پرش به محتوا

کوفه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸٬۷۱۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ دسامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۱: خط ۶۱:
در [[حدیث]] زیر، امام صادق{{ع}} کوفه را [[حرم]] [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} و [[قم]] را حرم دیگر [[امامان]] خوانده است. آن حضرت خطاب به گروهی از [[مردم ری]] می‌فرماید:
در [[حدیث]] زیر، امام صادق{{ع}} کوفه را [[حرم]] [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} و [[قم]] را حرم دیگر [[امامان]] خوانده است. آن حضرت خطاب به گروهی از [[مردم ری]] می‌فرماید:
برای خداوند حرمی است و آن [[مکه]] است و برای [[پیغمبر]] حرمی است و آن [[مدینه]] است و برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حرمی است و آن کوفه است و برای ما حرمی است و آن [[شهر قم]] است و...<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۷، ص۲۱۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[کوفه (مقاله)| مقاله «کوفه»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۳۷۳.</ref>
برای خداوند حرمی است و آن [[مکه]] است و برای [[پیغمبر]] حرمی است و آن [[مدینه]] است و برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} حرمی است و آن کوفه است و برای ما حرمی است و آن [[شهر قم]] است و...<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۷، ص۲۱۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[کوفه (مقاله)| مقاله «کوفه»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۳۷۳.</ref>
==ترکیب جمعیتی کوفه==
از آن رو که کوفه در آغاز برای استقرار [[رزمندگان]] [[مسلمان]] [[مأمور]] [[فتوحات]] در قلمرو [[ایران]] [[ساسانی]] تأسیس شد، شمار بسیاری از قبیله‌های گوناگون [[عرب]] شمالی و جنوبی با تنوعی گسترده در کوفه ساکن شدند. اگرچه [[مهاجرت]] عرب‌های [[رزمنده]]، که از دوران [[خلیفه دوم]] آغاز شد، به کوفه منحصر نبود و [[بصره]] و [[شام]] و [[مصر]] را نیز دربر می‌گرفت، هیچ یک از آن بلاد دارای تنوع جمعیتی و قبیله‌ای کوفه نبودند و تقریباً دارای ترکیبی یکدست بودند.
نخستین تقسیم‌بندی [[مردم کوفه]] به دو گروه کلی [[نزاری]] (عرب شمالی) و [[یمنی]] بود که برای اسکان آنان در کوفه به دستور [[سعد بن ابی‌وقاص]] قرعه کشیدند. سوی شرق [[مسجد]]، که مرغوب‌تر بود، به نام یمنی‌ها در آمد و در سوی غرب آن [[نزاری‌ها]] ساکن شدند. بنا به قولی، نخستین ساکنان کوفه هشت هزار نزاری و [[دوازده]] هزار یمنی بودند. سپس سعد بن ابی‌وقاص رزمندگان [[قادسیه]] و پیش از آن را در ده گروه جای داد و آنان را در محله‌هایی میان گذرگاه‌ها و خیابان‌های اصلی و فرعی پیرامون مسجد ساکن ساخت. این رزمندگان، اعم از نزاری و یمنی، از این قبیله‌ها بودند: سُلَیم، [[ثقیف]]، [[هَمْدان]]، تَیْم، [[تَغْلب]]، [[بنی‌اسد]]، [[نَخَع]]، کِنْده، [[اَزْد]]، [[تمیم]]، [[مُحارب]]، اسد، عامر، [[بجاله]]، [[بجیله]]، [[جَدیله]] و جُهَیْنه<ref>ر.ک: طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج ۳، ص۱۴۹؛ حموی، یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۴۹۰.</ref>.
پس از مدتی شمار [[نفوس]] برخی قبیله‌های گروه‌های ده‌گانه -به سبب [[هم‌پیمان]] شدن با برخی دیگر- از دیگران بیش‌تر شد و در پرداخت [[حقوق]] قبیله‌ها، که به [[میزان]] [[جمعیت]] آنها بسته بود، مشکلاتی پدید آمد. سعد بن ابی‌وقاص موضوع را به [[عمر]] نوشت و عمر دستور داد سازمانی نو پی‌ریزد. سعد در اجرای این دستور گروهی از نسابان و صاحب‌نظران عرب را مأمور کرد که قبیله‌های مختلف ساکن کوفه را برحسب [[قرابت]] در هفت گروه [[سازمان]] دهند<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۵۱.</ref>. این تجدید [[سازمان]] آشکارا به [[دوران پیش از اسلام]] یا طرح سنتی [[عربی]] بازمی‌گشت که در آن [[قبایل]] یا طرایف هر [[قبیله]]، اتحادیه‌های [[سیاسی]] به شکل ائتلافی [[سست]] و [[بی‌هدف]] بنا می‌کردند<ref>محمد جعفری، سیدحسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۲۸.</ref>. بدین‌سان، هفت گروه و وابستگان آنها به این شرح سازمان یافتند:
# [[کنانه]] و [[هم‌پیمانان]] آنان، [[حبشی‌ها]] و [[جدیله]]، که از تیره [[بنی عَمرو بن قیس عیلان]] بودند<ref>کنانه قبیله‌ای مکی بود و قریش یکی از شعبه‌های آن به شمار می‌رفت. جدیله نیز شعبه‌ای از قیس‌عیلان از حجاز بود و روابطی نیز با کنانه داشت. هر دو گروه به اعتبار و حیثیت (اهل العالیه) مشهور بودند. (ر.ک: تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۰)</ref>؛
#قبیله‌های [[قضاعه]]، [[بجیله]]، [[خثعم]]، کِنْده، حضرموت و [[ازد]] که همگی [[یمنی]] بودند و دو [[رئیس]] مشهور آنان، [[جریر بن عبدالله بجلی]] (از بجیله) و [[اشعث بن قیس]] (از کِنْده)، افرادی صاحب‌نفوذ بودند؛
#قبیله‌های مَزْحِج، حِمْیَر، [[هَمْدان]]، و هم‌پیمانان آنان که همه یمنی بودند؛
#قبیله‌های اسد، [[غطفان]]، [[محارب]]، [[نمر]]، [[ضبیعه]] و [[تغلب]]؛
#قبیله‌های [[تمیم]]، [[رباب]] و [[هوازن]]؛
#قبیله‌های [[ایاد]]، [[عک]]، [[عبدالقیس]]، [[اهل الهجر]] و [[حمراء]]<ref>اهل الهجر از قبیله عبدالقیس بودند که به بحرین مهاجرت کرده بودند و به این نام شهرت یافتند. حمراء نام گروهی از ایرانیان است که درباره آنان سخن خواهیم گفت.</ref>؛
# [[قبیله طی]] و یکی از قبایل [[مقتدر]] یمنی که [[طبری]] ذکری دقیق از آنان به میان نمی‌آورد<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۱۵۲. طبری شش گروه را نام می‌برد و به هفتمی اشاره نکرده است. گروه هفتم را از کتاب تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۰ نقل کرده‌ایم.</ref>.
بدین‌سان، کوفه به هفت قبیله یا هفت بخش نظامی تقسیم می‌شد که محل تجمع و [[بسیج]] [[نیروهای نظامی]] و رسیدگی به [[حقوق]] و [[غنیمت‌های جنگی]] بود. این گروه‌بندی قبیله‌ای، [[نوزده سال]] برپا بود تا زمانی که [[حضرت علی]]{{ع}} در [[سال ۳۶ ق]] به. به کوفه آمد و تغییراتی در آن داد. در این نوزده سال، ساخت [[قدرت]] در هر یک از این هفت گروه به گونه‌ای شگفت در آمده بود؛ برخی طایفه‌ها موقعیت سلطه‌گرانه‌ای بر دیگر اجزای گروه به دست آورده بودند. شمار افراد برخی [[قبایل]] به سبب پیوستن افراد بسیاری از دیگر قبایل، رو به فزونی نهاده و از این رو، [[برابری]] [[قدرت]] در گروه‌ها به هم خورده بود. بدین رو، [[حضرت علی]]{{ع}} در حالی که گروه‌ها را در همان هفت گروه نگاه داشت، تغییراتی ژرف در ترکیب و صورت خارجی آنها، از گذر ترکیب و جابه جایی [[قبیله]]، پدید آورد<ref>محمد جعفری، سیدحسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۰.</ref>. بنا به تحلیلی، حضرت علی{{ع}} قبایل ساکن در کوفه را به صورت زیر [[سازمان]] داد:
# همدان و [[حمیر]] ([[یمنی]])؛
#مزحج، [[اشعر]] و طی (یمنی)؛
# کنده، حضرموت، [[قضاعه]] و [[مهره]] (یمنی)؛
# [[ازد]]، [[بجیله]]، [[خثعم]] و [[انصار]] (یمنی)؛
#همه شعبه‌های گوناگون نزاری، اعم از قیس، مجلس، ذوبیه و [[عبدالقیس]] از [[بحرین]]؛
#بکر، [[تغلب]] و همه شعبه‌های [[ربیعه]] (نزاری)؛
# [[قریش]]، [[کنانه]]، اسد، [[تمیم]]، [[ضبه]] و [[رباب]] (نزاری)،
در این گروه‌بندی نام طوایفی مانند اشعر، مهره و ضبه به چشم می‌آید که در گروه‌بندی [[سعد بن ابی‌وقاص]] نبوده است. این قبایل از نظر شمار، در [[زمان]] [[سعد]] (۱۷ ق.) درخور توجه نبوده‌اند. با این حال، در [[سال ۳۶ ق]]. به اندازه‌ای افزایش یافته بودند که به [[هویت فردی]] نیازمند شدند<ref>محمد جعفری، سیدحسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۱، به نقل از: لویی ماسینیون، خطط الکوفه.</ref>. همچنین در [[سازماندهی]] سعد، سه گروه یمنی و چهار گروه نزاری وجود داشتند؛ در حالی که در سازمانی که حضرت علی{{ع}} پی‌ریخت، شمار گروه‌های یمنی به چهار افزایش یافت و [[نزاری‌ها]] به سه گروه کاهش یافتند. به نظر می‌رسد که آن حضرت این دو شعبه از [[عرب]] را برحسب شمارشان سازمان داده بود<ref>محمد جعفری، سیدحسین، تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۳۱.</ref>. علی{{ع}} در دوران [[خلافت]] خود بر آن بود که [[نظام]] شصت قبیله ساکن در کوفه را در هم بکوبد و [[تفکر]] آنان را از قید و بند [[خون]] و نژاد و قومیت [[آزاد]] کند که به [[شهادت]] رسید<ref>ثقفی، ابو اسحاق، الغارات، ج۱، ص۱۹.</ref>.
در میان ساکنان کوفه شماری چشم‌گیر از [[اصحاب پیغمبر اکرم]]{{صل}} به چشم می‌خوردند که برخی از سرشناسان بودند.
از آغاز پیروزی‌های [[مسلمانان]] در قلمرو [[ایران]] [[ساسانی]]، گروهی از [[اصحاب]] به [[عراق]] آمدند و سپس با اعزام [[سعد بن ابی‌وقاص]] از سوی [[خلیفه دوم]] بسیاری از [[صحابه]] به عراق پای نهادند و با [[بنای شهر کوفه]] در [[سال ۱۷ ق]]. در آن ساکن شدند. سال بعد نیز هشتاد تن دیگر به کوفه آمدند<ref>احمد بن أبی‌یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۰۳.</ref>. در [[سال ۳۶ ق]]. چهارصد نفر از [[مهاجر]] و [[انصار]] در رکاب [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به کوفه آمدند که هفتاد نفر از آنان از [[اصحاب بدر]] بودند<ref>مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۳۶۷.</ref>. در [[جنگ صفین]] ۲۸۰۰ تن از [[اصحاب پیغمبر]]، که بیشتر مقیم کوفه بودند در [[سپاه امیرمؤمنان]]{{ع}} حضور داشتند<ref>مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ج۲، ص۳۶۱.</ref>. [[ابونعیم اصفهانی]] روایتی از [[عبدالرحمان بن ابی‌لیلی]] نقل کرده است که نشانه حضور بسیاری از [[برگزیدگان]] صحابه در کوفه است. به گفته او، [[حضرت علی]]{{ع}} روزی در رُحبه، [[مردم]] را [[سوگند]] داد که هر کس از [[پیغمبر]] شنیده است که فرموده: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ}} برخیزد و [[گواهی]] دهد. [[دوازده نفر]] از [[مجاهدان]] [[جنگ بدر]] برخاستند و بر فرموده [[رسول خدا]]{{صل}} گواهی دادند<ref>ابونعیم اصفهانی، اخبار اصبهان، ج۲، ص۱۲۸.</ref>.
از صحابه مشهور ساکن در کوفه، که برخی از آنان دارای سهمی در حوادث تاریخ‌ساز بوده‌اند، می‌توان از اینان نام برد: [[عمار یاسر]]، [[سهل بن حنیف]]، [[قرظة بن کعب]]، [[ابوقتادة بن ربعی]]، [[براء بن عازب]]، [[زید بن ارقم]]، [[نعمان بن مقرن]]، [[مغیرة بن شعبه]]، [[ولید بن عقبه]]، [[عبدالله بن مسعود]]، [[سلمان بن ربیعه]]، [[ابوموسی اشعری]]، [[حذیفة بن یمان]]، [[عدی بن حاتم طائی]]، [[جریر بن عبدالله بجلی]]، [[اشعث بن قیس]]، [[هاشم بن عقبة بن ابی‌وقاص]]، [[جبیر بن مطعم]]، [[عمرو بن حمق خزاعی]]، [[سلیمان بن صرد]]، [[خزیمة بن ثابت]]، [[قیس بن سعد بن عباده]]، [[نعمان بن بشیر]]، [[مسیب بن نجبه]] و [[عامر بن واثله]]<ref>ر.ک: براقی، سید حسین، تاریخ الکوفه، ص۳۷۷ - ۳۹۰.</ref>.
همچنین شخصیت‌هایی نام‌دار از [[تابعان]] نیز مقیم کوفه بوده‌اند. به عنوان نمونه، از طبقه اول تابعان می‌توان از [[ابوعبدالرحمان عبدالله بن حبیب سلمی]]، [[ربیع بن خثیم]]، [[شریح بن هانی]]، [[ابو عائشه مسروق بن اجدع]]، [[ابوامیه کوفی]]، [[ابووائل اسدی کوفی]] و [[ابوعبدالله کوفی]]، [[ابویحیی کوفی]] و [[ربعی بن خراش]] نام برد.
مشهورترین تابعان طبقه دوم ساکن در کوفه عبارت بودند از: [[ابواسماء]] تیمی کوفی، [[ابراهیم بن یزید نخعی]]، [[سعید بن جبیر]] و [[شعبی]]. همچنین، [[ابواسحاق سبیعی]]، [[حبیب بن ابی‌ثابت]] اسدی، [[عبدالملک بن عمیر]]، [[ابوعتاب کوفی]]، [[اعمش]]، [[ابواسحاق شیبانی]]، [[ابوالهذیل کوفی]] و [[ابوحنیفه نعمان بن ثابت]] از افراد مشهور طبقه سوم تابعان کوفه بوده‌اند که البته برخی از آنان به [[روزگار]] پس از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} تعلق دارند.
گذشته از [[اعراب]]، بخشی چشم‌گیر از ساکنان کوفه را از همان آغاز [[ایرانیان]] [[مسلمان]] تشکیل می‌داده‌اند که جایگاهی همسان یکدیگر نداشته‌اند. با گذشت [[زمان]]، همه ایرانیان مسلمان ساکن کوفه را «[[موالی]]» خواندند. موالی، برخلاف [[تعالیم اسلام]]، از [[حقوق]] برابر با [[عرب‌ها]] برخوردار نبودند. در [[حقیقت]]، [[مولی]] همیشه از [[عرب]] [[پایین‌تر]] بود. کارهایی را به مولی وامی‌گذاردند که مستلزم [[امانت]] و [[اعتماد]] بود. مولی می‌توانست [[تحصیل علم]] و [[ادب]] کند، ولی هیچ‌گاه به [[مقام]] مهمی نمی‌رسید<ref>جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ج۴، ص۶۸۹.</ref>. نخستین [[تبعیض]] درباره موالی را [[عمر بن خطاب]] رواداشت. او عطای موالی را کمتر از عرب معین کرد و حتی [[سپاه]] [[حمراء]] و [[اسواران]] را، که از [[جنگ]] با [[مسلمانان]] کناره گرفته و بی‌آن‌که [[شکست]] بخورند، [[اسلام]] آورده بودند، با اسیرانی که به هر علت مسلمان می‌شدند، برابر می‌دانست و کم‌تر از عرب می‌شمرد<ref>ر.ک: بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۳۱۱.</ref>.
[[عثمان]] نیز به شیوه [[عمر]] [[رفتار]] کرد تا سرانجام [[حضرت علی]]{{ع}} به [[خلافت]] رسید. [[موالی]] تنها در دوران خلافت آن حضرت بود که با [[عرب]] برابر شدند. حضرت علی{{ع}} [[مردم]] را در عطا یکسان می‌شمرد و کسی را بر دیگری [[برتری]] نمی‌داد. بدین‌سان، عطای موالی به اندازه عرب رسید که همین باعث رنجش عرب شد. برخی [[مردمان عرب]] بدین کار خرده گرفتند. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در پاسخ، چوبی از [[زمین]] برداشت و میان دو انگشت گرفت و فرمود: «همه [[قرآن]] را خواندم و برای [[فرزندان]] اسماعیل بر فرزندان [[اسحاق]] به اندازه این چوب برتری نیافتم»<ref>احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۳۰.</ref>.
ثقفی [[روایت]] می‌کند که روزی [[امیر مؤمنان]]{{ع}} در [[مسجد کوفه]] [[خطبه]] می‌خواند. [[اشعث بن قیس]] وارد شد و صفوف مردم را شکافت و جلو آمد و گفت: «ای امیرمؤمنان، این حمراءها به دلیل نزدیکی به شما بر ما چیره گشته‌اند!» حضرت [[خشمگین]] شد و فرمود: «[[سوگند]] به خدای که دانه را شکافت و [[انسان]] را آفرید، از [[پیغمبر]] [[خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود: به خدا سوگند، آنان سرانجام شما را برای [[دین]] بزنند؛ چونان که شما در آغاز برای [[اسلام]] آنان را زدید».
به روایت دیگر، علی{{ع}} به موالی بیش از عرب [[لطف]] و [[محبت]] می‌کرد و [[عمر]] آنان را سخت از نظر دور می‌داشت<ref>ر.ک: ثقفی، ابو اسحاق، الغارات، ج۲، ص۴۹۸.</ref>.
شمار بسیاری از [[ایرانیان]] [[مسلمان]] در کوفه بودند، ولی به سبب [[حاکمیت]] کلی عرب بر [[جهان اسلام]]، آنان از نظر [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] در حاشیه بودند و در معادلات و تحولات سیاسی دارای تأثیری درخور نبودند. تنها مختار بود که برای [[غلبه]] بر عرب به موالی روی آورد. او می‌خواست عرب را به علت [[خیانت]] به امیرمؤمنان{{ع}}، [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} [[کیفر]] دهد، هر چند همین روی آوردن به موالی از علت‌های مهم [[تزلزل]] کار مختار و سرانجام [[شکست]] و [[قتل]] وی شد.<ref>[[محمد حسین رجبی|رجبی، محمد حسین]]، [[کوفه (مقاله)| مقاله «کوفه»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]] ص ۳۸۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش