بحث:فساد در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۶۴۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ اکتبر ۲۰۲۳
خط ۳: خط ۳:
=== فساد، خروج از مرزهای اعتدال ===
=== فساد، خروج از مرزهای اعتدال ===
=== خصلت، فسادگری انسان ===
=== خصلت، فسادگری انسان ===
== ویژگی‌های مفسدان ==
===از [[اتهام]] به [[فساد]] تا [[مبارزه]] با آن===
هر چند که [[طبیعت]] [[آدمی]] به سبب ویژگی‌های خاص آن، ظرفیت آن را دارا می‌‌باشد تا از [[عدالت]] و [[اعتدال]] و [[تعادل]] خارج شود، ولی فساد را به [[سادگی]] بر نمی‌تابد؛ چراکه [[انسان]] به طور [[فطری]] به گونه‌ای [[آفریده]] شده تا به کمال و امورکمالی [[گرایش]] و از هر امر ضد کمالی اجتناب کند. از آن جایی که [[نظام]] نیکوی [[آفرینش]] بر پایه عدالت است، به طور طبیعی و فطری انسان نیز بدان گرایش دارد.
 
همین مسأله [[گرایش فطری]] به عدالت موجب می‌‌شود تا هر [[انسانی]] به طور طبیعی نسبت به هر گونه فساد واکنش منفی نشان دهد؛ چراکه فساد به معنای خروج از نظام کمالی تلقی می‌‌شود. [[بیزاری]] و [[انزجار]] فطری آدمی نسبت به فساد همچنین موجب شده تا خود را از هر گونه اتهام فساد و فسادگری مبرا و [[پاک]] دارد. این گونه است که اتهام فساد و یا فسادگری از سوی همگان به شدت رد می‌‌شود و هر کسی نه تنها خود را انسانی [[عادل]] بلکه [[مصلح]] بر می‌‌شمارد که با هر گونه فساد و [[تباهی]] مبارزه کرده و می‌‌کوشد تا عدالت و اعتدال را جایگزین فساد نماید.
یکی از حربه‌های [[انسان‌ها]] در جنگ‌های روانی علیه یک دیگر آن است که دیگری را متهم به فساد و فسادگری نماید و خود را نه تنها انسانی عادل بلکه مصلح بر شمارد تا این گونه نشان دهد تا چه اندازه نسبت به فساد حساسیت دارد؛ چراکه اتهام فساد و فسادگری به معنای اتهام سخت و سهمگین، خروج از [[فطرت]] و [[سلامت جسم]] و روان و [[روح]] است.
 
[[خداوند]] در آیاتی از جمله [[آیه]] ۱۱ [[سوره بقره]] گزارش می‌‌کند که حتی [[منافقان]] که گاه آگاهانه و گاه [[ناآگاهانه]] دست به فساد می‌‌زنند، خود را نه تنها عادل بلکه مصلح می‌‌دانند که [[فسادها]] را [[اصلاح]] می‌‌کنند. این نشان می‌‌دهد که از نظر توده‌های [[مردم]] فساد امری [[ناپسند]] [[عقلانی]] و عقلایی است و [[عقل]] و [[عرف]] [[جوامع بشری]] نه تنها [[فساد]] را نمی‌پسندد بلکه با آن [[مبارزه]] نیز می‌‌کند. همین واکنش [[فطری]] توده‌های [[مردم]] نسبت به فساد است که [[منافقان]] و حتی [[مفسدان]] را بر آن داشته است تا به هر شکلی شده خود را از [[اتهام]] فساد و فسادگری [[پاک]] و مبرا کنند.
در برابر، همین شدت [[انزجار]] فطری مردم از فساد و فسادگری موجب می‌‌شود تا اتهام زنی خود به یکی از حربه‌های مهم در [[جنگ روانی]] تبدیل شود؛ چراکه شخص متهم به فساد یا فسادگری، از سوی توده‌های مردم مطرود می‌‌شود و هیچ جاذبه‌ای بر مردم نخواهد داشت. طرد [[اجتماعی]] نسبت به فسادگران و متهمان به آن، مهم‌ترین دلیل بر فطری بودن انزجار [[آدمی]] از فساد و فسادگری می‌‌کند؛ چنان که همین مسأله، خود عاملی است تا از سوی مخالفان در جنگ روانی و نرم به کار گرفته شود.
 
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۲۷ [[سوره اعراف]] گزارش می‌‌کند که اشراف و درباریان [[دولت]] [[استبدادی]] و استکباری [[فرعون]]، [[حضرت موسی]]{{ع}} و قومش را به فساد و فسادگری متهم می‌‌کردند، تا این گونه جلوی اقدامات [[عدالت]] خواهانه [[موسی]] و پیروانش را بگیرند. همین اتهامات که انزجار عمومی و طرد اجتماعی را سبب می‌‌شود، ابزاری کارآمد در دست فرعون و [[فرعونیان]] بود. شرایط اجتماعی با این اتهامات به گونه‌ای فراهم آمد تا فرعون به [[سادگی]] و آسانی دستور [[قتل]] حضرت موسی{{ع}} را فراهم آورد. وی از نظر فرعونیان [[مستکبر]] و [[مفسد]]، متهم می‌‌شود که [[نظم عمومی]] و [[عدالت اجتماعی]] را مختل کرده و فساد و [[تباهی]] را در [[جامعه]] به شکل پدیده‌ای اجتماعی در آورده است.<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ}} «و فرعون گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند، که می‌ترسم آیین شما را دگرگون سازد یا در این سرزمین تباهی پدید آورد» سوره غافر، آیه ۲۶.</ref>
این اتهامات و ظرفیت تاثیرگذاری آن نشان می‌‌دهد که توده‌های مردمی نسبت به [[فساد]] و فسادگری تا چه اندازه [[انزجار]] دارند، به گونه‌ای که خود [[مفسدان]] [[واقعی]] و [[مستکبران]] [[جامعه]] [[فرعونی]]، برای [[اعمال]] فشار علیه [[موسی]]{{ع}} و پیروانش، از حربه [[اتهام]] فساد بهره می‌‌گیرند.
 
در [[حقیقت]] مستکبران و مفسدان جامعه، با ادعای قرار گرفتن در جای [[مصلحان اجتماعی]] می‌‌کوشند تا [[مصلحان]] واقعی و [[عدالت خواهان]] را به عنوان متهمان فساد و فسادگری معرفی کنند و توده‌های [[مردم]] [[عدالت]] خواه و فسادگریز را با خود همراه سازند. [[خداوند]] در [[آیات]] ۲۶ و ۲۷ [[فاطر]] با اشاره به پلشتی [[فرعون]] و [[فرعونیان]] روشن می‌‌سازد که [[منکران]] [[قیامت]] و [[متکبران]] و مستکبران واقعی که عامل هر گونه فساد و فسادگری هستند، چگونه در [[مقام]] مدعیان عدالت و [[اصلاحات]] قرار می‌‌گیرند و با [[تبلیغات]] [[دروغین]] عدالت جویان و مصلحان واقعی را متهم به فساد و فسادگری می‌‌کنند.
فرعون و فرعونیان مدعی این هستند که اگر [[حضرت موسی]]{{ع}} و پیروانش را به حال خود واگذار کنیم، آنان به سبب [[خوی]] [[فاسد]] و فسادگری، همه جامعه را به فساد و [[تباهی]] می‌‌کشانند، بنابراین به عنوان یک [[رفتار]] و عمل پیشگیرانه لازم و ضروری است که حضرت موسی{{ع}} را به [[قتل]] برسانیم. <ref>غافر، آیه ۲۶</ref>
 
به سخن دیگر، فرعون از این موضوع [[آگاه]] بود که [[مردمان]] به طور [[فطری]] و طبیعی از فساد [[پرهیز]] دارند و به [[مبارزه]] با فسادگری می‌‌روند. ایجاد [[ترس]] از آینده‌ای تاریک که فساد به عنوان یک [[پدیده اجتماعی]] فراگیر تبدیل شود، سازوکاری است که فرعون برای [[سرکوب]] [[عدالت‌خواهی]] حضرت موسی{{ع}} به کار می‌‌برد تا این گونه مجوز [[اقدام]] به ظاهر پیشگیرانه قتل حضرت موسی{{ع}} را بگیرد و [[افکار عمومی]] را با خود همراه سازد.
در [[جهان]] امروز، [[آمریکا]] و دیگر قدرتهای استکباری و [[مفسد]] و [[متکبر]] نیز از همین شیوه در سرکوب عدالت خواهان و مصلحان واقعی بهره می‌‌گیرند. [[اتهام]] زنی به دیگران با ابزارهای [[قوی]] [[تبلیغاتی]] و افکارسازی و ایجاد [[همراهی]] و [[همدلی]] [[افکار عمومی]] با خود موجب می‌‌شود تا جنگ‌های پیشگیرانه‌ای را علیه ملت‌های [[آزاده]] و عدالتخواه سامان دهند.
 
به هر حال، همواره [[مفسدان]] [[واقعی]] و [[مستکبران]] در قالب [[اجرای عدالت]] و [[مبارزه با فساد]] و فسادگری پا به میدان می‌‌گذارند و با اتهام زنی به [[مصلحان]] واقعی و [[عدالت خواهان]]، آنان را [[سرکوب]] و به [[قتل]] می‌‌رسانند. این شیوه [[فرعونی]] و استکباری هم اکنون از طریق [[جنگ نرم]] و [[دیپلماسی]] عمومی در [[جهان]] در جریان است تا با عنوان منادیان [[صلح]]، [[آزادی]]، [[دمکراسی]]، [[عدالت‌خواهی]]، فسادگری خود را توجیه و عدالت خواهان و مصلحان واقعی را متهم و در نهایت از گردونه معادلات [[سیاسی]] بیرون کنند.
[[خداوند]] در [[آیات]] ۸۱ و ۸۲ [[سوره یونس]] در تحلیل طرفداران فسادگران و مفسدان، به [[مجرمان]] اشاره می‌‌کند که به سبب [[مخالفت]] با [[حق]] در جرگه مفسدان قرار می‌‌گیرند و هم نوا و همصدا با آنان علیه حق و [[عدالت]] عمل می‌‌کنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش فساد در فروپاشی جوامع بشری (مقاله)|نقش فساد در فروپاشی جوامع بشری]].</ref>.
 
=== ویژگی‌های مفسدان ===
 
== عوامل و بسترها ==
== عوامل و بسترها ==
=== زمینه‌های فساد ===
=== زمینه‌های فساد ===
۲۲۴٬۹۷۴

ویرایش