وحی بیانی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۴ نوامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۵: خط ۲۵:
وحی از جهات ملاک‌ها، ضوابط و از منظرهای متفاوت قابل تقسیم است. گاهی وحی از جهت فاعل و گوینده آن به [[وحی الهی]] یا [[الهام]] ربانی و وحی و القای [[شیطانی]] تقسیم می‌شود: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref> سوره انعام آیه ۱۲۱</ref> از جهت قابل و گیرنده نیز می‌توان وحی را به وحی به [[پیامبران]] و وحی به غیر پیامبران تقسیم کرد: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ}}<ref> سوره نحل آیه ۶۸</ref> و نیز {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى}}<ref> سوره قصص آیه ۷</ref> [[کلامی]] که [[فرشتگان]] با [[حضرت مریم]] داشته‌اند نیز از این قسم بوده است. تقسیم دیگر آن است که وحی را از جهت نوع رابطه وحی کننده و وحی گیرنده، به سه دسته تقسیم می‌کنند: گاهی تلقی و [[گرفتن وحی]]، بدون واسطه است؛ گاهی باواسطه [[فرشته]] صورت می‌گیرد و زمانی از پس حجابِ بین [[متکلم]] و مخاطب دریافت می‌گردد.<ref>[[محمد هادی معرفت|معرفت، محمدهادی]] خلاصه التمهید، صفحه ۱۴ و ۲۱</ref> [[آیه]] آخر [[سوره شوری]]، این تقسیم را بیان فرموده است. تقسیم دیگر آنکه گاهی [[تلقی وحی]] در [[خواب]] است و گاهی در [[بیداری]]. همچنانکه گاهی لفظ و معنای [[کلام]]، هر دو وحی است و گاهی معنای [[وحیانی]] با الفاظ غیروحیانی بیان می‌شود. در تقسیم دیگر، وحی به دو گونه [[قرآنی]] و غیرقرآنی که [[احادیث]]، [[مبین]] آن هستند، تفکیک می‌شود. آنچه در اینجا مهم است، همین تقسیم از وحی است که آن را به دو گونه [[قرآنی]] و بیانی مطرح می‌سازد. در [[شریعت اسلام]]، دو نوع [[وحی]] وجو د دارد: قرآنی و بیانی و منحصر دانستن وحی به [[قرآن مجید]] صحیح نیست؛ مگر آنکه مقصود گویندگان این [[کلام]] "[[وحی قرآنی]]" باشد که بدون [[کاستی]] و فزونی، منحصر در [[قرآن]] است.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]]، ص۵۰ تا ۶۰.</ref>
وحی از جهات ملاک‌ها، ضوابط و از منظرهای متفاوت قابل تقسیم است. گاهی وحی از جهت فاعل و گوینده آن به [[وحی الهی]] یا [[الهام]] ربانی و وحی و القای [[شیطانی]] تقسیم می‌شود: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref> سوره انعام آیه ۱۲۱</ref> از جهت قابل و گیرنده نیز می‌توان وحی را به وحی به [[پیامبران]] و وحی به غیر پیامبران تقسیم کرد: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ}}<ref> سوره نحل آیه ۶۸</ref> و نیز {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى}}<ref> سوره قصص آیه ۷</ref> [[کلامی]] که [[فرشتگان]] با [[حضرت مریم]] داشته‌اند نیز از این قسم بوده است. تقسیم دیگر آن است که وحی را از جهت نوع رابطه وحی کننده و وحی گیرنده، به سه دسته تقسیم می‌کنند: گاهی تلقی و [[گرفتن وحی]]، بدون واسطه است؛ گاهی باواسطه [[فرشته]] صورت می‌گیرد و زمانی از پس حجابِ بین [[متکلم]] و مخاطب دریافت می‌گردد.<ref>[[محمد هادی معرفت|معرفت، محمدهادی]] خلاصه التمهید، صفحه ۱۴ و ۲۱</ref> [[آیه]] آخر [[سوره شوری]]، این تقسیم را بیان فرموده است. تقسیم دیگر آنکه گاهی [[تلقی وحی]] در [[خواب]] است و گاهی در [[بیداری]]. همچنانکه گاهی لفظ و معنای [[کلام]]، هر دو وحی است و گاهی معنای [[وحیانی]] با الفاظ غیروحیانی بیان می‌شود. در تقسیم دیگر، وحی به دو گونه [[قرآنی]] و غیرقرآنی که [[احادیث]]، [[مبین]] آن هستند، تفکیک می‌شود. آنچه در اینجا مهم است، همین تقسیم از وحی است که آن را به دو گونه [[قرآنی]] و بیانی مطرح می‌سازد. در [[شریعت اسلام]]، دو نوع [[وحی]] وجو د دارد: قرآنی و بیانی و منحصر دانستن وحی به [[قرآن مجید]] صحیح نیست؛ مگر آنکه مقصود گویندگان این [[کلام]] "[[وحی قرآنی]]" باشد که بدون [[کاستی]] و فزونی، منحصر در [[قرآن]] است.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]]، ص۵۰ تا ۶۰.</ref>


== تعریف وحی قرآنی و [[وحی بیانی]] ==
== تعریف وحی قرآنی و وحی بیانی ==
{{اصلی|وحی قرآنی}}
{{اصلی|وحی قرآنی}}
== وحی قرآنی و وحی بیانی در کلمات [[مفسران]] بزرگ ==
== وحی قرآنی و وحی بیانی در کلمات [[مفسران]] بزرگ ==
[[شیخ طوسی]] فرموده است {{عربی|"خص هذه الأشیاء بنص القرآن و ما عداه بوحی غیرالقرآن"}}<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ۴ ص۳۲۸</ref> و منظور او از اشیا [[احکام]] است. مرحوم [[طبرسی]] نیز می‌نویسد {{عربی|اما بنّص القرآن و اما بوحی غیرالقرآن}}<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۴ ص۳۷۸</ref> [[ابوالفتوح رازی]] نیز می‌نویسد: بعضی دیگر گفتند: این چیزها به [[نص قرآن]] [[حرام]] است و آنچه جز این است، به وحیی که غیر قرآن است.<ref>رازی، ابوالفتوح، روح الجنان و روض الجنان، تصحیح محمد حسن شعرانی، ج۵ ص۸۰</ref> [[فخر رازی]] نیز می‌گوید {{عربی|سواء کان ذلک الوحی قراناً أو غیره}}<ref>رازی، فخرالدین محمد، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج ۵ ص۱۷۰</ref> [[بیضاوی]] نیز در [[تفسیر]] ابتدای [[سوره اعراف]] گوید [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ}}<ref>اعراف، آیه ۳</ref> علاوه بر قرآن، شامل [[سنت]] نیز می‌شود؛ زیرا خود قرآن فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>سوره نجم، آیه ۳</ref><ref>بیضاوی، عبداالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، مصر، مکتبۀ مصطفی الحلبی ج۱ ص۳۴۱</ref> وی در این عبارت، اصطلاح وحی بیانی را به کار نبرده است؛ اما صریحاً سنت را جزء وحی و "ما انزل االله" دانسته است. [[قرطبی]] نیز ذیل تفسیر همان [[آیه]]، [[سنت]] را جزء "ما انزل االله" دانسته و به [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ}}<ref>سوره حشر آیه ۷</ref> [[استشهاد]] نموده است.<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۷ ص۱۶۱</ref>. آنچه ذکر شد نمونه اندکی از کلمات [[مفسران]] بود که همگی [[شهادت]] می‌دهند مفسران بزرگ [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، تقسیم [[وحی]] به [[وحی قرآنی]] و [[وحی بیانی]] را پذیرفته‌اند.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]]، ص۵۰ تا ۶۰.</ref>
[[شیخ طوسی]] فرموده است {{عربی|"خص هذه الأشیاء بنص القرآن و ما عداه بوحی غیرالقرآن"}}<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج ۴ ص۳۲۸</ref> و منظور او از اشیا [[احکام]] است. مرحوم [[طبرسی]] نیز می‌نویسد {{عربی|اما بنّص القرآن و اما بوحی غیرالقرآن}}<ref>طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تصحیح سید هاشم رسولی محلاتی، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۴ ص۳۷۸</ref> [[ابوالفتوح رازی]] نیز می‌نویسد: بعضی دیگر گفتند: این چیزها به [[نص قرآن]] [[حرام]] است و آنچه جز این است، به وحیی که غیر قرآن است.<ref>رازی، ابوالفتوح، روح الجنان و روض الجنان، تصحیح محمد حسن شعرانی، ج۵ ص۸۰</ref> [[فخر رازی]] نیز می‌گوید {{عربی|سواء کان ذلک الوحی قراناً أو غیره}}<ref>رازی، فخرالدین محمد، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج ۵ ص۱۷۰</ref> [[بیضاوی]] نیز در [[تفسیر]] ابتدای [[سوره اعراف]] گوید [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ}}<ref>اعراف، آیه ۳</ref> علاوه بر قرآن، شامل [[سنت]] نیز می‌شود؛ زیرا خود قرآن فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>سوره نجم، آیه ۳</ref><ref>بیضاوی، عبداالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، مصر، مکتبۀ مصطفی الحلبی ج۱ ص۳۴۱</ref> وی در این عبارت، اصطلاح وحی بیانی را به کار نبرده است؛ اما صریحاً سنت را جزء وحی و "ما انزل االله" دانسته است. [[قرطبی]] نیز ذیل تفسیر همان [[آیه]]، [[سنت]] را جزء "ما انزل االله" دانسته و به [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ}}<ref>سوره حشر آیه ۷</ref> [[استشهاد]] نموده است.<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع الاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج۷ ص۱۶۱</ref>. آنچه ذکر شد نمونه اندکی از کلمات [[مفسران]] بود که همگی [[شهادت]] می‌دهند مفسران بزرگ [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، تقسیم [[وحی]] به [[وحی قرآنی]] و [[وحی بیانی]] را پذیرفته‌اند.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]]، ص۵۰ تا ۶۰.</ref>
۱۳۱٬۶۲۶

ویرایش