←منابع
(←منابع) |
(←منابع) |
||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
# '''[[قدرت]]:''' همان طوری که [[ثروت]] عامل [[طغیان]] ورزی است، همچنین قدرت نیز این گونه است، چنان که [[فرعون]] به سبب قدرت و [[قارون]] به سبب ثروت [[طغیانگری]] میکردند و به [[فساد]] و [[افساد در زمین]] میپرداختند <ref>{{متن قرآن| وَفِرْعَوْنَ ذِي الأَوْتَادِ الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ }} «و با فرعون، دارنده آن میخها ، آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند، و در آنها بسیار به تباهی پرداختند» سوره فجر، آیه ۱۰-۱۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[زمینهها و آثار عملکرد مفسدان (مقاله)|زمینهها و آثار عملکرد مفسدان]]</ref> | # '''[[قدرت]]:''' همان طوری که [[ثروت]] عامل [[طغیان]] ورزی است، همچنین قدرت نیز این گونه است، چنان که [[فرعون]] به سبب قدرت و [[قارون]] به سبب ثروت [[طغیانگری]] میکردند و به [[فساد]] و [[افساد در زمین]] میپرداختند <ref>{{متن قرآن| وَفِرْعَوْنَ ذِي الأَوْتَادِ الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلادِ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ }} «و با فرعون، دارنده آن میخها ، آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند، و در آنها بسیار به تباهی پرداختند» سوره فجر، آیه ۱۰-۱۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[زمینهها و آثار عملکرد مفسدان (مقاله)|زمینهها و آثار عملکرد مفسدان]]</ref> | ||
==روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن== | |||
مفسدان در برابر مصلحان قرار میگیرند. هر آن چه را در مسیر صلاح است با اعمال و رفتار خویش از مسیر صحیح و درستش بیرون میبرند و فرصتهای بسیاری را از خود و دیگران میگیرند و هزینههای سنگین و گزافی را بر خود و دیگران تحمیل میکنند. | |||
هر چند که فساد و فسادگری در زمین، ارتباطی با حوزه رفتاری و اخلاقی انسان دارد ولی از آن جایی که رفتارها و نگرشهای آدمی ارتباط تنگاتنگی با حوزههای روان شناختی بشر دارد، بازخوانی آن از این منظر میتواند نشان دهد که مفسدان تا چه اندازه از شخصیت متعادل و سالم به دور هستند و شاکله وجودی آنان تا چه اندازه تغییر منفی یافته است که حتی صلاح را فساد و فساد را صلاح بر میشمارند و مدعی اصلاح گری در جامعه در جامه صلاح و اصلاحات و تقوا میباشند. | |||
بیگمان مفسدان واقعی که در برابر صلاح و اصلاحات و مصلحان واقعی صف بندی میکنند، دچار بیماری کیش شخصیتی هستند که بر بینش و نگرش باطل و نادرست ساختهاند. | |||
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به مسأله مفسدان به ویژه اجتماعی آن، زمینهها و آثار فساد را در تحلیل قرآنی و بر اساس آموزههای وحیانی آن، بررسی و تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم. | |||
==فساد، خروج از مرزهای اعتدال== | |||
فساد، خارج شدن هر چیزی از حد اعتدال است. تفاوتی نمیکند که این خروج کم یا زیاد باشد. در زبان عربی واژه فساد در برابر واژه صلاح قرار داده میشود. به این معنا که هر چیزی که فساد شد از صلاح بیرون و خارج شده است. البته کاربرد آن در امور خارجی و مصادیق عینی، زمانی است که نفس و بدن و دیگر چیزهای خارجی از حد تعادل و اعتدال بیرون رفته باشند. در این زمان است که آن چیز را فاسد میدانند.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶ ذیل واژه فسد) | |||
در فرهنگ قرآن برای بیان مفهوم خروج هر چیزی از حد اعتدال که همان فساد و تباهی است، واژگان دیگری چون خبال، عثو، نزغ و مانند آن به کار رفته است که همه آنها مفهوم متضاد و مخالف صلاح را میرسانند. | |||
بنابراین از مشخصات فاسد شدن و یا فاسد بودن هر چیزی آن است که آن چیز از حالت استوا و اعتدال خود خارج شده و بر خلاف مقتضای طبیعت خود در آمده باشد. | |||
==خصلت، فسادگری انسان== | |||
انسان همانگونه که میتواند موجودی فاسد باشد و نفس انسانی از حالت اعتدال و استوایی که خداوند وی را بر آن آفریده است(شمس، آیه ۷ و انفطار، آیه ۷) خارج شود، همچنین میتواند انسان مفسدی باشد. خصلت فسادگری در انسان مسأله ای است که حتی از سوی فرشتگان در هنگام آفرینش حضرت آدم{{ع}} مطرح میشود و خداوند در برابر آن سکوت میکند که علامت تأیید است؛ زیرا هر گاه خداوند در قرآن نقل قولی از دیگران داشته باشد در صورت بطلان و نادرستی سخن، به نقد آن میپردازد و نادرستی آن و یا حتی وجه نادرستی و بطلان آن را بیان میکند. | |||
فرشتگان چنان که خداوند در آیه ۳۰ سوره بقره نقل میکند با چنان اطمینانی از فسادگری و خونریزی بشر، پیش از آفرینش سخن میگویند که خود بیانگر علم آنان به خصلت طبیعی بشر در این مسأله میباشد. فرشتگان بر اساس همین خصلت است که وی را شایسته خلافت بر کائنات نمیدانند و در برابرش حاضر به سجده تکوینی نمیشوند که به معنای پذیرش تسخیر بشر بر آنان و ربوبیت طولی وی میباشد. | |||
البته خداوند برای فرشتگان تبیین میکند که فسادگری بشر، به سبب زمینههای کمالی که در وی به جعل و تعلیم اسمای الهی انجام شده، جبران شده است. از این روست که فرشتگان پس از آگاهی به این موضوع، در برابر فرمان سجده مقاومتی نمیکنند و آن را میپذیرند و انجام میدهند تا این گونه خلافت را به شکل کامل پذیرا باشند. البته مقاومتهای نخستین فرشتگان که به شکل مجادله و گفت و گو با خداوند بروز و ظهور کرد، به سبب ناآگاهی آنان به ارزشهایی والای انسانی بود که به سبب جلوه گری شدید مسأله خصلت فسادگری انسان موجب شده بود تا خلافت و سلطه انسان را نپذیرند. | |||
خداوند در آیات دیگر قرآن از جمله سوره شمس تبیین میکند که گرایش به سوی فجور و تعدی و تجاوز موجب میشود تا انسانها نتوانند در مسیر صلاح و اعتدال گام بردارند. | |||
==زمینههای فساد در انسان== | |||
قرآن زمینه فساد انسان را غیر از جنبه روان شناختی پیش گفته یعنی خصلت ذاتی گرایش به فساد و تباهی، امور دیگری معرفی میکند که در این جا به عنوان زمینهها و بسترهای ایجادی آن بدان پرداخته میشود. | |||
خداوند در آیات ۷۹ تا ۸۳ سوره یونس از روحیه اسرافگری انسان سخن میگوید. اسراف به معنای تجاوز و تعدی از حدود اعتدال در هر زمینه و حوزه ای است. از این روست که بیش از آنکه از اسراف در حوزه اقتصادی سخن به میان آید از اسراف در حوزههای اعتقادی و رفتاری و اخلاقی سخن به میان آمده است. اسراف تفکر و رفتاری است که آدمی را از حالت تعادل و اعتدال بیرون میبرد. چنین خصلت و خصصیه ای در انسان موجب میشود تا به سادگی کارهای صالح و درست را به فساد و تباهی بکشاند و در آن افساد نماید. | |||
از آن جایی که توحید محور عدل و عدالت است،هر گونه خروج از اعتفاد و تفکر توحیدی میتواند زمینه ای به سوی فساد و تباهی را در آدمی ایجاد و یا تقویت کند. از این روست که خداوند اعراض از توحید و گرایش به الوهیت دیگران را عاملی مهم در گرایش آدمی به سوی فساد یاد میکند و در آیات ۶۲ و ۶۳ سوره آل عمران آدمی را از دور شدن از تفکر توحیدی پرهیز میدهد. | |||
دین اسلام و آموزههای وحیانی نیز مجموعه ای از آموزههایی است که بر اساس فطرت اعتدال و سالم انسانی آمده و آن را تقویت و تثبیت میکند، بنابراین هر گونه مخالفت با دین اسلام و آموزههای وحیانی سازوار با فطرت را به معنای عامل و زمینهساز گرایش به فساد در انسان شناسایی و معرفی میکند و در آیه ۲۲ سوره محمد از تولی و اعراض نسبت به دین برحذر میدارد. در همین رابطه میتوان اعراض از آموزههای قرآنی را نیز زمینهساز و بستری برای فسادگری انسان بر شمرد.(نگاه کنید: الکشاف، زمخشری، ج ۴، ص۳۲۵ و نیز مجمع البیان، طبرسی، ج ۹ و ۱۰، ص۱۳۴) | |||
در همین رابطه است که خداوند شرک را به عنوان یکی از علل و عوامل زمینهساز فساد و خروج از حد اعتدال و تعادل در آیات ۴۰ و ۴۱ بر میشمارد. | |||
از دیگر علل و عواملی که بستر ساز فسادگری انسان میشود میتوان به رفاه زدگی و اترافگرایی(اعراف آیه ۷۴ و نیز اسراء آیات ۴ و ۶ و ۷)، تکاثر و زر اندوزی و غرور و تفاخر مالی (صص آیه ۷۶ و ۷۷) و همچنین قدرت فراوان و امکانات بیحد و اندازه مالی و ثروت (فجر آیات ۱۰ و ۱۲) اشاره کرد. البته استفاده نادرست از قدرت و حکومت در برخی از انسان هاست که نه تنها زمینه فساد ایشان بلکه زمینهساز فسادگری عمومی در جامعه را فراهم میآورد و مردمان را به سوی نا به هنجاریها و تباهیها و زشتیها سوق میدهد.(بقره آیه ۲۰۵ و کشاف، زمخشری، ج ۱ ص۲۵۱ و نیز ج ۴، ص۳۲۵) خداوند در آیه ۲۲ سوره محمد قدرت وامکانات انسانهای ناصالح را ابزاری در دست ایشان برای فسادگری در زمین معرفی میکند و نسبت به آنان هشدار میدهد تا قدرت و امکانات از دست ایشان خارج شود و اجازه داده نشود تا ایشان با ابزار قدرت و امکانات در زمین و جامعه فساد کنند و یا آن را گسترش دهند. | |||
البته برخی از رفتارهای آدمی در این مسأله میتواند بسیار موثر و کارساز باشد و آدمی را به سوی گرایش به فساد تشویق و ترغیب کند. از جمله این رفتارها میتوان به ترک از منکر اشاره کرد که موجب میشود تا شخص و جامعه از نظارت درونی و بیرونی بیبهره شود و اندک اندک در برابر فساد و تباهی دیگران سکوت کرده و حتی گرایش یابد و در نهایت امر زشت برای وی امر عادی جلوه کند.(هود آیه ۱۱۶) | |||
ترک جهاد در آیات ۲۰ و ۲۲ سوره محمد به عنوان زمینهساز محو ارزشهای انسانی و به فساد و تباهی کشیده شدن جامعه معرفی شده است. چنان که در آیات ۷۲ و ۷۳ سوره انفال ترک امداد و کمک و یاری رسانی به دیگران به ویژه مسلمانان نیز عاملی دیگری برای فراهم آوری زمینه فساد در شخص و جامعه معرفی میشود. | |||
از نظر قرآن ظلم بشر سب اخلال در جامعه (توبه آیه ۴۷) و فسق و فجور باعث گسترش فساد در زمین و جامعه انسانی (بقره آیات ۲۶ و۲۷ و نمل آیات ۱۲ و ۱۴ و عنکبوت آیات ۳۰ و ۳۴) میشود و طغیان و سرکشی از آموزههای قرآنی و اخلاقی و عقلانی نیز فساد را در زمین گسترش میدهد و یا ایجاد میکند.(فجر آیات ۱۱ و۱۲) | |||
این در حالی است که مأموریت بشر اصلاح خود و دیگران در نقش خلافت الهی است. انسانها مأموریت دارند تا در زمین قرار گرفته و ضمن کمال یابی و کمال رسانی خود و دیگران، هر گونه فسادی را از زمین پاک کرده و اصلاحات اساسی در زمین انجام دهند و آن را آباد کرده و زمینه رشد و تعالی جمعی بشر و دیگر موجودات را فراهم آورند.(هود آیه ۱۱۶) | |||
==آثار فساد== | |||
بیگمان هر گونه رفتار فساد انگیزی، نوعی ستیزه جویی و اعلان جنگ با خدا و رسول خدا{{صل}} است. بنابراین میتوان گفت که تلاش برای فساد و تباهی جامعه در حالی که خدا و پیامبرش برای اصلاح آن تلاش میکند، مقابله با خدا و رسول شمرده میشود و مجازاتهای دنیوی و اخروی مناسب آن را اقتضا میکند.(مائده آیه ۳۳ و نیز المیزان، علامه طباطبایی، ج ۵، ص۳۲۶) از این روست که خداوند در آیه ۲۷ سوره بقره فساد در زمین از سوی انسان را خسران و زیان برای ایشان معرفی میکند؛ زیرا انسان با این رفتار خویش از سرمایهها و ظرفیتهای وجودی خود هزینه میکند و چیزی به دست نمیآورد وبهره و سودی نمیکند. نتیجه چنین خسرانی جز لعنت و نفرین ابدی خداوند در حق مفسدان نیست که در آیات ۲۲ و ۲۳ سوره محمد به آن توجه میدهد. | |||
محرومیت از خلافت خداوندی (بقره آیه ۳۰)، محرومیت از محبت خداوندی و الطاف وی (بقره آیه ۲۰۵ و مائده آیه ۶۴ و قصص آیه ۷۷) و در نهایت محرومیت از سعادت اخروی و ابدی (قصص آیه ۸۳) از جمله آثار فساد انگیزی در زمین و اجتماع از سوی انسان است. | |||
تخریب محیط زیست و تباهی آن به گونه ای آسایش و آرامش را از انسان و دیگر موجودات بر دارد، از آثار رفتارهای فساد انگیز بشر است که در آیه ۴۱ سوره روم به آن اشاره شده است. | |||
از نظر خداوند، انسان فاسد موجودی گمراه (بقره آیات ۲۶ و ۲۷) کافر و اهل کفر ورزی (یونس آیه ۴۰) و ناسپاسی است که نعمتهای الهی را این گونه کفران میکند.(اعراف آیه ۷۴) | |||
اصولا کسانی که به فساد گرایش دارند و به آن دامن میزنند، انسانهایی هستند که انکار حق و حقیقت (اعراف آیه ۱۰۳) برای آنان اسان است و همین مسأله موجب میشود تا نتوانند حقایق را درک کرده و نسبت به آن واکنش مثبت و مناسبی از خود بروز دهند. از این روست که انسانهای فاقد بصیرت و بینایی میشوند و نمیتوانند موقعیت خود و دیگران و نیز رخدادها را تجزیه و تحلیل درست کرده و واکنش مناسبی از خود بروز دهند.(محمد آیات ۲۲ و ۲۳) | |||
آنان به سبب همین دوری از حق و حقیقت و مسیر اعتدال و عدالت، گرایش به ظلم و ستم یافته و قتل و گشتن دیگران برای آنان امری عادی و معمولی جلوه میکند(مائده آیه۳۲) | |||
فساد روحی و قلبی آنان وعدم ادارک حقایق نیز موجب میشود تا اهل فتنه شوند و در دام فساد و فتنه گری گرفتار آیند و جامعه را فتنه و آشوب کشانند.(آل عمران آیه ۷) از این روست که خداوند برای چنین افراد مفسدی هیچ گونه حرمت و احترامی قایل نیست و آنان را فاقد ارزش و احترام و شرافت میشمارد.(مائده آیه ۳۲) بر این اساس دولت اسلامی و جامعه مؤمنان میتوانند آنان را بیآنکه قصاصی در کار باشد مجازات کنند. در تفسیر کشاف زمخشری و تفسیر شریف لاهیجی آمده است که مفهوم جمله شرطیه در آیه آن است قتل و کشتن نفس هر گاه در مقابل کشتن کسی به عنوان قصاص باشد و یا در مقابل فساد انگیزی باشد، کیفر و مجازاتی ندارد؛ زیرا تنها زمانی که انسان بیدلیل و علتی کسی را بکشد قصاص میشود؛ اما اگر این کشتن به عنوان قصاص باشد و یا دلیلی چون فتنه و فسادانگیزی داشته باشد، قاتل قصاص نمیشود.(کشاف، ج ۱، ص۶۲۷ و نیز تفسیر شریف لاهیجی، ج ۱، ص۶۴۶) | |||
از نظر خداوند، پیروی از از راه و رسم و اندیشه مفسدان، مانع مهمی در اصلاح جامعه است. از این رو میبایست به گونه ای عمل کرد که مردم در اندیشه پیروی از مفسدان و اندیشه و راه و رسم ایشان نباشند تا جامعه گرفتار فساد شود.(اعراف آیه ۱۴۲) | |||
اصولا مفسدان در شرایطی از عدم تعادل شخصیتی قرار میگیرند که گاه اندیشه و راه و رسم خویش را عین اصلاح و اصلاحات دانسته و خود را مصلحان واقعی بر میشمارند. از این روست که خداوند نسبت به چنین افرادی که تغییر شخصیت داده هشدار میدهد و به مؤمنان میگوید که مواظب و مراقب چنین اشخاصی باشند که با ادعای اصلاحات دروغین، دین، روش، دنیا و آخرت مردم را به تباهی و فساد میکشانند.(بقره آیات ۱۱ و ۱۲) | |||
مصلحان دورغین و مفسدان واقعی، گاه در چنان حالتی از خودباختگی شخصیتی قرار دارند که فساد خویش را نمیبینند و به تعبیرقرآن احساس و ادراکی حسی نیز نسبت به آن ندارند، چه رسد که فساد خویش را ببینند و بپذیرند و در جهت اصلاح آن بر آیند. | |||
در حقیقت عدم شعور ایشان نوعی جهل مرکب و نادانی مطلق است که با هشدار و انذار بیدار نمیشوند و هوشیار نمیگردند. از این روست که خداوند به جای آنکه آنان را مخاطب قرار دهد، دیگران را مورد خطاب قرار داده و از ایشان میخواهد تا از ایشان دوری ورزند؛ زیرا اگر به این مفسدان مدعی اصلاحات گفته شود که چرا فساد میکنید و فتنه میانگیزد آن را از اساس انکار کرده و مدعی میشوند که تنها آنان مصلحان واقعی هستند و دیگران در حال افساد و فساد در زمین میباشند. | |||
اصولا کسانی که خواب مطلق هستند و نمیتوان آنان را بیدار کرد و یا کسانی که خود را به خواب زدهاند غیر قابل بیدار کردن میباشند. تنها کسانی که در جهل بسیط هستند و به عللی در خواب فساد و گمراهی رفتهاند را میتوان با هشدار و انذار بیدار کرد و در مسیر اصلاحات قرار داد. | |||
به هر حال، گروهی از مفسدان جامعه، در شرایط روان شناختی خاصی به سر میبرند که امکان اصلاح آنان وجود ندارد؛ زیرا در چنان وضعیت از بینش و نگرش قرار دارند که تنها خود را حق دانسته و اعمال و کارهایش خویش را صالح و درست میدانند و رفتار خویش را نیز مصلحانه ارزیابی میکنند. این دست از افراد به هیچ وجه غیر قابل هدایت و اصلاح میباشند.؛ زیرا نمیتوانند درک درستی از حقایق بلند داشته باشند.(شعراء آیات ۱۴۱ تا ۱۵۳) از این روست که گاه دستور حذف فیزیکی آنان به سبب فتنه گری و فسادگری داده میشود و به حکم مفسد فی الارض و جامعه اعدام و به قتل میرسند. این همان معنایی است که در ۲۲ سوره مائده به آن توجه داده شده است. | |||
سرمداران فتنه و فساد در هر جامعه ای روشی را در پیش میگیرند که نتیجه آن چیزی جز بدبختی و هلاکت مردمان جامعه نیست.(نمل آیات ۴۸ و ۵۱) آنان با توطئه گری راه را بر مصلحان میبندند.(نمل آیات ۴۵ تا ۴۹) و به سبب روحیه برترطلبی اجازه نمیدهند تا دیگران در کارهایی که توانا و معتدل و متعهد هستند وارد شوند و با گروه گروه و جناح بندی کردن مردم یک جامعه قدرت ایشان را تضعیف و عزت ایشان را سلب میکنند.(نمل آیات ۱۲ تا ۱۴ و نیز قصص آیه ۳) | |||
==روش مبارزه با مفسدان و فساد== | |||
از نظر قرآن، دفع فساد و مبارزه با آن یک وظیفه و مأموریت برای بشر است که در قالب مبارزه و پیکار حق علیه باطل تعریف میشود.(بقره آیات ۲۴۶ و ۲۵۱ و هود آیه ۱۱۶)؛ زیرا اصلاح جامعه و از میان بردن فساد و اهل فساد از اهداف پیامبران و مؤمنان میباشد.(اعراف آیات ۷۳ و ۷۴ و هود آیات ۸۴ و ۸۵ و شعراء آیات ۱۸۳ و ۱۴۱ تا ۱۵۲) | |||
خداوند در آیاتی چند به شیوه و روشهای مبارزه با مفسدان وفساد اشاره کرده است که در این جا گذرا به چندی از آنها اشاره میشود. | |||
تهدید به مجازاتهای اخروی(مائده آیه ۳۳ و رعد آیه ۲۵ و نحل آیه ۸۸) و کیفر و مجازاتهای دنیوی (بقره آیه ۲۷ و مائده آیه ۳۳) در کنار تشویق و برانگیختن عواطف مردمان برای انجام اعمال نیک(مائده آیه ۳۲ و صآیه ۲۸) و تحریک احساسات آنان (بقره آیه ۲۰۵ و قصص آیه ۷۷ و هود آیه ۱۱۶ و مائده آیه ۶۴) و ترک اطاعت از مفسدان حاکم (شعراء آیات ۱۵۱ و ۱۵۲) و نهی و بازداشت از فساد و مفسدان (بقره آیه ۲۰۵) از جمله راهکارهایی است که خداوند در این آیات به آنها اشاره میکرد. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||