بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
==[[خصلت]]، فسادگری [[انسان]]== | ==[[خصلت]]، فسادگری [[انسان]]== | ||
انسان همانگونه که میتواند موجودی [[فاسد]] باشد و [[نفس انسانی]] از حالت [[اعتدال]] و استوایی که [[خداوند]] وی را بر آن [[آفریده]] است ( | انسان همانگونه که میتواند موجودی [[فاسد]] باشد و [[نفس انسانی]] از حالت [[اعتدال]] و استوایی که [[خداوند]] وی را بر آن [[آفریده]] است <ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا}}«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت،» سوره شمس، آیه ۷. {{متن قرآن|الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ}}«همان که تو را آفرید، پس استوار کرد و بهنجار داشت» سوره انفطار، آیه ۷.</ref> خارج شود، همچنین میتواند انسان مفسدی باشد. خصلت فسادگری در انسان مسأله ای است که حتی از سوی [[فرشتگان]] در هنگام [[آفرینش]] [[حضرت آدم]]{{ع}} مطرح میشود و خداوند در برابر آن [[سکوت]] میکند که علامت [[تأیید]] است؛ زیرا هر گاه خداوند در [[قرآن]] نقل قولی از دیگران داشته باشد در صورت بطلان و نادرستی سخن، به نقد آن میپردازد و نادرستی آن و یا حتی وجه نادرستی و بطلان آن را بیان میکند. | ||
فرشتگان چنان که خداوند در آیه ۳۰ | فرشتگان چنان که خداوند در آیه {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰</ref> نقل میکند با چنان اطمینانی از فسادگری و [[خونریزی]] [[بشر]]، پیش از آفرینش [[سخن]] میگویند که خود بیانگر [[علم]] آنان به خصلت طبیعی [[بشر]] در این مسأله میباشد. فرشتگان بر اساس همین خصلت است که وی را [[شایسته]] [[خلافت]] بر [[کائنات]] نمیدانند و در برابرش حاضر به [[سجده]] [[تکوینی]] نمیشوند که به معنای پذیرش [[تسخیر]] بشر بر آنان و [[ربوبیت]] طولی وی میباشد. | ||
البته خداوند برای فرشتگان تبیین میکند که فسادگری بشر، به سبب زمینههای کمالی که در وی به [[جعل]] و [[تعلیم]] [[اسمای الهی]] انجام شده، جبران شده است. از این روست که فرشتگان پس از [[آگاهی]] به این موضوع، در برابر [[فرمان]] [[سجده]] مقاومتی نمیکنند و آن را میپذیرند و انجام میدهند تا این گونه خلافت را به شکل کامل پذیرا باشند. البته مقاومتهای نخستین فرشتگان که به شکل [[مجادله]] و گفت و گو با خداوند بروز و ظهور کرد، به سبب [[ناآگاهی]] آنان به ارزشهایی والای [[انسانی]] بود که به سبب جلوه گری شدید مسأله خصلت فسادگری انسان موجب شده بود تا خلافت و [[سلطه]] انسان را نپذیرند. | البته خداوند برای فرشتگان تبیین میکند که فسادگری بشر، به سبب زمینههای کمالی که در وی به [[جعل]] و [[تعلیم]] [[اسمای الهی]] انجام شده، جبران شده است. از این روست که فرشتگان پس از [[آگاهی]] به این موضوع، در برابر [[فرمان]] [[سجده]] مقاومتی نمیکنند و آن را میپذیرند و انجام میدهند تا این گونه خلافت را به شکل کامل پذیرا باشند. البته مقاومتهای نخستین فرشتگان که به شکل [[مجادله]] و گفت و گو با خداوند بروز و ظهور کرد، به سبب [[ناآگاهی]] آنان به ارزشهایی والای [[انسانی]] بود که به سبب جلوه گری شدید مسأله خصلت فسادگری انسان موجب شده بود تا خلافت و [[سلطه]] انسان را نپذیرند. | ||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
خداوند در [[آیات]] دیگر قرآن از جمله [[سوره شمس]] تبیین میکند که [[گرایش]] به سوی [[فجور]] و [[تعدی]] و [[تجاوز]] موجب میشود تا [[انسانها]] نتوانند در مسیر [[صلاح]] و [[اعتدال]] گام بردارند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> | خداوند در [[آیات]] دیگر قرآن از جمله [[سوره شمس]] تبیین میکند که [[گرایش]] به سوی [[فجور]] و [[تعدی]] و [[تجاوز]] موجب میشود تا [[انسانها]] نتوانند در مسیر [[صلاح]] و [[اعتدال]] گام بردارند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> | ||
==زمینههای فساد در انسان== | ==زمینههای [[فساد]] در [[انسان]]== | ||
[[قرآن]] زمینه فساد انسان را غیر از جنبه [[روان شناختی]] پیش گفته یعنی [[خصلت]] ذاتی [[گرایش]] به فساد و [[تباهی]]، امور دیگری معرفی میکند که در این جا به عنوان زمینهها و بسترهای ایجادی آن بدان پرداخته میشود. | |||
[[خداوند]] در [[آیات]] ۷۹ تا ۸۳ [[سوره یونس]] از [[روحیه]] [[اسرافگری]] [[انسان]] [[سخن]] میگوید. [[اسراف]] به معنای [[تجاوز]] و [[تعدی]] از حدود [[اعتدال]] در هر زمینه و حوزه ای است. از این روست که بیش از آنکه از اسراف در حوزه [[اقتصادی]] سخن به میان آید از اسراف در حوزههای [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] و [[اخلاقی]] سخن به میان آمده است. اسراف[[تفکر]] و رفتاری است که [[آدمی]] را از حالت [[تعادل]] و اعتدال بیرون میبرد. چنین خصلت و خصصیه ای در انسان موجب میشود تا به [[سادگی]] کارهای [[صالح]] و درست را به فساد و تباهی بکشاند و در آن [[افساد]] نماید. | |||
از آن جایی که [[توحید]] محور [[عدل]] و [[عدالت]] است،هر گونه خروج از اعتفاد و [[تفکر]] [[توحیدی]] میتواند زمینه ای به سوی فساد و تباهی را در آدمی ایجاد و یا تقویت کند. از این روست که خداوند [[اعراض]] از توحید و گرایش به [[الوهیت]] دیگران را عاملی مهم در گرایش آدمی به سوی فساد یاد میکند و در آیات ۶۲ و ۶۳ [[سوره آل عمران]] آدمی را از دور شدن از تفکر توحیدی [[پرهیز]] میدهد. | |||
از | [[دین اسلام]] و [[آموزههای وحیانی]] نیز مجموعه ای از آموزههایی است که بر اساس [[فطرت]] اعتدال و سالم [[انسانی]] آمده و آن را تقویت و تثبیت میکند، بنابراین هر گونه [[مخالفت]] با دین اسلام و آموزههای وحیانی سازوار با فطرت را به معنای عامل و زمینهساز گرایش به فساد در انسان [[شناسایی]] و معرفی میکند و در [[آیه]] ۲۲ [[سوره محمد]] از [[تولی]] و اعراض نسبت به [[دین]] برحذر میدارد. در همین رابطه میتوان اعراض از [[آموزههای قرآنی]] را نیز زمینهساز و بستری برای فسادگری [[انسان]] بر شمرد.<ref>نگاه کنید: الکشاف، زمخشری، ج ۴، ص۳۲۵ و نیز مجمع البیان، طبرسی، ج ۹ و ۱۰، ص۱۳۴</ref> | ||
در همین رابطه است که [[خداوند]] [[شرک]] را به عنوان یکی از علل و عوامل زمینهساز [[فساد]] و خروج از حد [[اعتدال]] و [[تعادل]] در [[آیات]] ۴۰ و ۴۱ بر میشمارد. | |||
در | از دیگر علل و عواملی که بستر ساز فسادگری انسان میشود میتوان به [[رفاه زدگی]] و اترافگرایی<ref>اعراف آیه ۷۴ و نیز اسراء آیات ۴ و ۶ و ۷</ref>، [[تکاثر]] و زر اندوزی و [[غرور]] و [[تفاخر]] [[مالی]] <ref>صص آیه ۷۶ و ۷۷</ref> و همچنین [[قدرت]] فراوان و امکانات بیحد و اندازه مالی و [[ثروت]] <ref>فجر آیات ۱۰ و ۱۲</ref> اشاره کرد. البته استفاده نادرست از قدرت و [[حکومت]] در برخی از انسان هاست که نه تنها زمینه فساد ایشان بلکه زمینهساز فسادگری عمومی در [[جامعه]] را فراهم میآورد و [[مردمان]] را به سوی نا به هنجاریها و [[تباهیها]] و [[زشتیها]] سوق میدهد.<ref>بقره آیه ۲۰۵ و کشاف، زمخشری، ج ۱ ص۲۵۱ و نیز ج ۴، ص۳۲۵</ref> خداوند در [[آیه]] ۲۲ [[سوره محمد]] قدرت وامکانات انسانهای [[ناصالح]] را ابزاری در دست ایشان برای فسادگری در [[زمین]] معرفی میکند و نسبت به آنان هشدار میدهد تا قدرت و امکانات از دست ایشان خارج شود و [[اجازه]] داده نشود تا ایشان با ابزار قدرت و امکانات در زمین و [[جامعه فساد]] کنند و یا آن را گسترش دهند. | ||
البته برخی از رفتارهای [[آدمی]] در این مسأله میتواند بسیار موثر و کارساز باشد و آدمی را به سوی [[گرایش]] به فساد [[تشویق]] و [[ترغیب]] کند. از جمله این [[رفتارها]] میتوان به ترک از منکر اشاره کرد که موجب میشود تا شخص و جامعه از [[نظارت]] درونی و بیرونی بیبهره شود و اندک اندک در برابر فساد و [[تباهی]] دیگران [[سکوت]] کرده و حتی گرایش یابد و در نهایت امر [[زشت]] برای وی امر عادی جلوه کند.<ref>هود آیه ۱۱۶</ref> | |||
[[ترک جهاد]] در [[آیات]] ۲۰ و ۲۲ [[سوره محمد]] به عنوان زمینهساز محو [[ارزشهای انسانی]] و به [[فساد]] و [[تباهی]] کشیده شدن [[جامعه]] معرفی شده است. چنان که در آیات ۷۲ و ۷۳ [[سوره انفال]] ترک [[امداد]] و کمک و [[یاری]] رسانی به دیگران به ویژه [[مسلمانان]] نیز عاملی دیگری برای فراهم آوری زمینه فساد در شخص و جامعه معرفی میشود. | |||
از نظر [[قرآن]] [[ظلم]] [[بشر]] [[سب]] اخلال در جامعه <ref>توبه آیه ۴۷</ref> و [[فسق]] و [[فجور]] باعث گسترش [[فساد در زمین]] و [[جامعه انسانی]] <ref>بقره آیات ۲۶ و۲۷ و نمل آیات ۱۲ و ۱۴ و عنکبوت آیات ۳۰ و ۳۴</ref> میشود و [[طغیان]] و [[سرکشی]] از [[آموزههای قرآنی]] و [[اخلاقی]] و [[عقلانی]] نیز فساد را در [[زمین]] گسترش میدهد و یا ایجاد میکند.<ref>فجر آیات ۱۱ و۱۲</ref> | |||
این در حالی است که [[مأموریت]] [[بشر]] [[اصلاح خود]] و دیگران در نقش [[خلافت الهی]] است. [[انسانها]] مأموریت دارند تا در زمین قرار گرفته و ضمن کمال یابی و کمال رسانی خود و دیگران، هر گونه فسادی را از زمین [[پاک]] کرده و [[اصلاحات]] اساسی در زمین انجام دهند و آن را آباد کرده و زمینه [[رشد]] و تعالی جمعی بشر و دیگر موجودات را فراهم آورند.<ref>هود آیه ۱۱۶</ref><ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> | |||
==آثار فساد== | |||
بیگمان هر گونه [[رفتار]] فساد انگیزی، نوعی [[ستیزه جویی]] و [[اعلان]] [[جنگ]] با [[خدا]] و [[رسول خدا]]{{صل}} است. بنابراین میتوان گفت که تلاش برای فساد و تباهی جامعه در حالی که خدا و پیامبرش برای [[اصلاح]] آن تلاش میکند، مقابله با خدا و [[رسول]] شمرده میشود و مجازاتهای [[دنیوی]] و [[اخروی]] مناسب آن را اقتضا میکند.<ref>مائده آیه ۳۳ و نیز المیزان، علامه طباطبایی، ج ۵، ص۳۲۶</ref> از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۷ [[سوره بقره]] فساد در زمین از سوی [[انسان]] را [[خسران]] و [[زیان]] برای ایشان معرفی میکند؛ زیرا انسان با این رفتار خویش از سرمایهها و ظرفیتهای وجودی خود [[هزینه]] میکند و چیزی به دست نمیآورد وبهره و سودی نمیکند. نتیجه چنین خسرانی جز [[لعنت]] و [[نفرین]] [[ابدی]] [[خداوند]] در [[حق]] [[مفسدان]] نیست که در [[آیات]] ۲۲ و ۲۳ [[سوره محمد]] به آن توجه میدهد. | |||
[[محرومیت]] از [[خلافت]] خداوندی <ref>بقره آیه ۳۰</ref>، محرومیت از [[محبت]] خداوندی و [[الطاف]] وی <ref>بقره آیه ۲۰۵ و مائده آیه ۶۴ و قصص آیه ۷۷</ref> و در نهایت محرومیت از [[سعادت اخروی]] و ابدی <ref>قصص آیه ۸۳</ref> از جمله آثار [[فساد]] انگیزی در [[زمین]] و [[اجتماع]] از سوی [[انسان]] است. | |||
تخریب [[محیط زیست]] و [[تباهی]] آن به گونه ای [[آسایش]] و [[آرامش]] را از انسان و دیگر موجودات بر دارد، از آثار رفتارهای فساد انگیز [[بشر]] است که در [[آیه]] ۴۱ [[سوره روم]] به آن اشاره شده است. | |||
از نظر خداوند، [[انسان]] [[فاسد]] موجودی [[گمراه]] <ref>بقره آیات ۲۶ و ۲۷</ref> [[کافر]] و [[اهل کفر]] ورزی <ref>یونس آیه ۴۰</ref> و [[ناسپاسی]] است که [[نعمتهای الهی]] را این گونه [[کفران]] میکند.<ref>اعراف آیه ۷۴</ref> | |||
اصولا کسانی که به فساد [[گرایش]] دارند و به آن دامن میزنند، انسانهایی هستند که [[انکار حق]] و [[حقیقت]] <ref>اعراف آیه ۱۰۳</ref> برای آنان اسان است و همین مسأله موجب میشود تا نتوانند [[حقایق]] را [[درک]] کرده و نسبت به آن واکنش مثبت و مناسبی از خود بروز دهند. از این روست که انسانهای فاقد [[بصیرت]] و [[بینایی]] میشوند و نمیتوانند موقعیت خود و دیگران و نیز رخدادها را تجزیه و تحلیل درست کرده و واکنش مناسبی از خود بروز دهند.<ref>محمد آیات ۲۲ و ۲۳</ref> | |||
آنان به سبب همین دوری از حق و حقیقت و مسیر [[اعتدال]] و [[عدالت]]، [[گرایش به ظلم]] و [[ستم]] یافته و [[قتل]] و گشتن دیگران برای آنان امری عادی و معمولی جلوه میکند<ref>مائده آیه۳۲</ref> | |||
آنان | فساد [[روحی]] و [[قلبی]] آنان وعدم ادارک حقایق نیز موجب میشود تا [[اهل]] [[فتنه]] شوند و در دام فساد و فتنه گری گرفتار آیند و [[جامعه]] را فتنه و [[آشوب]] کشانند.<ref>آل عمران آیه ۷</ref> از این روست که [[خداوند]] برای چنین افراد مفسدی هیچ گونه [[حرمت]] و احترامی قایل نیست و آنان را فاقد [[ارزش]] و [[احترام]] و [[شرافت]] میشمارد.<ref>مائده آیه ۳۲</ref> بر این اساس [[دولت اسلامی]] و [[جامعه]] [[مؤمنان]] میتوانند آنان را بیآنکه قصاصی در کار باشد [[مجازات]] کنند. در [[تفسیر]] [[کشاف زمخشری]] و تفسیر [[شریف]] [[لاهیجی]] آمده است که مفهوم جمله شرطیه در [[آیه]] آن است [[قتل]] و کشتن نفس هر گاه در مقابل کشتن کسی به عنوان [[قصاص]] باشد و یا در مقابل [[فساد]] انگیزی باشد، [[کیفر]] و مجازاتی ندارد؛ زیرا تنها زمانی که [[انسان]] بیدلیل و علتی کسی را بکشد قصاص میشود؛ اما اگر این کشتن به عنوان قصاص باشد و یا دلیلی چون [[فتنه]] و [[فسادانگیزی]] داشته باشد، [[قاتل]] قصاص نمیشود.<ref>کشاف، ج ۱، ص۶۲۷ و نیز تفسیر شریف لاهیجی، ج ۱، ص۶۴۶</ref> | ||
از نظر خداوند، [[پیروی]] از از [[راه و رسم]] و [[اندیشه]] [[مفسدان]]، مانع مهمی در [[اصلاح جامعه]] است. از این رو میبایست به گونه ای عمل کرد که [[مردم]] در اندیشه پیروی از مفسدان و اندیشه و راه و رسم ایشان نباشند تا جامعه گرفتار فساد شود.<ref>اعراف آیه ۱۴۲</ref> | |||
از | اصولا مفسدان در شرایطی از [[عدم تعادل]] شخصیتی قرار میگیرند که گاه اندیشه و راه و رسم خویش را عین [[اصلاح]] و [[اصلاحات]] دانسته و خود را [[مصلحان]] [[واقعی]] بر میشمارند. از این روست که خداوند نسبت به چنین افرادی که [[تغییر]] [[شخصیت]] داده هشدار میدهد و به مؤمنان میگوید که مواظب و مراقب چنین اشخاصی باشند که با ادعای اصلاحات [[دروغین]]، [[دین]]، روش، [[دنیا]] و [[آخرت]] مردم را به [[تباهی]] و فساد میکشانند.<ref>بقره آیات ۱۱ و ۱۲</ref> | ||
مصلحان دورغین و مفسدان واقعی، گاه در چنان حالتی از [[خودباختگی]] شخصیتی قرار دارند که فساد خویش را نمیبینند و به تعبیرقرآن [[احساس]] و ادراکی [[حسی]] نیز نسبت به آن ندارند، چه رسد که فساد خویش را ببینند و بپذیرند و در جهت [[اصلاح]] آن بر آیند. | |||
در [[حقیقت]] عدم [[شعور]] ایشان نوعی [[جهل مرکب]] و [[نادانی]] مطلق است که با هشدار و [[انذار]] بیدار نمیشوند و هوشیار نمیگردند. از این روست که [[خداوند]] به جای آنکه آنان را مخاطب قرار دهد، دیگران را مورد خطاب قرار داده و از ایشان میخواهد تا از ایشان دوری ورزند؛ زیرا اگر به این [[مفسدان]] مدعی [[اصلاحات]] گفته شود که چرا [[فساد]] میکنید و [[فتنه]] میانگیزد آن را از اساس [[انکار]] کرده و مدعی میشوند که تنها آنان [[مصلحان]] [[واقعی]] هستند و دیگران در حال [[افساد]] و [[فساد در زمین]] میباشند. | |||
اصولا کسانی که [[خواب]] مطلق هستند و نمیتوان آنان را بیدار کرد و یا کسانی که خود را به خواب زدهاند غیر قابل بیدار کردن میباشند. تنها کسانی که در [[جهل بسیط]] هستند و به عللی در خواب فساد و [[گمراهی]] رفتهاند را میتوان با هشدار و انذار بیدار کرد و در مسیر اصلاحات قرار داد. | |||
به هر حال، گروهی از مفسدان [[جامعه]]، در شرایط [[روان شناختی]] خاصی به سر میبرند که امکان اصلاح آنان وجود ندارد؛ زیرا در چنان وضعیت از [[بینش]] و نگرش قرار دارند که تنها خود را [[حق]] دانسته و [[اعمال]] و کارهایش خویش را [[صالح]] و درست میدانند و [[رفتار]] خویش را نیز مصلحانه ارزیابی میکنند. این دست از افراد به هیچ وجه غیر قابل [[هدایت]] و اصلاح میباشند.؛ زیرا نمیتوانند [[درک]] [[درستی]] از [[حقایق]] بلند داشته باشند.<ref>شعراء آیات ۱۴۱ تا ۱۵۳</ref> از این روست که گاه دستور حذف فیزیکی آنان به سبب فتنه گری و فسادگری داده میشود و به [[حکم]] [[مفسد فی الارض]] و جامعه [[اعدام]] و به [[قتل]] میرسند. این همان معنایی است که در ۲۲ [[سوره مائده]] به آن توجه داده شده است. | |||
سرمداران فتنه و فساد در هر جامعه ای روشی را در پیش میگیرند که نتیجه آن چیزی جز [[بدبختی]] و [[هلاکت]] [[مردمان]] جامعه نیست.<ref>نمل آیات ۴۸ و ۵۱</ref> آنان با [[توطئه]] گری راه را بر [[مصلحان]] میبندند.<ref>نمل آیات ۴۵ تا ۴۹</ref> و به سبب [[روحیه]] برترطلبی [[اجازه]] نمیدهند تا دیگران در کارهایی که توانا و [[معتدل]] و [[متعهد]] هستند وارد شوند و با گروه گروه و جناح بندی کردن [[مردم]] یک [[جامعه]] [[قدرت]] ایشان را [[تضعیف]] و [[عزت]] ایشان را سلب میکنند.<ref>نمل آیات ۱۲ تا ۱۴ و نیز قصص آیه ۳</ref><ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> | |||
==روش [[مبارزه]] با [[مفسدان]] و [[فساد]]== | |||
از نظر [[قرآن]]، [[دفع فساد]] و مبارزه با آن یک [[وظیفه]] و [[مأموریت]] برای [[بشر]] است که در قالب مبارزه و [[پیکار]] [[حق]] علیه [[باطل]] تعریف میشود.<ref>بقره آیات ۲۴۶ و ۲۵۱ و هود آیه ۱۱۶</ref>؛ زیرا [[اصلاح جامعه]] و از میان بردن فساد و [[اهل فساد]] از [[اهداف پیامبران]] و [[مؤمنان]] میباشد.<ref>اعراف آیات ۷۳ و ۷۴ و هود آیات ۸۴ و ۸۵ و شعراء آیات ۱۸۳ و ۱۴۱ تا ۱۵۲</ref> | |||
[[خداوند]] در آیاتی چند به شیوه و روشهای مبارزه با مفسدان وفساد اشاره کرده است که در این جا گذرا به چندی از آنها اشاره میشود. | |||
[[تهدید]] به [[مجازاتهای اخروی]]<ref>مائده آیه ۳۳ و رعد آیه ۲۵ و نحل آیه ۸۸</ref> و [[کیفر]] و مجازاتهای [[دنیوی]] <ref>بقره آیه ۲۷ و مائده آیه ۳۳</ref> در کنار [[تشویق]] و [[برانگیختن عواطف]] [[مردمان]] برای انجام [[اعمال نیک]]<ref>مائده آیه ۳۲ و صآیه ۲۸</ref> و تحریک [[احساسات]] آنان <ref>بقره آیه ۲۰۵ و قصص آیه ۷۷ و هود آیه ۱۱۶ و مائده آیه ۶۴</ref> و [[ترک اطاعت]] از مفسدان [[حاکم]] <ref>شعراء آیات ۱۵۱ و ۱۵۲</ref> و [[نهی]] و بازداشت از فساد و مفسدان <ref>بقره آیه ۲۰۵</ref> از جمله راهکارهایی است که خداوند در این [[آیات]] به آنها اشاره میکرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||