بنیدیان: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = مذحج | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب طایفه== بنیدیان در شمار قبایل قحطانی<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵.</ref> و از شاخههای قبیله بنیحارث بن کعب مذحجاند که نسب...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==[[مساکن]] و منازل بنیدیان== | ==[[مساکن]] و منازل بنیدیان== | ||
خاستگاه اصلی بنیدیان، [[سرزمین]] [[نجران]] در [[یمن]] است. آنان پیش از [[اسلام]]، از زمانهای خیلی دور، - که برخی [[زمان]] آن را پیش از [[سیل عرم]] گفتهاند، - همراه با قبیله [[مادری]] خود، بنیحارث بن کعب در نجران [[سکونت]] داشتند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸؛ ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. این در حالی است که به [[اعتقاد]] [[ابوالفرج اصفهانی]] این حضور در دورههای بسیار متأخرتر صورت گرفته است. او از یزید بن عبدالمدان [بن دیان] به عنوان نخستین [[حارثی]] که در نجران ساکن شد، یاد کرده است. وی در توضیح چگونگی این اتفاق، آورده که یزید بن عبدالمدان پس از [[ازدواج]] با رهیمه دختر عبدالمسیح بن دارس - از سران [[مسیحی]] نجران - همراه با فرزندشان، [[عبدالله بن یزید]] در [[کوفه]] [[زندگی]] میکردند تا این که با [[مرگ]] [[عبدالمسیح]]، آنان که تنها [[وارثان]] [[اموال]] وی شناخته میشدند، از [[کوفه]] به [[نجران]] وارد شدند و در این [[شهر]] ساکن شدند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸.</ref>. [[پس از ظهور اسلام]] و در پی انجام [[فتوحات اسلامی]]، جمعی از دیانیها همچنان در [[یمن]] باقی ماندند<ref>ر.ک: ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۶۱۶ - ۶۱۷؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۷۳؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۱۳۹ - ۱۴۰.</ref>، اما برخی دیگر، با [[مهاجرت]] به بلاد مفتوحه، در مناطقی همچون کوفه رحل اقامت افکندند<ref>ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸؛ مرزبانی، معجم الشعراء، ص۵۶۱؛ ابن خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۱۱۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | خاستگاه اصلی بنیدیان، [[سرزمین]] [[نجران]] در [[یمن]] است. آنان پیش از [[اسلام]]، از زمانهای خیلی دور، - که برخی [[زمان]] آن را پیش از [[سیل عرم]] گفتهاند، - همراه با قبیله [[مادری]] خود، بنیحارث بن کعب در نجران [[سکونت]] داشتند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸؛ ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. این در حالی است که به [[اعتقاد]] [[ابوالفرج اصفهانی]] این حضور در دورههای بسیار متأخرتر صورت گرفته است. او از یزید بن عبدالمدان [بن دیان] به عنوان نخستین [[حارثی]] که در نجران ساکن شد، یاد کرده است. وی در توضیح چگونگی این اتفاق، آورده که یزید بن عبدالمدان پس از [[ازدواج]] با رهیمه دختر عبدالمسیح بن دارس - از سران [[مسیحی]] نجران - همراه با فرزندشان، [[عبدالله بن یزید]] در [[کوفه]] [[زندگی]] میکردند تا این که با [[مرگ]] [[عبدالمسیح]]، آنان که تنها [[وارثان]] [[اموال]] وی شناخته میشدند، از [[کوفه]] به [[نجران]] وارد شدند و در این [[شهر]] ساکن شدند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸.</ref>. [[پس از ظهور اسلام]] و در پی انجام [[فتوحات اسلامی]]، جمعی از دیانیها همچنان در [[یمن]] باقی ماندند<ref>ر.ک: ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۶۱۶ - ۶۱۷؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۷۳؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۱۳۹ - ۱۴۰.</ref>، اما برخی دیگر، با [[مهاجرت]] به بلاد مفتوحه، در مناطقی همچون کوفه رحل اقامت افکندند<ref>ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸؛ مرزبانی، معجم الشعراء، ص۵۶۱؛ ابن خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۱۱۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] بنیدیان== | |||
[[بنیحارث بن کعب]] پیش از [[اسلام]]، بر نجران [[ریاست]] داشتند و [[پادشاهان]] [[عرب]] در این منطقه محسوب میشدند. ریاست بنیحارث هم، در [[خاندان]] بنیدیان - که برخی، از آنها به «[[بیت]] عبدالمدان بن [[دیان]]» یاد کردهاند، - قرار داشت<ref>ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۲۳۸؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۷.</ref>. این [[مقام]] اندکی [[پیش از بعثت]]، به یزید بن عبدالمدان بن دیان رسید<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۷.</ref>. ریاست نجران پیوسته در خاندان عبدالمدان بود تا این که اسلام ظهور کرد. آنان پس از اسلام نیز مدتی عهدهدار ریاست [[قوم]] بودند تا این که بعد از چندی ریاست به دست بنیابی [[الجواد]] (الجود) - از دیگر خاندانهای بنیحارث - افتاد<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۷.</ref>. بیت بنیعبدالمدان که از آنها به عنوان یکی از بیوتات سهگانه عرب یاد شده است<ref>این بیوتات عبارتند از: | |||
#بیت زرارة بن عدس در بنیتمیم، | |||
#بیت حذیفة بن بدر در بنیزراره، | |||
#بیت عبدالمدان در بنیحارث بن کعب. (ابن درید، الاشتقاق، ج۱، ص۳۹۹؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۷۰ - ۳۷۱).</ref>. | |||
[[فرزندان]] عبدالمدان، از اجواد و بزرگان و تک سواران و [[شجاعان]] [[عرب]] بودند و به [[یمن]] وجود بزرگانی چون عبدالمدان و [[یزید بن عبدالمدان]]، [[حارث بن عبدالمدان]] و [[عبدالحجر بن عبدالمدان]] و [[زیاد بن عبدالله بن عبدالمدان]] در میان ایشان<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۷۲.</ref>، به [[شرف]] و بزرگی در میان عرب، ضرب المثل بودند؛ | |||
با این وجود، آنان نیز بمانند دیگر [[قبایل]] [[جاهلی]]، بر کنار از [[جنگها]] و زد و خوردهایی با دیگر [[قبائل]] عرب نبودند که از جمله این [[نبردها]] - که به حضور دیانیها در آن تصریح شده، - میتوان به حضور در «[[یوم]] [[کلاب]] ثانی» اشاره کرد<ref>زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۱۸۵.</ref>. [[همراهی]] با بنیحارث بن کعب در [[غارت]] [[هوازن]] در «یوم السلف» (از مخالیف یمن)، از دیگر نبردهای جاهلی بنیعبدالمدان است<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۷۵.</ref>. این [[حمله]] که شدت آن بیشتر متوجه [[قبیله]] [[بنیعامر]] بود، به [[همت]] شجاعانی از بنیحارث چون عمیر و [[معقل]]، به [[شکست]] بنیعامر ختم شد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۷۶.</ref>. در این حمله، [[ابوبراء]] [[عامر بن مالک]] ملاعب الاسنّه و برادرش [[عبیدة]] بن مالک به [[اسارت]] در آمدند. این دو، در ایام اسارت با [[گشادهدستی]] و [[بزرگمنشی]] یزید بن عبدالمدان و انعام او مواجه شدند. این امر موجب گردید تا بعد [[مرگ یزید]]، [[زینب بنت مالک بن جعفر]] - [[خواهر]] ملاعب الاسنه - اشعاری در رثای او بسراید<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۷۷.</ref>. درگیری بنیعبدالمدان و [[بنیمذحج]] در [[نجران]] با ازدیانی که پس از [[سیل عرم]]، در حال خروج از یمن بودند، از دیگر نبردهای جاهلی بنیعبالمدان است<ref>ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. | |||
علاوه بر نبردهای جاهلی، [[پیمانها]] و [[احلاف]] نیز بخشی از برنامههای قبایل در [[حفظ]] بقاء و صیانت از [[منافع]] خود بود. هر چند از احلاف مستقل بنیدیان با دیگر قبایل همجوار خبری به دست ما نرسیده است اما میتوان به دیگر مؤلفههای مهم [[اجتماعی]] نظیر ازدواجهای جاهلی که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانهای برای [[استحکام]] روابط فیما بین [[قبائل]]، محسوب میشدند، به عنوان عاملی مهم در فراهمسازی زمینههای [[امنیت]] و [[آسایش]] خاطر آنان، در دست یافتن به اهداف مورد نظر، نگریست. (مورد توجه قرار داد.) بنیعبدالمدان در کنار دیگر [[طوایف]] بنیحارث بن کعب، در جهت رفع [[تهدیدها]] و خطرات و نیز پشتوانهسازی برای [[قبیله]] خود، کوشیدند تا با برقراری پیوندهای سببی با دیگر تیرهها و [[قبایل]] ساکن [[یمن]] و [[حجاز]] همچون [[قریش]] و [[کنانه]]، به استوارسازی جایگاه خود در میان قبایل منطقه بپردازند. از جمله این ازدواجها میتوان به [[پیمان]] سببی [[کبشه]] بنت خالد از [[بنیعامر]] با [[محجل بن حزن]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۶۸.</ref>، [[رباب]] از بنینهد بن زید - از شاخههای [[قضاعه]] - با [[قنافة بن محجل]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۶۹.</ref>، ام [[جبر]] بنت [[سیحان]] از قبیله بنیعنزة بن اسد با دیّان (یزید) بن قطن بن زیاد<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۷۱.</ref> و یزید بن عبدلمدان با دختر [[امیة بن اسکر]] [[کنانی]] اشاره کرد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸ - ۲۶۹.</ref>. [[ازدواج]] عائشه دختر عبدالله بن دیان با [[عبیدالله بن عباس]] از قریش<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۲۱۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۸۹۵.</ref> و ازدواج ریطه بنت عبیدالله بن عبدالله بن عبدالمدان بن دیان با [[محمد بن علی بن عبدالله بن عباس]] - مادر [[سفاح]] اولین [[خلیفه عباسی]] - <ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۹۲؛ یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۴۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۳۳.</ref> هم از دیگر این وصلتهاست.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۱۴ دسامبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۰۵
نسب طایفه
بنیدیان در شمار قبایل قحطانی[۱] و از شاخههای قبیله بنیحارث بن کعب مذحجاند که نسب از دیّان (یزید) بن قطن بن زیاد بن حارث بن مالک بن ربیعة بن کعب بن ربیعة بن حارث بن کعب بن عمرو بن علة بن خالد بن مالک بن ادد میبرند[۲]. این خاندان، خود، به شعبی منشعب شده که از مهمترین این انشعابات میتوان به طایفه بنیعبدالله بن عبدالمدان[۳] و بنیربیع بن عبیدالله[۴] اشاره کرد.[۵]
مساکن و منازل بنیدیان
خاستگاه اصلی بنیدیان، سرزمین نجران در یمن است. آنان پیش از اسلام، از زمانهای خیلی دور، - که برخی زمان آن را پیش از سیل عرم گفتهاند، - همراه با قبیله مادری خود، بنیحارث بن کعب در نجران سکونت داشتند[۶]. این در حالی است که به اعتقاد ابوالفرج اصفهانی این حضور در دورههای بسیار متأخرتر صورت گرفته است. او از یزید بن عبدالمدان [بن دیان] به عنوان نخستین حارثی که در نجران ساکن شد، یاد کرده است. وی در توضیح چگونگی این اتفاق، آورده که یزید بن عبدالمدان پس از ازدواج با رهیمه دختر عبدالمسیح بن دارس - از سران مسیحی نجران - همراه با فرزندشان، عبدالله بن یزید در کوفه زندگی میکردند تا این که با مرگ عبدالمسیح، آنان که تنها وارثان اموال وی شناخته میشدند، از کوفه به نجران وارد شدند و در این شهر ساکن شدند[۷]. پس از ظهور اسلام و در پی انجام فتوحات اسلامی، جمعی از دیانیها همچنان در یمن باقی ماندند[۸]، اما برخی دیگر، با مهاجرت به بلاد مفتوحه، در مناطقی همچون کوفه رحل اقامت افکندند[۹].[۱۰]
تاریخ جاهلی بنیدیان
بنیحارث بن کعب پیش از اسلام، بر نجران ریاست داشتند و پادشاهان عرب در این منطقه محسوب میشدند. ریاست بنیحارث هم، در خاندان بنیدیان - که برخی، از آنها به «بیت عبدالمدان بن دیان» یاد کردهاند، - قرار داشت[۱۱]. این مقام اندکی پیش از بعثت، به یزید بن عبدالمدان بن دیان رسید[۱۲]. ریاست نجران پیوسته در خاندان عبدالمدان بود تا این که اسلام ظهور کرد. آنان پس از اسلام نیز مدتی عهدهدار ریاست قوم بودند تا این که بعد از چندی ریاست به دست بنیابی الجواد (الجود) - از دیگر خاندانهای بنیحارث - افتاد[۱۳]. بیت بنیعبدالمدان که از آنها به عنوان یکی از بیوتات سهگانه عرب یاد شده است[۱۴].
فرزندان عبدالمدان، از اجواد و بزرگان و تک سواران و شجاعان عرب بودند و به یمن وجود بزرگانی چون عبدالمدان و یزید بن عبدالمدان، حارث بن عبدالمدان و عبدالحجر بن عبدالمدان و زیاد بن عبدالله بن عبدالمدان در میان ایشان[۱۵]، به شرف و بزرگی در میان عرب، ضرب المثل بودند؛
با این وجود، آنان نیز بمانند دیگر قبایل جاهلی، بر کنار از جنگها و زد و خوردهایی با دیگر قبائل عرب نبودند که از جمله این نبردها - که به حضور دیانیها در آن تصریح شده، - میتوان به حضور در «یوم کلاب ثانی» اشاره کرد[۱۶]. همراهی با بنیحارث بن کعب در غارت هوازن در «یوم السلف» (از مخالیف یمن)، از دیگر نبردهای جاهلی بنیعبدالمدان است[۱۷]. این حمله که شدت آن بیشتر متوجه قبیله بنیعامر بود، به همت شجاعانی از بنیحارث چون عمیر و معقل، به شکست بنیعامر ختم شد[۱۸]. در این حمله، ابوبراء عامر بن مالک ملاعب الاسنّه و برادرش عبیدة بن مالک به اسارت در آمدند. این دو، در ایام اسارت با گشادهدستی و بزرگمنشی یزید بن عبدالمدان و انعام او مواجه شدند. این امر موجب گردید تا بعد مرگ یزید، زینب بنت مالک بن جعفر - خواهر ملاعب الاسنه - اشعاری در رثای او بسراید[۱۹]. درگیری بنیعبدالمدان و بنیمذحج در نجران با ازدیانی که پس از سیل عرم، در حال خروج از یمن بودند، از دیگر نبردهای جاهلی بنیعبالمدان است[۲۰].
علاوه بر نبردهای جاهلی، پیمانها و احلاف نیز بخشی از برنامههای قبایل در حفظ بقاء و صیانت از منافع خود بود. هر چند از احلاف مستقل بنیدیان با دیگر قبایل همجوار خبری به دست ما نرسیده است اما میتوان به دیگر مؤلفههای مهم اجتماعی نظیر ازدواجهای جاهلی که در واقع کارکردی مشابه پیمانهای میان قبیلگی داشتند و پشتوانهای برای استحکام روابط فیما بین قبائل، محسوب میشدند، به عنوان عاملی مهم در فراهمسازی زمینههای امنیت و آسایش خاطر آنان، در دست یافتن به اهداف مورد نظر، نگریست. (مورد توجه قرار داد.) بنیعبدالمدان در کنار دیگر طوایف بنیحارث بن کعب، در جهت رفع تهدیدها و خطرات و نیز پشتوانهسازی برای قبیله خود، کوشیدند تا با برقراری پیوندهای سببی با دیگر تیرهها و قبایل ساکن یمن و حجاز همچون قریش و کنانه، به استوارسازی جایگاه خود در میان قبایل منطقه بپردازند. از جمله این ازدواجها میتوان به پیمان سببی کبشه بنت خالد از بنیعامر با محجل بن حزن[۲۱]، رباب از بنینهد بن زید - از شاخههای قضاعه - با قنافة بن محجل[۲۲]، ام جبر بنت سیحان از قبیله بنیعنزة بن اسد با دیّان (یزید) بن قطن بن زیاد[۲۳] و یزید بن عبدلمدان با دختر امیة بن اسکر کنانی اشاره کرد[۲۴]. ازدواج عائشه دختر عبدالله بن دیان با عبیدالله بن عباس از قریش[۲۵] و ازدواج ریطه بنت عبیدالله بن عبدالله بن عبدالمدان بن دیان با محمد بن علی بن عبدالله بن عباس - مادر سفاح اولین خلیفه عباسی - [۲۶] هم از دیگر این وصلتهاست.[۲۷]
منابع
حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
پانویس
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۷۰ - ۲۷۱. و با اندکی اختلاف در ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۶؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۷۵.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۷۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ج۱، ص۳۹۸؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۱۹۷. قلقشندی از این طایفه با عنوان «بنیالربعة بن عبدالله» یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۸)
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸؛ ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۲۳۸.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸.
- ↑ ر.ک: ثقفی کوفی، الغارات، ج۲، ص۶۱۶ - ۶۱۷؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۷۳؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۱۳۹ - ۱۴۰.
- ↑ ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸؛ مرزبانی، معجم الشعراء، ص۵۶۱؛ ابن خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۱۱۱.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۲۳۸؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۷.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۷.
- ↑ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۵۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۷.
- ↑ این بیوتات عبارتند از:
- بیت زرارة بن عدس در بنیتمیم،
- بیت حذیفة بن بدر در بنیزراره،
- بیت عبدالمدان در بنیحارث بن کعب. (ابن درید، الاشتقاق، ج۱، ص۳۹۹؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۷۰ - ۳۷۱).
- ↑ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۷۲.
- ↑ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۱۸۵.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۷۵.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۷۶.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۷۷.
- ↑ ابن سعید مغربی، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب، ج۱، ص۲۳۸.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۶۸.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۶۹.
- ↑ ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۷۱.
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۲۶۸ - ۲۶۹.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۲۱۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۸۹۵.
- ↑ مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۲۹۲؛ یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۴۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۳۳.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.