برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۱۳۵: |
خط ۱۳۵: |
|
| |
|
| خداوند در [[آیات]] دیگر قرآن از جمله [[سوره شمس]] تبیین میکند که [[گرایش]] به سوی [[فجور]] و [[تعدی]] و [[تجاوز]] موجب میشود تا [[انسانها]] نتوانند در مسیر [[صلاح]] و [[اعتدال]] گام بردارند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> | | خداوند در [[آیات]] دیگر قرآن از جمله [[سوره شمس]] تبیین میکند که [[گرایش]] به سوی [[فجور]] و [[تعدی]] و [[تجاوز]] موجب میشود تا [[انسانها]] نتوانند در مسیر [[صلاح]] و [[اعتدال]] گام بردارند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref> |
|
| |
| ==آثار فساد==
| |
| بیگمان هر گونه [[رفتار]] فساد انگیزی، نوعی [[ستیزه جویی]] و [[اعلان]] [[جنگ]] با [[خدا]] و [[رسول خدا]]{{صل}} است. بنابراین میتوان گفت که تلاش برای فساد و تباهی جامعه در حالی که خدا و پیامبرش برای [[اصلاح]] آن تلاش میکند، مقابله با خدا و [[رسول]] شمرده میشود و مجازاتهای [[دنیوی]] و [[اخروی]] مناسب آن را اقتضا میکند.<ref>مائده آیه ۳۳ و نیز المیزان، علامه طباطبایی، ج ۵، ص۳۲۶</ref> از این روست که [[خداوند]] در [[آیه]] ۲۷ [[سوره بقره]] فساد در زمین از سوی [[انسان]] را [[خسران]] و [[زیان]] برای ایشان معرفی میکند؛ زیرا انسان با این رفتار خویش از سرمایهها و ظرفیتهای وجودی خود [[هزینه]] میکند و چیزی به دست نمیآورد وبهره و سودی نمیکند. نتیجه چنین خسرانی جز [[لعنت]] و [[نفرین]] [[ابدی]] [[خداوند]] در [[حق]] [[مفسدان]] نیست که در [[آیات]] ۲۲ و ۲۳ [[سوره محمد]] به آن توجه میدهد.
| |
|
| |
| [[محرومیت]] از [[خلافت]] خداوندی <ref>بقره آیه ۳۰</ref>، محرومیت از [[محبت]] خداوندی و [[الطاف]] وی <ref>بقره آیه ۲۰۵ و مائده آیه ۶۴ و قصص آیه ۷۷</ref> و در نهایت محرومیت از [[سعادت اخروی]] و ابدی <ref>قصص آیه ۸۳</ref> از جمله آثار [[فساد]] انگیزی در [[زمین]] و [[اجتماع]] از سوی [[انسان]] است.
| |
|
| |
| تخریب [[محیط زیست]] و [[تباهی]] آن به گونه ای [[آسایش]] و [[آرامش]] را از انسان و دیگر موجودات بر دارد، از آثار رفتارهای فساد انگیز [[بشر]] است که در [[آیه]] ۴۱ [[سوره روم]] به آن اشاره شده است.
| |
|
| |
| از نظر خداوند، [[انسان]] [[فاسد]] موجودی [[گمراه]] <ref>بقره آیات ۲۶ و ۲۷</ref> [[کافر]] و [[اهل کفر]] ورزی <ref>یونس آیه ۴۰</ref> و [[ناسپاسی]] است که [[نعمتهای الهی]] را این گونه [[کفران]] میکند.<ref>اعراف آیه ۷۴</ref>
| |
|
| |
| اصولا کسانی که به فساد [[گرایش]] دارند و به آن دامن میزنند، انسانهایی هستند که [[انکار حق]] و [[حقیقت]] <ref>اعراف آیه ۱۰۳</ref> برای آنان اسان است و همین مسأله موجب میشود تا نتوانند [[حقایق]] را [[درک]] کرده و نسبت به آن واکنش مثبت و مناسبی از خود بروز دهند. از این روست که انسانهای فاقد [[بصیرت]] و [[بینایی]] میشوند و نمیتوانند موقعیت خود و دیگران و نیز رخدادها را تجزیه و تحلیل درست کرده و واکنش مناسبی از خود بروز دهند.<ref>محمد آیات ۲۲ و ۲۳</ref>
| |
|
| |
| آنان به سبب همین دوری از حق و حقیقت و مسیر [[اعتدال]] و [[عدالت]]، [[گرایش به ظلم]] و [[ستم]] یافته و [[قتل]] و گشتن دیگران برای آنان امری عادی و معمولی جلوه میکند<ref>مائده آیه۳۲</ref>
| |
|
| |
| فساد [[روحی]] و [[قلبی]] آنان وعدم ادارک حقایق نیز موجب میشود تا [[اهل]] [[فتنه]] شوند و در دام فساد و فتنه گری گرفتار آیند و [[جامعه]] را فتنه و [[آشوب]] کشانند.<ref>آل عمران آیه ۷</ref> از این روست که [[خداوند]] برای چنین افراد مفسدی هیچ گونه [[حرمت]] و احترامی قایل نیست و آنان را فاقد [[ارزش]] و [[احترام]] و [[شرافت]] میشمارد.<ref>مائده آیه ۳۲</ref> بر این اساس [[دولت اسلامی]] و [[جامعه]] [[مؤمنان]] میتوانند آنان را بیآنکه قصاصی در کار باشد [[مجازات]] کنند. در [[تفسیر]] [[کشاف زمخشری]] و تفسیر [[شریف]] [[لاهیجی]] آمده است که مفهوم جمله شرطیه در [[آیه]] آن است [[قتل]] و کشتن نفس هر گاه در مقابل کشتن کسی به عنوان [[قصاص]] باشد و یا در مقابل [[فساد]] انگیزی باشد، [[کیفر]] و مجازاتی ندارد؛ زیرا تنها زمانی که [[انسان]] بیدلیل و علتی کسی را بکشد قصاص میشود؛ اما اگر این کشتن به عنوان قصاص باشد و یا دلیلی چون [[فتنه]] و [[فسادانگیزی]] داشته باشد، [[قاتل]] قصاص نمیشود.<ref>کشاف، ج ۱، ص۶۲۷ و نیز تفسیر شریف لاهیجی، ج ۱، ص۶۴۶</ref>
| |
|
| |
| از نظر خداوند، [[پیروی]] از از [[راه و رسم]] و [[اندیشه]] [[مفسدان]]، مانع مهمی در [[اصلاح جامعه]] است. از این رو میبایست به گونه ای عمل کرد که [[مردم]] در اندیشه پیروی از مفسدان و اندیشه و راه و رسم ایشان نباشند تا جامعه گرفتار فساد شود.<ref>اعراف آیه ۱۴۲</ref>
| |
|
| |
| اصولا مفسدان در شرایطی از [[عدم تعادل]] شخصیتی قرار میگیرند که گاه اندیشه و راه و رسم خویش را عین [[اصلاح]] و [[اصلاحات]] دانسته و خود را [[مصلحان]] [[واقعی]] بر میشمارند. از این روست که خداوند نسبت به چنین افرادی که [[تغییر]] [[شخصیت]] داده هشدار میدهد و به مؤمنان میگوید که مواظب و مراقب چنین اشخاصی باشند که با ادعای اصلاحات [[دروغین]]، [[دین]]، روش، [[دنیا]] و [[آخرت]] مردم را به [[تباهی]] و فساد میکشانند.<ref>بقره آیات ۱۱ و ۱۲</ref>
| |
|
| |
| مصلحان دورغین و مفسدان واقعی، گاه در چنان حالتی از [[خودباختگی]] شخصیتی قرار دارند که فساد خویش را نمیبینند و به تعبیرقرآن [[احساس]] و ادراکی [[حسی]] نیز نسبت به آن ندارند، چه رسد که فساد خویش را ببینند و بپذیرند و در جهت [[اصلاح]] آن بر آیند.
| |
|
| |
| در [[حقیقت]] عدم [[شعور]] ایشان نوعی [[جهل مرکب]] و [[نادانی]] مطلق است که با هشدار و [[انذار]] بیدار نمیشوند و هوشیار نمیگردند. از این روست که [[خداوند]] به جای آنکه آنان را مخاطب قرار دهد، دیگران را مورد خطاب قرار داده و از ایشان میخواهد تا از ایشان دوری ورزند؛ زیرا اگر به این [[مفسدان]] مدعی [[اصلاحات]] گفته شود که چرا [[فساد]] میکنید و [[فتنه]] میانگیزد آن را از اساس [[انکار]] کرده و مدعی میشوند که تنها آنان [[مصلحان]] [[واقعی]] هستند و دیگران در حال [[افساد]] و [[فساد در زمین]] میباشند.
| |
|
| |
| اصولا کسانی که [[خواب]] مطلق هستند و نمیتوان آنان را بیدار کرد و یا کسانی که خود را به خواب زدهاند غیر قابل بیدار کردن میباشند. تنها کسانی که در [[جهل بسیط]] هستند و به عللی در خواب فساد و [[گمراهی]] رفتهاند را میتوان با هشدار و انذار بیدار کرد و در مسیر اصلاحات قرار داد.
| |
|
| |
| به هر حال، گروهی از مفسدان [[جامعه]]، در شرایط [[روان شناختی]] خاصی به سر میبرند که امکان اصلاح آنان وجود ندارد؛ زیرا در چنان وضعیت از [[بینش]] و نگرش قرار دارند که تنها خود را [[حق]] دانسته و [[اعمال]] و کارهایش خویش را [[صالح]] و درست میدانند و [[رفتار]] خویش را نیز مصلحانه ارزیابی میکنند. این دست از افراد به هیچ وجه غیر قابل [[هدایت]] و اصلاح میباشند.؛ زیرا نمیتوانند [[درک]] [[درستی]] از [[حقایق]] بلند داشته باشند.<ref>شعراء آیات ۱۴۱ تا ۱۵۳</ref> از این روست که گاه دستور حذف فیزیکی آنان به سبب فتنه گری و فسادگری داده میشود و به [[حکم]] [[مفسد فی الارض]] و جامعه [[اعدام]] و به [[قتل]] میرسند. این همان معنایی است که در ۲۲ [[سوره مائده]] به آن توجه داده شده است.
| |
|
| |
| سرمداران فتنه و فساد در هر جامعه ای روشی را در پیش میگیرند که نتیجه آن چیزی جز [[بدبختی]] و [[هلاکت]] [[مردمان]] جامعه نیست.<ref>نمل آیات ۴۸ و ۵۱</ref> آنان با [[توطئه]] گری راه را بر [[مصلحان]] میبندند.<ref>نمل آیات ۴۵ تا ۴۹</ref> و به سبب [[روحیه]] برترطلبی [[اجازه]] نمیدهند تا دیگران در کارهایی که توانا و [[معتدل]] و [[متعهد]] هستند وارد شوند و با گروه گروه و جناح بندی کردن [[مردم]] یک [[جامعه]] [[قدرت]] ایشان را [[تضعیف]] و [[عزت]] ایشان را سلب میکنند.<ref>نمل آیات ۱۲ تا ۱۴ و نیز قصص آیه ۳</ref><ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن (مقاله)|روانشناسی مفسدان و زمینه و آثار آن]]</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |