ذکر در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - 'ه. ق.' به 'ﻫ.ق'
جز (جایگزینی متن - 'ه. ق.' به 'ﻫ.ق')
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
برای این واژه دو معنا بیان شده؛ اولی [[حفظ]] و نگهداری یاد و خاطره چیزی در [[ذهن]]، و دومی جاری کردن نام و خاطره آن بر زبان<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للتلباعة و النشر و التوزیع - دارصادر، ۱۴۱۴ ه. ق.)، ج۴، ص۳۰۸.</ref>. از آنجا که حفظ و به یاد آوردن خاطره چیزی، در مقابل فراموش کردن آن است، معمولاً ذکر در مقابل [[نسیان]] و [[فراموشی]] به کار می‌رود<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (ط. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ه. ش.)، ج۳، ص۳۱۹.</ref>؛ با این تفاوت که در معنای لغت حفظ، بیشتر تکیه بر احراز و نگهداری صورت یا معنایی در ذهن است و در ذکر، بر استحضار معنای فراموش شده تأکید می‌شود؛ لذا ذکر در مقابل [[غفلت]] یا نسیان است<ref>مفردات ألفاظ القرآن (ط. دارالقلم - الدارالشامیة، ۱۴۱۲ ه. ق.)، ص۳۲۸.</ref>.
برای این واژه دو معنا بیان شده؛ اولی [[حفظ]] و نگهداری یاد و خاطره چیزی در [[ذهن]]، و دومی جاری کردن نام و خاطره آن بر زبان<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للتلباعة و النشر و التوزیع - دارصادر، ۱۴۱۴ .ق)، ج۴، ص۳۰۸.</ref>. از آنجا که حفظ و به یاد آوردن خاطره چیزی، در مقابل فراموش کردن آن است، معمولاً ذکر در مقابل [[نسیان]] و [[فراموشی]] به کار می‌رود<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (ط. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ه. ش.)، ج۳، ص۳۱۹.</ref>؛ با این تفاوت که در معنای لغت حفظ، بیشتر تکیه بر احراز و نگهداری صورت یا معنایی در ذهن است و در ذکر، بر استحضار معنای فراموش شده تأکید می‌شود؛ لذا ذکر در مقابل [[غفلت]] یا نسیان است<ref>مفردات ألفاظ القرآن (ط. دارالقلم - الدارالشامیة، ۱۴۱۲ .ق)، ص۳۲۸.</ref>.


در هر صورت، اصل در معنای ذکر، توجه [[قلبی]] به امری است و از آثار آن ذکر لسانی است. بدین ترتیب، «[[ذکر الهی]]» یعنی توجه قلبی به [[خداوند]]؛ مثل این [[آیه شریفه]]:
در هر صورت، اصل در معنای ذکر، توجه [[قلبی]] به امری است و از آثار آن ذکر لسانی است. بدین ترتیب، «[[ذکر الهی]]» یعنی توجه قلبی به [[خداوند]]؛ مثل این [[آیه شریفه]]:
خط ۳۰: خط ۳۰:
در [[فرهنگ قرآن]]، اموری از قبیل [[معارف توحیدی]]، [[اصول دین]] و مسئله [[ولایت]]، [[فطری]] [[انسان‌ها]] است؛ چنان‌که [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>.
در [[فرهنگ قرآن]]، اموری از قبیل [[معارف توحیدی]]، [[اصول دین]] و مسئله [[ولایت]]، [[فطری]] [[انسان‌ها]] است؛ چنان‌که [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>.


معنای این سخن آن است که معلوم، مانند اصل [[توحید]] و [[معارف توحیدی]] و یا مانند صفات و [[اسماء الهی]] و اصول [[دینی]] و [[اخلاقی]] و یا مانند [[ضرورت]] [[شکر]] [[پروردگار]] و [[حسن و قبح عقلی]]، حضوراً در نزد عالم حاضر است و همه فطرتاً به آن‎ها توجه دارند؛ اما گرفتار [[غفلت]] به این توجه خود می‌شوند و در نتیجه، آن را فراموش می‌کنند؛ لذا [[انبیاء الهی]] {{عم}} در میان [[انسان‌ها]] نقش مذکّر را دارند، تا [[علم]] به علم قدیم و [[فطری]] خود پیدا کنند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ه. ق.)، ج۱۴، ص۱۲۰.</ref>. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|فَبَعَثَ‏ فِيهِمْ‏ رُسُلَهُ‏ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ}}<ref>نهج البلاغة (للصبحی صالح) (ط. هجرت، ۱۴۰۴ه. ق.)، ص۴۳.</ref>.
معنای این سخن آن است که معلوم، مانند اصل [[توحید]] و [[معارف توحیدی]] و یا مانند صفات و [[اسماء الهی]] و اصول [[دینی]] و [[اخلاقی]] و یا مانند [[ضرورت]] [[شکر]] [[پروردگار]] و [[حسن و قبح عقلی]]، حضوراً در نزد عالم حاضر است و همه فطرتاً به آن‎ها توجه دارند؛ اما گرفتار [[غفلت]] به این توجه خود می‌شوند و در نتیجه، آن را فراموش می‌کنند؛ لذا [[انبیاء الهی]] {{عم}} در میان [[انسان‌ها]] نقش مذکّر را دارند، تا [[علم]] به علم قدیم و [[فطری]] خود پیدا کنند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ﻫ.ق)، ج۱۴، ص۱۲۰.</ref>. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|فَبَعَثَ‏ فِيهِمْ‏ رُسُلَهُ‏ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ}}<ref>نهج البلاغة (للصبحی صالح) (ط. هجرت، ۱۴۰۴ﻫ.ق)، ص۴۳.</ref>.


مصادیق ذکر در [[قرآن]] عبارتند از: قرآن، [[انبیاء]] و [[اولیای الهی]] {{عم}}، [[دعا]]، [[نماز]]، یاد [[معاد]]، [[آیات آفاقی]] و انفسی و سایر اموری که [[هادی]] [[انسان]] به توحید هستند؛ هر یک از این امور می‌تواند مصادیق ذکر در قرآن باشد<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دارصادر، ۱۴۱۴ ه. ق.)، ج۴، ص۳۰۸؛ مجمع البیان (ط. ناصرخسرو، ۱۳۷۲ ه. ش.)، ج۱، ص۲۵۶.</ref>.
مصادیق ذکر در [[قرآن]] عبارتند از: قرآن، [[انبیاء]] و [[اولیای الهی]] {{عم}}، [[دعا]]، [[نماز]]، یاد [[معاد]]، [[آیات آفاقی]] و انفسی و سایر اموری که [[هادی]] [[انسان]] به توحید هستند؛ هر یک از این امور می‌تواند مصادیق ذکر در قرآن باشد<ref>لسان العرب (ط. دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دارصادر، ۱۴۱۴ .ق)، ج۴، ص۳۰۸؛ مجمع البیان (ط. ناصرخسرو، ۱۳۷۲ ه. ش.)، ج۱، ص۲۵۶.</ref>.


قرآن ذکر است: {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«بی‌گمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.</ref>.
قرآن ذکر است: {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«بی‌گمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش