|
|
| خط ۴۴۳: |
خط ۴۴۳: |
| [[عالمان]] [[قدرتمند]] و [[دانشمندان]] [[توانمند]]، در صف مقدم در کنار پیامبران موظف هستند که به مبارزه با فساد در جامعه خود بپردازند. البته تاکید بر عالمان از آنروست که میتوانند به عنوان [[رهبران اجتماعی]] وارد شده و دستههای مؤمنان را [[رهبری]] و [[راهنمایی]] کنند. بنابراین [[مسئولیت]] ایشان نسبت به عموم مؤمنان بیشتر است. بنابراین، هر عالم و دانشمندی موظف است [[مدیریت]] و رهبری را به دست گیرد و [[پرچمدار]] مبارزه با فساد و اصلاحگری باشد.<ref>هود، آیه ۱۱۶</ref> | | [[عالمان]] [[قدرتمند]] و [[دانشمندان]] [[توانمند]]، در صف مقدم در کنار پیامبران موظف هستند که به مبارزه با فساد در جامعه خود بپردازند. البته تاکید بر عالمان از آنروست که میتوانند به عنوان [[رهبران اجتماعی]] وارد شده و دستههای مؤمنان را [[رهبری]] و [[راهنمایی]] کنند. بنابراین [[مسئولیت]] ایشان نسبت به عموم مؤمنان بیشتر است. بنابراین، هر عالم و دانشمندی موظف است [[مدیریت]] و رهبری را به دست گیرد و [[پرچمدار]] مبارزه با فساد و اصلاحگری باشد.<ref>هود، آیه ۱۱۶</ref> |
| در همین ردیف میتوان به [[قدرتمندان]] و [[دولتمردان]] اشاره کرد؛ زیرا [[قدرت]] و [[توانمندی]] آنان در [[سرکوب]] فساد میتواند شرایط را برای اصلاحات فراهمتر سازد. بنابراین، دو دسته عالمان و دولتمردان میبایست با بهرهگیری از [[علم]] و قدرت خویش، رهبری اصلاحات را در جامعه به عهده گیرند و در مسیری که [[عقل]] و [[شرع]] بیان میکند به مبارزه علیه فساد اقدام کنند.<ref>کهف، آیات ۹۴ تا ۹۶ و نیز اسراء، آیات ۴ و ۵</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روشهای مبارزه با فساد و مفسدان (مقاله)|روشهای مبارزه با فساد و مفسدان]].</ref>. | | در همین ردیف میتوان به [[قدرتمندان]] و [[دولتمردان]] اشاره کرد؛ زیرا [[قدرت]] و [[توانمندی]] آنان در [[سرکوب]] فساد میتواند شرایط را برای اصلاحات فراهمتر سازد. بنابراین، دو دسته عالمان و دولتمردان میبایست با بهرهگیری از [[علم]] و قدرت خویش، رهبری اصلاحات را در جامعه به عهده گیرند و در مسیری که [[عقل]] و [[شرع]] بیان میکند به مبارزه علیه فساد اقدام کنند.<ref>کهف، آیات ۹۴ تا ۹۶ و نیز اسراء، آیات ۴ و ۵</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روشهای مبارزه با فساد و مفسدان (مقاله)|روشهای مبارزه با فساد و مفسدان]].</ref>. |
|
| |
| ==روشهای مبارزه با مفسدان==
| |
| نخستین گام در مبارزه با فساد، [[شناسایی]] مصادیق [[صلاح]] و [[فساد]] است. از این رو به [[خردمندان]] و [[دانشمندان]] و [[پیامبران]] نیاز است تا از طریق [[عقل]] و [[وحی]]، مصادیق صلاح و فساد را [[شناسایی]] و معرفی کنند.
| |
| گام دوم در این راه، شناسایی [[مصلحان]] و [[مفسدان]] است؛ زیرا بسیاری از مفسدان خود را به عنوان مصلحان مطرح میکنند، چنانکه برخی از [[مردمان]] در [[شناخت]] صلاح و فساد خویش به [[اشتباه]] و [[خطا]] میروند. براین اساس میبایست به عقل خردمندان و دانشمندان و [[وحی پیامبران]] به عنوان راههای شناخت فساد و صلاح و نیز [[مفسد]] و [[مصلح]] توجه ویژه داشت. از اینجاست که معلوم میشود چرا در [[قرآن]] بر [[رهبری]] پیامبران و خردمندان و دانشمندان تأکید و توجه شده است<ref>بقره، آیه ۲۲۰</ref>
| |
| پس از این گامها لازم است تمام تلاشها معطوف به بیان [[زشتی]] فساد شده و [[نهی]] از فساد با تحلیل همراه گردد؛ زیرا [[اطلاعرسانی]] نسبت به زشتی فساد و آثار و تبعات آن میتواند خود به عنوان عامل بازدارنده عمل کند. [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۲۰۵ [[سوره بقره]] و ۶۴ [[سوره مائده]] و ۱۱۶ [[سوره هود]] بر بیان زشتی فساد تأکید میکند و [[حضرت شعیب]] و [[صالح]]{{ع}} همانند دیگر پیامبران هنگام بیان زشتی فساد به تأثیرات و آثار آن توجه میدادند.<ref>عنکبوت، آیه ۳۶ و نیز هود، آیات ۸۴ و ۸۵</ref>
| |
|
| |
| گام دیگر در [[مبارزه]]، [[تشویق]] و [[برانگیختن عواطف]] [[انسانها]]، جهت [[پایبندی]] به [[کارهای نیک]] و اهداف عالی و [[اصلاحات]] در برابر فساد و مفسدان است که خداوند در آیاتی از جمله [[آیه]] ۳۲ سوره مائده و ۷۷ و ۸۳ [[سوره قصص]] و ۲۸ سورهص به آن اشاره میکند. تشویق به کارهای نیک میتواند انگیزهای برای دوری فساد و حتی مبارزه با آن باشد. برای این منظور نیز توجه دادن به [[فلسفه]] و زیباییهای کارهای نیک و آثار و [[برکات]] آن میتواند بسیار مؤثر و مفید باشد.
| |
| خداوند در آیاتی از جمله ۲۰۵ سوره بقره و ۳۲ سوره مائده، [[برانگیختن عواطف]] و [[احساسات]] [[انسان]] را شیوهای برای [[دفع فساد]] معرفی میکند و از [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] میخواهد تا این شیوه را در [[مبارزه]] مورد استفاده قرار دهند.
| |
| از جمله روشهای تهییج و [[برانگیختن عواطف]] و انگیزههای افراد آن است که از روش [[احسان]] و [[نیکی]] عملی استفاده شود. به این معنا که با احسان و نیکی میتوان افراد [[جامعه]] بهویژه [[نیازمندان]] را به سوی کارهای خیر و [[صلاح]] و [[نیک]] برد و از [[فساد]] و [[تباهی]] و [[افساد]] بازداشت.<ref>قصص، آیه ۷۷</ref>
| |
| اگر این امور مفید واقع نشد در آن صورت میبایست [[تهدید]] [[مفسدان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] را به عنوان راهکار [[مبارزاتی]] به کار گرفت. این شیوهای است که [[خداوند]] خود در [[قرآن]] بارها به کار گرفته است<ref>مائده، آیه ۳۳ و نیز رعد، آیه ۲۵ و نحل، آیه ۸۸</ref>
| |
|
| |
| [[کیفر]] و [[مجازات]] [[دنیایی]] مفسدان و فاسدان، امکان دفع فساد از جامعه را فراهم میآورد. بنابراین نمیتوان تنها به تهدید بسنده کرد بلکه باید با وضع مجازاتهایی گاه سخت و شدید، [[گرایش]] به فساد و [[همراهی]] با مفسدان را در اشخاص کاهش داد و یا از میان برد<ref>مائده، آیه ۳۳ و بقره، آیه ۲۷</ref>
| |
| از دیگر شیوههای [[مبارزه با فساد]] آن است که از [[فرمان]] و [[اطاعت]] فاسدان و مفسدان [[پرهیز]] کرد؛ زیرا اطاعت و همراهی با آنها موجب [[گستاخی]] و [[افزایش فساد]] میشود. خداوند از هرگونه همراهی و اطاعت از مفسدان و [[طاغوت]] باز داشته است<ref>شعراء، آیات ۱۵۱ و ۱۵۲</ref>
| |
| البته در این [[آیات]] به نقش [[اسراف]] توجه خاص مبذول شده است؛ زیرا اسراف، [[زیادهروی]] در امر [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] و عامل خروج از [[اعتدال]] و [[تعادل]] است. اگر انسان، شخصی را با خصوصیت اسراف یافت میبایست از وی پرهیز کرده و نه تنها از او اطاعت نکند بلکه او را [[الگوی رفتاری]] خویش قرار ندهد؛ زیرا [[مسرفان]]، با زیادهروی خویش موجب تباهی [[فکری]] و رفتاری افراد جامعه میشوند و مبارزه با مسرفان با [[ترک اطاعت]] و [[همراهی]] و [[همدلی]] با آنان میتواند یکی از مهمترین ابزارهای [[مبارزه]] با [[مفسدان]] و [[فساد]] تلقی شود.
| |
|
| |
| [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۳۲ [[سوره مائده]] فساد را یکی از مصادیق [[اسراف]] بر میشمارد تا این گونه نشان دهد که تا چه اندازه [[رفتار]] اسرافی در [[عقیده]] و [[فکر]] و عمل میتواند فرد و [[جامعه]] را از [[صلاح]] و [[اصلاح]] بیرون برد و به سوی فساد و [[تباهی]] سوق دهد.
| |
| دسته دیگری که در [[قرآن]] به عنوان مهمترین قشر در فساد انگیزی معرفی شدهاند، [[طاغیان]] هستند که با [[طغیان]] خویش [[خشم الهی]] را بر میانگیزند و فساد را در همه جا میگسترانند.<ref>فجر، آیات ۱۱ تا ۱۳</ref> شاهان و [[دولتمردان]] فساد که [[قدرت]] و [[زور]] را به ابزار فساد تبدیل کردهاند از دیگر گروههای [[اجتماعی]] هستند که باید از آنها [[پرهیز]] کرد و از [[اطاعت]] آنان سرباز زد.<ref>نمل، آیه ۳۴</ref>
| |
| از دیگر روشهای مبارزه با مفسدان آن است که فرجام شوم و [[عبرتآموز]] آنها را بررسی و تحلیل کرده و به دیگران گوشزد نمود تا در همان مسیر [[باطل]] آنان نروند و از آن پرهیز کنند. خداوند در آیاتی چند از جمله ۸۶ و ۱۰۳ [[سوره اعراف]] و ۱۴ [[سوره نمل]]، به مسئله [[عبرتآموزی]] از [[عاقبت]] و [[فرجام بد]] مفسدان توجه داده است.<ref>فجر، آیات ۶ تا ۱۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روشهای مبارزه با فساد و مفسدان (مقاله)|روشهای مبارزه با فساد و مفسدان]].</ref>.
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |