تورات در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[آبان]]|روز=[[21]]|سال=[[۱۴۰2]]|کاربر=Msadeq  }}
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[آبان]]|روز=[[21]]|سال=[[۱۴۰2]]|کاربر=Msadeq  }}
==مقدمه==
==مقدمه==
درباره [[عربی]] یا عِبری بودن و نیز اشتقاق و ساختارواژه [[تورات]] [[اختلاف]] است؛ [[فرهنگ]] نویسانی مانند [[فراهیدی]]، [[ابن دُرَید]] و [[ابن فارِس]] که آن را در کتاب‌های خود نیاورده‌اند<ref>العین، ج ۸، ص۳۰۰؛ جمهرة اللغه، ج۱، ص۲۳۶ - ۲۳۷؛ مقاییس اللغه، ج ۶، ص۱۰۴، «وری».</ref> به احتمال [[زیاد]] تورات را از واژگان [[عبری]] دانسته‌اند. [[زَجّاج]] از [[اتفاق]] [[پژوهشگران]] بر عبری بودن آن و [[زبیدی]] از محتمل بودن آن سخن گفته<ref>تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸، «وری».</ref> و برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] مانند آرتور جِفری و مصطفوی بر عبری بودن آن تصریح کرده‌اند.<ref>واژه‌های دخیل، ص۱۶۱ - ۱۶۲؛ التحقیق، ج ۱، ص۴۰۳، «توراة».</ref> به نوشته آرتور جفری از [[زمان]] «ماراچی» [[دانشمندان]] [[غربی]] بر این باورند که واژه تورات از عبری به عربی راه یافته است.<ref>واژه‌های دخیل، ص۱۶۱ - ۱۶۲.</ref> در مقابل، [[فرّاء]]، [[سیبویه]] و [[مبرّد]] آن را از واژگان عربی، از ریشه «و ـ ر ـ ی» (وَرَت النار: [[آتش]] برافروخته شد)، به معنای [[نور]] و [[روشنایی]] و سبب نامگذاری تورات به این نام را روشنگر و [[هدایتگر]] بودن آموزه‌های آن دانسته‌اند.<ref>شرح شافیه، ج ۳، ص۸۱ - ۸۲، «تورات»؛ لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۸۳؛ مجمع البحرین، ج ۴، ص۴۹۲ - ۴۹۳، «وری».</ref> [[راغب اصفهانی]] و [[فیروزآبادی]] بی‌هیچ پرسشی این دیدگاه را پذیرفته‌اند.<ref>مفردات، ص۱۶۸؛ «توراة»؛ القاموس المحیط، ج ۲، ص۱۷۵۸، «الوری».</ref> [[ابن منظور]] آن را به شکل مبسوط گزارش کرده و [[زبیدی]] ضمن پذیرش، آن را به [[جمهور]] نسبت داده<ref>لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۸۳؛ تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸.</ref> و [[زمخشری]] آن را [[استهزا]] و رد کرده است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۴۱۰.</ref> کسانی که واژه تورات را عربی پنداشته‌اند، درباره ساختار آن [[اتفاق نظر]] ندارند:
درباره [[عربی]] یا عِبری بودن و نیز اشتقاق و ساختارواژه [[تورات]] [[اختلاف]] است؛ [[فرهنگ]] نویسانی مانند [[فراهیدی]]، [[ابن دُرَید]] و [[ابن فارِس]] که آن را در کتاب‌های خود نیاورده‌اند<ref>العین، ج ۸، ص۳۰۰؛ جمهرة اللغه، ج۱، ص۲۳۶ - ۲۳۷؛ مقاییس اللغه، ج ۶، ص۱۰۴، «وری».</ref> به احتمال [[زیاد]] تورات را از واژگان [[عبری]] دانسته‌اند. [[زَجّاج]] از [[اتفاق]] [[پژوهشگران]] بر عبری بودن آن و [[زبیدی]] از محتمل بودن آن سخن گفته<ref>تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸، «وری».</ref> و برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] مانند [[آرتور جِفری]] و [[مصطفوی]] بر عبری بودن آن تصریح کرده‌اند.<ref>واژه‌های دخیل، ص۱۶۱ - ۱۶۲؛ التحقیق، ج ۱، ص۴۰۳، «توراة».</ref> به نوشته آرتور جفری از [[زمان]] «ماراچی» [[دانشمندان]] [[غربی]] بر این باورند که واژه تورات از عبری به عربی راه یافته است.<ref>واژه‌های دخیل، ص۱۶۱ - ۱۶۲.</ref> در مقابل، [[فرّاء]]، [[سیبویه]] و [[مبرّد]] آن را از واژگان عربی، از ریشه «و ـ ر ـ ی» (وَرَت النار: [[آتش]] برافروخته شد)، به معنای [[نور]] و [[روشنایی]] و سبب نامگذاری تورات به این نام را روشنگر و [[هدایتگر]] بودن آموزه‌های آن دانسته‌اند.<ref>شرح شافیه، ج ۳، ص۸۱ - ۸۲، «تورات»؛ لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۸۳؛ مجمع البحرین، ج ۴، ص۴۹۲ - ۴۹۳، «وری».</ref> [[راغب اصفهانی]] و [[فیروزآبادی]] بی‌هیچ پرسشی این دیدگاه را پذیرفته‌اند.<ref>مفردات، ص۱۶۸؛ «توراة»؛ القاموس المحیط، ج ۲، ص۱۷۵۸، «الوری».</ref> [[ابن منظور]] آن را به شکل مبسوط گزارش کرده و [[زبیدی]] ضمن پذیرش، آن را به [[جمهور]] نسبت داده<ref>لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۸۳؛ تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸.</ref> و [[زمخشری]] آن را [[استهزا]] و رد کرده است.<ref>الکشاف، ج ۱، ص۴۱۰.</ref> کسانی که واژه تورات را عربی پنداشته‌اند، درباره ساختار آن [[اتفاق نظر]] ندارند:
#گروهی آن را در اصل تَورَیَة بر وزن تَفْعَلَة می‌‌دانند که «ی» آن به سبب متحرک بودن و فتحه داشتن حرف پیش از آن به «الف» بدل شده است.  
#گروهی آن را در اصل تَورَیَة بر وزن تَفْعَلَة می‌‌دانند که «ی» آن به سبب متحرک بودن و فتحه داشتن حرف پیش از آن به «الف» بدل شده است.  
#تَوْرِیَة بر وزن تَفْعِلَة مانند «توفیة» و «توصیة» هم گفته‌اند که در آن حرف «ر» بنا بر تلفظ [[قبیله طی]] از حالت مکسور به حالت مفتوح در آمده است (آنان [[جاریه]] را جاراة تلفظ می‌‌کردند).  
#تَوْرِیَة بر وزن تَفْعِلَة مانند «توفیة» و «توصیة» هم گفته‌اند که در آن حرف «ر» بنا بر تلفظ [[قبیله طی]] از حالت مکسور به حالت مفتوح در آمده است (آنان [[جاریه]] را جاراة تلفظ می‌‌کردند).  
#اصل تورات «وَوْرَیَة» بر وزن فَوْعَلَة است که در آن «و» اول به «ت» و «ی» به سبب مفتوح بودن حرف قبلش به «الف» بدل شده است.<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۱۷۰.</ref> [[زبیدی]] پس از گزارش آرای گوناگون درباره ریشه و ساختار واژه [[تورات]]، احتمال [[عبری]] بودن آن را طرح کرده، سپس یادآور می‌‌شود که در این صورت بحث اشتقاق و وزن آن در [[زبان عربی]] بی‌معنا خواهد بود، مگر اینکه بگوییم این واژه پس از معّرب شدن، تصریف شده است.<ref> تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸.</ref>
#اصل تورات «وَوْرَیَة» بر وزن فَوْعَلَة است که در آن «و» اول به «ت» و «ی» به سبب مفتوح بودن حرف قبلش به «الف» بدل شده است.<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۷، ص۱۷۰.</ref> [[زبیدی]] پس از گزارش آرای گوناگون درباره ریشه و ساختار واژه [[تورات]]، احتمال [[عبری]] بودن آن را طرح کرده، سپس یادآور می‌‌شود که در این صورت بحث اشتقاق و وزن آن در [[زبان عربی]] بی‌معنا خواهد بود، مگر اینکه بگوییم این واژه پس از معّرب شدن، تصریف شده است.<ref> تاج العروس، ج ۲۰، ص۲۸۸.</ref>


معادل [[انگلیسی]] [[تورات]] را Torah (توراه) و آن را واژه ای عبری دانسته‌اند. از [[زمان]] ترجمه‌های آرامی و [[یونانی]] [[عهد عتیق]] ([[قرن]] ۳ ـ ۶ ق. م.)، معنای «[[قانون]]» برای تورات مرسوم و مقبول بوده است. بعضی کاربردهای nomos در عهد عتیق<ref>ر.ک: کتاب مقدس، خروج ۱۲: ۴۹؛ لاویان ۶: ۹؛ اعداد ۶: ۲۱.</ref> به معنای قانون یا [[شریعت]] سبب شده است تا برخی این [[ترجمه]] را موجه بدانند؛<ref>The Oxford Companion to the Bible P.۷۴۷.</ref> اما بعضی از [[پژوهشگران]] متأخر [[یهودی]] بر این باورند که ترجمهعمومی Torah به «قانون» یا «شریعت» نادرست و ناشی از ترجمه واژه یاد شده به nomos (قانون، [[شریعت]]) در ترجمه یونانی «سبعینیه» است و از این راه وارد ترجمه‌های لاتین شده است. به [[عقیده]] این پژوهشگران تورات در درجه نخست به معنای «[[آموزش]]» و اشاره به [[تعلیم]] [[بنی اسرائیل]] به وسیله [[خداوند]] است.<ref>Encyclopaedia Judaica، V.۱۵. "Torah". نیز: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۱.</ref>
معادل [[انگلیسی]] [[تورات]] را Torah (توراه) و آن را واژه ای عبری دانسته‌اند. از [[زمان]] ترجمه‌های آرامی و [[یونانی]] [[عهد عتیق]]، معنای «[[قانون]]» برای تورات مرسوم و مقبول بوده است. بعضی کاربردهای nomos در عهد عتیق<ref>ر.ک: کتاب مقدس، خروج ۱۲: ۴۹؛ لاویان ۶: ۹؛ اعداد ۶: ۲۱.</ref> به معنای قانون یا [[شریعت]] سبب شده است تا برخی این [[ترجمه]] را موجه بدانند؛<ref>The Oxford Companion to the Bible P.۷۴۷.</ref> اما بعضی از [[پژوهشگران]] متأخر [[یهودی]] بر این باورند که ترجمه عمومی Torah به «قانون» یا «شریعت» نادرست و ناشی از ترجمه واژه یاد شده به nomos (قانون، [[شریعت]]) در ترجمه یونانی «سبعینیه» است و از این راه وارد ترجمه‌های لاتین شده است. به [[عقیده]] این پژوهشگران تورات در درجه نخست به معنای «[[آموزش]]» و اشاره به [[تعلیم]] [[بنی اسرائیل]] به وسیله [[خداوند]] است.<ref>Encyclopaedia Judaica، V.۱۵. "Torah". نیز: المدخل الی العهد القدیم، ص۴۱.</ref>


تورات در [[الهیات]] یهودی و [[مسیحی]] و در رایج‌ترین کاربرد آن به ۵ سِفر (کتاب) نخستِ «[[عهد قدیم]]» یا همان «اسفار پنج گانه»<ref>pentateuch.</ref> اطلاق می‌‌شود. عهد قدیم به جز تورات، مجموعه ای متعدد از کتاب‌های دیگر را نیز دربرمی گیرد. اسفار پنج گانه، «تورات مکتوب» و در مقابل آن، تلمود، «تورات شفاهی» خوانده می‌‌شود. در [[سنت]] یهودی [[اعتقاد]] بر این بوده است که [[حضرت موسی]]{{ع}} در شرح و تفصیل تورات، [[تعالیم]] دیگری نیز داشته که بعدها به صورت کتاب تلمود در آمده است.<ref>Encyclopaedia of Jewish conocepts، PP. ۶۳۰-۶۳۱.</ref> در ادبیاتِ [[معارف اسلامی]]، تورات نام [[کتاب آسمانی]] حضرت موسی{{ع}} است.<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۳۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۹۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۳۷۲ - ۳۷۳.</ref>
تورات در [[الهیات]] یهودی و [[مسیحی]] و در رایج‌ترین کاربرد آن به ۵ سِفر (کتاب) نخستِ «[[عهد قدیم]]» یا همان «اسفار پنج گانه»<ref>pentateuch.</ref> اطلاق می‌‌شود. عهد قدیم به جز تورات، مجموعه ای متعدد از کتاب‌های دیگر را نیز دربرمی گیرد. اسفار پنج گانه، «تورات مکتوب» و در مقابل آن، تلمود، «تورات شفاهی» خوانده می‌‌شود. در [[سنت]] یهودی [[اعتقاد]] بر این بوده است که [[حضرت موسی]]{{ع}} در شرح و تفصیل تورات، [[تعالیم]] دیگری نیز داشته که بعدها به صورت کتاب تلمود در آمده است.<ref>Encyclopaedia of Jewish conocepts، PP. ۶۳۰-۶۳۱.</ref> در ادبیاتِ [[معارف اسلامی]]، تورات نام [[کتاب آسمانی]] حضرت موسی{{ع}} است.<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۱، ص۲۳۲؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۲۹۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۳۷۲ - ۳۷۳.</ref>
خط ۱۴: خط ۱۴:
==[[عهد قدیم]]==
==[[عهد قدیم]]==
«[[کتاب مقدس]]» عنوان مجموعه ای از نوشته‌هایی است که به دو بخش بزرگ و کوچکِ «[[عهد عتیق]]» و «[[عهد جدید]]» قسمت می‌‌شود.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۷۱۸، «کتاب مقدس»؛ کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> عنوان «کتاب مقدس» نخستین بار به وسیله «[[پولُس]]» و تنها درباره عهد عتیق <ref>کتاب مقدس، دوم تیموتاوس ۳: ۱۵ - ۱۶؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۲۶.</ref> و بعدها اغلب از سوی [[مسیحیان]] [[عرب]] زبان درباره مجموع دو بخش به کار رفت. <ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> در بیشتر زبان‌های اروپایی برای [[نامگذاری]]کتاب مقدس از واژه‌هایی برگرفته از واژه [[یونانی]] Bibliaبه معنای «کتاب‌ها» استفاده می‌‌شود. این واژه در [[انگلیسی]] و فرانسوی به صورت Bibleنوشته می‌‌شود.<ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> از میان دو بخش کتاب مقدس، [[یهودیان]] فقط عهد عتیق، ولی مسیحیان هر دو بخش را [[کتاب آسمانی]] و [[مقدس]] خود می‌‌دانند.<ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> عهد عتیق و عهد جدید، اصطلاحی [[مسیحی]] است.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲.</ref> [[یهودیان]] [[کتاب آسمانی]] خود ([[عهد عتیق]]) را «تَنَخ» می‌‌نامند. این واژه از حروف نخست سه واژه [[عبری]] «تورا» به معنای [[تورات]]، «نِویئیم» به معنای [[انبیا]] و «کِتوبیم» به معنای مکتوبات (با تبدیل «ک» به «خ» طبق [[قواعد آن]] [[زبان]]) ساخته شده و به معنای «تورات و مکتوبات انبیا» است.<ref>آشنایی با ادیان بزرگ، ص۹۷؛ Encyclopaedia Judaica، V.۱۵،"Torah"</ref> واژه «[[عهد قدیم]]» نخستین بار در سال ۱۷۰ میلادی به وسیله میلتیوس،<ref>Melitius.</ref> [[اسقف]] ساردس درباره بخش اول [[کتاب مقدس]] و واژه «[[عهد جدید]]» در سال ۲۰۰ میلادی از سوی ترتولیان <ref>Tertulian.</ref> برای بخش دوم آن به کار رفت.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲.</ref> البته دو مفهوم عهد جدید و قدیم و نامگذاری مزبور برگرفته ازآموزه‌های خود کتاب مقدس <ref>کتاب مقدس، ارمیا ۳۱: ۳۱ - ۳۴؛ لوقا ۲۲: ۲۰؛ عبرانیان ۸ - ۱۰.</ref> و مبتنی بر این [[باور]] [[مسیحی]] است که [[خداوند]] با [[انسان]] دو [[پیمان]] بسته است: قدیم <ref>old Testament.</ref> و جدید.<ref> New Testament.</ref> بر اساس [[عهد]] و پیمان قدیم، خداوند از انسان پیمان گرفت که [[اوامر]] و [[شریعت الهی]] را پذیرفته، بدان گردن [[نهد]] و در این صورت خداوند [[رستگاری]] و [[نجات]] او را تضمین خواهد کرد. کانون مرکزی این عهد که از طریق [[پیامبران]] پیش از [[حضرت عیسی]]{{ع}} گرفته شد، پیمانی است که با ابراهیم{{ع}} منعقد گردید و سپس در [[زمان]] [[حضرت موسی]]{{ع}} تجدید و [[تحکیم]] شد. دوره [[تاریخی]] این پیمان که نماد آن [[ختنه]] کردن و انسان‌های طرف آن، اغلب [[بنی اسرائیل]] بودند، با [[ظهور حضرت عیسی]]{{ع}} پایان پذیرفت و خداوند عهد و پیمان جدیدی از طریق [[عیسی مسیح]]{{ع}} بست که طرف آن همه [[آدمیان]] هستند. بر اساس این پیمان جدید، نجات و رستگاری [[انسان]] از طریق [[محبت خدا]] و عیسی مسیح{{ع}} به دست می‌‌آید؛ به این معنا که با [[اراده]] مهرآمیز خدای پدر، خدای پسر به شکل انسان تجسم یافته، با [[تحمل]] [[رنج]] [[صلیب]]، [[کفاره گناهان]] [[بشر]] و موجب نجات او گردید. [[مسیحیان]] با [[اعتقاد]] به این دو دوره، کتاب‌های مربوط به دوره نخست را که درباره پیمان کهن سخن می‌‌گوید، عهد عتیق و کتاب‌های دوره دوم را که درباره [[پیمان]] نو سخن می‌‌گوید [[عهد جدید]] می‌‌نامند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲؛ آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۵۸ - ۱۶۰؛ ر. ک: مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۵۹۳۵.</ref>
«[[کتاب مقدس]]» عنوان مجموعه ای از نوشته‌هایی است که به دو بخش بزرگ و کوچکِ «[[عهد عتیق]]» و «[[عهد جدید]]» قسمت می‌‌شود.<ref>قاموس کتاب مقدس، ص۷۱۸، «کتاب مقدس»؛ کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> عنوان «کتاب مقدس» نخستین بار به وسیله «[[پولُس]]» و تنها درباره عهد عتیق <ref>کتاب مقدس، دوم تیموتاوس ۳: ۱۵ - ۱۶؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۲۶.</ref> و بعدها اغلب از سوی [[مسیحیان]] [[عرب]] زبان درباره مجموع دو بخش به کار رفت. <ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> در بیشتر زبان‌های اروپایی برای [[نامگذاری]]کتاب مقدس از واژه‌هایی برگرفته از واژه [[یونانی]] Bibliaبه معنای «کتاب‌ها» استفاده می‌‌شود. این واژه در [[انگلیسی]] و فرانسوی به صورت Bibleنوشته می‌‌شود.<ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> از میان دو بخش کتاب مقدس، [[یهودیان]] فقط عهد عتیق، ولی مسیحیان هر دو بخش را [[کتاب آسمانی]] و [[مقدس]] خود می‌‌دانند.<ref>کلام مسیحی، ص۲۳.</ref> عهد عتیق و عهد جدید، اصطلاحی [[مسیحی]] است.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲.</ref> [[یهودیان]] [[کتاب آسمانی]] خود ([[عهد عتیق]]) را «تَنَخ» می‌‌نامند. این واژه از حروف نخست سه واژه [[عبری]] «تورا» به معنای [[تورات]]، «نِویئیم» به معنای [[انبیا]] و «کِتوبیم» به معنای مکتوبات (با تبدیل «ک» به «خ» طبق [[قواعد آن]] [[زبان]]) ساخته شده و به معنای «تورات و مکتوبات انبیا» است.<ref>آشنایی با ادیان بزرگ، ص۹۷؛ Encyclopaedia Judaica، V.۱۵،"Torah"</ref> واژه «[[عهد قدیم]]» نخستین بار در سال ۱۷۰ میلادی به وسیله میلتیوس،<ref>Melitius.</ref> [[اسقف]] ساردس درباره بخش اول [[کتاب مقدس]] و واژه «[[عهد جدید]]» در سال ۲۰۰ میلادی از سوی ترتولیان <ref>Tertulian.</ref> برای بخش دوم آن به کار رفت.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲.</ref> البته دو مفهوم عهد جدید و قدیم و نامگذاری مزبور برگرفته ازآموزه‌های خود کتاب مقدس <ref>کتاب مقدس، ارمیا ۳۱: ۳۱ - ۳۴؛ لوقا ۲۲: ۲۰؛ عبرانیان ۸ - ۱۰.</ref> و مبتنی بر این [[باور]] [[مسیحی]] است که [[خداوند]] با [[انسان]] دو [[پیمان]] بسته است: قدیم <ref>old Testament.</ref> و جدید.<ref> New Testament.</ref> بر اساس [[عهد]] و پیمان قدیم، خداوند از انسان پیمان گرفت که [[اوامر]] و [[شریعت الهی]] را پذیرفته، بدان گردن [[نهد]] و در این صورت خداوند [[رستگاری]] و [[نجات]] او را تضمین خواهد کرد. کانون مرکزی این عهد که از طریق [[پیامبران]] پیش از [[حضرت عیسی]]{{ع}} گرفته شد، پیمانی است که با ابراهیم{{ع}} منعقد گردید و سپس در [[زمان]] [[حضرت موسی]]{{ع}} تجدید و [[تحکیم]] شد. دوره [[تاریخی]] این پیمان که نماد آن [[ختنه]] کردن و انسان‌های طرف آن، اغلب [[بنی اسرائیل]] بودند، با [[ظهور حضرت عیسی]]{{ع}} پایان پذیرفت و خداوند عهد و پیمان جدیدی از طریق [[عیسی مسیح]]{{ع}} بست که طرف آن همه [[آدمیان]] هستند. بر اساس این پیمان جدید، نجات و رستگاری [[انسان]] از طریق [[محبت خدا]] و عیسی مسیح{{ع}} به دست می‌‌آید؛ به این معنا که با [[اراده]] مهرآمیز خدای پدر، خدای پسر به شکل انسان تجسم یافته، با [[تحمل]] [[رنج]] [[صلیب]]، [[کفاره گناهان]] [[بشر]] و موجب نجات او گردید. [[مسیحیان]] با [[اعتقاد]] به این دو دوره، کتاب‌های مربوط به دوره نخست را که درباره پیمان کهن سخن می‌‌گوید، عهد عتیق و کتاب‌های دوره دوم را که درباره [[پیمان]] نو سخن می‌‌گوید [[عهد جدید]] می‌‌نامند.<ref>المدخل الی العهد القدیم، ص۳۲؛ آشنایی با ادیان بزرگ، ص۱۵۸ - ۱۶۰؛ ر. ک: مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، ص۵۹۳۵.</ref>


==دو نسخه کهن [[عهد قدیم]]==
==دو نسخه کهن [[عهد قدیم]]==
خط ۳۹: خط ۳۸:
داستان [[آفرینش آدم]] و [[حوا]]، برخورداری آنان از محیطی آرام و پرنعمت و خروج و هبوطشان در پی [[نافرمانی]]، [[تاریخ]] و سرگذشت [[هابیل و قابیل]]، [[حضرت نوح]]، [[ابراهیم]]، [[اسماعیل]]، [[اسحاق]]، [[یعقوب]]، [[یوسف]] {{عم}} و [[برادران]] او و سکونت آنان در [[مصر]] به گونه ای پیوسته و داستانی در [[سفر]] پیدایش آمده‌اند. این کتاب که «دوره ماقبل [[تاریخ]] [[یهود]]» (عصر [[آدم]] و [[نوح نبی]]) و دوران ابراهیم{{ع}} تا دوره یوسف{{ع}} را [[روایت]] می‌‌کند، با [[وفات]] یوسف{{ع}} در مصر پایان می‌‌پذیرد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش، مقدمه؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۹۳ - ۱۱۳؛ کلام مسیحی، ص۳۲ - ۳۳.</ref>
داستان [[آفرینش آدم]] و [[حوا]]، برخورداری آنان از محیطی آرام و پرنعمت و خروج و هبوطشان در پی [[نافرمانی]]، [[تاریخ]] و سرگذشت [[هابیل و قابیل]]، [[حضرت نوح]]، [[ابراهیم]]، [[اسماعیل]]، [[اسحاق]]، [[یعقوب]]، [[یوسف]] {{عم}} و [[برادران]] او و سکونت آنان در [[مصر]] به گونه ای پیوسته و داستانی در [[سفر]] پیدایش آمده‌اند. این کتاب که «دوره ماقبل [[تاریخ]] [[یهود]]» (عصر [[آدم]] و [[نوح نبی]]) و دوران ابراهیم{{ع}} تا دوره یوسف{{ع}} را [[روایت]] می‌‌کند، با [[وفات]] یوسف{{ع}} در مصر پایان می‌‌پذیرد.<ref>کتاب مقدس، پیدایش، مقدمه؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۹۳ - ۱۱۳؛ کلام مسیحی، ص۳۲ - ۳۳.</ref>
===سفر خروج===
===سفر خروج===
سفر خروج در ادامه تاریخ [[بنی اسرائیل]]، با جهشی [[تاریخی]] و بدون گزارش رخدادهای پس از وفات یوسف{{ع}} تا ولادت [[موسی]]{{ع}}، به روایت [[آزار]] و [[اذیت]] شدید بنی اسرائیل و [[بردگی]] آنان به دست [[حاکمان]] جدید، تولد و [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و درگیری‌های وی با [[فرعون]]، ماجرای خروج بنی اسرائیل از مصر و [[غرق]] شدن [[فرعونیان]] در دریا و نافرمانی و [[سرگردانی]] ۴۰ ساله بنی اسرائیل در بیابان می‌‌پردازد. در این مدت ۱۰ [[فرمان]] آمد و حضرت موسی{{ع}} [[احکام]] دیگری را نیز برای [[قوم]] خود آورد؛ توضیح بیشتر اینکه ۱۰ فرمان فهرست ده گانه ای از [[دستورات]] مذهبی است که در قالب دو [[لوح]] سنگی و سه ماه پس از خروج بنی اسرائیل از مصر در [[کوه سینا]] بر موسی{{ع}} نازل شد. این فرمان‌ها محور [[شریعت]] یهود به شمار می‌‌روند <ref>هفت آسمان، ش ۱۴، ص۲۰۴ «ده فرمان».</ref> تاریخ وقوع این رخدادها حدود سال ۱۲۵۰ قبل از میلاد است.<ref>کتاب مقدس، خروج، «مقدمه»؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۱۱۵ - ۱۱۷، ۱۲۱ - ۱۲۵؛ کلام مسیحی، ص۳۳.</ref>
سفر خروج در ادامه تاریخ [[بنی اسرائیل]]، با جهشی [[تاریخی]] و بدون گزارش رخدادهای پس از وفات یوسف{{ع}} تا ولادت [[موسی]]{{ع}}، به روایت [[آزار]] و [[اذیت]] شدید بنی اسرائیل و [[بردگی]] آنان به دست [[حاکمان]] جدید، تولد و [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و درگیری‌های وی با [[فرعون]]، ماجرای خروج بنی اسرائیل از مصر و [[غرق]] شدن [[فرعونیان]] در دریا و نافرمانی و [[سرگردانی]] ۴۰ ساله بنی اسرائیل در بیابان می‌‌پردازد. در این مدت ۱۰ [[فرمان]] آمد و حضرت موسی{{ع}} [[احکام]] دیگری را نیز برای [[قوم]] خود آورد؛ توضیح بیشتر اینکه ۱۰ فرمان فهرست ده گانه‌ای از [[دستورات]] مذهبی است که در قالب دو [[لوح]] سنگی و سه ماه پس از خروج بنی اسرائیل از مصر در [[کوه سینا]] بر موسی{{ع}} نازل شد. این فرمان‌ها محور [[شریعت]] یهود به شمار می‌‌روند <ref>هفت آسمان، ش ۱۴، ص۲۰۴ «ده فرمان».</ref> تاریخ وقوع این رخدادها حدود سال ۱۲۵۰ قبل از میلاد است.<ref>کتاب مقدس، خروج، «مقدمه»؛ المدخل الی العهد القدیم، ص۱۱۵ - ۱۱۷، ۱۲۱ - ۱۲۵؛ کلام مسیحی، ص۳۳.</ref>


===سفر لاویان===
===سفر لاویان===
نام سِفر لاویان از نام «[[سبط]] [[لاوی]]» گرفته شده است. [[کاهنان]] بنی اسرائیل همه از این سبط بودند و چون این کتاب بیشتر درباره [[احکام]] [[کهانت]] و [[وظایف]] کاهنان[[سخن]] گفته، به این نام خوانده شده است. احکام دیگری مانند احکام خوردنی‌های [[پاک]] و [[ناپاک]]، [[حلال و حرام]] و نیز [[احکام]] [[روز]] سَبْت ([[شنبه]]) در این کتاب آمده‌اند.<ref>کتاب مقدس، لاویان، مقدمه؛ ر. ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۱۴۹ - ۱۶۱.</ref> این کتاب اصولاً کتاب [[شریعت]] است که [[شعائر]] و [[قوانین]] رایج در [[دین حضرت موسی]]{{ع}} را دربرمی گیرد.<ref>کلام مسیحی، ص۳۳.</ref>
نام سِفر لاویان از نام «[[سبط]] [[لاوی]]» گرفته شده است. [[کاهنان]] بنی اسرائیل همه از این سبط بودند و چون این کتاب بیشتر درباره [[احکام]] [[کهانت]] و [[وظایف]] کاهنان [[سخن]] گفته، به این نام خوانده شده است. احکام دیگری مانند احکام خوردنی‌های [[پاک]] و [[ناپاک]]، [[حلال و حرام]] و نیز [[احکام]] [[روز]] سَبْت ([[شنبه]]) در این کتاب آمده‌اند.<ref>کتاب مقدس، لاویان، مقدمه؛ ر. ک: المدخل الی العهد القدیم، ص۱۴۹ - ۱۶۱.</ref> این کتاب اصولاً کتاب [[شریعت]] است که [[شعائر]] و [[قوانین]] رایج در [[دین حضرت موسی]]{{ع}} را دربرمی گیرد.<ref>کلام مسیحی، ص۳۳.</ref>


===[[سفر]] اعداد===
===[[سفر]] اعداد===
خط ۱۱۸: خط ۱۱۷:
[[بشارت]] به آمدن برخی [[پیامبران]] پس از موسی{{ع}} از آموزه‌های دیگر [[تورات]] در این باره است؛ بنابر [[نص صریح]] برخی [[آیات قرآن]] و نیز ظاهر برخی دیگر، خبر [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} و ویژگی‌های او در تورات و [[انجیل]] نازل شده از سوی [[خدا]]، آمده است. این موضوع در میان آموزه‌های یاد شده تورات و انجیل در [[قرآن]] برجستگی ویژه ای دارد: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> از [[ظاهر آیه]] بر می‌‌آید که اوصاف سه گانه «[[رسول]]»، «[[نبیّ]]» و «اُمّی» (درس ناخوانده و خط نانوشته) همه در تورات و انجیل برای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یاد شده‌اند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۱۱۲ - ۱۱۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۶۲؛ ج ۳، ص۴۲۷؛ المیزان، ج ۸، ص۲۸۰.</ref> و اگر [[آیه]] درصدد چنین بیانی نبود، یادکرد هر سه وصف در کنار هم که منحصر به همین آیه است، به ویژه آوردن ویژگی سوم، نکته پیدایی نداشت؛<ref>المیزان، ج ۸، ص۲۸۰.</ref> همچنین [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[حلال]] کردن خوراکی‌های [[پاکیزه]] و [[تحریم]] چیزهای [[ناپاک]] بر [[مردم]] و برداشتن بارهای گران و [[غل]] و زنجیرها از دوش و گردن آنها از ویژگی‌هایی است که تورات و انجیل برای آن حضرت گفته‌اند.
[[بشارت]] به آمدن برخی [[پیامبران]] پس از موسی{{ع}} از آموزه‌های دیگر [[تورات]] در این باره است؛ بنابر [[نص صریح]] برخی [[آیات قرآن]] و نیز ظاهر برخی دیگر، خبر [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} و ویژگی‌های او در تورات و [[انجیل]] نازل شده از سوی [[خدا]]، آمده است. این موضوع در میان آموزه‌های یاد شده تورات و انجیل در [[قرآن]] برجستگی ویژه ای دارد: {{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسان که از فرستاده پیام‌آور درس ناخوانده پیروی می‌کنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته می‌یابند؛ آنان را به نیکی فرمان می‌دهد و از بدی باز می‌دارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌گرداند و بار (تکلیف) های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمی‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رسانده‌اند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کرده‌اند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> از [[ظاهر آیه]] بر می‌‌آید که اوصاف سه گانه «[[رسول]]»، «[[نبیّ]]» و «اُمّی» (درس ناخوانده و خط نانوشته) همه در تورات و انجیل برای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یاد شده‌اند<ref>جامع البیان، ج ۹، ص۱۱۲ - ۱۱۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص۲۶۲؛ ج ۳، ص۴۲۷؛ المیزان، ج ۸، ص۲۸۰.</ref> و اگر [[آیه]] درصدد چنین بیانی نبود، یادکرد هر سه وصف در کنار هم که منحصر به همین آیه است، به ویژه آوردن ویژگی سوم، نکته پیدایی نداشت؛<ref>المیزان، ج ۸، ص۲۸۰.</ref> همچنین [[امر به معروف و نهی از منکر]]، [[حلال]] کردن خوراکی‌های [[پاکیزه]] و [[تحریم]] چیزهای [[ناپاک]] بر [[مردم]] و برداشتن بارهای گران و [[غل]] و زنجیرها از دوش و گردن آنها از ویژگی‌هایی است که تورات و انجیل برای آن حضرت گفته‌اند.


بر اساس برخی دیگر از آیات قرآن، گزارش‌های تورات و انجیل درباره [[بعثت]] و ویژگی‌های پیامبر اکرم{{صل}} به گونه ای دقیق و روشن بوده است که برای [[یهود]] و [[نصارا]] یا دست کم برای [[دانشمندان]] آنان هیچ تردیدی در [[شناخت]] آن حضرت و [[حقانیت]] [[دعوت]] و [[رسالت]] وی باقی نمی‌گذاشت؛<ref>المیزان، ج ۷، ص۴۰.</ref> اما گروهی از آنان بر اثر انگیزه‌های گوناگون به [[کتمان]] آن می‌‌پرداختند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را  می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند» سوره بقره، آیه 146.</ref> از این [[آیه]] و همانند آن {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«کسانی که پیش از آن به آنان کتاب (آسمانی) داده بودیم به آن ایمان می‌آورند» سوره قصص، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ}}<ref>«و چون (قرآن) برای آنان خوانده شود می‌گویند: ما بدان باور داریم که راستین است، از سوی پروردگار ماست، ما پیش از آن (هم) گردن نهاده بودیم» سوره قصص، آیه ۵۳.</ref> برمی‌آید که گزارش‌های یاد شده در [[تورات]] و انجیل‌های موجود در [[عصر نزول]] نیز بوده است. در غیر این صورت، یهود ونصارا با استناد بر آن به عنوان بهترین دلیل، شدیدا به [[تکذیب]] [[قرآن]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و دعوت او می‌‌پرداختند،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص۱۱۹؛ البیان، ص۱۲۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص۲۵۳ - ۲۵۴.</ref> در حالی که شماری از آنان به ویژه برخی از [[دانشمندان یهود]] و نصارا بر اساس بشارت‌های یاد شده و شناخت پیشین از پیامبر اکرم به وی [[ایمان]] آوردند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲۹۶؛ المیزان، ج ۱۶، ص۵۴؛ البیان، ص۱۱۹.</ref> البته با توجه به [[تحریف]] آمیز بودن بسیاری از گزارش‌های [[عهد قدیم]]، آنچه قرآن در این باره آورده است، به طور کامل در آن وجود ندارد و آنچه یافت می‌‌شود برخی عبارات کلی است که قابل انطباق بر پیامبر اکرم است، در حالی که از قرآن برمی آید که در تورات و [[انجیل]] به روشنی و با صراحت از آمدن [[پیامبر]]{{صل}} خبر داده شده است.<ref>قرآن‌شناسی، ص۱۸۸.</ref> در آیه {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> نیز از یادکرد برخی [[اوصاف پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} و [[پیروان راستین]] او در تورات و انجیل[[سخن]] به میان آمده است. بر اساس این آیه در کتب یاد شده آمده است که پیامبر و پیروانش با [[کافران]]، سرسخت و با یکدیگر بسی مهربان‌اند؛ همچنین آنان به زراعتی [[تشبیه]] شده‌اند که [[روز]] به روز [[رشد]]، بالندگی و [[استحکام]] بیشتری یافته، [[شگفتی]] کشاورزان را برمی انگیزد؛ به این معنا که [[مسلمانان]] نیز در آغاز اندک‌اند؛ اما در گذر ایام چنان بر شمار و نیروی آنان افزوده می‌‌شود که [[کافران]] را به [[خشم]] آورده، هراسان می‌‌سازند<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۱۴۱ - ۱۴۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص۲۹۲.</ref>. [[مفسران]] در اینکه همه اوصاف یاد شده، در هر دو کتاب [[تورات]] و [[انجیل]] آمده‌اند یا بخشی در تورات و بخشی دیگر در انجیل، [[اختلاف]] دارند؛ شماری از [[مفسران شیعه]]<ref>التبیان، ج ۹، ص۳۳۶ - ۳۳۷؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۱۹۲.</ref> و [[سنی]]<ref>جامع البیان، ج۲۶، ص۱۴۵ - ۱۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴،ص ۲۱۹؛ معانی القرآن، ج ۶، ص۵۱۵.</ref> به [[پیروی]] از تفسیرگران نخستینی چون [[قتاده]]، [[ضحاک]] و [[ابن جبیر]]،<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۴۵؛ تفسیر صنعانی، ج ۳، ص۲۱۵؛ زادالمسیر، ج ۷، ص۴۴۸ - ۴۴۹.</ref> اوصافی را که پیش از واژه {{متن قرآن|ذَلِكَ}} آمده‌اند، یاد شده در تورات، و [[تشبیه]] به زرع و کِشته را آمده در انجیل می‌‌دانند. [[طبری]] در [[اثبات]] این دیدگاه می‌‌گوید: اگر {{متن قرآن|الزُّرَّاعَ}} عطف بر اوصاف پیشین و به تورات هم مربوط بود، باید همراه «واوِ» عطف می‌‌آمد.<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۴۶.</ref> در مقابل، شوکانی، جمله {{متن قرآن|كَزَرْعٍ}} را مستأنفه دانسته، به پیروی از [[مجاهد]] [[معتقد]] است که همه ویژگی‌های یاد شده از آغاز تا پایان [[آیه]]، هم در تورات و هم در انجیل آمده‌اند،<ref>فتح القدیر، ج ۵، ص۵۶.</ref> چنان که [[ابو سلیمان]] دمشقی بر این [[باور]] است که فقط تشبیه به زرع و کِشته در تورات و انجیل یاد شده است.<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۴۴۸.</ref>
بر اساس برخی دیگر از آیات قرآن، گزارش‌های تورات و انجیل درباره [[بعثت]] و ویژگی‌های پیامبر اکرم{{صل}} به گونه ای دقیق و روشن بوده است که برای [[یهود]] و [[نصارا]] یا دست کم برای [[دانشمندان]] آنان هیچ تردیدی در [[شناخت]] آن حضرت و [[حقانیت]] [[دعوت]] و [[رسالت]] وی باقی نمی‌گذاشت؛<ref>المیزان، ج ۷، ص۴۰.</ref> اما گروهی از آنان بر اثر انگیزه‌های گوناگون به [[کتمان]] آن می‌‌پرداختند: {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم او را  می‌شناسند همان‌گونه که فرزندانشان را می‌شناسند؛ و به راستی دسته‌ای از آنان حق را دانسته پنهان می‌دارند» سوره بقره، آیه 146.</ref> از این [[آیه]] و همانند آن {{متن قرآن|الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«کسانی که پیش از آن به آنان کتاب (آسمانی) داده بودیم به آن ایمان می‌آورند» سوره قصص، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ}}<ref>«و چون (قرآن) برای آنان خوانده شود می‌گویند: ما بدان باور داریم که راستین است، از سوی پروردگار ماست، ما پیش از آن (هم) گردن نهاده بودیم» سوره قصص، آیه ۵۳.</ref> برمی‌آید که گزارش‌های یاد شده در [[تورات]] و انجیل‌های موجود در [[عصر نزول]] نیز بوده است. در غیر این صورت، یهود ونصارا با استناد بر آن به عنوان بهترین دلیل، شدیدا به [[تکذیب]] [[قرآن]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و دعوت او می‌‌پرداختند،<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۷، ص۱۱۹؛ البیان، ص۱۲۲؛ المیزان، ج ۱۹، ص۲۵۳ - ۲۵۴.</ref> در حالی که شماری از آنان به ویژه برخی از [[دانشمندان یهود]] و نصارا بر اساس بشارت‌های یاد شده و شناخت پیشین از پیامبر اکرم به وی [[ایمان]] آوردند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲۹۶؛ المیزان، ج ۱۶، ص۵۴؛ البیان، ص۱۱۹.</ref> البته با توجه به [[تحریف]] آمیز بودن بسیاری از گزارش‌های [[عهد قدیم]]، آنچه قرآن در این باره آورده است، به طور کامل در آن وجود ندارد و آنچه یافت می‌‌شود برخی عبارات کلی است که قابل انطباق بر پیامبر اکرم است، در حالی که از قرآن برمی آید که در تورات و [[انجیل]] به روشنی و با صراحت از آمدن [[پیامبر]]{{صل}} خبر داده شده است.<ref>قرآن‌شناسی، ص۱۸۸.</ref> در آیه {{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وی‌اند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود می‌بینی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‌هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات همین است و داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> نیز از یادکرد برخی [[اوصاف پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[پیروان راستین]] او در تورات و انجیل[[سخن]] به میان آمده است. بر اساس این آیه در کتب یاد شده آمده است که پیامبر و پیروانش با [[کافران]]، سرسخت و با یکدیگر بسی مهربان‌اند؛ همچنین آنان به زراعتی [[تشبیه]] شده‌اند که [[روز]] به روز [[رشد]]، بالندگی و [[استحکام]] بیشتری یافته، [[شگفتی]] کشاورزان را برمی انگیزد؛ به این معنا که [[مسلمانان]] نیز در آغاز اندک‌اند؛ اما در گذر ایام چنان بر شمار و نیروی آنان افزوده می‌‌شود که [[کافران]] را به [[خشم]] آورده، هراسان می‌‌سازند<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۱۴۱ - ۱۴۹؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص۲۹۲.</ref>. [[مفسران]] در اینکه همه اوصاف یاد شده، در هر دو کتاب [[تورات]] و [[انجیل]] آمده‌اند یا بخشی در تورات و بخشی دیگر در انجیل، [[اختلاف]] دارند؛ شماری از [[مفسران شیعه]]<ref>التبیان، ج ۹، ص۳۳۶ - ۳۳۷؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۱۹۲.</ref> و [[سنی]]<ref>جامع البیان، ج۲۶، ص۱۴۵ - ۱۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴،ص ۲۱۹؛ معانی القرآن، ج ۶، ص۵۱۵.</ref> به [[پیروی]] از تفسیرگران نخستینی چون [[قتاده]]، [[ضحاک]] و [[ابن جبیر]]،<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۴۵؛ تفسیر صنعانی، ج ۳، ص۲۱۵؛ زادالمسیر، ج ۷، ص۴۴۸ - ۴۴۹.</ref> اوصافی را که پیش از واژه {{متن قرآن|ذَلِكَ}} آمده‌اند، یاد شده در تورات، و [[تشبیه]] به زرع و کِشته را آمده در انجیل می‌‌دانند. [[طبری]] در [[اثبات]] این دیدگاه می‌‌گوید: اگر {{متن قرآن|الزُّرَّاعَ}} عطف بر اوصاف پیشین و به تورات هم مربوط بود، باید همراه «واوِ» عطف می‌‌آمد.<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۴۶.</ref> در مقابل، شوکانی، جمله {{متن قرآن|كَزَرْعٍ}} را مستأنفه دانسته، به پیروی از [[مجاهد]] [[معتقد]] است که همه ویژگی‌های یاد شده از آغاز تا پایان [[آیه]]، هم در تورات و هم در انجیل آمده‌اند،<ref>فتح القدیر، ج ۵، ص۵۶.</ref> چنان که [[ابو سلیمان]] دمشقی بر این [[باور]] است که فقط تشبیه به زرع و کِشته در تورات و انجیل یاد شده است.<ref>زاد المسیر، ج ۷، ص۴۴۸.</ref>


===[[احکام]]===
===[[احکام]]===
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش