←نقش بنی قریظه در غزوه خندق
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
[[رفتار]] و [[اعمال]] [[یهود]] به گونهای بود که [[رسول خدا]] {{صل}} و [[مسلمانان]] به بنی قریظه نیز چون دیگر یهود [[پیمان شکن]] [[اعتماد]] چندانی نداشتند، از این رو با [[نزول آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«ای مؤمنان! کافران را به جای مؤمنان دوست نگیرید، آیا برآنید تا برای خداوند بر خویش حجّتی روشن قرار دهید؟» سوره نساء، آیه ۱۴۴.</ref>، آن دسته از [[انصاری]] که با آنان از طریق [[حلف]] و رضاع [[ارتباط]] داشتند از این کار [[نهی]] شدند<ref>غررالتبیان، ص ۲۴۰.</ref><ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | [[رفتار]] و [[اعمال]] [[یهود]] به گونهای بود که [[رسول خدا]] {{صل}} و [[مسلمانان]] به بنی قریظه نیز چون دیگر یهود [[پیمان شکن]] [[اعتماد]] چندانی نداشتند، از این رو با [[نزول آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«ای مؤمنان! کافران را به جای مؤمنان دوست نگیرید، آیا برآنید تا برای خداوند بر خویش حجّتی روشن قرار دهید؟» سوره نساء، آیه ۱۴۴.</ref>، آن دسته از [[انصاری]] که با آنان از طریق [[حلف]] و رضاع [[ارتباط]] داشتند از این کار [[نهی]] شدند<ref>غررالتبیان، ص ۲۴۰.</ref><ref>[[سید محمود سامانی|سامانی، سید محمود]]، [[بنی قریظه (مقاله)|مقاله «بنی قریظه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶.</ref>. | ||
== نقش | == ایفای نقش در غزوه خندق == | ||
{{همچنین|غزوه خندق}} | |||
اخباری دال بر [[پیمان شکنی]] آشکار بنی قریظه تا [[سال پنجم هجرت]] در دست نیست. در این سال، بزرگان بنینضیر، [[قریش]] و دیگر [[قبایل]] منطقه را [[بسیج]] کرده، [[سپاه]] [[احزاب]] را به [[راه]] انداختند و به ایشان [[وعده]] [[همراهی]] بنی قریظه را دادند، از این رو، [[حیی بن اخطب]] بزرگ [[بنی نضیر]] به [[مدینه]] آمد تا آنان را از داخل مدینه بر ضدّ [[مسلمانان]] بشوراند<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۴؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۳.</ref>. او نخست با غزال بن سَمْوال، از بزرگان بنیقریظه برای [[نقض پیمان]] [[سخن]] گفت که نتیجهای در پی نداشت<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۵۵.</ref>، پس از آن با [[کعب بن اسد]] [[رئیس]] بنیقریظه وارد [[مذاکره]] شد و او نیز [[امتناع]] کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۸؛ دلائلالنبوه، ج ۳، ص ۴۲۸.</ref>، اما با [[اصرار]] "حیی" و دادن تضمین وی به قریظیها و پیشنهاد گرفتن گروگان از قریش توسط بنیقریظه و [[غطفان]]، [[کعب]] سرانجام [[عهدنامه]] خود با [[رسول خدا]] را نقض کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۷؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۱؛ دلائلالنبوه، ج ۳، ص ۴۰۱.</ref> یا آن را به دست حیی داد و او پاره کرد<ref>بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref>. با [[آگاهی پیامبر]] {{صل}} از [[خیانت]] آنها، آن حضرت ابتدا فردی را برای کسب اطلاع به سوی آنان فرستاد<ref> بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref>، سپس گروهی از [[انصار]] شامل [[سعد بن معاذ]] را که پیش از [[اسلام]] با آنها همپیمان بودند نزد [[کعب]] فرستاد. ایشان کعب را [[سوگند]] دادند که به [[عهد]] خود پایبند باشد؛ اما آنها به [[رسول خدا]] و [[سعد]] [[دشنام]] دادند<ref>دلائلالنبوه، ج ۳، ص ۴۰۳؛ السیرةالنبویه، ابن هشام، ج ۳، ص۲۲۲.</ref>. | اخباری دال بر [[پیمان شکنی]] آشکار بنی قریظه تا [[سال پنجم هجرت]] در دست نیست. در این سال، بزرگان بنینضیر، [[قریش]] و دیگر [[قبایل]] منطقه را [[بسیج]] کرده، [[سپاه]] [[احزاب]] را به [[راه]] انداختند و به ایشان [[وعده]] [[همراهی]] بنی قریظه را دادند، از این رو، [[حیی بن اخطب]] بزرگ [[بنی نضیر]] به [[مدینه]] آمد تا آنان را از داخل مدینه بر ضدّ [[مسلمانان]] بشوراند<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۴؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۹۳.</ref>. او نخست با غزال بن سَمْوال، از بزرگان بنیقریظه برای [[نقض پیمان]] [[سخن]] گفت که نتیجهای در پی نداشت<ref> المغازی، ج ۲، ص ۴۵۵.</ref>، پس از آن با [[کعب بن اسد]] [[رئیس]] بنیقریظه وارد [[مذاکره]] شد و او نیز [[امتناع]] کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۸؛ دلائلالنبوه، ج ۳، ص ۴۲۸.</ref>، اما با [[اصرار]] "حیی" و دادن تضمین وی به قریظیها و پیشنهاد گرفتن گروگان از قریش توسط بنیقریظه و [[غطفان]]، [[کعب]] سرانجام [[عهدنامه]] خود با [[رسول خدا]] را نقض کرد<ref>المغازی، ج ۲، ص ۴۵۷؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۱؛ دلائلالنبوه، ج ۳، ص ۴۰۱.</ref> یا آن را به دست حیی داد و او پاره کرد<ref>بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref>. با [[آگاهی پیامبر]] {{صل}} از [[خیانت]] آنها، آن حضرت ابتدا فردی را برای کسب اطلاع به سوی آنان فرستاد<ref> بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۲۳.</ref>، سپس گروهی از [[انصار]] شامل [[سعد بن معاذ]] را که پیش از [[اسلام]] با آنها همپیمان بودند نزد [[کعب]] فرستاد. ایشان کعب را [[سوگند]] دادند که به [[عهد]] خود پایبند باشد؛ اما آنها به [[رسول خدا]] و [[سعد]] [[دشنام]] دادند<ref>دلائلالنبوه، ج ۳، ص ۴۰۳؛ السیرةالنبویه، ابن هشام، ج ۳، ص۲۲۲.</ref>. | ||