَا ثَانِيَ لَهُ لَا يَدْخُلُ فِي بَابِ الْأَعْدَادِ أَ مَا تَرَى أَنَّهُ كَفَرَ مَنْ قَالَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ قَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ مِنَ النَّاسِ يُرِيدُ بِهِ النَّوْعَ مِنَ الْجِنْسِ فَهَذَا مَا لَا يَجُوزُ عَلَيْهِ لِأَنَّهُ تَشْبِيهٌ وَ جَلَّ رَبُّنَا عَنْ ذَلِكَ وَ تَعَالَى وَ أَمَّا الْوَجْهَانِ اللَّذَانِ يَثْبُتَانِ فِيهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ لَيْسَ لَهُ فِي الْأَشْيَاءِ شِبْهٌ كَذَلِكَ رَبُّنَا وَ قَوْلُ الْقَائِلِ إِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَدِيُّ الْمَعْنَى يَعْنِي بِهِ أَنَّهُ لَا يَنْقَسِمُ فِي وُجُودٍ وَ لَا عَقْلٍ وَ لَا وَهْمٍ كَذَلِكَ رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>التوحید، ص۸۳، ح٣.</ref>.
| |
| بنابراین [[روایت]]، واحد را چهار معنا است: واحد عددی، واحد نوعی، واحد به معنای موجود بینظیر و واحد به معنای موجود تجزیه ناپذیر. دو معنای اول، درباره [[خداوند]] ناروا، و دو معنای دیگر روا است. اینک به توضیح آنها میپردازیم.
| |
|
| |
| '''[[توحید]] عددی''': «واحد عددی» آن واحدی است که تکثر و تعدد پذیر است؛ هرچند این کثرات با یکدیگر مجانس نباشند. وقتی برای موجودی، عدد «یک» را به کار میبریم، این موجود قابلیت «دو» و «سه» شدن را نیز دارا است. اینگونه واحد را نمیتوان برای [[خداوند متعال]] به کار برد؛ زیرا [[ذات مقدس]] [[حضرت حق]]، تعدد بردار نیست. این سخن [[کفرآمیز]] [[نصارا]] که میگویند {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ}}<ref>«به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است» سوره مائده، آیه ۷۳.</ref>، در [[حقیقت]] به معنای [[اعتقاد]] به عددی بودن [[واحدیت]] [[خدا]] است. [[حضرت امیر]]{{ع}} با تعابیری گوناگون [[وحدت]] عددی را برای [[باری تعالی]] [[نفی]] کرده است. گذشته از تعبیرهایی که نقل شد، میتوان به سخنان دیگری نیز اشاره کرد که همگی از اویند:
| |
| #{{متن حدیث|وَاحِدٌ لَا بِعَدَدٍ}}؛ «یگانه است نه به شماره»<ref>نهج البلاغه، خطبه ١٨٠.</ref>.
| |
| #{{متن حدیث|الْأَحَدِ بِلَا تَأْوِيلِ عَدَدٍ}}؛ «یگانه است نه به معنای شماره»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۸.</ref>.
| |
| #{{متن حدیث|وَاحِدٌ لَا مِنْ عَدَدٍ}}؛ «یگانه است نه به شماره»<ref>التوحید، ص۷۰، ج۲۶.</ref>.
| |
|
| |
| '''توحید نوعی''': مراد از واحد نوعی، واحدی است که تعدد بردار، و با افراد دیگر مجانس است. «نوع» در لغت [[عرب]] به گروهی از افراد مشابه و مجانس میگویند<ref>ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۲۷۰.</ref>؛ مثلاً چون میگویند: {{عربی|ليس هذا من نوع ذاك}}، منظور این است که این دو چیز مشابه و همجنس یکدیگر نیستند<ref>ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۳۷۰.</ref>. همچنین، وقتی درباره کسی میگویند {{عربی|واحد من الناس}} مقصود این است که آن شخص یکی از افراد مشابه و همجنس [[مردم]] است. بنابراین، در [[وحدت]] نوعی تعدد و تشابه هست و واحد نوعی با افراد دیگر نوع، همجنس و مشابه است. بدینسان، نمیتوان گفت [[خدا]] واحد نوعی است؛ زیرا لازمه آن تشابه خدا با دیگر موجودات است. از اینرو، هرگاه [[ائمه اطهار]]{{عم}} میفرمایند {{متن حدیث|اللَّهُ شَيْءٌ}}، بیدرنگ میافزایند {{متن حدیث|لَا كَالْأَشْيَاءِ}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، کتاب التوحید.</ref>؛ یعنی [[خداوند]]، چیزی است؛ اما نه همچون دیگر چیزها.
| |
|
| |
| '''[[توحید]] به معنای بیشبیه بودن''': [[امام علی]]{{ع}} پس از [[نفی]] وحدت عددی و وحدت نوعی، دو معنای دیگر را برای [[خدای تعالی]] [[اثبات]] میکند که یکی عبارت است از واحد به معنای بیشبیه: {{متن حدیث|وَاحِدٌ لَيْسَ لَهُ فِي الْأَشْيَاءِ شِبْهٌ}}. در بحث درباره شرطهای توحید به این معنای توحید بیشتر میپردازیم.
| |
|
| |
| '''توحید به معنای تجزیه ناپذیر''': دومین معنای مقبول برای واحد، نفی هرگونه تجزیه و تقسیم از [[ذات اقدس الهی]] است؛ یعنی هرگونه تقسیم - اعم از تقسیم خارجی، تقسیم [[عقلی]] و تقسیم و همی<ref>تقسیم خارجی مانند تقسیم انسان به بدن و روح؛ تقسیم عقلی مانند تقسیم ان انسان به حیوان و ناطق، و تقسیم و همی مانند تقسیم انسان به دو نیمه.</ref>- درباره خداوند منتفی است؛ چنانکه علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|وَ لَا تَنَالُهُ التَّجْزِئَةُ وَ التَّبْعِيضُ}}؛ «جزء جزء شدن و پاره پاره گشتن در او راه ندارد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۱.</ref>. همچنین آن حضرت در این باره فرموده است:
| |
| نه جزئی دارد که به آن وصفش کنند و نه جوارح دارد و نه اعضا و عَرَض و نه توانند بدین وصفش کنند که بگویند غیر از دیگران است و بعض بعض است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۹.</ref>.
| |
| از این [[روایت]] روشن میشود که ترکیب در ذات [[خدای تعالی]] به هیچ وجه راه ندارد و او تجزیه و تحلیل پذیر نیست و فاعلیت [[حق متعال]]، فاعلیت ارادی و [[خلقت]] او {{متن حدیث|لَا مِنْ شَيْءٍ}} است.<ref>[[سید جعفر سیدان|سیدان، سید جعفر]]، [[توحید - سیدان (مقاله)| مقاله «توحید - سیدان»]]، [[دانشنامه امام علی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۲]] ص ۴۸.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===[[توحید صفاتی]]=== | | ===[[توحید صفاتی]]=== |