←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۲۰: | خط ۱۲۰: | ||
پس از نظر [[منطق]] [[تسلیم]] و [[انجام وظیفه]]، هر چند که رسیدن به نتیجه مهم و اساسی است، ولی آنچه مهمتر و اساسیتر و اصیلتر است، انجام وظیفه به عنوان یک تکلیف است؛ زیرا [[انسان]] باید تکلیف خودش را به [[درستی]] و تمام و کمال انجام دهد و اگر با انجام آن توانست در عمل [[سیاسی]] و غیر سیاسی موفق و پیروز باشد، که بسیار خوب است؛ اما اگر نتوانست نباید دلسرد و [[ناامید]] شود؛ زیرا اگر به نتیجه ظاهری نرسیده است ولی به نتیجه [[باطنی]] یعنی انجام وظیفه و [[رضایت]] خداوندی دست یافته که بسیار مهمتر و اساسیتر است. | پس از نظر [[منطق]] [[تسلیم]] و [[انجام وظیفه]]، هر چند که رسیدن به نتیجه مهم و اساسی است، ولی آنچه مهمتر و اساسیتر و اصیلتر است، انجام وظیفه به عنوان یک تکلیف است؛ زیرا [[انسان]] باید تکلیف خودش را به [[درستی]] و تمام و کمال انجام دهد و اگر با انجام آن توانست در عمل [[سیاسی]] و غیر سیاسی موفق و پیروز باشد، که بسیار خوب است؛ اما اگر نتوانست نباید دلسرد و [[ناامید]] شود؛ زیرا اگر به نتیجه ظاهری نرسیده است ولی به نتیجه [[باطنی]] یعنی انجام وظیفه و [[رضایت]] خداوندی دست یافته که بسیار مهمتر و اساسیتر است. | ||
این منطق میتواند عمل سیاسی را رنگ و بویی دیگر دهد و نه تنها تحلیلی [[واقعی]] از حرکتهای [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{ع}} ارایه دهد، بلکه میتواند مهمترین [[سرمشق]] و منطق عمل در رفتارهای شخصی و فردی و [[اجتماعی]] و سیاسی [[جامعه اسلامی]] و [[نظام ولایی]] باشد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تکلیفگرایی یا نتیجهگرایی از دیدگاه قرآن (مقاله)|تکلیفگرایی یا نتیجهگرایی از دیدگاه قرآن]].</ref> | این منطق میتواند عمل سیاسی را رنگ و بویی دیگر دهد و نه تنها تحلیلی [[واقعی]] از حرکتهای [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{ع}} ارایه دهد، بلکه میتواند مهمترین [[سرمشق]] و منطق عمل در رفتارهای شخصی و فردی و [[اجتماعی]] و سیاسی [[جامعه اسلامی]] و [[نظام ولایی]] باشد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تکلیفگرایی یا نتیجهگرایی از دیدگاه قرآن (مقاله)|تکلیفگرایی یا نتیجهگرایی از دیدگاه قرآن]].</ref> | ||
==[[آشیانه]] [[تسلیم]] [[پناهگاه]] [[امن]] هنگامه [[عذاب]] و [[ابتلاء]]== | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[مصیبتها]] و [[بلایا]] و فتنههایی که [[انسان]] در طول [[زندگی]] با آن مواجه میشود، یا بر اساس [[کیفر الهی]] است یا [[سنت]] [[ابتلاء الهی]]؛ زیرا انسان گاه [[خطا]] و گناهی می کند که میبایست [[تنبیه]] شود و به [[اصلاح اعمال]] و [[رفتار]] و [[افکار]] خویش بپردازد. از این روست که [[خدا]] [[کیفر]] در [[دنیا]] را برای [[آگاهی بخشی]] و تنبیه و [[بیداری]] قرار داده و [[گناهکار]] و [[خطاکار]] را در همین دنیا به عذابی گرفتار میکند. | |||
به سخن دیگر، خدا انسان را خیلی [[دوست]] دارد و از روی رحمانیت و [[مهربانی]] اش، خطاکار و گناهکار را در همین دنیا به [[بلا]] و مصیبتی کیفر میدهد؛ زیرا اگر در همین دنیا کیفر ندهد و عذاب نکند، شخص به افکار و رفتار نادرست خویش ادامه میدهد. تکرار این خطایا و [[گناهان]] موجب میشود تا [[ملکات]] [[زشت]] در او ایجاد و شاکله شخصیتی او شود و شخص با همین ملکات زشت به [[آخرت]] وارد شده و در [[دوزخ]] فراق از [[صفات نیک]] و [[فضایل]] گرفتار آید؛ زیرا هر [[گناه]] و فجوری، بخشی از [[فطرت الهی]] را [[دفن]] و [[دسیسه]] میکند و [[اجازه]] ظهور و تجلی [[انوار]] [[صفات الهی]] را در شخص نمیدهد.<ref>شمس، آیات ۷ تا ۱۰</ref> اما از آن جایی که خدا بندگانش را دوست دارد، آنان را با عذاب و [[شکنجه]] و [[مصیبت]] و بلا و [[بیماری]] و [[فقر]] و نداری مانند آنها تنبیه و بیدار میکند تا مسیر خویش را [[اصلاح]] کند و از [[فجور]] و گناه دست بردارد و در مسیر درست حرکت کرده و [[نور]] صفات الهی را در خویش با [[اعمال صالح]] بیافروزد و [[قلب]] خویش را بدان روشن و [[نورانی]] سازد. این گونه ملکات [[نیک]] و [[فضایل اخلاقی]] را در خویش [[استوار]] ساخته و در آخرت با شاکله [[الهی]] وارد صحنه [[قیامت]] شده و به [[بهشت]] [[فضایل]] و [[صفات نیک]] [[الهی]] وارد شود. بنابراین، این [[مصیبتها]] و [[بلایا]] و عذابها برای [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]] [[حکم]] تنبیهات [[مادری]] را دارد که از روی [[دلسوزی]] [[کودک]] خویش را [[تنبیه]] میکند تا از [[رفتار]] نادرست دست کشیده و به [[اصلاح]] رفتارش بپردازد. بر اساس [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[خدا]] بندگانش را بر اساس رحمانیت خویش [[خلق]] کرده و دلسوزتر از هر کسی به آنان است.<ref>هود، آیه ۱۱۹</ref> | |||
البته باید توجه داشت که از نظر [[قرآن]]، مصیبتها و گرفتاریهای [[انسان]] تنها در چارچوب [[کیفر]] و [[عذاب]] و تنبیه نیست، بلکه بسیاری از آنها در ساختار [[سنت]] [[ابتلاء]] و [[فتنه]] الهی است؛ یعنی خدا بر اساس [[فلسفه]] و اهدافی خاص، هماره انسان را گرفتار انواع [[شرور]] و [[مصیبت]] و بلایا میکند که شامل از دست دادن [[مال]] و [[زن]] و فرزند و اعضا و جوارح و مانند آنها است.<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶؛ انبیاء، آیه ۳۵؛ عنکبوت، آیات ۲ و ۳</ref> | |||
از نظر قرآن، این مصیبتها همگی برای هر شخصی به شکل خاصی براساس یک برنامه مشخص از قبل تعیین شده چون بازیهایی رایانه ای است که قبل از [[بازی]] در [[دنیا]] برای هر کسی تعیین شده است. از این رو خدا به صراحت میفرماید که این مصیبتها از خیر و شری که به انسان میرسد از قبل از [[خلقت]] آنان در دنیا برایشان تعیین شده است. پس انسان نمیبایست هنگامه مواجه با خیراتی که به او میرسد فرحناک شده و [[گمان]] کند کاری کرده که به آن [[خیرات]] رسیده است؛ چنان که هنگامه مواجه شدن با از دست دادن و شرور نمیبایست اندوهناک شود که از چشم خدا افتاده است؛ زیرا همگی از قبل چون یک برنامه نرم افزاری در یک بازی بزرگ تعیین شده است.<ref>حدید، آیات ۲۲ و ۲۳</ref> این بدان معناست که همه چیز بر اساس یک برنامه [[حکیمانه]] در چارچوب [[مشیت الهی]] ساماندهی شده است. پس انسان میبایست [[تسلیم]] [[قضا و قدر الهی]] باشد که از قبل تعیین شده است. [[تسلیم]] خویش را نیز میبایست در قالب [[صبر]] و [[صبر جمیل]] به نمایش گذارد و به [[کفر]] و [[کفرگویی]] و [[کفرگرایی]] سوق نیابد؛ زیرا با صبر که مقامی بس بزرگ در سطح [[حقگرایی]] است، [[انسان]] میتواند در [[زندگی دنیوی]] از [[خسران]] [[ابدی]] [[رهایی]] یابد و به [[بهشت]] [[فضایل]] و صفات حسنای [[الهی]] در آید.<ref>عصر، آیات ۱ تا ۳؛ بقره، آیات ۱۵۵ تا ۱۵۷</ref> | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، انسان در هر دو حالت [[نزول]] [[برکات]] و [[خیرات]] یا نزول [[بلایا]] و [[مصیبتها]]، تسلیم [[قضا و قدر الهی]] باشد و بداند که همه آنها براساس برنامه [[حکیمانه]] و هدفمند از پیش تعیین شده الهی است. از همین روست که در [[روایت]] آمده است: بای شی یعلم [[المؤمن]] بانه [[مؤمن]]، قال: بالتسلیم لله و [[الرضا]] فیما [[ورد]] علیه من [[سرور]] و [[سخط]]؛ به چه چیزی مؤمن میداند که مؤمن است؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: به تسلیم در برابر [[خدا]] و [[رضایت]] و [[خشنودی]] در هر چیزی که بر او از [[شادی]] و سخط وارد میشود.<ref>کافی، ج ۲، ص۶۲</ref> | |||
از همین روست که در وصف مؤمن آمده است: المؤمن لاتختله کثره المصائب و [[تواتر]] النوائب عن التسلیم لربه و الرضا بقضائه کالحمامه التی توخذ فراخها من وکرها ثم تعود الیه؛ مؤمن به سبب زیادت مصیبتها و پیاپی آمدن بلایا تسلیم در برابر خدا و [[رضا]] به [[قضای الهی]] را رها نمیکند؛ زیرا مؤمن همانند کبوتری است که جایی برای [[آشیانه]] قرار میدهد و در آن جوجه میگذارد و در هر حال به سوی آن باز میگردد.<ref>شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص۲۶۸</ref> | |||
اصولا صبر زمانی در کسی تحقق مییابد و شخص [[صابر]] میشود که به چیزی [[علم]] داشته باشد، و اگر علم نداشته باشد، [[صبوری]] نمیکند؛ از این روست که [[خضر]] به [[حضرت موسی]]{{ع}} میفرماید چگونه میخواهی با من [[همراهی]] کنی و سخنی نگویی و اعتراضی نکنی در حالی که هیچ [[علم]] و خبری از [[اعمال]] من نداری؟<ref>کهف، آیه ۶۸</ref> | |||
اما [[مؤمن]] به دلیل این که میداند خاستگاه هر مصیبتی که به [[انسان]] میرسد، همان [[خدای حکیم]] است<ref>حدید، آیات ۲۲ و ۲۳</ref>، نسبت به [[مصیبت]] [[صبر]] میکند و [[تسلیم]] [[قضا و قدر الهی]] میشود؛ زیرا مؤمن میداند برای [[رهایی]] یا عبور از مصیبت تنها میبایست به [[خدا]] مراجعه کرد و خدا را خواند و از او مدد خواست. البته باید توجه داشت که تسلیم به [[قضا و قدر]] و [[رضایتمندی]] نسبت به آن و نیز [[صبر در مصیبت]] و [[بلایا]] به معنای این نیست که شخص [[دعا]] نکند و [[استغفار]] نجوید، بلکه مؤمن همانند [[کودکی]] که میداند تنها [[پناهگاه]] او همان مادر است، به خدا [[پناه]] میبرد و بیش از پیش به دعا و استغفار میپردازد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آرامش در آشیانه تسلیم امر الهی (مقاله)|آرامش در آشیانه تسلیم امر الهی]].</ref> | |||
==استغفار و دعا و ذکر برای بازگشت [[آرامش]]== | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، مؤمن خاستگاه هر چیزی را خدا میداند؛ بنابراین با علم به این [[حقیقت]] سر تسلیم در برابر قضا و قدر الهی فرود آورده و رضایتمندی خویش را با صبر نشان میدهد. | |||
البته چنان که گفته شد، انسان در [[دنیا]] با دو دسته اصلی از [[مصیبتها]] مواجه است که شامل [[کیفر]] و [[ابتلای الهی]] است. از نظر آموزههای وحیانی قرآن، تشخیص این که شخص الان گرفتار کدام یک از آنها است، سخت و دشوار است. بهترین روش برای در [[امان]] ماندن آن یا رفع [[بلا]] و مصیبت خواه [[کیفری]] و خواه ابتلایی این است که انسان استغفار کند؛ زیرا استغفار بر اساس [[آموزههای قرآنی]] دفع و رفع بلا و مصیبت کرده و همچنین [[رحمت الهی]] را به سوی شخص جلب میکند.<ref>نوح، آیات ۹ تا ۱۲</ref> | |||
همچنین بر اساس آموزههای وحیانی قرآن، از آن جایی که مصبیتها از قبل از [[خلقت]] تعیین شده و در [[امر الهی]] و [[ام الکتاب]] ثبت شده است<ref>حدید، آیات ۲۲ و ۲۳</ref> بهترین روش آن است که انسان کاری کند تا تقدیر از قبل تعیین شده را [[تغییر]] یا تبدیل دهد. از نظر [[قرآن]] راه تغییر و تبدیل نیز جز [[دعا]] و [[نیایش]] نیست؛ زیرا اگر دعا و نیایش نباشد [[خدا]] هیچ اعتنایی به [[انسان]] نمیکرد<ref>فرقان، آیه ۷۷</ref>، اما وقتی انسان دعا میکند نشان میدهد که [[مستکبر]] نیست <ref>غافر، آیه ۶۰</ref> و به [[عبادت]] و [[عبودیت]] خویش این گونه [[اقرار]] میکند<ref>همان</ref> و مورد [[عنایت الهی]] قرار میگیرد. وقتی شخص مورد عنایت الهی قرار گیرد، خدا نه تنها در ساحت [[خلق]] به او [[عنایت]] میکند، بلکه در ساحت [[امر الهی]] نیز به او عنایت میکند. این گونه است که دعای شخص [[مؤمن]] به فراتر از [[خلقت]] و ورای [[زمان]] و مکان میرود که همان ساحت امر الهی است. وقتی این گونه شد، چیزی که در [[ام الکتاب]] است به عنایت الهی تبدیل میشود و [[سرنوشت]] و تقدیری دیگر برای شخص نوشته و مکتوب میشود؛ زیرا محو و [[اثبات]] در ام الکتاب به [[دست خدا]] است<ref>رعد، آیه ۳۹</ref> و این گونه نیست که چیزی که در ام الکتاب رقم خورده و ثبت شده محو نشود و چیزی دیگر اثبات نشود، بلکه خدای [[قدیر]] چنین [[توانایی]] دارد که در ام الکتاب محو و اثبات کند. پس با دعا و نیایش میتوان عنایت الهی را جلب کرد تا جایی که در ام الکتاب محو و اثبات صورت گیرد و تقدیری دیگر برای شخص [[دعا کننده]] رقم بخورد. | |||
همچنین از نظر قرآن، [[انسانی]] که گرفتار [[مصیبت]] است و [[آرامش]] خویش را از دست داده، میتواند با «ذکر [[الله]]» به [[اطمینان]] و آرامش برسد.<ref>رعد، آیه ۲۸</ref> از همین روست که انسان در هنگامه مصیبت با [[یاد خدا]] میتواند به آرامش و اطمینان برسد؛ زیرا یاد خدا خود مایه اطمینان و آرامش است. | |||
باید توجه داشت که بهرهگیری از این اسباب یعنی [[استغفار]] و دعا و ذکر الله به معنای مقابله با [[تسلیم]] و [[رضا]] در برابر خدا نیست؛ زیرا شخص با آنکه [[تسلیم امر الهی]] و رضای به قضای خداست، اما برای ایجاد شرایط مطلوب و مناسبی که بتواند در [[آرامش]] و [[اطمینان]] به [[عبادت]] و [[بندگی]] بپردازد به دامن همان خدایی [[پناه]] میجوید که او را به [[کیفر]] یا [[ابتلاء]] به مصیبتی دچار کرده است. او مانند [[کودکی]] است که برای کسب رحم و [[مهر الهی]] به دامن [[کبریایی]] میآویزد و رحمانیت [[الهی]] را میجوید و بدان پناه میبرد. | |||
به سخن دیگر، [[مؤمن]] در این احوال نه تنها [[ایمان]] خود را از دست نمیدهد، بلکه ایمان خویش را افزایش داده و با پناهجویی به [[خدا]] از [[شرور]] و [[مصیبت]] به خدایش پناه میبرد؛ زیرا میداند هیچ پناهگاهی امنتر از [[پناهگاه]] [[امن]] الهی نیست. این گونه است که از مؤمن با گفتن «اعوذ بک منک» میگوید: از [[سخط]] تو به [[رحمت]] تو پناه جسته ام. این بیان [[کاملترین]] بیان در پذیرش [[تسلیم]] و [[رضا]] و نیز [[عبودیت کامل]] است؛ زیرا هیچ کسی را غیر از خدا [[شایسته]] نمییابد که به او پناه برد. | |||
به عبارت دیگر، چنین شخصی در [[توحید فعلی]] نیز به تمامیت [[توحید]] رسیده و برای اسباب هیچ جایگاهی استقلالی قایل نیست و بر این [[باور]] است که {{عربی|لا مؤثر فی الوجود الا الله}} جز خدا هیچ تاثیرگذاری نیست؛ یعنی اگر اسباب بخواهد تاثیر بگذارد جز به [[مشیت]] و [[اراده الهی]] نیست. چنین شخص مؤمن در اوج توحید محض از غیر الله به سوی خدا نه تنها [[فرار]] کرده و [[حکم الهی]] {{متن قرآن|فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ}}<ref>ذاریات، آیه ۵۶</ref> را به ظهور رسانیده، بلکه در [[مقام]] «[[انقطاع]]» برآمده و با «[[انابه]]» به سوی خدا در عمل نشان داده که هیچ جز در هستی را نمیبیند و تنها مشهود او خدا است که به او انابه جسته و [[قطع امید]] از غیر خدا کرده ودر مقام «منبیین الیه» <ref>روم، آیه ۳۱</ref> نشسته است. | |||
در [[حقیقت]] چنین شخصی هم چون [[حضرت امام حسین]]{{ع}} است که مخاطب به {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ}} میشود تا به سوی خدایی بازگردد که او را میجوید و [[بهشت]] خویش را بهشت [[لقاء الله]] در سطح بهشت ذات میداند و بر آن است تا با خدایش نرد بازد و عاشقی کند و هیچ فاصلی میان [[حبیب]] نباشد. پس او در این حالت همان کسی است که همه چیز را به [[خدا]] و برای خدا میدهد و هیچ [[اندیشه]] ای جز لقاء الله ندارد.<ref>فجر، آیات ۲۷ تا ۳۰</ref> | |||
[[مؤمن حقیقی]] در این [[مقام]] همه [[سرمایه]] هایش را به آسانی میدهد و هم چون کبوتری است که اگر فرزندانش را جلویش سر میبرند تا [[رضای الهی]] تحقق یابد، [[تسلیم]] است و این امر موجب نمیشود تا دوباره فرزند نیاورد و به [[آشیانه]] باز نگردد، بلکه اگر هزاران بار قطع قطع شود و پیش چشمش عزیزانش را به [[قربانگاه]] و [[مسلخ]] [[عشق]] برند، چون حسین{{ع}} باز به دامن [[کبریایی]] میآویزد و [[تسلیم محض]] [[حکم]] [[الله]] و [[راضی]] به [[قضای الهی]] است؛ زیرا او [[آرامش]] را تنها در خدا و یادش مییابد و هر چیزی که او را از [[یاد خدا]] [[غافل]] کند رها میکند و به هر چه که او را به یاد خدا میآورد، استقبال میکند.<ref>«ای روان آرمیده!» سوره فجر، آیه 27.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آرامش در آشیانه تسلیم امر الهی (مقاله)|آرامش در آشیانه تسلیم امر الهی]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۵۴: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تسلیم خدا بودن و آثار آن (مقاله)|'''تسلیم خدا بودن و آثار آن''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تسلیم خدا بودن و آثار آن (مقاله)|'''تسلیم خدا بودن و آثار آن''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تکلیفگرایی یا نتیجهگرایی از دیدگاه قرآن (مقاله)|'''تکلیفگرایی یا نتیجهگرایی از دیدگاه قرآن''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[تکلیفگرایی یا نتیجهگرایی از دیدگاه قرآن (مقاله)|'''تکلیفگرایی یا نتیجهگرایی از دیدگاه قرآن''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[آرامش در آشیانه تسلیم امر الهی (مقاله)|'''آرامش در آشیانه تسلیم امر الهی''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||