حق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۷۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ سپتامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۳۰: خط ۳۳۰:


از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]] و [[اسلام]]، انسان هماره در حالت [[معامله]] با دیگران برای برآورد نیازهای ضروری [[زندگی]] خویش است. از همین رو، شرایط در بسیاری از موارد به گونه ای رقم می‌‌خورد که انسان می‌‌بایست از برخی از حقوق ثابت خویش بگذرد. بر همین اساس در [[قوانین اسلامی]] تجویز شده که [[انسان]] برای ایجاد محیط سالم و کم تنش یا بی‌تنش بهتر است که از برخی از خیارات خویش بگذرد و آن را اسقاط کند؛ البته خیاراتی که به شخص یا [[جامعه]] ضرر سهمگین وارد نکند. پس اگر ضرری فاحش به شخص یا [[امت]] وارد نمی‌شود، می‌‌توان از برخی از [[حقوق]] گذشت چنان از خیارات در [[عقود]] می‌‌گذرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن (مقاله)|حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن]].</ref>.
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]] و [[اسلام]]، انسان هماره در حالت [[معامله]] با دیگران برای برآورد نیازهای ضروری [[زندگی]] خویش است. از همین رو، شرایط در بسیاری از موارد به گونه ای رقم می‌‌خورد که انسان می‌‌بایست از برخی از حقوق ثابت خویش بگذرد. بر همین اساس در [[قوانین اسلامی]] تجویز شده که [[انسان]] برای ایجاد محیط سالم و کم تنش یا بی‌تنش بهتر است که از برخی از خیارات خویش بگذرد و آن را اسقاط کند؛ البته خیاراتی که به شخص یا [[جامعه]] ضرر سهمگین وارد نکند. پس اگر ضرری فاحش به شخص یا [[امت]] وارد نمی‌شود، می‌‌توان از برخی از [[حقوق]] گذشت چنان از خیارات در [[عقود]] می‌‌گذرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن (مقاله)|حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن]].</ref>.
==[[حق]] غیر قابل گذشت از نظر [[قرآن]]==
از نظر [[آموزه‌های وحیانی قرآن]]، برخی از [[حقوق]] به عنوان «[[حق الله]]» ثابت است که نمی‌توان از آنها گذشت و از آنها [[اعراض]] کرد. از جمله مهم‌ترین حق الله که غیر قابل گذشت و اعراض است می‌‌توان به [[دین داری]] اشاره کرد.
از نظر قرآن، چگونه [[انسان]] می‌‌تواند از حق بگذرد وقتی این حق مربوط به [[سعادت]] فردی و جمعی [[بشر]] باشد؟! به عنوان نمونه چگونه می‌‌توان از [[اسلام]] به عنوان [[صراط مستقیم]] اعراض کرد؟ چگونه می‌‌توان از [[دعوت]] [[پیامبران]] اعراض کرد؟ بی‌گمان گذشت از این حقوق چیزی جز [[گرفتاری]] به [[باطل]] و [[هلاکت]] [[ابدی]] نیست. از همین روست که [[خدا]] در قرآن، [[حقوقی]] را به عنوان حق ثابت معرفی می‌‌کند که هرگز از آنها نمی‌توان گذشت و اعراض کرد. همه این حقوق مربوط به سعادت [[بشریت]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] است.
باید توجه داشت که اعراض از حقوق غیر قابل اعراض به معنای افتادن در هلاکت و [[شقاوت]] ابدی است؛ زیرا اگر از مهم‌ترین حق الله آن است که او را [[بندگی]] کنیم و تنها او را [[معبود]] قرار دهیم، کسی که از آن اعراض می‌‌کند، از حق به باطل در افتاده است و هلاکت ابدی خویش را رقم زده است.<ref>{{متن قرآن|فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}} «این است خداوند پروردگار راستین شما بنابراین، پس از حقّ جز گمراهی چه خواهد بود؟ و چگونه (از حق) روی گردانتان می‌کنند؟» سوره یونس، آیه ۳۲؛ {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ * وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ}} «یا می‌گویند که جنونی دارد؛ (نادرست می‌گویند) بلکه او حقّ را برای آنان آورده است و بیشتر آنان حق ناپسندند * و اگر حقّ از خواست‌های آنان پیروی می‌کرد آسمان‌ها و زمین و هر که در آنهاست به تباهی می‌افتادند، بلکه ما قرآن را برای آنها آورده‌ایم اما آنان از قرآن خویش رو گردانند» سوره مؤمنون، آیه ۷۰-۷۱.</ref>
از نظر [[قرآن]]، [[پیروی]] از [[هواهای نفسانی]] به معنای [[معبود]] قرار دادن آن است که ریشه در [[جهالت]] ظنی دارد<ref>{{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ}} «آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پرده‌ای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمی‌گیرید؟» سوره جاثیه، آیه ۲۳؛ {{متن قرآن|وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}} «بیشتر آنان جز از گمانی پیروی نمی‌کنند، به راستی گمان برای (شناخت) حقیقت، هیچ بسنده نیست. به یقین خداوند به آنچه انجام می‌دهند، داناست» سوره یونس، آیه ۳۶.</ref> و چنین شخصی در [[حقیقت]] از [[حق]] گذشته و از آن [[اعراض]] کرده و به سوی [[باطل]] رفته است.<ref>بقره، آیات 144 و 145؛ مائده، آیه 48؛ قصص، آیات 48 و50؛ ص، آیه 26</ref>
در حقیقت اعراض از حق و [[گرایش به باطل]] چیزی جز پیروی از هواهای نفسانی، امور ظنی و جهالت [[عقلی]] و [[علمی]] نیست.<ref>انبیاء، آیه 24؛ یونس، آیه 36</ref>
از نظر قرآن، تنها [[مشرکان]] و [[کافران]] نیستند که از حق اعراض کرده و دنبال باطل رفته اند<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنْتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُمْ مَا كُنْتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ * فَذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}} «و (یاد کن) روزی را که همه آنان را گرد می‌آوریم سپس به مشرکان می‌گوییم: شما و شریکانتان در جای خود باشید! پس میان آنان جدایی می‌افکنیم و شریکانشان می‌گویند: شما ما را نمی‌پرستیدید * این است خداوند پروردگار راستین شما بنابراین، پس از حقّ جز گمراهی چه خواهد بود؟ و چگونه (از حق) روی گردانتان می‌کنند؟» سوره یونس، آیه ۲۸ و ۳۲؛ انبیاء، آیه 24؛ قصص، آیه 48</ref>، بلکه بسیاری از [[اهل]] از کتاب نیز از حقی می‌‌گذرند که نمی‌توانند و نمی‌بایست از آن بگذرند.<ref>{{متن قرآن|قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ * وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ}} «گرداندن رؤیت را به آسمان، می‌بینیم پس رؤیت را به قبله‌ای که می‌پسندی خواهیم گرداند؛ اکنون به سوی مسجد الحرام رو کن و (همه) هرجا هستید به سوی آن روی کنید، و اهل کتاب بی‌گمان می‌دانند که آن (حکم) از سوی پروردگارشان، راستین است و خداوند از آنچه انجام می‌دهند غافل نیست * و اگر برای اهل کتاب هر نشانه‌ای بیاوری از قبله تو پیروی نخواهند کرد و تو هم پیرو قبله آنان نخواهی بود و آنها نیز پیرو قبله یکدیگر نخواهند بود؛ و اگر تو پس از (وحی و) دانشی که به تو رسیده است، از خواست آنان پیروی کنی، در آن صورت بی‌گمان از ستمکارانی» سوره بقره، آیه ۱۴۴-۱۴۵.</ref>
با نگاهی به [[آموزه‌های وحیانی قرآن]] می‌‌توان دریافت هر چیزی که موجب می‌‌شود تا [[انسان]] گرفتار [[هلاکت]] [[دنیوی]] و [[عذاب اخروی]] دایم شود و [[جاودانه]] در [[دوزخ]] قرار گیرد، از جمله [[حقوق]] غیر قابل گذشت [[الهی]] است. بر همین اساس می‌‌توان گفت که [[ترک نماز]] و [[اعراض]] از [[اطعام]] [[مسکین]] <ref>{{متن قرآن|مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ}} «چه شما را به دوزخ درآورد؟ * و با پریشانگویان، پریشانگویی می‌کردیم» سوره مدثر، آیه ۴۲ و ۴۵.</ref> از جمله [[حقوق]] غیر قابل گذشت [[الهی]] است که نمی‌توان از آن گذشت؛ زیرا به تعبیر [[امام سجاد]]{{ع}} در [[رساله حقوق]]، [[حق‌الله]] بزرگترینِ حقوق است.
به نظر می‌‌رسد که حقوق [[فطری]] چون [[حق حیات]] و [[حق آزادی]] از جمله حقوق غیر قابل گذشت است؛ یعنی [[انسان]] نمی‌تواند با خودکشی آن را نابود کند؛ زیرا حق حیات از [[حقوق الهی]] است که به شخص داده شده و شخص نمی‌تواند خودکشی کند و در شرایط قرار دهد که دیگری او را بکشد. این [[حقوقی]] نیست که بتوان از آن گذشت و اسقاط کرد. همچنین کسی نمی‌تواند خود را از برده دیگری کند؛ زیرا حق آزادی و [[حریت]] از حقوقی نیست که بتوان به دیگری واگذار کرد و از آن [[اعراض]] کرد و گذشت. از همین روست که در [[آیات قرآنی]]، از خودکشی [[نهی]] شده و [[عذاب]] الیم برای این افراد ثابت است؛ همچنین برهمین اساس است که [[قتل]] بی‌گناهان [[حرام]] و [[عذاب ابدی]] [[دوزخ]] برای شخص [[قاتل]] است مگر آنکه [[توبه]] کند.<ref>{{متن قرآن|وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}} «و در راه خداوند هزینه کنید و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره بقره، آیه ۱۹۵؛ {{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا}} «و آن کس را که خداوند (کشتن وی را) حرام کرده است جز به حقّ مکشید و آنکه به ستم کشته شود برای وارث او حقّی نهاده‌ایم پس نباید در کشتن (به قصاص) گزافکاری کند زیرا (از سوی شرع) یاری شده است» سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref>
بنابراین، باید توجه داشت که از نظر [[آموزه‌های وحیانی]]، برخی از حقوق غیر قابل گذشت است؛ یعنی همان طوری که از خیارات مختص [[نکاح]] به دلیل امری بودن مقررات مربوط به فسخ نکاح در ضمن [[عقد]] غیر قابل اسقاط است؛ یا خیاراتی که به [[نظم عمومی]] و [[منافع]] [[امت]] ضرر وارد می‌‌سازد، غیر قابل اسقاط است.
به سخن دیگر، همان طوری که بعضی خیارات از جمله خیار [[تدلیس]]، خیار تفلیس، خیار تعذر [[تسلیم]] و خیار وصف و [[رؤیت]]، با وجود شرط اسقاط تمام خیارات در ضمن عقد، غیرقابل اسقاط است، همچنین برخی از [[حقوق اساسی]] است که نمی‌توان از آن گذشت و آن را نادیده گرفت.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن (مقاله)|حق غیر قابل گذشت از نظر قرآن]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۲۵۲

ویرایش