معاویه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۸۸۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ اوت ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۱۷: خط ۳۱۷:
===== [[دشمنی با امام علی]] {{ع}} =====
===== [[دشمنی با امام علی]] {{ع}} =====
[[معاویه]] چون هدفی غیر از [[حکومت]] و اشباع [[غریزه]] [[جاه‌طلبی]] و کامیابی از [[لذایذ]] [[زندگی]] نداشت‌، برای رسیدن به [[هدف]] شوم خویش از هیچ‌گونه [[جرم]] و جنایتی خودداری نمی‌کرد و چون با [[امام علی]] {{ع}} و [[خاندان]] وی [[دشمن]] بود، از هیچ‌گونه [[ظلم]] و [[تجاوز]] نسبت به خاندان آن [[حضرت]] دریغ نمی‌ورزید. [[سلفی]] از [[عبدالله بن احمد بن حنبل]] نقل می‌کند که از پدرم احمد درباره امیرالمؤمنین علی {{ع}} و [[معاویه]] پرسیدم‌، پدرم گفت‌: علی {{ع}} [[دشمنان]] زیادی داشت‌؛ دشمنانش هر چه جستجو کردند بلکه عیبی برای او پیدا کنند، نتوانستند کم‌ترین عیبی در او ببینند؛ لذا مردی را که با او جنگید (معاویه‌)، تعریف کردند و این حیله‌ای بود که به راه انداختند.<ref>تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی. الخلفاء، ص۱۹۹.</ref> معاویه تهاجم گسترده‌ای را آغاز و تلاش نمود تا [[روح]] و [[جسم]] [[جامعه‌]] را از یاد امیرالمؤمنین علی {{ع}} و خاندانش تهی‌کند. او [[احکام]] صریح و بی‌پرده‌ای به [[والیان]] خود نوشت تا [[سب]] و [[لعن]] [[امیرالمؤمنین]] در هر [[شهر]] و دیار انجام شود.
[[معاویه]] چون هدفی غیر از [[حکومت]] و اشباع [[غریزه]] [[جاه‌طلبی]] و کامیابی از [[لذایذ]] [[زندگی]] نداشت‌، برای رسیدن به [[هدف]] شوم خویش از هیچ‌گونه [[جرم]] و جنایتی خودداری نمی‌کرد و چون با [[امام علی]] {{ع}} و [[خاندان]] وی [[دشمن]] بود، از هیچ‌گونه [[ظلم]] و [[تجاوز]] نسبت به خاندان آن [[حضرت]] دریغ نمی‌ورزید. [[سلفی]] از [[عبدالله بن احمد بن حنبل]] نقل می‌کند که از پدرم احمد درباره امیرالمؤمنین علی {{ع}} و [[معاویه]] پرسیدم‌، پدرم گفت‌: علی {{ع}} [[دشمنان]] زیادی داشت‌؛ دشمنانش هر چه جستجو کردند بلکه عیبی برای او پیدا کنند، نتوانستند کم‌ترین عیبی در او ببینند؛ لذا مردی را که با او جنگید (معاویه‌)، تعریف کردند و این حیله‌ای بود که به راه انداختند.<ref>تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی. الخلفاء، ص۱۹۹.</ref> معاویه تهاجم گسترده‌ای را آغاز و تلاش نمود تا [[روح]] و [[جسم]] [[جامعه‌]] را از یاد امیرالمؤمنین علی {{ع}} و خاندانش تهی‌کند. او [[احکام]] صریح و بی‌پرده‌ای به [[والیان]] خود نوشت تا [[سب]] و [[لعن]] [[امیرالمؤمنین]] در هر [[شهر]] و دیار انجام شود.
======ترویج [[ناسزاگویی به علی]]{{ع}}======
معاویه به [[پرده‌پوشی]] [[فضایل علی]]{{ع}} و ترویج [[فضایل]] ساختگی سایر [[خلفا]] و بعضی از [[صحابه]] اکتفا نکرد، بلکه به [[سبّ]] و [[ناسزاگویی]] آن حضرت روی آورد و آنچه را که پیش از آن، میان [[مردم]] [[شام]] [[سنت]] ساخته بود، به سایر [[بلاد اسلامی]] نیز گسترش داد و به سبّ و [[لعن]] امیرمؤمنان{{ع}} در محافل و مجالس و بر فراز [[منبرها]] و در [[خطبه‌های نماز جمعه]] [[فرمان]] داد.
[[مرحوم علامه امینی]] با استناد به منابع معتبر [[اهل سنت]] می‌نویسد:
«معاویه پیوسته [[اصرار]] داشت که روایاتی در [[نکوهش]] [[مقام امیرمؤمنان]] علی{{ع}} [[جعل]] کند و این کار را آن قدر ادامه داد که [[کودکان]] [[شام]] با آن خو گرفتند و بزرگ شدند و بزرگسالان به [[پیری]] رسیدند. هنگامی که پایه‌های [[بغض]] و [[عداوت]] نسبت به [[اهل بیت]]{{عم}} در [[قلوب]] ناپاکان محکم شد، [[سنت]] [[زشت]] [[لعن]] و [[سبّ]] [[مولا علی]]{{ع}} را به دنبال [[نمازهای جمعه]] و [[جماعت]] و بر [[منابر]]، در همه جا، حتی در محل [[نزول وحی]] یعنی [[مدینه]] رواج داد<ref>الغدیر، ج۲، ص۱۰۱- ۱۰۲.</ref>.
«[[جاحظ]]» نقل می‌کند که [[معاویه]] در پایان [[خطبه]] [[نماز]]، با کلماتی زشت<ref>این کلمات را ابن ابی الحدید در شرح خود (ج ۴، ص۵۶) به نقل از جاحظ آورده است که به علت زشتی این کلمات، از نقل آن خودداری می‌کنیم.</ref>، علی{{ع}} را مورد سبّ و لعن قرار می‌داد و آنگاه همین جملات را طی بخش‌نامه‌ای به همه [[بلاد اسلامی]] فرستاد، تا خطبای [[جمعه]]! نیز هماهنگ با او این گونه آن حضرت را لعن نمایند<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۴، ص۵۶- ۵۷.</ref>.
همچنین نقل شده است که معاویه در [[قنوت]] نماز خویش علی، حسن و حسین{{عم}} را لعن می‌کرد<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۵۲؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۶۹.</ref>.
[[ابن ابی الحدید معتزلی]] می‌نویسد: «به دستور معاویه خطبا در هر [[آبادی]] و بر فراز [[منبرها]]، علی{{ع}} را لعن می‌کردند و به او و [[خاندان]] پاکش [[ناسزا]] می‌گفتند»<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۱، ص۴۴.</ref>.
[[طبری]] ([[مورخ]] معروف) می‌نویسد: «وقتی که معاویه، [[مغیرة بن شعبه]] را [[والی کوفه]] ساخت، به وی گفت:
{{عربی|لَا تَتَحَمَّ عَنْ شَتْمِ عَلیٍّ وَ ذَمِّهِ}}؛ «از [[ناسزاگویی]] و [[مذمت]] نسبت به علی [[پرهیز]] نکن!»<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۱۸۸ (حوادث سال ۵۱ هجری) و کامل ابن اثیر، ج۳، ص۴۷۲.</ref>.
[[اصرار]] معاویه بر این کار تا آنجا بود که وقتی در [[مراسم حج]] شرکت کرد و وارد مدینه شد، تصمیم داشت، بر [[منبر رسول خدا]]{{صل}}، علی{{ع}} را لعن کند. به او گفتند: «[[سعد بن ابی وقاص]]» در اینجا حضور دارد و از این کار ناخشنود خواهد شد؛ بنابراین، خوب است پیش از آن، با وی [[مشورت]] کنی.
[[معاویه]] قصد خویش را با وی در میان گذاشت. سعد گفت: اگر چنین کنی، من دیگر به [[مسجد پیامبر]] نخواهم آمد. معاویه که چنین دید تا زمانی که سعد زنده بود در آنجا [[اقدام]] به [[لعن]] نکرد<ref>عقد الفرید، ج۴، ص۳۶۶.</ref>.
در کتاب «[[صحیح مسلم]]» (از کتاب‌های معروف و معتبر [[اهل سنت]]) آمده است:
معاویه به [[سعد بن ابی وقاص]] گفت: چرا [[ابوتراب]] (علی{{ع}}) را [[ناسزا]] نمی‌گویی؟ سعد در پاسخ گفت: به خاطر سه جمله‌ای که از [[رسول خدا]]{{صل}} در [[عظمت]] علی{{ع}} شنیده‌ام که اگر یکی از آنها در [[حق]] من بود، از داشتن شتران سرخ مو (کنایه از [[اموال]] فراوان است) برایم بهتر بود.
آنگاه سعد بن ابی وقاص آنها را نقل کرد<ref>آن سه [[فضیلت]] عبارتند از:
#در جریان [[تبوک]] که علی{{ع}} را در [[مدینه]] به جای خود گذاشت، خطاب به وی فرمود: {{متن حدیث|أَ مَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي‌}}؛ «آیا [[خشنود]] نیستی که جایگاه تو در نزد من همانند [[هارون]] نسبت به [[موسی]] باشد (با این تفاوت) جز آن‌که بعد از من نبوتی نیست».
#در [[جنگ خیبر]] بعد از آن‌که دیگران نتوانستند [[قلعه خیبر]] را بگشایند فرمود: {{متن حدیث|لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ}}؛ «[[پرچم]] را به دست مردی خواهم داد که [[خدا]] و رسولش را [[دوست]] دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست می‌دارند». آنگاه پرچم را به دست علی{{ع}} داد و فتح و [[پیروزی]] حاصل شد.
#وقتی که (در [[ماجرای مباهله]]) [[آیه ۶۱ سوره آل عمران]] {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ...}} نازل شد، رسول خدا{{صل}}، علی و [[فاطمه]] و حسن و حسین{{عم}} را فرا خواند و فرمود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي‌}}؛ «خداوندا! اینان [[خاندان]] من هستند (که مشمول این آیاتند)». (صحیح مسلم، کتاب [[فضائل الصحابة]]، باب [[فضایل علی بن ابی طالب]]، [[حدیث]] سوم، با تلخیص).</ref>.
[[معاویه]] کینه‌توز عجیبی بود و شاید کمتر کسی در [[کینه‌توزی]] به پای او می‌رسید تا آنجا که درخواست بزرگان [[اسلام]] و حتی برخی از بنی‌امیّه را جهت ترک این عمل [[زشت]] و نفرت‌انگیز رد می‌کرد و همچنان به کار خویش ادامه می‌داد.
[[علامه مجلسی]] نقل می‌کند: در ملاقاتی که [[ابن عباس]] با معاویه داشت، به وی گفت: ای معاویه! تو علی را می‌شناسی و سابقه او را در اسلام می‌دانی و به فضل و [[مقام]] وی [[آگاهی]]؛ اکنون که وی از [[دنیا]] رفته است، دستور بده بر منبرهایتان به وی [[ناسزا]] نگویند. معاویه با [[وقاحت]] تمام درخواست وی را رد کرد<ref>بحارالانوار، ج۳۳، ص۲۵۶.</ref>.
[[ابوعثمان]] [[جاحظ]] می‌گوید: گروهی از [[بنی‌امیه]] با توجه به آثار منفی این کار - به معاویه گفتند: تو به آنچه خواستی رسیدی، دیگر از [[لعن علی]] دست بردار! پاسخ داد: نه به [[خدا]] [[سوگند]]! باید آن قدر این کار ادامه یابد، تا [[کودکان]] با آن بزرگ شوند و بزرگسالان با آن پیر گردند و هیچ کس فضیلتی برای علی نگوید!<ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۴، ص۵۷؛ الغدیر، ج۲، ص۱۰۲.</ref>.
به هر حال، با این برنامه، لعن علی{{ع}} و [[خاندان]] وی به صورت یک [[سنت]] درآمد و هفتاد هزار [[منبر]] در عصر امویین در سراسر [[کشور اسلامی]] [[نصب]] شد و بر فراز آنها، علی{{ع}} را [[لعن]] می‌کردند<ref>ربیع الابرار زمخشری، ج۲، ص۱۸۶ (مطابق نقل الغدیر، ج۱۰، ص۲۶۶).</ref>.
این برنامه تا [[زمان]] عمربن [[عبدالعزیز]] ادامه داشت و آثار منفی آن هر [[روز]] آشکارتر می‌شد؛ تا آنکه وی در زمان [[خلافت]] خویش ([[سال ۹۹ هجری]]) طی بخش‌نامه‌ای به همه [[بلاد اسلامی]] دستور [[لغو]] این سنت زشت را صادر کرد<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۴۲؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۴، ص۵۸. (برای آگاهی بیشتر از ماجرای سنت معاویه و پیروانش در سبّ و لعن مولا{{ع}} رجوع کنید به: الغدیر، ج۲، ص۱۰۱ به بعد و ج۱۰، ص۲۵۷ به بعد؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۴، ص۵۶ به بعد؛ پیام امام امیرالمؤمنین{{ع}}، ج۲، ص۶۵۲ و دائرة المعارف الاسلامیة الشیعیة، ج۱، ص۵۹).</ref>.
آری؛ [[بنی‌امیه]] برای [[کتمان]] سابقه [[زشت]] خود و جلوگیری از نشر [[فضایل علی]]{{ع}} و در نتیجه [[گرایش]] [[مردم]] به «خط [[علوی]]» به [[سبّ]] و [[لعن]] آن حضرت روی آوردند. در واقع، آنان ادامه [[حکومت]] جنایت‌بار خویش را بر پایه چنین سنتی [[استوار]] می‌دیدند. این نکته‌ای است که «[[مروان بن حکم]]» بدان تصریح کرده است.
در [[تاریخ]] می‌خوانیم که وقتی از «[[مروان حکم]]» سؤال شد که چرا شما علی را سبّ و لعن می‌کنید؟ و این کار چه نفعی برای شما دارد؟ پاسخ داد:
{{عربی|لَا یَسْتَقِیمُ لَنَا الْأَمْرُ إِلَّا بِذَلِکَ}}؛ «حکومت ما جز با این کار سامان نمی‌یابد»<ref>رجوع کنید به: انساب الاشراف، ج۲، ص۴۰۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۳، ص۲۲۰؛ الغدیر، ج۷، ص۱۴۷، ج۸، ص۲۶۴؛ ج۹، ص۳۹۲.</ref>.
آنان با طرح و گسترش چنین حرکت زشت و ناجوانمردانه‌ای، [[آزار]]، کشتن و [[اسارت]] [[خاندان]] [[هاشمی]] را برای مزدوران خویش امری ساده و حتی مورد [[رغبت]] و [[پسندیده]] می‌ساختند و در [[پناه]] آن به اهداف شوم دنیاطلبانه خویش دست می‌یافتند.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشه‌ها انگیزه‌ها رویدادها پیامدها]] ص ۱۸۰.</ref>.


==== هرزگی و اهانت به ارزش‌های دینی‌ ====
==== هرزگی و اهانت به ارزش‌های دینی‌ ====
۲۲۶٬۶۷۴

ویرایش