|
|
| خط ۴۱۹: |
خط ۴۱۹: |
| در حقیقت در هر زمانی [[دشمنان]] عدالت از اشرافیتی [[تغذیه]] میشود که تفکر [[تفاوت طبقاتی]] نه تنها در [[امور مادی]] بلکه در [[امور معنوی]] و [[فرهنگی]] در آنان ریشه داونیده است و بر این باورند که هر که داراتر است بر حقتر و راستگوتر و به حق و حقیقت نزدیکتر میباشد و هر که فقیرتر و بینواتر میباشد از اصول [[حق]] و [[حقانیت]] بیبهره میباشد. پس تودههای بینوای [[مردم]] و طبقات [[فرومایه]] و [[پست]] [[اجتماعی]] به معنای تودههای بیپول میبایست، پیرو اندیشههای روشنگرانه و خیرخواهانه و مصحلت گرایانهای این طبقات خاص و [[برتر]] [[اقتصادی]] [[جامعه]] باشند. | | در حقیقت در هر زمانی [[دشمنان]] عدالت از اشرافیتی [[تغذیه]] میشود که تفکر [[تفاوت طبقاتی]] نه تنها در [[امور مادی]] بلکه در [[امور معنوی]] و [[فرهنگی]] در آنان ریشه داونیده است و بر این باورند که هر که داراتر است بر حقتر و راستگوتر و به حق و حقیقت نزدیکتر میباشد و هر که فقیرتر و بینواتر میباشد از اصول [[حق]] و [[حقانیت]] بیبهره میباشد. پس تودههای بینوای [[مردم]] و طبقات [[فرومایه]] و [[پست]] [[اجتماعی]] به معنای تودههای بیپول میبایست، پیرو اندیشههای روشنگرانه و خیرخواهانه و مصحلت گرایانهای این طبقات خاص و [[برتر]] [[اقتصادی]] [[جامعه]] باشند. |
| این تفکری است که در نهایت موجبات [[فروپاشی]] و نیستی جامعه [[عاد]] را فراهم آورد و جامعه به سبب چنین [[تفکر]] ظالمانهای از درون فروپاشید و از میان رفت.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد در پوشش خیرخواهی (مقاله)|فساد در پوشش خیرخواهی]].</ref>. | | این تفکری است که در نهایت موجبات [[فروپاشی]] و نیستی جامعه [[عاد]] را فراهم آورد و جامعه به سبب چنین [[تفکر]] ظالمانهای از درون فروپاشید و از میان رفت.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد در پوشش خیرخواهی (مقاله)|فساد در پوشش خیرخواهی]].</ref>. |
|
| |
| ==فسادگری، [[خسران]] بزرگ [[آدمی]]==
| |
| فسادگری [[انسان]] در اشکال گوناگون صورت میگیرد. گاه انسان به خود [[ظلم]] میکند و در [[روح]] و [[جان]] و تن خویش [[فساد]] ایجاد مینماید و گاه دیگر، در [[جامعه]] این فساد از سوی انسان انجام میگیرد و گاه دیگر، در [[طبیعت]] و محیطزیست خویش فسادگری میکند.
| |
| [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۴۱ [[سوره روم]] میفرماید که رفتارهای عمومی [[مردم]] و برخی از عملکردهای آنان موجب فساد و [[تباهی]] در [[زمین]] میشود و [[محیط زیست]] را از میان میبرد و از حالت [[تعادل]] و [[اعتدال]] خارج میسازد. ریشه و خاستگاه چنین [[رفتاری]] را میتوان در [[فراموشی]] [[فلسفه وجودی]] هستی دانست. انسان با بهرهگیری از همه امکانات مادی و [[معنوی]]، به جای آنکه [[نعمتهای الهی]] را در مسیر خدایی شدن خود و دیگران صرف کند و در [[مقام]] [[ربوبیت]] قرار گیرد، در مقام [[کفران نعمت]] و [[ناسپاسی]] عملی مینشیند و آن را در فساد به کار میگیرد و خود و جامعه و [[جهان]] را به فساد و تباهی میکشاند و از حالت تعادل و اعتدال بیرون میبرد.<ref>اعراف، آیه ۷۴</ref>
| |
| رفتارهای اسرافی و تبذیری آدمی در [[خورد و خوراک]] و دیگر مسائل [[زندگی]]<ref>بقره، آیه ۶۰</ref>، کشتن بیگناهان<ref>مائده، آیه ۳۲</ref>، جلوگیری از فعالیتهای [[اصلاح]] طلبانه دیگران و [[پیروی]] از [[راه و رسم]] و اندیشههای [[مفسدان]]<ref>اعراف، آیه ۱۴۲</ref>، خسران [[واقعی]] را برای آدمی پدید میآورد<ref>بقره، آیه ۲۷</ref> و آدمی به جای آنکه خدایی و ربانی شود، از [[حقیقت]] خود دور شده و در فرآیندی از [[کوردلی]] و فقدان [[درک]] [[حقایق]]<ref>محمد، آیات ۲۲ و ۲۳</ref> به مرحله [[پستتر]] از هر [[حیوان]] و چارپا و خاک و سنگ تنزل مییابد و از اوج [[انسانیت]] به حضیض فراق در [[دوزخ]] [[دوری از خدا]] فرو میافتد.
| |
|
| |
| بیگمان [[محرومیت]] از [[خلافت]] [[انسانی]] که با خدایی شدن به شکل ربانیت تحقق مییابد<ref>بقره، آیه ۳۰</ref>، محرومیت از [[محبت خدا]] و [[عنایات]] او<ref>بقره، آیه ۲۰۵</ref> و در نهایت محرومیت از [[سعادت اخروی]]<ref>قصص، آیه ۸۳</ref> از جمله آثاری است که [[خداوند]] برای فسادگری [[بشر]] بیان کرده است.
| |
| از آنجا که [[خصلت]] فسادگری در وجود [[آدمی]] نهفته است<ref>بقره، آیه۳۰</ref>، بر [[انسان]] است تا همواره مراقب و مواظب خود باشد و با [[گرایش]] به برخی از اصول [[عقلانی]] و عقلایی و تقویت [[فطرت]] [[پاک]] و بهرهگیری از [[عقل سلیم]]، [[اجازه]] دهد تا گرایش به [[کمالات]] همچنان در وی باقی بماند تا جبران خصلت فسادگری وی شود از اینرو در [[قرآن]] بر تقویت [[گرایشهای فطری]] انسان به [[خدا]] و کمالات تأکید شده و تقوای عقلانی به عنوان مقدمهای برای [[پرهیز]] از فسادگری مورد توجه و اهتمام قرار گرفته است.
| |
| این بدان معناست که انسان نیازمند [[اصلاحات]] دائمی در درون و بیرون است؛ زیرا خصلت فسادگری انسان و زمینههای تحقق [[فساد]] و فسادگری در [[دنیا]] موجب میشود تا انسان از هر سو مورد [[هجوم]] علل و عوامل فسادگری باشد. اگر انسان اینگونه عمل کند [[امید]] است که از [[خسران]] بزرگ [[رهایی]] یابد. خداوند در [[سوره عصر]] تبیین میکند که همه [[انسانها]] به [[دلایل]] پیش گفته در [[زیان]] به سر میبرند؛ به این معنا که خسران به انسان بسیار نزدیک است؛ زیرا خصلت فسادگری در وی وجود دارد و همین خصلت و نیز بستر و فرصتهای فسادگری است که انسان را در ورطه خسران و [[سقوط]] قرار داده است مگر آنکه با [[ایمان]] و [[کارهای نیک]] و [[دعوت]] دیگران به آنها، خود و [[جامعه]] را از خسران و فساد نگه دارد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روشهای مبارزه با فساد و مفسدان (مقاله)|روشهای مبارزه با فساد و مفسدان]].</ref>.
| |
|
| |
|
| ==[[مبارزه با فساد]]== | | ==[[مبارزه با فساد]]== |