حمران بن ابان: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۰: خط ۱۰:


==حُمران بن ابان==
==حُمران بن ابان==
[[ابوزید]]<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۴۳۵؛ نووی از او با کنیه "ابویزید" نام برده است. (نووی، شرح مسلم، ج۱، ص۲۱۸).</ref> حُمران بن أبان بن خالد از [[موالیان]] [[عثمان]]<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۲۶۵؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۸۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۵.</ref> و به [[نقلی]] از منتسبان [[قبیله]] [[بنی نمر بن قاسط]] است<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۹۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۰۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۷۲.</ref> که [[نسب]] از أبان بن خالد بن عمرو بن عقیل بن عامر بن جَنْدَلة بن جَذِیمة بن کعب بن سعد بن أسلم بن أوس مناة بن نمِر بن قاسط بن هِنْب بن أفصی نمِری می‌‌برد<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۷۲؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۷، ص۳۰۱.</ref>. قائلین این نسب - که [[ابن کلبی]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۹۷.</ref>، [[خلیفة بن خیاط]]<ref>خلیفة بن خیاط، طبقات، ص۳۴۳.</ref>، [[ابن عبد ربه]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۱۰.</ref>، [[ابن حزم]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۰۱.</ref> و دیگران<ref>ابن عبدالبر، الاستذکار، ج۱، ص۱۹۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۷۲؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۷، ص۳۰۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۵۳.</ref> از جمله آنان‌اند، - [[حمران]] را از [[عرب]] برشمردند. اما برخی دیگر از بزرگان، حمران را از [[عجم]] و از [[نسل]] [[یهود]] دانسته‌اند. ایشان، از پدر حمران با نام [[عبری]] "ابیّ"<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۷۲؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۷، ص۳۰۱.</ref> یا "ابّا"<ref>المزی، تهذیب الکمال، ج۷، ص۳۰۱؛ ر.ک: ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۱۸۳.</ref> یاد کرده، به ادله‌ای در [[اثبات]] [[غیر عرب]] بودن حمران بن ابان دست یازیدند که از جمله آن، خطاب [[مصعب بن زبیر]] به او در "[[یوم الجفره]]" ([[سال ۷۱ هجری]]) است. [[مصعب]] در این [[روز]]، در [[شماتت]] حمران، او را یهودی‌زاده‌ای خواند که در [[عین التمر]] به [[اسارت]] در آمده است<ref>«یا ابن الیهودیة إنما أنت علج نبطی سُبیت من عین التمر؛ ای یهودی زاده، تو یک کافر نبطی بودی که در عین التمر به اسارت گرفته شدی». بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۴۷۰؛ طبری، تاریخ، ج۶، ص۱۵۴؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۳۰۸.</ref>. قول [[حجاج بن یوسف ثقفی]] در [[تهدید]] [[حمران]]، به این که اگر خود را منتسب به [[عرب]] کند و خود را [[غلام]] [[عثمان]] و به نقل [[بلاذری]]، "پسر ابیّ" معرفی نکند، گردنش را خواهد زد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۳، ص۳۶؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۷۴.</ref> و نیز [[مجادله]] عامر بن قیس با حمران و سخن او به حمران بن ابان، از دیگر [[ادله]] قائلین به [[یهودی]] بودن او معرفی شده است. عامر بن قیس در خطابش به حمران، در پاسخ به سخنان وی که از [[خدا]] خواسته بود، امثال عامر را زیاد نکند، گفت: «بلکه خدا امثال تو را در بین ما زیاد کند». چون به او گفتند: «آیا [[مردم]] را علیه خود و به نفع حمران می‌خوانی؟» با این سخن که: «بله؛ جاده‌های ما را جارو می‌کنند، صندل‌هایمان را بخیه می‌زنند و لباس‌هایمان را می‌بافند»<ref>«نعم؛ یکسحون طرقنا، و یخرزون خفافنا، و یحوکون ثیابنا»... ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۶۱-۳۶۲.</ref>، ضمن اشاره به [[مشاغل]] [[یهودیان]] در آن [[زمان]]، با کنایه، از حمران در شمار یهودیان یاد کرده است. علاوه بر آن، اقوال بزرگانی چون [[ابن قتیبه]]<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۴۳۵.</ref> و [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، نزهه الالباب فی الالقاب، ج۱، ص۴۴۸.</ref> و نیز تصریح برخی دیگر از [[علما]] بر یهودی بودن حمران بن ابان، از دیگر ادله‌ای است که دلالت بر یهودی بودن او دارد. [[ابن عساکر]] در این باره می‌نویسد: «[[سپاهیان اسلام]] در [[کنیسه]] [[یهود]] نوجوانانی را یافتند که در روستایی از روستاهای [[عین التمر]] به نام نقیره [[کتابت]] می‌آموختند که جمله آنان حمران بن ابان [[مولی]] عثمان بود»<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲، ص۸۷؛ حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۰۱.</ref>. کتاب "وضوء النبی" هم به نقل از [[ابن خلدون]] و [[ابن کثیر]] آورده است که: «پدر و مادر [[حمران]] [[یهودی]] بودند و خانواده‌اش از [[متعصبان]] این [[دین]] و بر [[نشر تعالیم]] آن [[حریص]]. آنان پسرشان طویدا (نام اصلی حمران) را به [[کنیسه]] [[یهود]] فرستادند تا در آن [[تعلیمات دینی]] بیاموزد»<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۱۲۴.</ref>. [[ختنه]] بودن حمران در [[زمان]] [[اسارت]]<ref>قول ابن عساکر و المزی و ابن خلکان و... که ولید چهل نوجوان را در عین التمر در حالی که ختنه شده بودند، به اسارت گرفت، دال بر یهودی بودن حمران بن ابان است؛ چراکه ختان سنت یهود است به خلاف نصارا که به آن معتقد نیستند.</ref>، [[اشتغال]] به تحصیل [[علوم]] یهود پیش از اسارت<ref>آقای شهرستانی بر این اعتقاد است که، نقل برخی منابع به این که این نوجوانان در حال تحصیل انجیل به اسارت در آمدند، حمل بر تسامح می‌‌شود. چون انجیل بواسطه در بر داشتن عهد قدیم(تورات) و عهد جدید(انجیل) بر کتاب یهود هم اطلاق می‌‌شود. (سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۲).</ref> و نیز به اسارت در آمدن در اطراف [[شهر]] "[[عین التمر]]" - که محل [[اجتماع]] [[مدارس]] یهود در آن زمان بود - هم، از دیگر دلایلی است که بر یهودی بودن حمران تأکید دارند<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۰-۲۴۲.</ref>.
ابوزید<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۴۳۵؛ نووی از او با کنیه "ابویزید" نام برده است. (نووی، شرح مسلم، ج۱، ص۲۱۸).</ref> حُمران بن أبان بن خالد از [[موالیان]] [[عثمان]]<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۲۶۵؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۸۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۵.</ref> و به [[نقلی]] از منتسبان [[قبیله]] [[بنی نمر بن قاسط]] است<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۹۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۰۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۷۲.</ref> که [[نسب]] از أبان بن خالد بن عمرو بن عقیل بن عامر بن جَنْدَلة بن جَذِیمة بن کعب بن سعد بن أسلم بن أوس مناة بن نمِر بن قاسط بن هِنْب بن أفصی نمِری می‌‌برد<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۷۲؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۷، ص۳۰۱.</ref>. قائلین این نسب - که [[ابن کلبی]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۹۷.</ref>، [[خلیفة بن خیاط]]<ref>خلیفة بن خیاط، طبقات، ص۳۴۳.</ref>، [[ابن عبد ربه]]<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۱۰.</ref>، [[ابن حزم]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۰۱.</ref> و دیگران<ref>ابن عبدالبر، الاستذکار، ج۱، ص۱۹۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۷۲؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۷، ص۳۰۱؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۵۳.</ref> از جمله آنان‌اند، - [[حمران]] را از [[عرب]] برشمردند. اما برخی دیگر از بزرگان، حمران را از [[عجم]] و از [[نسل]] [[یهود]] دانسته‌اند. ایشان، از پدر حمران با نام [[عبری]] "ابیّ"<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۱۷۲؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۷، ص۳۰۱.</ref> یا "ابّا"<ref>المزی، تهذیب الکمال، ج۷، ص۳۰۱؛ ر.ک: ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۴، ص۱۸۳.</ref> یاد کرده، به ادله‌ای در [[اثبات]] [[غیر عرب]] بودن حمران بن ابان دست یازیدند که از جمله آن، خطاب [[مصعب بن زبیر]] به او در "[[یوم الجفره]]" ([[سال ۷۱ هجری]]) است. [[مصعب]] در این [[روز]]، در [[شماتت]] حمران، او را یهودی‌زاده‌ای خواند که در [[عین التمر]] به [[اسارت]] در آمده است<ref>«یا ابن الیهودیة إنما أنت علج نبطی سُبیت من عین التمر؛ ای یهودی زاده، تو یک کافر نبطی بودی که در عین التمر به اسارت گرفته شدی». بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۴۷۰؛ طبری، تاریخ، ج۶، ص۱۵۴؛ ابن اثیر، الکامل، ج۴، ص۳۰۸.</ref>. قول [[حجاج بن یوسف ثقفی]] در [[تهدید]] [[حمران]]، به این که اگر خود را منتسب به [[عرب]] کند و خود را [[غلام]] [[عثمان]] و به نقل [[بلاذری]]، "پسر ابیّ" معرفی نکند، گردنش را خواهد زد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱۳، ص۳۶؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۷۴.</ref> و نیز [[مجادله]] عامر بن قیس با حمران و سخن او به حمران بن ابان، از دیگر [[ادله]] قائلین به [[یهودی]] بودن او معرفی شده است. عامر بن قیس در خطابش به حمران، در پاسخ به سخنان وی که از [[خدا]] خواسته بود، امثال عامر را زیاد نکند، گفت: «بلکه خدا امثال تو را در بین ما زیاد کند». چون به او گفتند: «آیا [[مردم]] را علیه خود و به نفع حمران می‌خوانی؟» با این سخن که: «بله؛ جاده‌های ما را جارو می‌کنند، صندل‌هایمان را بخیه می‌زنند و لباس‌هایمان را می‌بافند»<ref>«نعم؛ یکسحون طرقنا، و یخرزون خفافنا، و یحوکون ثیابنا»... ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۶۱-۳۶۲.</ref>، ضمن اشاره به [[مشاغل]] [[یهودیان]] در آن [[زمان]]، با کنایه، از حمران در شمار یهودیان یاد کرده است. علاوه بر آن، اقوال بزرگانی چون [[ابن قتیبه]]<ref>ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۴۳۵.</ref> و [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، نزهه الالباب فی الالقاب، ج۱، ص۴۴۸.</ref> و نیز تصریح برخی دیگر از [[علما]] بر یهودی بودن حمران بن ابان، از دیگر ادله‌ای است که دلالت بر یهودی بودن او دارد. [[ابن عساکر]] در این باره می‌نویسد: «[[سپاهیان اسلام]] در [[کنیسه]] [[یهود]] نوجوانانی را یافتند که در روستایی از روستاهای [[عین التمر]] به نام نقیره [[کتابت]] می‌آموختند که جمله آنان حمران بن ابان [[مولی]] عثمان بود»<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲، ص۸۷؛ حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۰۱.</ref>. کتاب "وضوء النبی" هم به نقل از [[ابن خلدون]] و [[ابن کثیر]] آورده است که: «پدر و مادر [[حمران]] [[یهودی]] بودند و خانواده‌اش از [[متعصبان]] این [[دین]] و بر [[نشر تعالیم]] آن [[حریص]]. آنان پسرشان طویدا (نام اصلی حمران) را به [[کنیسه]] [[یهود]] فرستادند تا در آن [[تعلیمات دینی]] بیاموزد»<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۱۲۴.</ref>. [[ختنه]] بودن حمران در [[زمان]] [[اسارت]]<ref>قول ابن عساکر و المزی و ابن خلکان و... که ولید چهل نوجوان را در عین التمر در حالی که ختنه شده بودند، به اسارت گرفت، دال بر یهودی بودن حمران بن ابان است؛ چراکه ختان سنت یهود است به خلاف نصارا که به آن معتقد نیستند.</ref>، [[اشتغال]] به تحصیل [[علوم]] یهود پیش از اسارت<ref>آقای شهرستانی بر این اعتقاد است که، نقل برخی منابع به این که این نوجوانان در حال تحصیل انجیل به اسارت در آمدند، حمل بر تسامح می‌‌شود. چون انجیل بواسطه در بر داشتن عهد قدیم(تورات) و عهد جدید(انجیل) بر کتاب یهود هم اطلاق می‌‌شود. (سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۲).</ref> و نیز به اسارت در آمدن در اطراف [[شهر]] "[[عین التمر]]" - که محل [[اجتماع]] [[مدارس]] یهود در آن زمان بود - هم، از دیگر دلایلی است که بر یهودی بودن حمران تأکید دارند<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۰-۲۴۲.</ref>.


در مقابل قائلین به یهودی بودن حمران، برخی دیگر نیز، با استناد به مدارکی، از جمله اشتغال ورزی حمران و سی و نه تن دیگر از [[نوجوانان]] به [[آموزش]] [[انجیل]]، پیش از اسارت<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۷۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۹۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۶، ص۳۵۰؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۴، ص۱۰۷.</ref>، بر [[نصرانی]] بودن حمران بن ابان تأکید ورزیده، از انتساب او به [[عرب]] [[حمایت]] کردند. آنان با این [[استدلال]] که یهود بر خلاف نصرانی‌ها -که [[عهد قدیم]] ([[تورات]]) و [[عهد جدید]] (انجیل) را با هم می‌آموزند،-انجیل نمی‌آموزند، این امر را تأکیدی بر [[مسیحی]] بودن این نوجوانان، - از جمله حمران بن ابان - در زمان اسارت تلقی کرده‌اند. بر [[دیانت]] [[نصرانی]] بودن [[عرب]] هم، دیگر دلیلی است که این دسته، بر [[مسیحی]] بودن [[حمران]] ارائه کرده‌اند. این دسته، با این [[اعتقاد]] که عرب، - خصوصاً [[قبیله]] [[نمر بن قاسط]]، - غالباً بر دیانت نصرانی بودند، به این نتیجه دست یافتند که اگر حمران عرب بود و از نمر بن قاسط، می‌بایست بر [[دین]] نصرانی باشد نه [[یهودی]]<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۳. آقای شهرستانی در ادامه، به رد این دلایل و اثبات یهودی بودن حمران، پرداخته است. (ر.ک: سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۳-۲۴۴).</ref>.
در مقابل قائلین به یهودی بودن حمران، برخی دیگر نیز، با استناد به مدارکی، از جمله اشتغال ورزی حمران و سی و نه تن دیگر از [[نوجوانان]] به [[آموزش]] [[انجیل]]، پیش از اسارت<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۳۷۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۳۹۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۶، ص۳۵۰؛ ابن جوزی، المنتظم، ج۴، ص۱۰۷.</ref>، بر [[نصرانی]] بودن حمران بن ابان تأکید ورزیده، از انتساب او به [[عرب]] [[حمایت]] کردند. آنان با این [[استدلال]] که یهود بر خلاف نصرانی‌ها -که [[عهد قدیم]] ([[تورات]]) و [[عهد جدید]] (انجیل) را با هم می‌آموزند،-انجیل نمی‌آموزند، این امر را تأکیدی بر [[مسیحی]] بودن این نوجوانان، - از جمله حمران بن ابان - در زمان اسارت تلقی کرده‌اند. بر [[دیانت]] [[نصرانی]] بودن [[عرب]] هم، دیگر دلیلی است که این دسته، بر [[مسیحی]] بودن [[حمران]] ارائه کرده‌اند. این دسته، با این [[اعتقاد]] که عرب، - خصوصاً [[قبیله]] [[نمر بن قاسط]]، - غالباً بر دیانت نصرانی بودند، به این نتیجه دست یافتند که اگر حمران عرب بود و از نمر بن قاسط، می‌بایست بر [[دین]] نصرانی باشد نه [[یهودی]]<ref>سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۳. آقای شهرستانی در ادامه، به رد این دلایل و اثبات یهودی بودن حمران، پرداخته است. (ر.ک: سید علی شهرستانی، وضوء النبی، ج۴، ص۲۴۳-۲۴۴).</ref>.
۸۰٬۴۸۳

ویرایش