←شأنی یا فعلی بودن
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== شأنی یا فعلی بودن == | == شأنی یا فعلی بودن == | ||
تعبیر شأنی یا فعلی بودن - همچون بسیاری از تعابیر دیگری که در این مباحث ارائه میشوند - اصطلاحی نیست که در [[روایات]] به آن اشاره شده باشد. اشاراتی به این اصطلاح را میتوان در برخی کتابهای [[علما]] یافت<ref>ر.ک: سیدعبدالحسین لاری، معارف السلمانی بمراتب الخلفاء الرحمانی، ص۲۰؛ محمدصالح مازندرانی، شرح الکافی - الأصول و الروضة، ج۵، ص۳۸۷.</ref>. | تعبیر شأنی یا فعلی بودن - همچون بسیاری از تعابیر دیگری که در این مباحث ارائه میشوند - اصطلاحی نیست که در [[روایات]] به آن اشاره شده باشد. اشاراتی به این اصطلاح را میتوان در برخی کتابهای [[علما]] یافت<ref>ر.ک: سیدعبدالحسین لاری، معارف السلمانی بمراتب الخلفاء الرحمانی، ص۲۰؛ محمدصالح مازندرانی، شرح الکافی - الأصول و الروضة، ج۵، ص۳۸۷.</ref>. مراد از بررسی شأنی یا فعلی بودن [[علوم ائمه]] {{عم}} پاسخ به این [[پرسش]] است که آیا [[ائمه]] {{عم}} توان و شأنیت [[آگاهی]] به [[علوم ویژه]] و گستردهای را داشتند، یا آنکه بالفعل این [[علوم]] نزد آنان بوده است؟ آیا [[علم]] آنان در قلمروهای مختلف علومشان، مانند [[علم به حلال و حرام]]، [[تفسیر قرآن]]، حوادث پنهان گذشته، حال و [[آینده]] و [[اسرار]] [[جهان]]، بالفعل بوده است، یا منظور از علم آنان به این علوم این است که ایشان توان آن را دارند که با شیوههای مختلف یادشده در فصل پیشین، این علوم را کسب کنند؟ چنان که گفته شد، تفاوت [[امام]] در این فرض با دیگر افرادی که [[توانایی]] فراگیری آن علوم را دارند، این است که توانایی امام به فعلیت بسیار نزدیکتر از یافتن یا [[استنباط]] [[حکم]] یک مسئله توسط یک [[فقیه]] یا متخصص دیگر است؛ زیرا ائمه {{عم}} از تأییدات ویژه [[الهی]] برخوردارند و به شیوههایی چون، [[الهام]]، دریافت از [[روح القدس]] و [[تحدیث]] مسلحاند. از این رو، توانایی آنان در کسب [[دانش]]، بسیار نزدیک به فعلیت است. چنان که در برخی روایات، از این توانایی این گونه تعبیر شده است که هرگاه [[اراده]] کنند، علم مییابند: {{متن حدیث|إِذَا أَرَادَ أَنْ يَعْلَمَ الشَّيْءَ أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِكَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۴۰. سند این روایت، موثق است. همچنین ر.ک: همان، ص۶۴۱.</ref>. افزون بر این، فقیه یا متخصص رشته دیگر ممکن است در استنباط خود [[اشتباه]] کند؛ اما امام با منبع [[علم الهی]] در [[ارتباط]] است و [[حقایق]] را دریافت میکند، نه [[علوم]] [[خطاپذیر]] عادی را. البته این بدان معنا نیست که همه [[علوم ائمه]] {{عم}}، [[دانش]] موهبتی و ویژه است؛ بلکه در امور عادی، از روشهای عادی مانند [[حس]] و [[تفکر]] استفاده میکنند. در هر صورت، مقصود از شأنی بودن [[علم امام]] این است که هرگاه بخواهد به چیزی [[علم]] یابد یا [[خداوند]] [[صلاح]] بداند که آن دانش را در [[اختیار]] او قرار دهد، به روشهای مختلف به آن علوم [[آگاه]] میشود. | ||
بیشترین بحث درباره شأنی یا فعلی بودن علوم ائمه {{عم}} مربوط به فرضی است که علوم ائمه {{عم}} را تام و کامل میداند. چنان که گفته شد، از برخی [[روایات]] که [[ائمه]] {{عم}} را عالم به گذشته، [[آینده]] و تمام حوادث و علوم معرفی میکنند، تام بون علوم آنان برداشت میشود. در این صورت است که باید بحث شود آیا علوم آنان شأنی است یا فعلی؛ یعنی مقصود از [[احاطه علمی]] ائمه به تمام وقایع و [[اسرار]] [[جهان]]، شأنیت و توان چنین [[علمی]] است یا آنکه آنان بالفعل از این قلمرو گسترده علمی برخوردارند؟ | بیشترین بحث درباره شأنی یا فعلی بودن علوم ائمه {{عم}} مربوط به فرضی است که علوم ائمه {{عم}} را تام و کامل میداند. چنان که گفته شد، از برخی [[روایات]] که [[ائمه]] {{عم}} را عالم به گذشته، [[آینده]] و تمام حوادث و علوم معرفی میکنند، تام بون علوم آنان برداشت میشود. در این صورت است که باید بحث شود آیا علوم آنان شأنی است یا فعلی؛ یعنی مقصود از [[احاطه علمی]] ائمه به تمام وقایع و [[اسرار]] [[جهان]]، شأنیت و توان چنین [[علمی]] است یا آنکه آنان بالفعل از این قلمرو گسترده علمی برخوردارند؟ | ||